تاریخ انتشار : ۱۱ شهريور ۱۳۹۱ - ۱۱:۲۳  ، 
کد خبر : ۲۴۵۵۶۵
ضرورت تشکیل اتاق فکر اصلاح‌طلبان در رشته گفت‌وگوهای «اعتماد»

منتجب‌نیا: آینده از آن اصلاحات است

طاهره ریاحی مقدمه: گروه سیاسی: «تشکیل اتاق فکر اصلاح طلبان». این عبارت را بارها در سایت های خبری دیده و از زبان سیاستمداران شنیده ایم آن هم در شرایطی که نه تنها اصلاح طلبان از حاکمیت خارج شده اند و تنها اقلیت کوچکی از آنها در مجلس باقی مانده اند، بلکه مخالفان اصلاحات، از پایان کامل دوره اصلاح طلبان سخن به میان می آورند، هرچند که قائم مقام دبیرکل حزب اعتماد ملی، پاسخ قاطعی برای آنها دارد. در این باره با رسول منتجب نیا، عضو حزب اعتماد ملی گفت وگو کرده‌ایم.

* آیا همه نیروهای منتقد در حال حاضر که خواست اجرای بدون تنازل قانون اساسی را دارند در دایره اصلاح طلبی تعریف می‌شوند؟
** اصلاح طلبی را از دو دیدگاه می توانیم تعریف کنیم، یکی اصلاح طلبی به معنای عام که اصلاحات را قبول دارد و معتقد است که باید وضع موجود را اصلاح کرد تا به وضع مطلوب برسیم. این تفکر نسبت به وضع موجود منتقد است اما معتقد نیست باید انقلاب بشود یا نظام ساقط شده و تبدیل به نظام دیگر شود. هر کسی که این نظام را قابل دوام و ثبات می داند و می گوید می شود این وضع را اصلاح کرد او را می توان اصلاح طلب نامید.
حالاممکن است این اصلاح طلب از زاویه نیروهای خط امام و به اصطلاح نیروهای چپ به اصلاحات نگاه می کند یا اینکه از زاویه نیروهای راست و اصولگرا. در برابر عده یی می گویند قانون اساسی یا نظام جمهوری اسلامی مشکل دارد و باید اساس نظام عوض بشود و قابل اصلاح نیست اصلاح طلب نیستند اما در حال حاضر در جامعه وقتی عنوان اصلاحات را به کار می برند معنای دوم مد نظرشان هست. قرائت خاصی که نیروهای خط امامی و نیروهای چپ از نظام دارند در این نگاه تعریف نمی‌شود.
اما تعریفی که جناح راست و اصولگرا برای نظام و قانون اساسی قائل هست مورد قبول اصلاح طلب ها نیست، به همین سبب تعریف نادرستی از اصلاح طلب ها در این طیف وجود دارد. اصلاح طلب ها معتقدند تفسیرهایی که از قانون اساسی می شود موردنظر قانونگذاران و بنیانگذار جمهوری اسلامی نبوده است. از باب مثال تفسیرهایی که شورای نگهبان برای نظارت می کند، اصلاح طلب ها قرائت دیگری دارند.
آنها برای قانون اساسی تعریف و تفسیری قائل هستند که در زمان حضرت امام و زندگی امام جامه عمل پوشیده و ما می بینیم که امروز نقطه مقابل آن به انجام می رسد و تحقق پیدا می کند. اصلاح طلب در عرف جامعه ما به کسی اطلاق می شود که نظام را قبول دارد و اساس بنیان نظام را می پذیرد و قانون اساسی را برای اجرا مورد قبول قرار داده ولی در عین حال قرائت های راست گرایانه و غیر مردمی و حکومت های غیرمردم سالار را در تفسیر قانون قبول ندارد.
امروز شاهد هستیم مقصود از اصلاح طلب و اطلاق کلمه اصلاحات سوءاستفاده و سوءتعبیر شده است. افرادی که اساس نظام را قبول ندارند اصلاح طلب نیستند و نقطه مقابل اصلاح طلب ها قرار دارند.
* با توجه به تفاوت نگاه گروه ها به فضای فعلی سیاسی چگونه می توان اتاق فکری برای تصمیم گیری درباره آینده اصلاحات تشکیل داد که همه نظرات در آن لحاظ شود؟
** به هر حال جماعتی اگر بخواهند برای خودشان تعریفی داشته باشند و استراتژی تعیین کرده و هدفی را دنبال کنند یک ساز و کارهای مورد قبولی باید در نظر گرفته شود. چون یک یا دو نفر نمی توانند برای جماعت عظیمی تصمیم بگیرند یا هدف مشخص کنند. باید صاحبان فکر و اندیشه و صاحبان طرح و برنامه و از نگاه های مختلف دور هم جمع شوند. برای مثال در جبهه اصلاحات نگاه های مختلفی وجود دارد: نگاه هایی که گاهی در گذشته هم وجود صف بندی هایی در درون اصلاحات شد. اصولایکی از ویژگی های جریان اصلاحات این است که شخصیت و افراد را محور قرار نمی دهد. به بیان دیگر شخص پرستی و شخص محوری ندارد و به دنبال واقعیت هاست نه دنبال شخصیت ها. ممکن است افرادی خیلی بزرگ باشند اما نمی توانند برای دیگران و برای جبهه عریض و گسترده اصلاحات محور و مبنا باشند.
همیشه ما در مقاطع مختلف گفتیم جریان اصلاحات یک محور خاص ندارد. یک رهبر خاص ندارد، بلکه یک فکر و اندیشه است که توسط صاحبان اندیشه که مقبولیت عام اجتماعی دارند هدایت می شود، بنا براین حالاهم باید جبهه یی و اتاق فکری تعریف شده و ابعاد مختلف عقاید و ایده ها بیان شود تا برای همه قابل قبول باشد در غیر این صورت ممکن است عده یی یک تعریف را بپذیرند و عده یی مقابلش قرار بگیرند یا عده یی یک شخصیت را بپذیرند عده یی قبولش نداشته باشند. تعریف محور قرار دادن برخی شخصیت ها موجب اختلاف و چنددستگی در درون اصلاحات خواهد شد بنابراین تشکیل اتاق فکر اصلاحات در مقطع کنونی ضرورت دارد.
* به طور کلی چند راهکار برای برون‌رفت از شرایط فعلی وجود دارد؟
** بهترین راه برون رفت از شرایط فعلی که به ما تحمیل شده و ناخواسته هم بوده این است که عقلای جبهه اصلاحات از گروه های مختلف با نگاه های گوناگون بدون تکیه به یک حزب یا یک جریان خاص همه دور هم جمع شوند و دیدگاه ها را بیان کنند و از مجموع دیدگاه ها وجه مشترک و مورد اتفاق همه دیدگاه ها استخراج شود و آن را محور قرار دهند. باید به شدت پرهیز شود از اینکه شخصیت محور باشیم و نکته مرکزی و محوریت شخص باشد که آنجا ابتدای انشقاق و انشعاب خواهد شد و وحدت نخواهیم داشت. باید با توجه به نگاه های مختلف راهکار را پیدا کرده و دنبال کنیم و این امر نیازمند تشکیل اتاق فکر اصلاحات است.
* حامیان هر یک از این راهکارها چه وزن سیاسی و بدنه اجتماعی دارند؟
** هر کدام به نسبت خودشان در جامعه پایگاه دارند. نسبت به سابقه و میزان اثر گذاری که داشتند و طرفدارانی که دارند و مقبولیت فکر و اندیشه آنها و منطقی بودن گفتمان شان هر کدام دارای وزن و اعتباری هستند و حالاهمه این ظرفیت ها باید در کنار هم قرار بگیرد. نباید در درون اصلاح طلب ها جبهه بندی داخلی صورت بگیرد و همان مشکلاتی که اصولگراها دارند را ما هم تجربه کنیم. اصلاح طلب ها از گذشته خودشان و تجربه اصولگراها باید پند بگیرند و راهی دنبال کنند تا به وحدت نزدیک شوند و واقع بینانه همه مکمل هم باشند.
بعد از دوم خرداد و پیروزی نیروهای خط امام ـ آن روز یادم هست ـ در جلساتی که داشتیم یک چنین فکری در جلسات مطرح شد که جریانی را تعریف کنیم تا شامل همه نیروهایی بشود که در دوم خرداد به نحوی نقش داشتند و همکاری کردند. این ایده مقدس است. باید همه احزاب و گروه های درون اصلاحات فعال باشند و در جبهه فراگیر حضور داشته باشند و خصوصیت های حزبی را از این جبهه بگیریم و خصوصیت فراحزبی را به آن القا کنیم.
* هزینه ها، موانع و فایده های هر یک از این راهکارها چیست؟
** مهم ترین فایده، ایجاد الفت و برطرف شدن فاصله ها بین چهره های شناخته شده و اصلی این جریان است. بعد باید بنشینند تبادل نظر کنند و دیدگاه ها را مطرح کنند و به یک دیدگاه واحد و منسجم برسند که جامع الاطراف باشد و همه را در بربگیرد. این کار دشواری است که زمان و هزینه می برد اما ضروری است و هر وقت انجام بدهیم دیر نیست و می تواند برای ما مفید باشد. مهم ترین موانع هم شخصیت محور شدن جریان اصلاحات است.
* چشم‌انداز اصلاح‌طلبی در ایران را چگونه می‌بینید؟
** معتقدم که حرکت ملت ما همچون حرکت جهان به طرف اصلاحات پیش می رود و نگاه های خشک و منجمد هیچ گونه پذیرشی در جامعه ندارد و در درون کشور ما این نگاه و گرایش در عمق جامعه و در زوایای کشور مقبولیت دارد هر چند که خیلی ها نپسندند و نخواهند اما خودشان می دانند که در جامعه پایگاه و جایگاه اصلاحات پایگاه عظیمی است و اکثریت جامعه علاقه مند به این اندیشه هستند و طرفدار این تفکرند، لذا فکر می کنم آینده روشنی برای اصلاحات هست، هرچند خیلی ها نخواهند جریان اصلاحات در جامعه فراگیر تر شود ولی آینده از آن اصلاح طلب هاست. آینده از آن کسانی است که منطقی و اصولی حرکت می کنند و به طرف اصلاح وضع موجود و تبدیل وضع موجود به وضع مطلوب می‌روند.
در شرایط کنونی به نظر می رسد صاحبان قدرت هم به این نتیجه رسیده اند که در برابر اصلاحات انعطاف نشان بدهند و برای پذیرش این جریان و مهره های موثرش آغوش را باز بگذارند. اگر بخواهند کشور و انقلاب باقی بماند و وحدت ملی در کشور باشد، چاره یی نیست جز اینکه به اصلاحات جایگاه ویژه یی بدهند و آن را جذب کنند و میدانی که از آنها گرفتند به آنها پس بدهند تا بتوانند انجام وظیفه بکنند و به کشور کمک کنند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات