تاریخ انتشار : ۱۷ مهر ۱۳۹۱ - ۱۱:۳۸  ، 
کد خبر : ۲۴۵۳۸۰
19 رمضان شهادت حجت‌الاسلام اندرزگو

سیدعلی‌ اندرزگو


مصطفی محمدی ‌عراقی
سیدعلی اندرزگو!؟
شیخ‌ عباس تهرانی!؟

در تاریک‌ترین مقاطع تاریخ معاصر، مبارزینی را می‌یابیم که بحق همانند شان و یا شرح حالشان را در سایر زمانها به ندرت دیده یا خوانده و یا شنیده‌ایم مردان مومنی که در عقیده ‌و عمل، اسوه‌هائی بوده‌اند که شایستگی آنرا دارند که از هر جهت آنان را طلیعۀ‌دار کاروان مومنان دانست.
از جمله این مردان پرصلابت و با ایمان و عمل شهید سیدعلی اندرزگو است. که در توان این قلم و مرکب مصنوع، نیست که روح بلند او را که سرمایۀ وی و مورد داد و ستد او با خدا بوده است شرک کنیم.
اندرزگو روحانی‌ای که توانسته بود به معنای واقعی، در همه شرایط و لحظات، اسوۀ واقع شود. روحانی که تاریخ روحانیت باید به او ببالد. همچنانکه آیه "الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا" برای ایجاد اینچنین ایمان و نیز والاتر آن، در نتیجه "تتنزل علیهم الملائکه" در مقام آنان تحقق راستین و صورت واقعی پذیرفته است. اندرزگو از جمله افرادی است که در گام بگام حرکت‌های خود، براساس مفاهیم واقعی آیه مذکور، اندیشه میکرده است. شگفتیهای اعمال او بسیاری را به تعمقی ژرف فرو برده بطور کلی او از فنای خود در معبود، ساختی را بوجود آورده بود که وی را از دیگران مستثنی و جدا میکرد. در واقع اگر بخواهیم در سیر این مفاهیم، در ابعاد اعمال اندرزگو جستجو کنیم باید جزء جزء ابعاد مکتب را در پوشش وجودی وی بمنصۀ ظهور برسانیم.
طلیعه حرکت مسلحانه
پایه‌گذاران حرکت انقلاب اسلامی (بعد از فدائیان اسلام و قیام 15 خرداد 42، به پیروی امام خمینی) همواره درصدد ایجاد اتحاد و پرهیز از تشتت و تفرقه بودند. و در شکل "جمعیت‌های موتلفه اسلامی" جمع آمدند. آغاز حرکت نوین انقلاب اسلامی و اثرات جانکاه دشمن در 15 خرداد 42، مبنای اقدامات مسلحانه را بگونه‌ای مصوب ساخت. جمعیت‌های موتلفه که ریشه در اندیشه‌های نواب و یاران مومن وی داشتند در شناخت مفاهیم و ابعاد گونه‌گون مبارزات اسلامی، به اندک کجی و انحرافی دچار نیامدند. و بر مبنای اصیل و اساس اسلامیت خود ثابت و مستقیم بودند بگونه‌ای که هیچگاه ارتباط عمل را از نظر "ولایت فقیه" که در ‌آن مقطع بسیار ناشناخته بود، دور نداشتند. و تحت فرامین "رهبری" حرکت صحیح را در ابتدای کار در تشکیل یک سازمان و در مراحل بعدی در تداوم آن به مورد اجرا گذاردند. شکل مسلحانۀ مبارزه آنها بشیوه‌ای انجام میپذیرفت که مسیر انجام تمامی اصلاحات را تنها از لوله تفنگ و مسلسل نمیدانست. بلکه ایمان را در هر گام مقدم می‌پنداشتند. بر این اساس بود که حرکت‌های "جمعیت موتلفه" بر نظرات و فتاوی "ولی امر" و در حمایت بی‌خدشۀ ایمان افراد به مکتب اصیل انجام می‌پذیرفت.
ترور منصور
ترور منصور اولین گامی بود که در ابتدای قیام مسلحانه انجام می‌پذیرفت. و دقیقاً در زمانی که از خلقیها کوچکترین اثر و انعکاسی نبود، پیشاهنگان انقلاب اسلامی با دنیائی پر از خلوص نیت، سر بر آستان شهادت گذاردند. جمعی از یاران سید اندرزگو در خط اولین پیکارگران با ستم در تحقق انقلاب اسلامی کنونی، شاهد عمیق‌ترین صحنه‌های علم و ایمان و عمل شدند. اندرزگو محل مبارزه را مدارس علمیه و حوزه‌ها میدانست.
اندرزگو طی سالهای 51 به بعد زندگی کاملاً مخفی خود را آغاز میکند. مخفی شدن وی در پی دستگیری فردی بنام مجید فیاض بود که به لو رفتن اندرزگو از ناحیه وی می‌انجامد. اندرزگو بسیاری از فعالیتهای خود را از آن پس در حوزه علمیه متمرکز کرده بود. مجمع ارتباط و فعالیتش با افراد روحانی و طلاب بود. و پس از شناسائی در قم به مشهد مهاجرت کرد و در طی مهاجرت خود به افغانستان نیز می‌رود. پس از بازگشت از افغانستان به دیدار رهبر به نجف روانه میگردد. که در تبادل نظرات خود با امام، بسیاری از مسائل را مشخص میسازد امام به او توصیه میکند که در مبارزات خود استقامت نماید. این ملاقات اندرزگو با امام بیانگر استحکام ارتباط او با "ولی‌ امر" در بحرانی‌ترین مواقع است از سوی دیگر پذیرش نظرات اندرزگو از جانب امام نزدیکی وی را با رهبری انقلاب بطور روشن آشکار میسازد. اندرزگو در پس سفر‌های خود به لندن جهت آموزش‌های نظامی و چریکی، با مبارزی از مبارزین مجدداً ارتباط برقرار میکند. از جمله این افراد استاد جلال‌الدین فارسی است. اندرزگو با تماس مستقیمی که با مراجع داشت توانسته بود، بودجه بسیاری از فعالیت‌ها را از طریق وجوهات تامین کند.
چرا که مساله اقتصاد مبارزه از مهمترین مسائلی بود. همواره در بسیاری از مواقع نبود یا کمبودش مانع اجرای هدف مبارزه میشده است. اندرزگو در صدد بود تا این مشکل را در سطح وسیعی مرتفع سازد. او طی سالها مبارزه طرح ترور شاه معدوم را تهیه میکند. و در تدارک آن از لبنان به ایران میآید. البته لازم به تذکر است که تمامی سفرهای او مخفیانه و به صورت غیر رسمی انجام میگرفته است. و همسر وی از جمله یاران وی بود که در بسیاری از مراحل با وی همراه و مشقت‌های فراوانی را در مسیر مبارزه متحمل میشد.
سیدعلی اندرزگو در بسیاری از موارد با نام مستعار شیخ عباس تهرانی و دکتر حسینی معروف بود. از سوی دیگر بدلیل آنکه وی از جمله شرکت‌کنندگان ترور منصور «آن مهره مهم و پلید آمریکا» بود. بدینجهت ساواک همواره در صدد دستگیرش بود.
شهادت سیدعلی اندرزگو باندازه‌ای اسفبار است که فقط میتوان به این مورد اشاره کرد که او تنها شهید شد. آری، او تنها بدنیا آمد تنها مبارزه کرد و تنها شهید شد.
از خصوصیات شهید اندرزگو
صفا و خلوصی است که سید از آن برخوردار بود و باعث میشد سخنش در افراد موثر واقع شود. از دیگر خصوصیاتش تواضع بیش از حد و هوش فوق‌العاده‌ای بود که در شناخت افراد داشت، با هر فردی که صحبت میکرد می‌فهمید از او چه کارهائی برمیآید. و هیچ وقت بیش از ظرفیت آن فرد بر او تحمیل و تکلیف نمیکرد.
از خصوصیات جالب توجه مرحوم اندرزگو زهدش در دنیا بود. بدلیل‌ آنکه از اموال عمومی که در نزد وی بود بعلت زهدش برای خود هیچ خرج نمی‌کرد. در حالیکه همیشه میلیونها تومان پول در اختیار داشت. ولی بسیار صرفه‌جوئی میکرد و در زندگی شخصی پارسائی بخرج میداد.
شجاعت و آمادگی برای شهادت و رازداری وی زبانزد خاص و عام بود. یکی از خصوصیاتی که باعث شده بود که وی شدیداً رازدار بشود و افرادی که با او همکاری میکنند یقین کنند که اسرار آنها فاش و یا در نگهداری آنها اهمال نخواهد شد.
هر تلفنی که اندرزگو میکرد با یک لهجه صحبت میکرد. گاهی با لهجه اصفهانی، بعد با لهجه آذربایجانی و گاهی با لهجه خراسانی و با لهجه یزدی و... و اصلاً برای زیرک‌ترین مامورین هم قابل تشخیص نبود که این لهجه‌ها همه از ناحیه یک فرد است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات