موفقیت یا شکست هر ارتش بسی در لبنان به نظر و عمل یک نفر بستگی دارد و آن سیدحسن نصرالله دبیرکل حزبالله است. جایگاه و شخصیت او و جنبش حزبالله بعد از جنگ اخیر و مقاومت چهار هفتهای در برابر حزبالله به طور قابل ملاحظهای ارتقا یافته است.
در روزهای قبل از آتشبس حزبالله از حجم حملات موشکی خود به اسرائیل کاست اما همچنان سربازان حزبالله به حملات زمینی خود ادامه میدادند تا اسرائیل حتی یک لحظه احساس آرامش نکند. به هر حال اکنون جهان عرب یک قهرمان جدید و متفاوت دارد. اکنون دیگر تهدیدهای نه چندان عملی رادیو بیبیسی رسمی جمال عبدالناصر رئیسجمهور مصر در جنگ 1967 اعراب و اسراییل برای ریختن یهودیها به دریا، در یاد اعراب باقی نمانده است. از وعدههای توخالی صدام حسین هم برای «سوزاندن نیمی از اسراییل» که فقط با پرتاب چند موشک اسکاد عملی شد، دیگر خبری نیست. وعدههای یاسر عرفات برای رهبری فلسطینیها و بازگرداندن بیتالمقدس هم به فراموشی رفته است. اکنون فقط سیدحسن نصرالله 46 ساله در سنگر مبارزه با اسراییل مقابل دیدگان اعراب قرار دارد. او منطق یک روحانی را با قاطعیت یک ژنرال نظامی تلفیق کرده تا قوانین نزاع اعراب و اسراییل را از نو بنویسد.
معاون نخستوزیر یکی از کشورهای عربی با اشاره به چهار سخنرانی تلویزیونی نصرالله از زمان شروع جنگ اخیر به یکی از خبرنگاران خارجی گفته بود: او اکنون قدرتمندترین مرد خاورمیانه است. او تنها رهبر عربی است که واقعا هر کاری را وعده میدهد انجام داده است.»
چند روز بعد از شروع جنگ اخیر نصرالله در پایان سخنرانیاش به آرامی گفت که حزبالله به یک کشتی جنگی اسراییل حمله کرده است. این کار برای حزبالله اقدام قابل توجهی بود. مردم بعد از شنیدن این سخنرانی به بیرون از خانههایشان رفتند و آثار نابودی کشتی اسراییل را دیدند و در بیروت جشن گرفتند. نصرالله در سخنرانیهایش هیچگاه وعده نابودی اسراییل را نمیدهد بلکه فقط تاکید میکند که تلآویو وادار به امتیازدهی خواهد شد.
نصرالله وقتی خطاب به مردم میگوید: من صدای شما، اراده شما، وجدان شما و مقاومت شما هستم، نوعی احساس غرور و نزدیکی به مردم القا میکند. برای اعراب، او به مرد شعبهبازی شبیه است که هر آن که اراده کند میتواند از کلاهش خرگوش بیرون بیاورد.
این جنگ دقیقا همان لحظهای بود که نصرالله از زمان انتخابش به دبیر کل حزبالله در سن 32 سالگی و در سال 1992 خود را برای آن آماده میکرد. در سخنرانیهایش او آرام و مطمئن، صمیمی و مطلع و کاملا مسلط به اوضاع به نظر میرسد. او با ارایه جزییاتی درباره میدان نبرد سعی میکند جنبش حزبالله را از حالت مخفیانهاش بیرون آورده و نوعی شفافیت برای آن ایجاد کند.
در هفته آخر جنگ او پیشنهاد داد که در صورت توقف حملات اسراییل حزبالله حملات موشکیاش را متوقف میکند چون نبرد زمین را ترجیح میدهد.
مشاور مطبوعاتی یکی از وزرای دولت لبنان میگوید: نصرالله قدرت زیادی دارد و دولت لبنان در برابر او قدرتی ندارد در این حنگ هر تصمیمی که حزبالله میگرفت اجرا میشد و دولت اختیاری نداشت. معلوم نیست این تصمیمها چگونه به دولت میرسد. حزبالله اگرچه دو وزیر در کابینه دارد اما پیشنهادات از طریق نبیه بری رهبر جنبش امل به دولت میرسد. مقامات لبنانی میگویند، حتی وقتی نبیه بری پیشنهادات حزبالله را به دولت منتقل میکند باز هم کسی از اقدام نهایی حزبالله مطمئن نیست.
سیدحسن نصرالله به همه چیز مسلط است. او از سردرگمی که در رسانههای اسراییل درباره این عملیات نظامی ایجاد شده کاملا آگاه است و زندگینامههای نخستوزیران اسراییل را به دقت خوانده است. او همواره اسراییل را «نهاد صهیونیستی» میخواند و تاکید دارد که همه مهاجران یهودی باید به کشور اصلی خود بازگردند و فقط یک فلسطین میتواند وجود داشته باشد که در آن مسلمانان، یهودیان و مسیحیان برابر باشند.
در گذشته وقتی اسراییل در جنگ با مبارزان فلسطینی به سوی لبنان پیشروی میکرد، فلسطینیها از مواضع ثابت دفاع میکردند و بعد از آن به سمت بیروت عقبنشینی میکردند. تحلیلگران میگویند، سیدحسن نصرالله با هوش خود صدها مبارز را آموزش داد که در میان آنها معلمان مدارس، قصابان و رانندگان کامیون هم هستند. این نیروها بعد از آموزش دیدن آماده مبارزه با اسراییل شدند. سیدحسن نصرالله در سخنرانی اخیرش بعضی تاکتیکهای حزبالله را بیان کرد. او که در استودیویی در برابر پرچمهای لبنان و حزبالله سخن میگفت تاکید کرد: «سیاست ما فقط تکیه کردن بر یک تکه خاک نیست. ما نمیخواهیم همه مجاهدین و جوانانمان برای دفاع از یک پست بازرسی یا یک تپه و یک روستا کشته شوند.»
منظور سیدحسن نصرالله این بود که سیاست حزبالله فریب و در تله انداختن سربازان اسراییلی است.
مردان عرب را معمولا به نام پسر بزرگشان خطاب میکنند. سیدحسن نصرالله هم به ابوهادی معروف است. این نام بعد از شهادت هادی پسر بزرگش در سپتامبر 1997 بر او گذاشته شد. هادی در سن 18 سالگی و در تبادل آتش با اسراییلیها کشته شد. این نام در واقع تاکیدی دوباره است بر اعتبار و موقعیت سیدحسن نصرالله و تعهد او به این مبارزه.
در روز شهادت هادی در ماه سپتامبر، سیدحسن نصرالله قرار بود در حاره حریک در حومه جنوبی بیروت و در میان خرابههای ساختمانهایی که اسراییل به تازگی ویران کرده بود، سخنرانی کند.
در آن سخنرانی، نصرالله تا دقایق آخر که جمعیت درباره پسر شهیدش شعار دادند، حرفی در این باره نزد. او شهادت هادی را بخشی از یک پیروزی بزرگ خواند. بعدها در چند مصاحبه گفت که نمیگذارد دشمنانش شاهد اشک ریختن او باشند و در خفا به عزای پسر شهیدش مینشست. سیدحسن نصرالله هنوز دو پسر و یک دختر دارد. پسر بزرگش بعد از هادی، جواد نام دارد که 26 ساله است و در جنوب لبنان مبارزه میکند. او آشکارا به این مبارزه افتخار میکند و در تمام سخنرانیهای دوران جنگ به احیای هویت از دست رفته عربی اشاره دارد. او اخیرا سه روستای جنوب لبنان را که صحنه شدیدترین درگیریها بود «مثلث قهرمانی، انسانیت و شجاعت» خواند.
ولید جنبلاط رهبر دروزیهای لبنان و یکی از مخالفان صریح نصرالله میگوید، سیدحسن نصرالله وقتی آرام است، میخندند. اما وقتی اندکی عصبانی است با چشمانی آتشین نگاه میکند.
از نظر مراتب اسلامی در شیعه، نصرالله مرجع نیست. اما شیعیان لبنان او را بسیار بزرگ میدارند و به عنوان رهبری که برایشان احترام و آبرو داشته، بسیار برای او اعتبار قایلاند. خانوادههایی که در این جنگ خانههایشان را در جنوب بیروت رها کردند و از بیم حملات گریختند، یک قرآن باز در کنار عکس سیدحسن نصرالله از خود به جای گذاشته بودند تا آیات قرآن، خانههای آنان و همچنین رهبرشان را حفظ کند. نصرالله زندگی سادهای دارد و به ندرت رفت و آمد زیادی میکند. او به دلایل امنیتی از تلفن استفاده نمیکند، اما با مردم ملاقاتهای شخصی دارد و پیامهایشان را دریافت میکند و حتی برای تولدها و عروسیهایشان پیام تبریک میفرستد.
حزبالله در لبنان برای خود حکومتی دارد با خدمات کامل اجتماعی همچون بیمارستان، مدارس و دیگر خدمات اجتماعی.
سیدنصرالله سخنران قدرتمندی است و به زبان عربی کلاسیک تسلط خوبی دارد. اما در سخنرانیهایش سعی میکند تا از لهجه لبنانی استفاده کند. او بعضی از الفاظ و عبارات مخصوص به خود را اختراع کرده که از جمله آنها این عبارت است: «اسراییل از تارهای عنکبوت هم شکنندهتر و ضعیفتر است».
او در بعضی سخنرانیهایش از عبارات همراه با مزاح برای جلب مخاطبان استفاده میکند. پرفسور نظار حمزه استاد روابط بینالملل در دانشگاه آمریکایی کویت که کتابی هم درباره حزبالله منتشر کرده است به یاد میآورد که سال گذشته نصرالله در یکی از سخنرانیهایش که همزمان با حضور کاندولیزا رایس در منطقه صورت گرفت، با شنیدن صدای یک هلیکوپتر درست در لحظهای که درباره مداخله آمریکا سخن میگفت، با خنده گفت، میتوانید صدای این مداخله را اکنون بشنوید.
نصرالله هیچگاه بر اعمال قوانین سختگیرانه اسلامی همچون اجباری کردن چادر یا روبنده برای زنان تاکیدی نداشته است.
او در سال 1960 در بیروت متولد و در شرق این شهر بزرگ شد. محلهای که او در آن رشد کرد محلهای فقیرنشین با حضور مسیحیهای آمریکاییها، دروزیها، فلسطینیها و شیعیان بود. پدر او مغازه کوچک سبزی فروشی داشت اما وقوع جنگ داخلی سال 1975 خانواده نصرالله را مجبور کرد تا از آن محل بگریزند و به روستای جنوب بروند. نصرالله که فرزند بزرگ در میان 9 خواهر و برادر بود برای تحصیل به حوزه نجف در عراق رفت. او در سال 1978 از چنگ پلیس مخفی صدام حسین گریخت و به لبنان برگشت تا به جنبش امل بپیوندد. در اوایل بیست سالگی نصرالله فرمانده نیروهای دره بقاع بود.
نصرالله، انقلاب اسلامی ایران در سال 1979 را الگوی حقیقی شیعیان برای پایان دادن موقعیت قدیمی خود دانست و با تشکیل حزبالله در اوایل دهه 1980 وارد این جنبش شد.