سازمان جاسوسی ایالات متحده امریکا، «سیا» در گزارشی اعلام کرد: تعداد فرزندان در یک خانواده ایرانی، کمتر از تعداد فرزندان در خانوادههای اسرائیلی، انگلیسی، آمریکایی و فرانسوی است. زنان ایرانی با دارا بودن 1.87 فرزند در مکان صد و چهل و چهارم جدول جهانی قرار میگیرند این در حالی است که حتی اسرائیل با رتبه 75، آفریقای جنوبی 97، برزیل 106، ترکیه 110، فرانسه 118، آمریکا 122، انگلیس 137 در مکانهای بالاتر از ایران قرار میگیرند.
سیایای با مقایسه نرخ کل زاد و ولد در کشورهای مختلف، گزارشی را منتشر کرده است که پتانسیل برای تغییر جمعیت در کشورها را نشان میدهد و این آمار برای متوسط تعداد کودکان که به ازای هر زن به دنیا آمده است، خواهد بود.
گفتنی است نرخ باروری کل (TFR) اندازه گیری سطح باروری مستقیم از میزان تولد خام است که به زاد و ولد در هر زن اشاره دارد و نرخ دو کودک در هر زن در نظر گرفته شده است.
نرخ بالای دو فرزند نشان میدهد جمعیت رو به رشد و متوسط سن رو به کاهش است.
به نوشته «موعود»، از حوالی دهه چهل شمسی نظام شاهنشاهی با همکاری مؤسسات مهندسی اجتماعی غرب، شروع به اجرای برنامه کنترل و تنظیم جمعیت در ایران کرد. امروزه روشن شده است که با نداشتن جمعیت کافی، رشد علم و اقتصاد در یک کشور با مانع جدی روبرو خواهد شد و باعث رشد مهاجرت بدان کشور و التقاط فرهنگی و در نتیجه غلبه فرهنگهای رقیب بر آن کشور میشود.
از همین روست که بوش با کنترل جمعیت آمریکا مبارزه کرد و جمعیت این کشور در صد سال گذشته با تکثیر موالید و باز گذاشتن مهاجرت همفکران به امریکا، حدود یکصد میلیون نفر افزایش یافته است و این مطلب بهعنوان یکی از مولفههای راهبردی قدرت در آنجا مطرح است. رژیم صهیونیستی و قدرتهای اروپایی نیز سیاستهای جدی تشویق به زاد و ولد را در پیش گرفتهاند و اسرائیل در این زمینه از همه پیشی گرفته است.
متأسفانه بسیاری از کارشناسان جمعیت در کشور ما به سادگی از همه مسایل و واقعیتهای موجود در بحث کنترل جمعیت گذر چشم پوشی کردهاند.
برای مثال رئیس انجمن تنظیم خانواده در سال 1376 در مصاحبهای که به مناسبت روز جهانی جمیعت ایراد کرد، گفت: باید درنظر داشت، موضوع تنظیم خانواده، کنترل جمعیت نیست؛ بلکه تنظیم خانواده شامل مواردی از قبیل بهداشت باروری، ترغیب مردان به مشارکت در برنامههای تنظیم خانواده، ارتقای موقعیت زنان از جنبههای گوناگون استقلال مالی، سواد، مشارکت آنان در تصمیم گیری به خصوص تصمیم گیری در مورد تعداد بچهها و فاصله بارداری- است. چون محور توسعه سلامت است و محور سلامت، ارتقای زنان.»
چنانکه ملاحظه میشود، در عبارت فوق، بهداشت باروری به اندازه خود کنترل جمعیت اهمیت یافته است؛ در حالی که این واژه بومی سازی نشده است. تلقی عرف جهانی از بهداشت باروری این است که این سیاست بهداشتی به دلیل رواج روابط جنسی غیر ایمن، ضرورت دارد. علاوه بر آنکه در عبارت مزبور، ارتقای موقعیت زنان درتمام شاخصهای مورد نظر جنبش زنان در غرب، مورد تایید قرار گرفته است و هیچ گونه بومیسازی یا رویکرد دینی در آن به چشم نمیخورد.
از سوی دیگر در نگرش داخلی جمعیتشناختی، آمار جامعه جهانی که به اباحیگری جنسی، سقطهای پی در پی جنین، اشتغال فزاینده زنان، بحران خانواده و انواع بیماریهای مقاربتی مبتلا هستند، بر مباحث کنترل جمعیت سایه میافکند؛ یعنی وضعیت جوامع دیگر، برنامه ریزان داخلی را وادار به اتخاذ تصمیمهای شتابزده میکند.
برای مثال ممکن است که ما نیز در داخل کشور، بارداریهای ناخواسته داشته باشیم که سلامت مادران نوجوان را به خطر میاندازند؛ اما مادران نوجوان (15 تا 19 ساله) در کشورهای اسلامی، نظیر کشور ما اغلب ازدواج کردهاند؛ در حالی که مادران نوجوان کشورهای صنعتی بخصوص ایالات متحده امریکا، ازدواج نکردهاند و بارداریهای آنها علاوه بر تاثیرگذاری بر جمعیت، پیامدهای فراوان دیگری نیز دارد. بنابراین ملاحظه متغیرهای فرهنگی اجتماعی جامعه اسلامی ما در تحلیلها و نتایج و برنامه ریزی بسیار مؤثر است.
متاسفانه تاثیرپذیری مسأله تنظیم خانواده یا کنترل جمعیت یا بهداشت باروری از روند غربی آن به همین جا خاتمه نمییابد. این جریان در کشور ما وامدار برنامههای کنترل جمعیت سازمانهای بینالمللی است. انواع کمکهای مالی و برنامهای نهادهای داخلی دولتی و غیردولتی از سازمانهای مزبور، بر تعهدات این دستگاهها و در جهت برآورده کردن خواست و اهداف سازمانهای مربوطه میافزاید.
رئیس انجمن تنظیم خانواده در سال 1376 تصریح کرده بود که انجمنهای تنظیم خانواده جمهوری اسلامی از نظر مادی به کمکهای فدراسیون انجمنهای خانواده دنیا (IPPE) متکی است.
بدیهی است که هر چه اقبال داخلی، نسبت به سیاستهای جهانی بیشتر باشد از آن سو دلیل کافی برای ترویج فرهنگ کنترل جمعیت بر مبنای الگوی غربی وجود دارد. مصلحالدین، نماینده صندوق جمعیت سازمان ملل متحد، اظهار میدارد: «بهداشت باروری نوجوانان از ملاحظات دارای اولویت است. باتوجه به زمینههای اجتماعی، فرهنگی غالب در هر کشور، هدف صندوق سازمان ملل اطمینان از این امر است که اطلاعات و مراقبتهای مربوط به بهداشت باروری در اختیار نوجوانان قرار میگیرد که بتوانند مسؤولانه تصمیم گیری کنند.»
اگرچه در عبارت فوق، توجه به زمینههای اجتماعی، فرهنگی هر کشور مورد نظر قرار گرفته، اما روشن است که توجه به این زمینهها در راستای کم کردن تنشهای بومی، ملی و دینی مردم هر سامان است تا اجرای مقاصد سازمان مزبور با مشکلات کمتری روبه رو شود.
به وضوح تغایر فرهنگ غالب جهانی با فرهنگ داخلی در عبارت فوق مشهود است.