قاسم روانبخش
انتخاب هیأت رئیسه دایمی مجلس شورای اسلامی در مجلس نهم را میتوان در نوع خود بینظیر دانست که در طول انقلاب اسلامی در هیچ دورهای مانند آن دیده نشده است. این انتخابات حاوی نکاتی است که به برخی از آنها اشاره میکنیم:
1. کسانی که در آستانه انتخابات ریاست جمهوری دهم با عنوان بزرگداشت سیامین سالگرد قانونگذاری پس از انقلاب اسلامی (با توجه به این که هنوز به 30 سال نرسیده بود)، گروههای ملی مذهبی، اصلاحطلب و اصولگرا را زیر یک سقف جمع کرده بودند تا زمینهای برای تشکیل دولت ائتلافی فراهم شود، در انتخابات مجلس نهم، جبهه پایداری را تنها به دلیل اینکه در رقابت انتخاباتی حضور پیدا کرده است متهم میکردند که رأی اصولگرایان را میشکند و با این حضور، فرش قرمز زیر پای اصلاحطلبان پهن میکند. این جرمی نابخشودنی! بود که با آن جبهه پایداری مورد بدترین حملات و تخریبها قرار گرفت. در مناظرهای با یکی از اعضای جبهه متحد اصولگرایی، وی آنقدر در این زمینه مظلومنمایی کرد که یکی از حضار خطاب به من گفت اگر چنین چیزی اتفاق بیفتد و اصلاحطلبان پیروز شوند جا دارد که مردم با تبر به جان شماها بیفتند و بهخاطر این وحدتشکنی از شما انتقام بگیرند! بنده در پاسخ گفتم: مطمئن باشید که چنین اتفاقی نخواهد افتاد و خطری که مجلس را تهدید میکند از سوی اصلاحطلبان نیست؛ بلکه از جای دیگری است.
2. پس از پایان انتخابات معلوم شد که تعداد اصلاحطلبان از 30 نفر تجاوز نمیکند. ولی جالب است که همان جمعیت هشداردهنده، باز منافعشان اقتضا کرد که با پهن کردن فرش قرمز زیر پای نمایندههای اصلاحطلب، در راستای ائتلاف ملی حرکت کنند. زیرا بدون حضور آنها حضور آن جمعیت در هیأت رئیسه مشکل مینمود. به همین دلیل، اصلاحطلبان نه تنها چهره نامطلوب نبودند که آن قدر عزیز شدند که شایستگی حضور در هیات رئیسه هم پیدا کردند.
3. اقدام آقایان دکتر حدادعادل و سالک در نامزدی برای ریاست و نایب رئیسی بهرغم اینکه میدانستند رای نمیآورند از جهاتی قابل تقدیر بود؛ زیرا در غیر این صورت میبایست شاهد 100 رای سفید باشیم که برای مجلس مناسب نبود.
4. گرچه امروز اکثریت مجلس را برخی اصولگرایان، اصلاحطلبان و تعدادی از اقلیتهای مذهبی تشکیل میدهند ولی وجود اقلیتی 100 نفره که اکثر آنها از چهرههای قوی و بنام مجلس هستند، میتواند چالشی برای اکثریت آنچنانی باشد؛ زیرا اگر جناح اصولگرایان فراکسیون «رهروان ولایت» برای خوشایند دوستان اصلاحطلبشان از مرز اصولگرایی خارج شوند و بیش از این به آنها امتیاز بدهند، هم از چشم مردم اصولگرای حوزه انتخابیهشان میافتند و هم با اقلیت مجلس اصطکاک بیشتری پیدا خواهند کرد. و اگر به اصلاحطلبان امتیازی ندهند و برای حفظ آبرو بخواهند با آنها مخالفت کنند، آفتاب عمر هیأت رئیسه به زودی غروب خواهد کرد و در سال آینده دچار مشکل خواهند شد. مگر اینکه دعوایی زرگری راه بیندازند که البته بعید هم نیست.
5. نکته مهمتر اینکه امیدواریم برخی دوستان جبهه متحد که امروز در کنار پایداری قرار دارند و از لابیگری لابیگران سخت آزردهاند به خود آمده باشند و سخنان دوستانه و مشفقانه دوران انتخابات را که با آنها در میان میگذاشتیم به یاد آورند و بیمهریهای دوستانشان را درس عبرتی برای آینده راه خویش قرار داده، از گذشته خود که بیشترین ضربه را به جبهه پایداری زدند عذرخواهی کنند. بیتردید اگر آن روزها به جای وحدت با آن جماعت، با «پایداری» وحدت کرده و یا حداقل آن قدر به تخریب «پایداری» نپرداخته بودند، امروز مجلس دست این جماعت نمیافتاد که برای اهداف خود حتی با اصلاحطلبان نیز جبهه واحد تشکیل دهند.
6. این روزها نمایندگان بر صندلیهای سبز مجلس تکیه زدهاند ولی باید بدانند که عمر 4 سال کوتاه است و به زودی باید برای کسب رای مجدد سراغ همان مردمی بروند که دغدغههای آنها را فراموش کردهاند. بیتردید مردم حوزههای انتخابیه رفتار و اعمال نمایندگان خود را رصد میکنند و در آینده نه چندان دور در انتخابات مجلس دهم، برخی به سرنوشت نمایندگانی دچار خواهند شد که از ورود به مجلس نهم بازماندند.