تاریخ انتشار : ۰۷ اسفند ۱۳۹۱ - ۱۰:۵۰  ، 
کد خبر : ۲۴۵۲۹۶

اهداف و برنامه‌های کابینۀ جدید رژیم صهیونیستی


سلمان رضوی
در پی وقوع رشته‌ای از تحولات در اسراییل، شارون؛ نخست‌وزیر سابق این رژیم، ضمن انحلال کنست (پارلمان اسراییل) شرایط را برای برگزاری انتخابات زودرس فراهم نمود. در این انتخابات که در 28 مارس 2006 (8/1/1385) برگزار شد حزب کادیما بیشترین کرسی‌ها را به خود اختصاص داد. رهبری این حزب را، ایهود اولمرت، در غیاب شارون بر عهده گرفت. انتخابات مذکور شرایط جدیدی را به لحاظ آرایش سیاسی احزاب، پدید آورد. چرا که حزب جدید‌التأسیس کادیما، که تا پیش از آن هیچ جایگاهی در کنست نداشت به مهم‌ترین حزب تبدیل شده، در حالی که حزب لیکود بزرگ‌ترین حزب کنست قبلی به مرتبه چهارم نزول کرد.
اولمرت، رهبر حزب کادیما، پس از انتخابات، از سوی موشه کتساف؛ رئیس‌‌جمهور اسراییل مأمور تشکیل کابینه شد. وی پس از چند هفته مذاکره با احزاب پیروز، سرانجام کابینه خود را با مشارکت 3 حزب کارگر، شاس و بازنشستگان (گیل) تشکیل و پس از کسب رأی اعتماد از کنست در 4 می 2006 (14/2/1385) آغاز به کار نمود.
با وجود آن که از زمان شروع به کار کابینه اولمرت تاکنون، کمتر از 2 ماه می‌گذرد، در عین حال می‌توان از برنامه‌ها و شعارهای انتخاباتی حزب کادیما و مواضع و اظهارات اولمرت طی این مدت کوتاه اهداف و برنامه‌های آتی این کابینه را به صورت تقریبی، پیش‌بینی نمود.
در راستای تبیین دقیق‌تر و تحصیل مقاصد مورد نظر از این مطالب، تلاش می‌شود تا موضوعات قابل توجه، در قالب دسته‌بندی 5گانه ارایه شود. بدین‌ترتیب اهداف کابینۀ اولمرت در عرصه‌های داخلی، روند صلح، فلسطینی، منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای تشریح می‌شود. هر چند که مرزبندی شفاف و روشنی از عرصه‌های فوق‌الذکر قابل ارایه نیست اما سعی بر این است در این عرصه‌ها، موضوعات و دغدغه‌های مرتبط‌تر، مورد بررسی قرار گیرد.
الف. عرصه داخلی:
حزب کادیما طی فعالیت چند ماهه خود، تا زمان برگزاری انتخابات کنست، محور برنامه‌ها و مواضع خود را بر تأمین امنیت اسراییلی‌ها و افزایش سطح رفاه اقتصادی آنها متمرکز کرده بود. این حزب که توسط عده‌ای از نخبگان سیاسی ـ نظامی اسراییلی‌ تأسیس شده است در برابر اتهامات دیگر احزاب، به ویژه حزب کارگر، مبنی بر بی‌توجهی به مسایل اقتصادی و رفاهی، تلاش نمود تا اظهارات و شعارهایی را نیز در این رابطه از خود ارایه دهد.
پس از تشکیل کابینۀ، اولمرت در برابر خواست حزب کارگر مبنی بر تصاحب وزارت دارایی مقاومت کرد. زیرا اولمرت احساس می‌کرد با توجه به حساسیت حزب کارگر به مسایل اقتصادی و تلاش این حزب برای اجرای برنامه‌های سوسیالیستی خود، سیاست اقتصادی کابینه در اختیار حزب کارگر قرار می‌گرفت. در نتیجه، اولمرت، وزارت دفاع را به امیر پرتس (رهبر حزب کارگر) پیشنهاد نمود. این در حالی است که پرتس هیچ سابقه و تجربه‌ای برای ادارۀ وزارت دفاع دارا نیست.
اولمرت در حال حاضر سیاست اقتصادی کابینه شارون که نتانیاهو؛ وزیر سابق دارایی، معمار برنامه‌های تعدیل اقتصادی مذکور به شمار می‌رود، را در دست اجرا دارد. طبق این سیاست‌ها، افزایش سرمایه‌گذاری داخلی و خارجی به ازای کاهش مالیات‌ها از شرکت‌ها و در نتیجه، تنزل اندک سطح رفاه اجتماعی در نظر گرفته شده است.
علاوه بر عامل فوق‌الذکر، ترکیب احزاب ائتلافی کابینه، تا حدی نشان‌دهندۀ جهت‌گیری این کابینه در قبال مسایل داخلی می‌باشد. حضور حزب گیل یا بازنشستگان،‌ طبیعتاً بر تأمین مطالبات این قشر از افراد جامعه اسراییل اثرگذار خواهد بود. همچنین حزب شاس که 11 کرسی کنست و 4 کرسی وزارتی را در اختیار دارد ضمن داشتن گرایشات مذهبی، تلاش می‌کند تا به خواسته‌های اجتماعی این دسته نیز توجه نماید. حزب سوم کابینه (کارگر) که بیشترین نقش را در حمایت از اولمرت برعهده دارد تلاش می‌نماید تا خود را هم‌ وزن حزب حاکم (کادیما) معرفی نموده و بدین‌ترتیب نه تنها در حوزه داخلی بلکه در حوزه سیاست خارجی و روند صلح نیز خود را صاحب‌نظر و ذی‌حق می‌پندارد.
اولمرت باید در اداره کابینه به خواسته‌ها و مطالبات سه حزب متفاوت کارگر (چپ‌گرا)،‌ شاس (مذهبی)، و گیل (صنفی) توجه نماید. با توجه به مخالفت‌های احتمالی حزب شاس با طرح تخلیه تعدادی از شهرک‌های کرانه باختری،‌ به نظر می‌رسد احزاب عربی، با دارا بودن وزن سیاسی‌ مناسب (10 کرسی پارلمانی)، به رغم عدم حضور در کابینه باید مورد توجه قرار گیرند.
هر چند که برای اولین‌بار در تاریخ این رژیم، یکی از نمایندگان عرب کنست (احمدالطیبی) به معاونت رئیس پارلمان (کنست) دست یافته است.
ب. عرصه روند صلح
بدون شک برای هیچ بحرانی، هم‌سنگ بحران فلسطینی اسراییلی،‌ طرح‌ها و برنامه‌های متعدد ارایه نشده است. اگر طرح‌ها و راه‌کارهایی که از سوی طرفین مناقشه (اسراییلی‌ها و فلسطینی‌ها) و دیگر متغیرهای دخیل در این موضوع (اعراب، آمریکا، شوروی سابق‌ (روسیه)،‌ سازمان ملل،‌ اتحادیه اروپا و...) ارایه شده گردآوری و تنظیم شود، به کتابی قطور تبدیل خواهد شد.
سران رژیم اسراییل طی سال‌های اخیر تلاش مضاعفی را برای حل و فصل نهایی این بحران به انجام رساندند. شارون ضمن اتخاذ سیاست مشت آهنین طی سال‌های اولیه نخست‌وزیری خود، طرح عقب‌نشینی از غزه را به اجرا درآورد. اولمرت، نخست‌وزیر فعلی تلاش می‌کند تا این فرایند نیمه‌کاره را تکمیل نماید. طرح الحاق یا همگرایی که همچنان به صورت کلی و مبهم بیان می‌شود، برنامه مورد نظر اولمرت در این عرصه به شمار می‌رود.
طبق طرح الحاق، ساکنین شهرک‌های کوچک به مجموعه‌های بزرگ شهرک‌نشین، همچون آریل، معالیه آدومیم، گوش عتصیون که با اراضی اشغالی 1948 همجوار می‌باشند و به وسیله دیوار حایل از اراضی اشغالی 1967 جدا شده‌اند منتقل می‌شوند. در صورت اجرای این طرح که همراه با تکمیل مراحل ساخت دیوار حایل می‌باشد، کرانه باختری به سه منطقه جدا و منفصل تقسیم شده که هیچ ارتباط جغرافیایی با هم نخواهند داشت بلکه این جزایر منفصل از طریق پل، تونل و برخی گذرگاه‌هایی که تحت سیطره اسراییل باقی خواهد ماند به یکدیگر مرتبط می‌شوند.
اولمرت، طرح الحاق را مهم‌ترین محور شعارهای انتخاباتی خود، در ایام قبل از واقعه انتخاباتی 28 مارس قرار داده بود. وی به هنگام مذاکره با احزاب برای تشکیل کابینه، پذیرش این طرح را از سوی آنها لازم می‌دانست. اولمرت در اولین سفر خود به آمریکا پس از کسب رأی اعتماد کسب و شروع دوره نخست‌‌وزیری تلاش فراوانی برای جلب رأی و نظر سران آمریکا به کار گرفت.
سران آمریکا با طرح اولمرت به سردی برخورد کردند و حتی بسیاری از کارشناسان معتقدند به خاطر عدم حمایت جدی بوش از طرح مذکور،‌ نخست‌وزیر اسراییل موضوع ایران را به عنوان هدف و مسئله اصلی سفر خود مطرح نمود. چرا که حمایت آمریکا از چنین طرحی که برخلاف خواسته فلسطینی‌ها و تمامی قطعنامه‌های سازمان ملل می‌باشد، تبعات بسیاری برای این قدرت جهانی به دنبال خواهد داشت.
ناکامی اولمرت در جلب نظرات سران آمریکا نسبت به طرح خود، در اظهارات سیلوان شالوم وزیر خارجه سابق اسراییل مشهود است. وی با اعلام این که در زمینه طرح عقب‌نشینی یک‌جانبه، که هدف این دیدار بود اختلاف عمیقی میان دو طرف وجود داشت، افزود: وقتی که بوش می‌گوید طرح یک‌جانبه فقط باید با توافق دوطرف (اسراییلی‌ها و فلسطینی‌ها) صورت گیرد، این گفته نشان می‌دهد که وی چگونه فکر می‌کند.(1)
ج. عرصه فلسطینی
یکی از عناصر استراتژیک اسراییل در زمینه مقابله با ملت فلسطین تکیه بر اعتدال سیاسی به عنوان پوششی برای خون‌ریزی و تأکید بر نسبی بودن مفهوم اعتدال در قاموس سیاسی اسراییل است که همواره نسبت به مواضع تند و افراط‌گرایانه راستی‌ها سنجیده می‌شود. بدین‌سبب آن رهبری که در اسراییل مواضع سیاسی آرام‌تری نسبت به راست‌گرایان اتخاذ کند بدون در نظر گرفتن نوع موضع در قبال حقوق ملت فلسطین و مؤلفه‌های تشکیل دولت مستقل فلسطینی، فردی متعادل و میانه‌رو محسوب شده،‌ و به عنوان سازنده و بانی صلح معرفی می‌شود. در نتیجه حقوق و حیات ملت فلسطین همواره در گروی رقابت‌ها و درگیری‌های سیاسی داخل اسراییل است.
با توجه به جملات فوق،‌ به نظر می‌رسد از ایهود اولمرت؛ نزدیک‌ترین مقام سیاسی اسراییل به شارون، نباید انتظار تحقق خواسته‌های فلسطینی‌ها را داشت. اسراییلی‌ها، در حال حاضر به رغم خود در برابر معضل کابینه حماس قرار گرفته‌اند که حاضر به شناسایی اسراییل نیست. اولمرت، تلاش می‌کند تا طرح سیاسی خود را طرحی مطرح نماید که موجب حل و فصل همیشگی مناقشه با فلسطینی‌ها خواهد شد. این موضوع مستلزم توافق دوجانبه با فلسطینی‌هاست. کابینه اولمرت طی یکی از جلسات خود، کابینه حماس را، کابینه دشمن معرفی نمود که هیچ نوع تعاملی با آن از سوی اسراییلی‌ها نباید صورت گیرد. این در حالی است که حماس نه تنها کابینه، بلکه حدود دوسوم پارلمان را نیز در اختیار دارد. به عبارت دیگر از یک سو کابینه اولمرت، کابینه حماس را دشمن و رابطه با آن را ممنوع می‌داند و از سوی دیگر هر نوع توافقی با فلسطینی‌ها باید از کانال پارلمان فلسطین تحت کنترل حماس عبور نماید.
اولمرت برای خروج از تناقض فوق‌الذکر به تمجید از ابومازن روی آورد. ابومازن رئیس تشکیلات خودگردان، با وجود این که از سوی فلسطینی‌ها انتخاب شده است اما فاقد حمایت پارلمان می‌باشد. اولمرت و اعضای کابینه وی تا چندی پیش از ابومازن به عنوان شخصی بی‌اختیار که فاقد توان لازم می‌باشد توصیف می‌نمودند اما در پی سفر اخیر اولمرت به آمریکا، وی با هدف تضعیف کابینه حماس، عباس را فردی راست‌گو و شجاع معرفی نمود که لایق مذاکره و شخصی شایسته برای امضاء تعهدات صلح می‌باشد.(2)
رژیم اسراییل هم‌اکنون تلاش می‌نماید تا با محدود نمودن فعالیت اعضای حماس، به نوعی به اعضای فتح، امتیاز دهد. در حال حاضر حتی اعضای رسمی حماس (عضو کابینه و یا پارلمان) از تردد میان کرانه باختری و نوار غزه ممنوع هستند. همچنین اخیراً وزیر کشور رژیم اسراییل یک ماه به نمایندگان حماس (3 نماینده) و وزیر امور قدس که در بیت‌المقدس شرقی ساکن هستند فرصت داد تا در صورت عدم خروج از جنبش حماس و لغو عضویت در این جنبش، قدس شرقی را ترک کنند.
اولمرت در عرصه فلسطینی تلاش می‌کند تا از شکاف میان سران فلسطینی که پس از پیروزی حماس در انتخابات اخیر پارلمانی (25 ژانویه) آغاز شده، در راستای تحقق اهداف خود بهره‌برداری نماید. بدین‌ترتیب وی با این بهانه که در میان فلسطینی‌ها، شریک مناسبی برای گفت‌وگو وجود ندارد در صدد اجرای طرح خود به صورت یک‌جانبه و کاملاً هدف‌مندانه می‌باشد. هر چند که وی ظاهرا ابومازن را شخصیتی متمایز از بقیه فلسطینی‌ها به تصویر می‌کشد اما فی‌الواقع در پی پرده‌پوشی نیات حقیقی خویش می‌باشد. تلاش برای معرفی کابینه حماس به عنوان عامل اصلی مشکلات، و سوءاستفاده از این فرصت برای تشدید فشارها علیه فلسطینیان یکی از اهداف مهم و اصولی ایهود اولمرت در عرصه فلسطینی‌ می‌باشد.
د. عرصه منطقه‌ای
سؤال فراروی کابینه اولمرت در قبال نحوه تعامل با کشورهای حوزه خاورمیانه این است که رژیم اسراییل با کشورهایی که دارای رابطه رسمی است چگونه مراوده و با کشورهایی چون ایران و سوریه چگونه مقابله کند؟
آن چنان که از سیاست خارجی کابینه اولمرت طی مدت کوتاه اخیر برمی‌آید این است که هیچ تغییر اساسی در رویکرد این کابینه در قبال کشورهای منطقه‌ای حاصل نشده است. بلکه به دلیل جابه‌جایی در افراد و احزاب حاضر در کابینه و تحول در شرایط منطقه‌ای،‌ تاکتیک‌ها تغییر کرده است.
اولمرت در کابینه جدید، در عرصه سیاست خارجی از شیمون پرز، معاون نخست‌وزیر و زیپی لیونی، وزیر خارجه که هر دو عضو حزب کادیما هستند بهره می‌گیرد. هر چند که امیر پرتس؛‌ رهبر حزب کارگر سعی می‌نماید در روند صلح و روابط خارجی اعلام وجود نماید اما مسئولیت وزارت دفاع، ایجاب می‌کند که وی تلاش‌های خود را در آن محدوده، محصور نماید.
به نظر می‌رسد اولمرت در قبال اردن و مصر، سیاست دخالت کنترل شده از سوی آنان را در مورد فلسطینی‌ها، پذیرا می‌باشد. اردن و مصر، دروازۀ اسراییل به جهان عرب می‌باشد. طبیعتاً بهره‌برداری به اندازه و به جا از این پتانسیل، منطقی می‌باشد. حملات اخیر اسراییلی‌ها علیه مواضع حزب‌الله لبنان و ترور ابوحمزه، عضو ارشد جنبش جهاد اسلامی در لبنان نشان از تداوم سیاست قبلی رژیم اسراییل دارد. در قبال سوریه نیز هیچ امیدی در کوتاه‌مدت به حل و فصل قضایا و مشکلات وجود ندارد. هر چند که تکرار حملات گذشته (در زمان شارون) علیه مواضع سوریه در لبنان و دمشق نیز تا حدی غریب می‌باشد.
روابط ترکیه و اسراییل طی چند سال اخیر از فراز و نشیب‌هایی برخوردار بوده است. در جدیدترین تحول، سران ترکیه در ماه فوریه سال جاری از سران جنبش حماس به سرپرستی خالد مشعل استقبال نمودند. این واقعه خشم رژیم اسراییل را به دنبال داشت. پس از آن ابومازن در ابتدای سفر چند روزه خود به اروپا به ترکیه رفت و در مورد مشکلات فلسطینی‌ها و تهدیدات اسراییلی‌ها مذاکره نمود. اواخر می 2006،‌ زیپی لیونی وزیر خارجه اسراییل به ترکیه رفت تا در سفر دو روزه خود روابط طرفین (اسراییل ـ ترکیه)، دولت فلسطینیان به رهبری حماس و برنامه هسته‌ای ایران را تعقیب نماید.(3) دولت ترکیه تلاش می‌نماید تا از وضعیت متشنج فعلی در فلسطین و روابط نسبتاً مطلوب خویش با جنبش حماس برای میانجی‌گری در روند صلح استفاده نماید. در این راستا چندی پیش، احمد نجرت سزر رئیس‌جمهور ترکیه به اسراییل مسافرت نموده و در پارلمان این رژیم به سخنرانی پرداخت.
ایران را باید مهم‌ترین هدف در سیاست خارجی منطقه‌ای کابینه جدید و رژیم اسراییل قلمداد کرد. برنامه هسته‌ای ایران، جدیدترین و مهم‌ترین مستمسکی است که این رژیم، چاشنی مواضع و سیاست‌های ضدایرانی خود قرار داده است. اولمرت در اولین اظهارات پس از نخست‌وزیری خود، ایران را مشکلی برای نظام بین‌الملل معرفی نمود که باید جهان نسبت به آن حساس بوده و در برابرش چاره‌اندیشی نماید. اولمرت در سفر خود به آمریکا، موضوع هسته‌ای ایران را اولویت اول خویش اعلام نمود. اظهارات و مواضع اولمرت در آمریکا در قبال ایران، به نوعی مبین سیاست‌ها و زاویه نگاه این کابینه در این رابطه می‌باشد. اولمرت در مورد برنامه‌ هسته‌ای ایران از بیشترین اشتراکات با بوش (در مقایسه با دو موضوع طرح الحاق و فلسطینی‌ها) برخوردار بود. وی در کنفرانس مشترک خبری با بوش؛ رئیس‌جمهور آمریکا، ایران را تهدیدی بزرگ خواند و ادعا کرد که جامعه بین‌المللی نمی‌تواند ایران هسته‌ای را تحمل کند. وی افزود هنوز برای جلوگیری از دست‌یابی ایران به تسلیحات هسته‌ای دیر نشده است.(4)
بوش با اظهار این که دو هدف اولیه ما، حل دیپلماتیک موضوع هسته‌ای ایران است، ادعا کرد: خودداری ایران از پذیرفتن تلاش‌های بین‌المللی برای تأمین و گردآوری سوخت اورانیوم تا تسلیحات هسته‌ای ساخته نشود، سوءظن‌ها درباره مقاصد ایران را افزایش داده است. وی با تأکید بر حمایت همه‌جانبه کاخ سفید از رژیم اسراییل، بار دیگر قول داد که از اسراییل در مقابل حمله ایران دفاع خواهد کرد و در این حال اولمرت نیز با حمایت از تلاش‌های غیرقانونی آمریکا در شورای امنیت، آن را بسیار مهم خواند.(5)
ویژگی اظهارات اولمرت در مورد ایران، تلاش وی در «فوری نشان دادن خطر هسته‌ای ایران» بود. وی در گفت‌وگو با سی‌.ان.ان گفت: ایران نزدیک‌تر از آن چیزی است که ما پیش‌بینی می‌کردیم این به خاطر آن است که آنها با جدیت در برنامه غنی‌سازی مشارکت کرده‌اند. به زعم وی ایران در رسیدن به فناوری لازم برای ساخت بمب هسته‌ای تنها چند ماه فاصله دارد نه چند سال.(6)
اولمرت در راستای اجرای منویات رژیم صهیونیستی، تلاش می‌کند تا موضوع هسته‌ای را ایران در درجه اول به عنوان یک مشکل و معضل واقعی برای جهان غرب ترسیم نماید. در درجه بعد، حفظ انسجام و یکپارچگی آمریکا و اروپا را برای مقابله با ایران، خواستار است. این رژیم، خود را قربانی تلاش‌های ایران برای دست‌یابی به سلاح‌های هسته‌ای فرض می‌کند و بدین‌ترتیب حمایت واقعی در عرصه‌های مالی،‌ نظامی و سیاسی دنیای غرب را نیز خواهان است.
ه. عرصه فرامنطقه‌ای
آمریکا، اروپا، سازمان ملل، روسیه،‌ چین و دیگر قدرت‌های بزرگ در این قسمت جای می‌گیرند. مهم‌ترین و بزرگ‌ترین امتیاز اسراییلی‌ها نسبت به فلسطینی‌ها، برخورداری از حمایت و نفوذ در میان سازمان‌ها و کشورهای بزرگ جهانی می‌باشد. حمایت آمریکا و اروپا، اصلی‌ترین دلیل تداوم حیات رژیم صهیونیستی، در برابر مخالفت‌های جهان اسلام است. در این میان آمریکا از جایگاه ممتازی برخوردار است. کمک‌های مالی نظامی آمریکا به اسراییل یکی از مهم‌ترین ابزارهای حمایتی آمریکا از اسراییل است. کمک‌های خارجی آمریکا به سایر کشورها به جز اسراییل در واقع ابزار باج‌خواهی آمریکا از این کشورها و استفاده از آن به عنوان اهرم فشار در موقع مناسب است،‌ اما این کمک‌ها به اسراییل در چارچوب مفاهیمی متفاوت و مختلف با تصویر کلی کمک‌های خارجی کاخ سفید است.
کابینه جدید رژیم صهیونیستی، در عرصه فرامنطقه‌ای خواهان کسب حمایت برای اجرای برنامه‌های خود در عرصه‌های داخلی و خارجی است. این رژیم در این چارچوب خواستار انزوای کابینه حماس توسط جامعه جهانی است. بدین‌سبب به دولت روسیه به خاطر پذیرش خالد مشعل و هیئت‌های همراهش اعتراض می‌کند. دعوت چین از محمود الزهار؛ وزیر خارجه دولت فلسطین در 10 و 11 خرداد با اعتراض شدید اسراییل مواجه می‌شود و نسبت به تلاش‌ برخی از کشورهای اتحادیه اروپا برای صدور روادید به اعضای حماس معترض می‌شود. از سازمان ملل و کمیته چهارجانبه نیز می‌خواهد تا زمانی که حماس، اسراییل را به رسمیت نشناخته است از کمک‌های خود به ملت فلسطین، خودداری نمایند. همچنین لابی‌های یهود در آمریکا با استفاده از نفوذ خود لوایحی را در دولت و کنگره آمریکا علیه فلسطینی‌ها به تصویب می‌رسانند.
انتظار دیگر رژیم اسراییل از جامعه بین‌الملل، حمایت از طرح الحاق و شناسایی آن است. رژیم اسراییل برای اجرای این طرح در درجه اول به حمایت مالی و سیاسی آمریکا نیازمند است. در مرحله بعد حمایت اروپا و دیگر قدرت‌ها و یا حداقل عدم مخالفت جدی آنها، لازم می‌باشد. رژیم اسراییل طی سال‌های حیات خود،‌ همواره از ابزار دیپلماسی، به بهترین شیوه، استفاده نموده است. در حال حاضر نیز نخست‌وزیر و دیگر سران این رژیم، با مسافرت‌های خود به آمریکا، اروپا و دیگر کشورها، در صدد جلب حمایت آنها هستند تا با توجیه شرایط کنونی فلسطینی‌ها، اجرای طرح الحاق را بهترین راه‌کار معرفی نمایند.
در رابطه با ایران نیز، عرصه فرامنطقه‌ای کانون توجهات اسراییل برای اعمال و رفتار سیاسی است. تلاش برای تحریک روسیه و چین به فاصله گرفتن از ایران و کوشش در جهت تهییج اروپا به همراهی با آمریکا در اتخاد مواضعی متصلب، قالب سیاست خارجی اسراییل را تشکیل می‌دهد. قدرت روزافزون اقتصادی سیاسی چین، موجب شده است تا اسراییلی‌ها درصدد تدوین یک سیاست درازمدت برای افزایش نفوذ خود در چین برآیند. چنین آینده‌نگری را، آنها در سال‌های پایانی جنگ جهانی دوم در مورد تغییر نگاه از انگلستان به آمریکا (به عنوان حامی اصلی) انجام دادند که تصمیمی بسیار مهم و سرنوشت‌ساز به شمار می‌رفت.
نخست‌وزیران اسراییل، معمولاً پس از کسب رأی اعتماد از کنست به آمریکا سفر می‌کنند تا به نوعی،‌ مشروعیت سیاسی بین‌المللی کسب نمایند. زیرا حضور در کاخ سفید و کنگره که توأم با پوشش خبری جهانی است موجب معرفی آن شخص به عنوان نخست‌وزیر اسراییل و ابراز حمایت بزرگ‌ترین قدرت جهانی از او می‌شود. اولمرت نیز آمریکا را نخستین سفر خارجی خود قرار داد. وی در این سفر با رئیس‌جمهور، تعدادی از وزرا و لابی‌های یهود دیدار و مذاکره کرد.
نتیجه‌گیری
ایهود اولمرت، به دنبال برگزاری هفدهمین انتخابات کنست و پیروزی حزب کادیما به قدرت رسید. وی کابینۀ خود را با کمک احزاب کارگر، شاس و گیل تشکیل داد. در کابینۀ 25 نفرۀ اولمرت، پست‌های نخست‌وزیری، وزارت خارجه و وزارت دفاع در دست افراد غیرنظامی است. مهم‌ترین هدف کابینه اولمرت اجرای طرح الحاق است. طبق این طرح تعدادی از شهرک‌های کوچک صهیونیست‌‌نشین در کرانه باختری تخلیه و ساکنان آن به شهرک‌های بزرگ همچون «آرین»، «معالیه آدومیم» و «گوش عتصیون» منتقل می‌شوند. اولمرت تلاش گسترده‌ای را برای اقناع جامعه جهانی نسبت به اجرای طرح خود در پیش گرفته است. در این راستا اولمرت ابتدا به آمریکا و سپس به چند کشور اروپایی سفر نمود.
اولمرت با انتخاب چندین فرد غیرنظامی برای پست‌های وزارتی، درصد القای کابینه‌ای صلح‌طلب به کشورهای منطقه و فرامنطقه‌ای است. اما فی‌الواقع تداوم تجاوزات این رژیم به جنوب لبنان و ادامه یافتن تلاش‌ها برای انزوای ایران، مبین این واقعیت است که سیاست خارجی اولمرت، استمرار سیاست خارجی شارون است. کابینه اولمرت سعی می‌نماید تا از وضعیت متشنج فلسطینی‌ها برای تضعیف افزون‌تر آنان و پیشبرد مقاصد خویش بهره‌برداری نماید. فلسطینی‌ها در حال حاضر از جنگ داخلی دوچندان متضرر می‌شوند زیرا طرف مقابل آنها (اسراییلی‌ها) مترصد چنین فرصت گران‌‌بهایی است. به نظر می‌رسد طرح همه‌پرسی که از سوی ابومازن مطرح شده است موجبات تحقق فرصت‌هایی برای اسراییل شود زیرا در صورت اجرای این طرح و انتخاب هر کدام از دو گزینه فتح یا حماس توسط فلسطینی‌ها، این ملت هزینه‌مند خواهد بود در مقابل، اسراییلی‌ها که این‌ همه‌پرسی را بی‌اهمیت تلقی می‌کنند فرصت‌های مناسبی عایدشان می‌شود. اولمرت در فضای توصیف شده مذکور شرایط مساعدی برای اجرای برنامه‌ها و تعقیب اهداف خویش بدست می‌آورد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات