تاریخ انتشار : ۱۱ شهريور ۱۳۹۱ - ۱۲:۱۵  ، 
کد خبر : ۲۴۵۴۷۸
سیاست خارجی و دنیای پرتلاطم

دگرگونی و شکاف در خاورمیانه (بخش دوم)

دکتر سیدمحمدکاظم سجادپور مقدمه: در شماره پیشین به بررسی شکاف‌هایی که در خاورمیانه وجود دارد پرداخته شد و در پاسخ به این پرسش که این شکاف‌ها چگونه قابل تجزیه و تحلیل هستند، صورت‌بندی در سه سطح داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی ارائه شد. در این شماره به پی‌آمدهای شکاف‌های سه‌گانه بر یکدیگر و برآیند نهایی آنها پرداخته می‌شود.

توضیح آنکه شکاف‌های داخلی در جوامع ملی بر شکاف‌های منطقه‌ای اثر می‌گذارند و این به نوبه خود پای بازیگران بین‌المللی را پیش می‌کشد.
اغراق نخواهد بود اگر گفته شود در پنج دهه گذشته، بازیگران بین‌المللی نه فقط از شکاف‌های ملی و منطقه‌ای استفاده کرده‌اند، بلکه در پی تعمیق شکاف‌ها و ایجاد شکاف‌های مصنوعی بوده‌اند و جالب آنکه در بین قدرت‌های بین‌المللی نیز شکاف وجود داشته و این شکاف‌ها با زنجیره‌ای از شکاف‌های ملی و منطقه‌ای پیوند خورده‌اند.
سه نتیجه و پی‌آمد در گره‌خوردگی شکاف‌ها در خاورمیانه قابل مشاهده است: «بی‌ثباتی پایدار»، «کسری درک و مفاهمه» و «کسری همکاری».
بهره‌برداری نیروهای فرا منطقه‌ای از شکاف‌های خاورمیانه، بی‌ثباتی را در خاورمیانه پایدار کرده است.
هر کدام از قدرت‌های فرامنطقه‌ای، از نیروهای خاصی در منطقه حمایت کرده و از شکاف‌های خاص و ویژه‌ای سود برده‌اند.
از منازعه بین اپراتوری‌های اروپایی در این منطقه از قرن شانزدهم گرفته تا تحولات دنیای عرب در دو سال گذشته، پایداری عنصر «نیروهای فرامنطقه‌ای» را شاهدیم و به‌طور همزمان، این عنصر به بی‌ثباتی منجر شده است.
نباید فراموش کرد که در مواردی که ظاهراً ثبات برقرار بوده است، در باطن و در لایه‌های درونی و در سطوح مختلف، غلیان‌ها و ناآرامی‌های عمیقی وجود داشته که به ظاهر فقط سرکوب شده‌اند، ولی شکاف‌ها لاینحل باقی مانده بودند.
دو نمونه در این ارتباط قابل ذکر است. ایران قبل از انقلاب اسلامی که در قاموس جیمی کارتر رئیس‌جمهوری وقت آمریکا جزیره ثبات نامیده شد، ولی یک سال از این سخن نگذشته بود که شکاف‌های درونی بین رژیم شاه و مردم ایران، به انقلاب اسلامی انجامید.
در مصر نیز حدود 30 سال به ظاهر حکومت مبارک ثبات لازم برای آمریکا فراهم آورده بود ولی طوفان سیاسی در مدت کوتاهی، طومار این ثبات را که بر سرکوب شکاف‌ها استوار بود، درهم پیچید.‏
در کنار بی‌ثباتی پایدار، پدیده کسری درک و مفاهمه نیز در خاورمیانه جدّی به نظر می‌رسد. بدین معنی که شکاف‌ها عمدتاً برای منازعات و بهره‌برداری‌های سیاسی مد توجه قرار گرفته است.
این به نوبه خود باعث شده که کوشش برای درک و شناخت شکاف‌ها و مدیریت بهینه آنها، کمتر توسط بازیگران ملی، منطقه‌ای و بین‌المللی موردتوجه قرار گیرد و در حد علائق آکادمیک گروهی اندک محدود شود.‏
نقش بازیگران عمده مخصوصاً بازیگران بین‌المللی در تشدید شکاف‌ها، در عمل مانعی برای همکاری در خاورمیانه شده و در مواردی، نه فقط همکاری بین بازیگران ریشه‌دار منطقه‌ای یعنی ایرانی‌ها، ترک‌ها و اعراب با چالش روبرو شده، بلکه فضای همکاری نیز تخریب شده است.
محیط پرشکاف خاورمیانه نیاز به درک عمیق شکاف‌های گوناگون مدیریت دائمی، متعادل و متوازن شکاف‌ها و در نهایت، از میان‌بردن آنها دارد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات