* در ابتدای انقلاب شاهد اظهارنظری از سوی امام خمینی(ره) بودیم مبنی بر اینکه «مجلس در رأس امور است». چرا امام مجلس را به عنوان رأس امور میداند و با وجود دو قوه دیگر مجلس را رأس امور معرفی میکند؟
** طبق قانون اساسی، ما سه قوه در کشور داریم که شامل قوه قضائیه، قوه مقننه و قوه مجریه میشود. در بین این سه قوه، طبق فرمایش امام(ره)، قوه مقننه یعنی مجلس در رأس امور است. این جمله به این معنی است که مجلسی که توسط مردم تأسیس و تشکیل شود و نمایندگان آن بیواسطه از سوی مردم انتخاب و وارد مجلس شوند، میتواند هم از نظر قانونگذاری و هم از نظارت بر قوه مجریه و قوه قضائیه سطح بالایی داشته باشد.
بطوریکه میتواند از همان رئیسجمهوری که مردم به او رأی دادهاند سؤال کند یا در برخی شرایط تا مرحله استیضاح پیش برود یا در رابطه با قوه قضائیه با وجود اینکه رییس این قوه را رهبری انتخاب میکند ولی باز هم میتواند بر کارهای آن نظارت داشته باشد و آن را تحت نظر خود قرار دهد. جایگاهی که حق دارد علاوه بر قانونگذاری، نظارت کند و پس از نظارت، حاصل و نتیجه را به دستگاه قوه قضائیه گزارش دهد، حتماًَ میتواند جایگاه بسیار رفیع و والایی داشته باشد که اکنون نام این جایگاه، مجلس شورای اسلامی است.
* با این تفاسیر آیا در حال حاضر هم مجلس در رأس امور است؟
** هیچ تفاوتی نکرده و باز هم مجلس چه از نظر اختیاراتی که قانون به آن داده و چه از این نظر که مردم به نمایندگان خود دسترسی دارند و حق نقد و سؤال از نماینده منتخب خود را دارند، در رأس امور است.
* در دو دوره گذشته مجلس شورای اسلامی، شاهد کش و قوسهایی میان مجلس و دولت بودهایم و بعضاً این تلقی بوجود آمده است که مجلس به نوعی در مواجهه با دولت مسامحه و مدارا میکند و یا اینکه برخی نمایندگان مردم، به عنوان نماینده دولت در مجلس ایفای نقش میکنند. با این وجود مجلس هشتم تا چه حد توانسته نقش نظارتی خود را بر دولت ایفا کند؟
** به هر حال ما کارنامه هر دستگاهی را که بررسی میکنیم و میخواهیم به آن نمره بدهیم، باید نمره متوسط به آن بدهیم نه نمره خوب خوب و نه نمره بد بد؛ به نظر من در مجموع همان نظارتی که باید، وجود دارد و همان نمره متوسط را هم میتوانیم به آن بدهیم.
* در بین مجالس مختلف تا به امروز کدام مجلس از نظر شما موفقتر بوده است؟
** ابتدا باید ببینیم که ما توفیق را چطور معنا میکنیم. توفیق یک امر نسبی است و موضوعاتی که مورد بررسی قرار میدهیم نیز از نظر اثرگذاری و تأثیرپذیری، نسبی است. روی هم رفته من به نوبه خود فکر میکنم که مجلس اول مهمترین مجلس در قانونگذاری جمهوری اسلامی است و از سویی هم مجلس ششم را بدترین مجلس میدانم چرا که به سمت تحصن و اعتصاب و امثال اینها حرکت کرد. نمره مجلسی هم که در دوران دفاع مقدس بود قاعدتاً با مجلس روزهای عادی و شرایط عادی فرق میکند و نمیتوانیم به شکل مطلق هشت دوره را با هم مقایسه کنیم و نمره بدهیم بلکه باید به تناسب موضوعات مختلف آنها را مورد بررسی قرار دهیم.
* در طول چند سال اخیر شاهد بروز اتفاقاتی بودهایم که شاید خدشهای به ساحت مجلس وارد کرده باشد. مثلاً در مورد استیضاح آقای کردان، آقای احمدینژاد گفت که این استیضاح را سیاسی میدانم و به مجلس نمیآیم یا در مورد برداشتهایی از صندوق ذخیره ارزی شاهد بودیم که دولت بدون اجازه مجلس چنین کاری را انجام داد و در مقابل این عمل دولت، مجلس واکنشی که شایسته باشد نشان نداد. شما رفتار دولت در قبال مجلس را چطور میبینید؟
** بنده به شخصه رفتار دولت با مجلس را در سطح متوسط میدانم. قانون اساسی تفسیر خود قانون اساسی را به عهده شورای نگهبان میداند و تفسیر قانون عادی را هم بر عهده مجلس گذاشته است بنابراین اگر رئیسجمهور مثلاً بگوید که فلان مطلب با قانون اساسی همخوانی ندارد، به نظر من از محل شأن و حدود قانونی خود خروج کرده است؛ چرا که رئیسجمهور اساساً نمیتواند چنین اخطاری بدهد و چنین مطلبی را بیان کند.
* اجازه بدهید پرسش خود را به شکل دیگری مطرح کنم، به نظر شما شأن و احترام مجلسی که به گفته حضرت امام در رأس امور است، از سوی دولت حفظ و نگهداری شده است؟
** در این دو موردی که شما اشاره کردید، یعنی استیضاح کردان و برداشت از صندوق ذخیره ارزی، مجلس هم اخطار داد و هم اعلام کرد که تفسیر قانون به عهده مجلس است و به دولت بیان کرد که ما چون تفسیر صریح قانون اساسی را داریم نمیتوانیم به شما اجازه دهیم که چنین کاری را انجام دهید.
* آیا این واکنش مجلس، عکسالعمل مناسبی به رفتار غیرقانونی دولت بود؟ یعنی مجلس واکنشی را که لازم بود از خود بروز داد؟
** نه؛ به نظر من دولت هم بیمطالعه این کار را انجام داد. دولت باید به قانون اساسی توجه کند که براساس آن میگوید تفسیر قانون اساسی به عهده شورای نگهبان است و تفسیر قانون عادی هم به عهده مجلس است و ریاست جمهوری و قوه مجریه نمیتواند در این مورد دخالتی کند.
* با روی کار آمدن مجلس هفتم و هشتم و که با ترکیب اکثریت اصولگرایان همراه بود، نقش فراکسیون اقلیت را در مجلس چطور میبینید؟
** در بین اقلیت مجلس، افراد مطلع، فهیم، پیگیر و به اصطلاح حرف بزنی از قبیل آقای خباز، یوسفنژاد، قنبری و امثال اینها میبینم که این افراد، انسانهایی مطلع و قوی هستند. در طیف اکثریت هم افراد نیرومندی وجود دارند که نسبت به لوایح هم به روز هستند. به نظر من فعالیت اقلیت مجلس خوب است و اظهارنظرهای خوبی هم دارند.
* آیا تعاملی بین فراکسیون اقلیت و اکثریت مجلس وجود دارد؟
** نه؛ این ارتباط از نظر فراکسیونی وجود ندارد ولی از نظر مذاکره درباره لوایح و طرحها و مسائل مختلف قانونگذاری، مسأله اقلیت و اکثرییت طرح نیست و هر کس میتواند در این وادی وارد شود و انجام وظیفه کند.
* عملکرد مجلس هشتم را چطور ارزیابی میکنید؟
** به نظر من تا اینجا خوب بوده است.
* یعنی این مجلس بهتر بوده یا مجلس هفتم؟
** من در مجلس هفتم نبودم.
* به عنوان یک کارشناس و فعال سیاسی عرض کردم.
** من به طور کلی نظارت مجلس بر امور را ضعیف میبینم. ما در بخش قانونگذاری مشکل چندانی نداریم و مشکل عمده ما در مورد نظارت است مثلاً قانونی را تصویب میکنیم ولی میبینیم آئیننامه آن تا مدتها نوشته نشده است یا قانونی را مثل همین لایحه سوخت تصویب میکنیم ولی دولت سه سال است که به لایحه عمل نکرده است. در برخی موارد دیگر به درستی عمل نمیکنند یا مثلاً باید برخی آئیننامهها را بنویسند ولی نمینویسند و نظارت ما هم ضعیف است. روی هم رفته، من عملکرد مجلس در بخش نظارتی را ضعیف میدانم.
* در بخش قانونگذاری چطور؟
** همین الآن هم آنقدر قوانین زیادی داریم که داریم به احتکار میرسیم.
* در سال گذشته شاهد بودیم که دولت در برخی موارد تعلل کرد که شاید شاخصترین آنها مربوط به تقدیم لایحه بودجه سال جدید به مجلس بود که مشکلاتی را در راه بررسی مناسب از نظر داشتن وقت کافی برای مجلس ایجاد کرد. فکر میکنید دلیل این مسأله چه بود و آیا مجلس در این رابطه بیش از حد با دولت مدارا نکرد؟
** دولت نهم چون برنامه پنج ساله چهارم را قبول نداشت، التزامی هم نسبت به عمل کردن به آن هم نداشته و ندارد و چندان به آن بها نمیدهد. در مورد لایحه بودجه هم باید گفت که دولت معمولاً پروژهای عمل میکند نه برنامهای. شما سفرهای استانی را نگاه کنید؛ در مصوبات سفرهای استانی کمتر به سابقه کار در برنامه یا لایحه بودجه توجه میشود و کمتر بر روی این مسأله کار میشود که آیا این مصوبات با مصوبات قانون بودجه تطبیق و تطابق دارند یا نه، بلکه بیشتر پروژهای و سلیقهای عمل میکنند در حالیکه اگر به برنامه پنج ساله چهارم یا لوایح بودجه توجه میکردند، دولت بیشتر برنامهای عمل میکرد و در کارهای خود موفقتر میبود.
* ارزیابی شما از وزرایی که دولت به مجلس پیشنهاد داده بود چیست؟
** برخی از وزرایی که در دور جدید معرفی شدند توانمند هستند، ولی برخی متوسط و برخی هم ضعیف هستند.
* شما به عنوان یکی از شاخصترین مخالفان درباره چند تن از وزرا نطق کردید؛ آیا با عملکردی که در این چند هفته از آنها دیدید همچنان بر روی رأی و نظر خود هستید؟
** من اصولگرا هستم و نمیشود گفت که به عنوان مخالف بودم ولی به عنوان منتقد درباره خانم آجرلو صحبت کردم که دیدید رأی هم نیاورد. در مورد وزیر کشور هم به عنوان مخالف صحبت کردم و خطاب به وزیر پیشنهادی گفتم که آیا شما میدانید کجا دارید میروید و میدانید که وزارت کشور چه جور جایی است؟ اخیراً آقای وزیر کشور را در جایی دیدم که به من گفت حالا بعد از گذشت هفتاد روز تازه میفهمم معنای آن شعر «آنکس که بداند و بداند که بداند...» که خواندید چیست؛ چرا که وزارت کشور یک دریاست که هر چه پیش میرویم نه به عمق آن میرسیم و نه به ابعاد آن.
این وزارتخانه همانطور که از نامش پیداست، باید یک کشور را تحتنظر داشته باشد و این کار بسیار دشواری است.
* فکر میکنید بزرگترین چالش مجلس شورای اسلامی در سال جاری یعنی تا آخر امسال چه باشد؟
** ما الآن لایحه هدفمند کردن یارانهها را داریم که واقعاً مجلس و دولت با تمام وجود به دنبال آن هستند ولی هنوز دورنمای آن برای ما کاملاً روشن نیست. همچنین مسأله برنامه پنج ساله پنجم را پیش رو داریم که باید با تمام وجود روی آن کار کنیم ولی متأسفانه تاکنون این لایحه را به ما ندادهاند و فرصت کمی داریم و باید تا پایان سال برنامه پنج ساله پنجم را تصویب کنیم که دولت در سال 89 اجرا کردن آن را شروع کند. به نظر من ما در این دو مورد بیشتر چالش داریم و باید بیشتر بر روی آنها تمرکز کنیم.
* حضرتعالی به تعلل و فرصتسوزی دولت اشاره داشتید. چه راهکاری برای جلوگیری از تعلل دولت وجود دارد تا مجلس هم بتواند با فراغ بال و کار کارشناسی لوایح و طرح را بررسی کند؟
** یکی از مشکلاتی که دولت دارد، نبود ثبات در مدیریتهای آن است. وزرا، معاونین یا استانداران مرتب جابجا میشوند، به دنبال آنها مدیران کل، فرمانداران و بخشداران مختلف هم تغییر میکنند و این تغییر و تبدیل حتی در ردههای پایین، چندان به نفع کشور و جامعه ما نیست. دولت باید بیشتر به ثبات مدیریتها توجه کند. مثلاً هفت استاندار را تا به حال عوض کردهاند و صحبت از این است که هشت استاندار دیگر را هم تغییر بدهند و این یعنی نیمی از استانداران کشور باید جابجا شوند و تغییر کنند و این مسأله هم به اجرا و هم به کارهای نیمهتمام ضربه میزند چرا که مدیر قبلی کاری را شروع کرده و به جایی رسانده و نفر بعدی باید از صفر مسائل را دنبال کند که این یک معضل به حساب میآید.
هر چه دولت به ثبات مدیریتها اهمیت بدهد، این به نفع خود دولت است. نکته این است که دولت باید بیشتر برنامهای عمل کند تا پروژهای. اگر دولت برنامه را پی بگیرد، هم نظارت آن برای مجلس آسانتر است و هم خود دولت میداند که از کجا باید شروع کند و به کجا باید ختم کند.
* به عنوان یک نماینده باسابقه مجلس، آیا از عملکرد خود راضی هستید؟
** من قبلاً چهار دوره در مجلس بودم و الآن هم در این مجلس حضور دارم و هجده ماه است که کار را شروع کردهایم. دیگران باید بگویند که آیا عملکرد ما خوب بوده یا نه، چون اگر خود ما بگوییم، خودستایی است.