تاریخ انتشار : ۱۱ شهريور ۱۳۹۱ - ۱۳:۱۳  ، 
کد خبر : ۲۴۵۴۱۷

بازیگران عمده در جنگ‌های سایبری


نوشته: زهرا بزرگ‌زاده شهدادی
جنگ سایبری شکل نوینی از جنگ است که با انقلاب تکنولوژیک، اطلاعاتی و ارتباطی ظهور کرده است. در واقع‌، این انقلاب سبب شد تا شیوه‌ها و شگردهای جنگ نیز همزمان با آن تغییر کند.
در نگاه سنتی، جنگ توأم با استفاده از ابزار سخت نظامی برای غلبه بر دشمن بود، اما امروزه به واسطه تحول در عرصه فناوری، رویکرد سنتی جنگ به رویکرد مدرن تبدیل شده است.
از این‌رو دیگر با ابزار جنگی که هزینه‌های زیادی را بر طرفین درگیری تحمیل می‌کرد مواجه نیستیم و مخاطبان جنگ نیز به تناسب تغییر ابزارهای جنگی، عوض شده‌اند.
جنگ سایبری، جنگ اطلاعاتی است که تمامی جنگ‌های نوین از قبیل جنگ الکترونیک را در درون خود نهفته دارد و تمامی جنگ‌های نوین مبتنی بر اطلاعات را در برمی‌گیرد.
به طور خلاصه اگر بخواهیم تعریفی از جنگ سایبری ارائه دهیم، باید بگوییم که این جنگ عبارت است از برخورد تمام عیار اطلاعاتی که به واسطه ابزارهای نوین الکترونیکی مانند اینترنت و ماهواره، با هدف برهم زدن، ایجاد اختلال و تخریب در نظام اطلاعاتی دشمن و ممانعت از دسترسی به اطلاعات خودی انجام می‌پذیرد.
در این میان، هر کشور به هر میزان که از فناوری‌های نوین و تکنولوژیک برخوردار باشد و از نیروی انسانی مسلط به فضای سایبری به واسطه ابزارهایی که در اختیار دارد، بهره ببرد، به همان میزان نیز از تأثیرگذاری بیشتری بر سرنوشت جنگ سایبری و نزدیکی به هدف، برخوردار خواهد بود.
از خصوصیات و ویژگی‌های عمده جنگ سایبری، فرازمانی و فرامکانی بودن آن است که به بانیان و متولیان این نوع از جنگ، قدرت مانور بر داده‌ها و اطلاعات خودشان را می‌دهد.
بدین معنا که در هر زمان و هر مکان می‌توانند به ارائه داده‌های خودشان بپردازند. وجود میلیون‌ها کاربر در سراسر جهان و فعال بودن بیش از هزاران وبلاگ و وب سایت سبب شده تا نفوذ، جهت‌دهی و تأثیرگذاری بر ذهن و افکار مخاطبان که هدف اصلی و بنیادین جنگ سایبری است، آسان باشد.
از طرفی دیگر، سهل‌الوصول بودن ابزارها و تکنولوژی نوین (به گونه‌ای که امروزه در بسیاری خانواده‌ها یک نوع از این ابزارها مورد بهره‌برداری قرار می‌گیرد) سبب شده است تا به راحتی اطلاعات در حوزه‌های مختلف سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و غیره از نوع مثبت یا منفی به ذهن مخاطبان هدایت و القاء شود.
شکل‌گیری چنین فضایی سبب خواهد شد تا حضور بازیگرانی که از قدرت تأثیرگذاری محتوایی بیشتری برخوردارند، افزایش پیدا کند.
در این جدال، ابزارها، تکنولوژیک و اطلاعاتی هستند، اما صاحبان نفوذ و به تعبیری دیگر مغزهای متفکر، تهیه‌کنندگان خوراک محتوایی هستند.
در جنگ سایبری، بازیگرانی که از افکار و اندیشه‌های نخبگان استفاده می‌کنند، توانایی‌شان در جذب مخاطبان و هدایت آنها به سمت و سوی اهداف مورد نظر، بیشتر خواهد بود.
در این راستا، برای مقابله با حملات سایبری دشمن، اولاً باید در مورد ابزارهایی که برای ایجاد جنگ استفاده می‌شود، شناخت جامع و کاملی پیدا کرد و ثانیاً به شیوه‌ها و شگردهایشان برای طرح‌ریزی سیاست‌ها و تاکتیک‌های مقابله به مثل، آگاهی و وقوف یافت.
بی‌شک، مهمترین ابزار برای ورود به جنگ سایبری و فرهنگی، رسانه ها هستند؛ به گونه‌ای که جنگ سایبری با جنگ رسانه‌ای تعریف و تبیین می‌شود.
رسانه های غرب به دلیل این که تحت سلطه و جزو ابزار نظام‌های سیاسی هستند، و به مثابه جاده صاف کن آنها برای سیطره بر نظام‌های دیگر عمل می‌کنند، نقش اصلی را در به راه انداختن جنگ سایبری در حوزه‌های مختلف فرهنگی، سیاسی و اجتماعی دارند. باتوجه به اهمیت رسانه در هدایت و جهت‌دهی به ذهن مخاطبان، ارزش تأثیرگذاری این ابزار اعم از رسانه‌های دیداری، شنیداری، مکتوب و الکترونیکی در عرصه یک جنگ فرهنگی، بیش از پیش آشکار است.بنیادی‌ترین تعریف از جنگ رسانه‌ای، استفاده از رسانه برای تضعیف کشور هدف و بهره‌گیری از توان و ظرفیت رسانه‌ها اعم از مطبوعات، خبرگزاری‌ها، رادیو، تلویزیون، اینترنت و اصول تبلیغات، به منظور دفاع از منافع ملی است. جنگ رسانه‌ای یکی از برجسته‌ترین جنبه‌های جنگ نرم و جنگ‌های جدید بین‌‌المللی است.
اگرچه جنگ رسانه‌ای عمدتاً در کنار جنگ‌های نظامی کاربرد بیشتری پیدا می‌کند، اما این به آن مفهوم نیست که در سایر مواقع جنگ رسانه‌ای در جریان نبوده یا مورداستفاده قرار نمی‌گیرد.
جنگ رسانه‌ای تنها جنگی است که حتی در شرایط صلح نیز بین کشورها به صورت غیررسمی ادامه می‌یابد و هر کشوری از حداکثر توان خود برای پیشبرد اهداف سیاسی خویش با استفاده از رسانه‌ها، بهره می‌گیرد. جنگ رسانه‌ای میان رادیو و تلویزیون‌ها، مفسران مطبوعاتی، خبرنگاران خبرگزاری ‌ها، شبکه ‌های خبری و سایت‌های اینترنتی جریان دارد. سربازان جنگ رسانه‌ای، متخصصان تبلیغات،استراتژیستهای تبلیغات بین‌المللی و کارگزاران رسانه‌ها هستند.
طراحان جنگ رسانه‌ای نه لزوماً ژنرال‌های پادگان‌نشین، بلکه بیشتر، اساتید کالج‌ها و دپارتمان‌های رسانه‌ای در دانشگاه‌های معتبر هر کشور هستند. جنگ رسانه‌ای جنگ بدون خونریزی، آرام و جنگ تمیز تلقی می‌شود.
مردمی که در معرض حملات جنگ رسانه‌ای قرار دارند، حتی ممکن است خود از وجود جنگ سنگینی که در فضای حیاتی آنها جریان دارد، بی‌اطلاع باشند.
هدف جنگ رسانه‌ای اگر چه در نهایت، تغییر کار کرد و عملکرد دولت‌هاست، اما به طرز ملموسی به جای هدف قراردادن مستقیم دولت‌ها، ملت‌ها را هدف بمباران خود قرار می‌دهد.رسانه‌هایی که از سوی منابع نظامی ـ امنیتی کشورهایشان حمایت می‌شوند، براساس طرح و برنامه آنها برای جنگ فرهنگی برنامه‌ریزی می‌کنند و به منظور تحمیل ایده‌هایشان بر حریف در جریان جنگ موردنظر، از تاکتیک‌های خاصی بهره می‌گیرند.
رسانه‌هایی از قبیل ماهواره‌ها، رادیو و تلویزیون‌ها، خبرگزاری‌ها، نشریات، مطبوعات و اینترنت، از ابزارهای خاص خود مثل فیلم، عکس، تکنیک‌های خبرنویسی، گزارش، مصاحبه، بهره‌برداری از عناصری مانند تبلیغات، ایجاد تردید و سؤال در مخاطب، ایجاد انحراف، تفرقه و شکاف در جامعه دشمن، برای رسیدن به اهداف خود استفاده می‌کنند.بدون شک رسانه‌ها در جنگ نرم در خط مقدم قرار دارند.
به راحتی می‌توانند جریان‌های مهمی را هدایت، نظارت و کنترل کنند و حتی خود جریان‌ساز باشند.
بسیاری از کارشناسان معتقدند که باتوجه به گستردگی دنیای ارتباطات، امروزه هر رسانه‌ای که قوی‌تر است، می‌تواند در جهت‌دهی به افکار عمومی، مؤثرتر عمل کند.
در جنگ نرم «رسانه‌ها» ابزاری بسیار قوی و کارآمد محسوب می‌شوند، اما باید اذعان کرد که در چنین عرصه‌ای، رسانه‌ها اغلب در اختیار مراکز ثروت و قدرت هستند و هر چه اربابان دیکته می‌کنند، همان را انعکاس می‌دهند.اندیشمندان در این خصوص، موضوع تقابل فرهنگ و تکنولوژی را مطرح می‌کنند.
این موضوع اولین بار توسط «پستمن» ارائه شد. او عقیده دارد جنگی بین فرهنگ و تکنولوژی درگرفته و در این جنگ نابرابر، تکنولوژی پیروز شده و فرهنگ را به عقب رانده است.
«پستمن» در آثار خود به شدت از تأثیرات مخرب تلویزیون و ماهواره و به طور کلی رسانه‌های تصویری بر فرهنگ عمومی جامعه صحبت می‌کند. وقتی رسانه‌های تصویری، به ویژه ماهواره‌ها طلوع کردند، فرهنگی که مولود تکنولوژی بود و نه سازنده تکنولوژی، راه خود را به تمامی خانه‌ها باز کرد.
صرف‌نظر از محتوای این حرکت، خود تلویزیون عنصری از عناصر اصلی خانواده‌ها و جزئی از محیط زندگی شخصی و خانوادگی شد. امروز دیگر خانه بدون تلویزیون معنا ندارد و همین امر یعنی اولین گام برای حفظ سلطه بر افکار عمومی و آنگاه که افکار عمومی از این طریق در مسیر موردنظر هدایت شود، نخستین پیروزی در جنگ نرم به دست آمده است.چند سالی است که جنگ نرم و جنگ رسانه‌ای، یکی از چالش‌های پیش روی کشورهای در حال توسعه شده است.
همانگونه که ذکر شد، در این جبهه، هوشیاری و بیداری توأم با درایت نخبگان و اصحاب فکر و اندیشه جامعه حرف اول را می‌زند.
به نظر می‌رسد امروزه برخوردهای نظامی به آخر خط بازدهی مطلوب رسیده باشد. به ویژه برای قدرت‌های کلاسیک نظامی این موضوع به اثبات رسیده که تسلط بر کشورها، لشگرکشی و صرف هزینه‌های کلان نظامی دیگر برای دستیابی به اهداف پاسخگو نخواهد بود، چرا که تجربه ثابت کرده هیچ قوم و ملتی از اشغالگر استقبال نخواهند کرد. از همین رو آنها ساده‌ترین راه، یعنی غلبه بر افکار و اندیشه ملت‌ها را برگزیده‌اند تا بتوانند با ایجاد جنگ‌های روحی و روانی، ضمن تهی‌کردن اذهان ملت‌ها از آرمان‌ها و ارزش‌های شناخته شده تاریخی و مواریث گرانبهای فرهنگی خود، آنها را وام‌دار فرهنگ و اندیشه‌های بیگانه و بعضاً غیرقابل دفاع قدرت‌ها کنند.
رسانه‌های غرب در جریان جنگ نرمی که علیه کشورهای در حال توسعه به راه انداخته‌اند، ضمن رخنه به عرصه‌های فرهنگی و اجتماعی کشور هدف، همچون موریانه به قطع ریشه‌های کهن فرهنگ و تاریخ ملت‌ها می‌پردازند تا یک پیروزی خاموش و بی‌صدا در جنگ نرم خود داشته باشند.
در جنگ نرم، نخبگان بیش از سایرین در معرض تهدیدهای جدی دشمن و در خط مقدم این مبارزه آرام و بی‌صدا هستند. در واقع دشمن می‌تواند با استفاده از ابزار رسانه‌، نظام جامع فرهنگی تدوین شده از سوی نخبگان کشور هدف را تخریب کند.
در چنین شرایطی است که کشورها امروزه باید از امنیت و منافع ملی خود در عرصه جنگ‌های نرم و جنگ‌های سایبری دفاع کنند و مجهزشدن به ابزار مناسب برای درگیرشدن در چنین جنگ‌هایی، دقیقاً به اندازه تأمین قدرت دفاع نظامی دارای اهمیت است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات