پیوندها، حزب همبسته تبارسالارانه
بخش قابل توجهی از شبه نظامیان بهائی، از یک هسته خانوادگی و تبارسالار هدایت می شوند. این هسته که همگی بهائی هستند از طریق وصلت بین خاندانی و روابط اقتصادی و تجاری، پیوندهای خویش را تعمیق کرده و به صورت یک سازمان مخفی چند وجهی عمل میکند.
از یک سو به دلیل روابط عاطفی ناشی از خویشاوندی نسبی و سببی و نیز روابط تجاری و مالی به تحکیم پیوند خویش میپردازند و از سوی دیگر در پوشش مرکز شبه دانشگاهی مخفی بایهه گردهم می آیند. به علاوه صورت اجتماعی و علنی فعالیت آنها در پوشش ان جی اوها و گروههای فرهنگی و هنری انجام می گیرد.
همچنین در پناه ارتباطات رسانهای با بی بی سی، صدای آمریکا، رادیو زمانه و وبلاگها و سایتهای متعدد و نیز گروهکهای شبه حقوق بشری، یک چتر امنیتی برای خود مهیا می کنند تا از پیگردهای جدی دستگاههای مسئول مصونیت یابند. پیشتر در ضمن معرفی ارتباطات خویشاوندی ژینوس سبحانی و همسرش آرتین غضنفری با دانشگاه مخفی بایهه، بی بی سی، صدای آمریکا، گروهک شیرین عبادی (کانون به اصطلاح مدافعان حقوق بشر) و... سخن گفتیم. معرفی پیوندهای خانوادگی تیرههای "سبحانی" و "خانجانی"، بیشتر میتواند نمایانگر این همبستگی تبارسالارانه باشد.جمال الدین خانجانی؛ سرکرده گروه یاران
جمال الدین خانجانی از سرکردگان اصلی فرقه بهائیت بود که در سالهای اخیر ریاست این حزب صهیونیستی را در ایران بر عهده داشت. از این رو معرفی وی را با ارائه اطلاعات بیشتری پی می گیریم.
وی در ۵ مرداد ۱۳۱۲ در روستای کوچک دازگاره افشار (سنگسر) به دنیا آمد. اما به اتکای پیوندهای خویش با بهائیت به یکی از بزرگترین سرمایهداران بهائی تبدیل شد.
ادعا میشود که اهالی درازگاه افشار، اغلب از اولاد نادرشاه هستند. یکی از نوادگان نادر به نام "عوض بیگ" در اوائل دوره قاجار در این روستا ساکن شد. وی صاحب 9 پسر ( خانجان، حاج آقا بابا، حاج علی خان، محمد خان، حسین خان ... ) و 1 دختر ( گلبهار ) گردید.
خاندانهای خانجان و خانجانی، یزدان کی پور (اولاد حاج آقا بابا)، دوست محمدی (اولاد حاج علی خان و حسین خان) از فرزندان عوضبیگ هستند.
جمال فرزند "قدرت الله خانجانی" و "بی بی عمرانی" است. جمال با بانوئی به نام "اشرف سبحانی" ازدواج کرد و صاحب چند فرزند علاءالدین، فریدا، ماریا و امیلیا شد. وی از طریق اشرف سبحانی با تره سبحانیهای بهائیت مرتبط می شود. پیشتر ریاض سبحانی و فرزندانش را معرفی کرده بودیم.
جمال تحصیلات خود را تا سطح دیپلم ادامه داد و سپس در کارخانجات "پپسیکولا" مشغول به کار شد و ریاست بخش سفارشات این شرکت را برعهده گرفت. اما پس از مدتی در پناه حمایتهای رژیم پهلوی از بهائیان خود صاحب معدن و صنعت شد. تا جائی که تعداد کارگران او صدها نفر گزارش شده است.
وی شرکتی برای تولید زغال تأسیس نمود و سپس به تولید آجر روی آورد و پیشرفتهترین کارخانه آجرسازی را در زمان خود تاسیس کرد.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی و با فرار تعدادی از سران فرقه بهائیت جمال نیز مدتی فراری بود اما همزمان توانست با تجدید سازمان عناصر این فرقه، به عضویت سومین "محفل روحانی ملی بهائیان" در آید. اعضای این محفل 9 نفر بودند. در ۷ شهریور ۱۳۶۲، دادستان کل انقلاب، فعالیت تشکیلاتی بهاییت در ایران را ممنوع اعلام نمود و در نتیجه محفلی ملی و حدود ۴۰۰ محفل محلی بهائیت، تعطیل شد. چهار عضو محفل ملی هم به جرم جاسوسی و تبهکاری اعدام شدند. اما خانجانی جان سالم به در برد و با حفظ سرمایه خود، فعالیت اقتصادی خویش را در اموری چون مزرعه مکانیزه و عینکسازی به کار گرفت. احتمالاً بخشی از سرمایه محفل ملی بهائیت نیز به وی سپرده شد تا بتواند آنها را نگه دارد. وی با بهائیان مقیم آمریکا و کاندا نیز مرتبط است.
با اقامت فرزند 50 ساله جمال، یعنی "فریدا" درچین، ارتباطات بین المللی جمال به شرق دور نیز توسعه یافت.
جمال، با وجود تعطیلی محفل ملی بهائیت، به بازسازی تشکیلات این حزب صهیونیستی در قالب دیگری ادامه داد و همراه با چند نفر "گروه یاران" را به عنوان بدیل "محفل ملی" تشکیل داد. این گروه در زمستان 1386 با بازداشت یک عضو آن شناسائی شد. سپس خانجانی و 5 عضو دیگر گروه یاران در۲٥ اردیبهشت ۱۳۸۷ دستگیر شدند. وکالت آنان را "شیرین عبادی" عهدهدار شد و همزمان رسانههای غربی و محافل شبه حقوق بشری، با تبلیغات وسیع از دستگیری 7 رهبر بهائیت سخن گفتند و خواستار آزادی بی قید و شرط آنان شدند.
در مرداد ماه سال 1389، شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب با ریاست قاضی مقیسه، این 7 تن را به جرم جاسوسی برای اسرائیل و تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی به ۲۰ سال حبس تعزیری محکوم کرد.
علاءالدین خانجانی، متصدی سرمایه بهائیت
پس از حبس جمال، فرزندش علاءالدین مشهور به "نیکی" ضمن تصدی کار عینکسازی پدرش، همراه با فردی به نام "ناصر عرشی مقدم"، صیانت از سرمایههای اقتصادی بازماندگان بهائیت را ادامه دادند.
علا (نیکی)، البته مدیریت شبهنظامیان بهائیت را هم ادامه تا جائی که در فتنه 88 ردپای بسیاری از آنان در اردوکشیهای خیابانی دیده میشد. در عاشورای 88 نیز نزدیکان علا(نیکی) حضور داشتند.
وی در ۲۱ بهمن 1388 در خانه خود بازداشت شد ولی سهشنبه ۲۵ اسفندماه با تودیع وثیقه از زندان اوین آزاد شد.
دامنه فعالیت علا، تنها به مدیریت شبه نظامیان متوقف نمیماند وی از طریق یکی از نزدیکانش به نام "نوید خانجانی" و "ناصر عرشی مقدم" با برخی از سران فتنه مرتبط بود. تنها یک گزارش حاکی است، اینان در ایام منتهی به عاشورای 88، بیش از 40 تماس تلفنی با یک آقازاده متواری داشته اند.
فؤاد خانجانی؛ افسر مخفی
موقعیت "فواد خانجانی" در میان شبه نظامیان بهائیت همانند "آرتین غضنفری" است. از یک سو با اشرافیت ثروتمند بهائی متصل است و از سوی دیگر پا در حلقه آشوبگران خیابانی دارد.
فؤاد، فرزند علا و نوه جمال الدین خانجانی است. وی چندین بار به دلیل فعالیتهای غیرقانونی بازداشت شده است. در موارد آخر پس از عاشورای 88 در ١١ اسفند همان سال و سپس در ٧ اردیبهشت ١٣٨٩ بازداشت شد. وی نهایتاً به ۴ سال زندان محکوم شده است.
لواء خانجانی و بابک مبشر
لوا، خواهر فؤاد، فرزند علاء و نوه جمال الدین خانجانی است. لوا متولد 1365 است و با "بابک مبشر" ازدواج کرده است. وی به اتفاق همسرش و برادرش فؤاد و نیز پیام فنائیان در اغتشاشات روز عاشورا شرکت داشتند.
لوا، پس از دستگیری همسرش، بابک مبشر، در 13 دی 88 بازداشت شد. وی 10 اسفند ماه با پرداخت وثیقه آزاد گردید. پس از رسیدگی به پرونده وی، دادگاه انقلاب در حکم اولیه خود، او را به دو سال حبس محکوم کرد.
بابک مبشر همسر لوا، متولد 1357 است. وی نیز در 12 دی 1388 بازداشت و در ٢٢ اسفند، با ارائۀ جواز کسب به عنوان وثیقه آزاد شد.
وی به همراه همسرش و نیز برخی از بستگانش از جمله "لقا مبشر" در آشوبهای عاشورای 88 حضور داشت.
سیاوش خانجانی و پیوند با بیت العدل
"سیاوش خانجانی"، خواهر زاده "جمال الدین خانجانی" است. او در کانادا مقیم است و مستقیماً با بیت العدل در سرزمینهای اشغالی مرتبط است. پس از آنکه "اشرف سبحانی" همسر "جمال خانجانی" در زمستان 1389 درگذشت، سیاوش در کانادا برای اشرف (زن دایی خود) مراسم یادبود برگزار کرد. در این مراسم پیامهای بیتالعدل نیز قرائت گردید.
سیاوش رابط سران فرقه ضاله در ایران و اسرائیل بود و احکام و فرامین بیتالعدل را به آنان ابلاغ می کرد.
سیاوش، برادری به نام "پرویز" دارد که در اصفهان مقیم است. سیاوش از طریق بستگان خود به ویژه "نوید فرزند پرویز" با یک واسطه با "مهدی کروبی" و "میرحسین موسوی" و دیگر سران فتنه سبز مرتبط بود. راز حمایت فرقه بهائیت از این دو در جریان فتنه 88 را از طریق همین ارتباطات تشکیلاتی-خانوادگی میتوان دریافت. برای همین بود که به سرعت پس از عاشورای 88 میرحسین موسوی، آشوبگران را "مردان خداجو" خواند.
بعد از بازداشت پیاده نظام بهائیان، سایتهای نزدیک به موسوی و کروبی، به نفع آشوبگران بهائی به جلو فرار کردند! آنها مدعی شدند دستگیر شدگان بهائی تحت فشار اعتراف خواهند کرد که با اسرائیل مرتبط بودهاند! گو اینکه سایتهای هوادار کروبی و موسوی پیشاپیش با افشای محتوای اعترافات میخواستند، آنها را لوث کنند. آنان از افشای ارتباط سران فتنه سبز با سران بهائیت و اسرائیل بیمناک بودند. ای کاش فراتر از بیم، شرم هم داشتند.
نوید خانجانی و شبکه ارتباطی
از دیگر فعالان تیره خانجانی، "نوید" است. به دلیل اهمیت جایگاه وی در فعالیتهای وسیع اطلاعات بیشتری از او ارائه می کنیم. تا کنون اطلاعات شناسنامهای زیر را از نوید به دست آوردهایم. شماره شناسنامه او 15443 و کد ملی وی 1292082577 و متولد ۱۶ مرداد ۱۳۶۶ در اصفهان است.
نوید یک خواهر و برادر دارد که هر دو متأهل هستند. پدر و مادر نوید "پرویز" و "ناهید" نام دارند. اما از همه اینها مهمتر نوید، نوه خواهر "جمال الدین خانجانی" است. او از فعالان شبکه جوانان بهائی در اصفهان است و توانست با وازدگی دولت خاتمی به دانشگاه راه یابد.
در آن زمان به بهائیان سفارش شده بود، کادر "مذهب" را در فرمهای ثبت نام کنکور خالی بگذارند و بیدردسر وارد دانشگاه شوند. بدین ترتیب بسیاری از جوانان بهائی به دانشگاه راه یافتند و از طریق ارتباطات شبکهای توانستند در تشکلهای دانشجوئی نفوذ کنند. یکی از افراد موفق در این عرصه "نوید خانجانی" بود. وی در گروهکهای متعددی که اغلب تنها اسامی مختلف دارند و با یک بند به هم متصل هستند عضویت دارد؛ عضو شورای مرکزی کمیته گزارشگران حقوق بشر، پایه گذار کمیته حق تحصیل (برای بهائیان!)، عضو مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، مؤسس جمعیت مبارزه با تبعیض تحصیلی(!) و... است.
وی با چند زبان آشناست فرانسه و آلمانی را به خوبی صحبت می کند. وی مستقیماً با سران آلمان، فرانسه و آمریکا مکاتبات رایانامهای داشت. نکته آنست که اعتماد سران این کشورها به یک جوان بیست و چند ساله بدون پشتوانه تشکیلاتی قوی ممکن نیست.
نوید از طریق عموی خود "سیاوش خانجانی" با شبکه جهانی بهائیت و رژیم صهیونیستی مرتبط شده است. سیاوش، در سال 88 مرتب با نوید ارتباط تلفنی و رایانامهای داشت و با وجود رعایت مسائل ایمنی، نوید صحبت های نسبتاً صریحی درباره آینده نظام مقدس جمهوری اسلامی با عموی خود رد و بدل می کرد.
به علاوه نوید با صدای آمریکا و محافل به اصطلاح حقوق بشری کانادا و آمریکا مرتبط بود. وی در گفتگو با رسانههای ضد انقلاب، مدعی شد که طی مصاحبهای با علیرضا داوودی از آشوبگران زندانی، از شکنجههای زندان خبرهای بسیاری دارد. داوودی، پس از آزادی از زندان، در ۷ مرداد ۸۸ درگذشت و دیگر فرصتی برای تکذیب ادعاهای نوید خانجانی نداشت.
به علاوه وی با گروهکهای چریکی معاند همانند منافقین نیز مرتبط بود. پس از مراجعه نهادهای مسئول برای بازداشت نوید خانجانی، در منزل شخصی وی تجهیزات امنیتی کشف و ضبط شد.
نوید خانجانی، بیشتر میکوشید از زبان "سپهر عاطفی" و "حسام میثاقی" از دیگر عناصر فرقه صهیونیستی بهاییت، با دیگران ارتباط بگیرد و آنها را مدیریت کند. از طریق همین واسطهها، نوید، علاالدین خانجانی و فرزندان و بستگانش، لوا و فواد خانجانی، بابک مبشر، ژینوس سبحانی، آرتین غضنفری، مهران روحانی، فرید روحانی، نگار ثابت و ... را مدیریت میکرد.
در جریان حوادث عاشورا، نوید از طریق واسطههای این چنینی، شبهنظامیان بهایی را برای شرکت در اغتشاشات تهییج میکرد. یکبار وی صریحاً برهم زدن نظم عمومی جماران را به واسطههایش ابلاغ میکند.
بعد از حوادث عاشورا علا، لوا، بابک مبشر و... بازداشت شدند. اما برخی گزارشها از سهلانگاری مسئولان در قبال نوید خانجانی حکایت داشت. البته ضرورتاً این سهلانگاری را نمیتوان به منزله نفوذپذیری این مسئولان در قبال وی قلمداد کرد. چه بسا فرصت دادن به وی برای شناسائی ابعاد بیشتری از ارتباطات او، می توانست توجیهی برای سهلانگاری ظاهری در قبال او باشد.
نوید خانجانی با سران فتنه رابطه نزدیکی داشت و به نوعی یکی از سرپلهای فرقه صهیونیستی بهائیت با آنها بود. وی از طریق "شیوا نظر آهاری" با کروبی، رهنورد، موسوی و... مرتبط میشد. در این خصوص در آینده بیشتر سخن خواهیم گفت. انشاالله.
بهفر خانجانی
از دیگر افراد تیره خانجانی "بهفر" است. بهفر خانجانی، از بستگان جمال الدین و از فعالان بهائی در استان سمنان است. بهفر به همراه "افشین ایقانی"، " سیامک ایقانی"، "علی احسانی"(شوهر خواهر بهفر)، "، "سید ظهور نبوی"، "سید علیرضا نبوی"، "سید ضیاء نبوی"، "عاطفه نبوی" ، "عادل فنائیان" و... مدیریت شبکه صهیونیستی بهائیت در این استان را برعهده دارند. آنان با مرکزیت "بهفر" ضیافت 19 روزه برگزار می کنند و در پوشش جلسات نیایش به تبادل اخبار و مدیریت شبکه بهائیت می پردازند.
بهفر، از طریق نوید خانجانی با صهیونیستها و از طریق "فالح عبدالله المنصور" با محافل شبه حقوق بشری در هلند مرتبط بود و عناصر خود را به اردوکشی های خیابانی تشویق میکردند. از آنجایی که آنان در استان سمنان ظرفیت فتنهانگیزی خیابانی نداشتند عوامل خود را به تهران اعزام می کردند. در همین راستا، "عاطفه نبوی" و "ضیاء نبوی"، که عمو زاده یکدیگرند، در جریان راهپیمایی غیرقانونی 25 خرداد 1388 نقش آشوبگرانه داشتند و بازداشت شدند.
بهفر خانجانی و افشین ایقانی هم در فتنهانگیزی سال 88 تحرکاتی در استان سمنان داشتند و پس از عاشورای 88 و در ١٥ دی ماه دستگیر شدند. وکالت آنها را "نسرین ستوده" عضو گروهک شیرین عبادی (کانون مدافعان حقوق بشر) بر عهده گرفت.
بهفر نهایتاً به استناد مواد ۴۹۸ تا 500 قانون مجازات اسلامی و به جرم "تشکیل گروههای غیرقانونی" و "عضویت در آن" و "تبلیغ علیه نظام" محاکمه شد. حکم وی در ۱۴ اردیبهشت ۸۹ صادر و نامبرده به ۴ سال حبس تعزیری محکوم گردید.
ناصر عرشیمقدم
وی از شرکای تجاری جمال خانجانی است و پس از حبس او، همراه با علا خانجانی مسئول اداره فعالیتهای اقتصادی وی را بر عهده دارد. عرشی مقدم، با برخی از عناصر شاخص سیاسی که بعضاً مرتبط با جریان فتنه بودند از جمله با یک آقازاده متواری، در ارتباط بود.
اشرف سبحانی
اشرف سبحانی، متولد 1308 همسر جمال خانجانی است. او از همسر خود 4 سال بزرگتر بود و در حدود 30 سالگی با وی ازدواج کرد. وی در 19 اسفند 1389 درگذشت. مرگ وی و اخبار مرتبط با تدفین او، بازتاب بسیار وسیعی در رسانههای غربی از جمله بی بی سی، داشت. روسای فرقه بهائی خواستار آزادی خانجانی به دلیل مرگ همسر شدند و از اسرائیل برای وی پیام تسلیت فرستادند. شخصیتهای دیگری هم از کانادا، هلند، انگلیس، نیوزلند و... برای وی پیام دادند.
گزارشهای اغراق آمیز این رسانهها، مراسم تدفین او را باشکوه و با حضور 5 تا 10 هزار نفر توصیف کردند که البته مشاهده تصاویر و گزارشهای میدانی این رقم را درشتگوئی می نمایاند.
وی ضمن مدیریت بانوان بهائی، به طور مستقیم و غیر مستقیم در پوشش سرپرستی کودکان فقیر و راهاندازی مهدکودک در نقاط محروم از جمله در مشهد، بم، کهکیلویه و بویر احمد، شیراز و... زمینه پرورش نسل جدیدی از نوبهائیان را فراهم میساخت.
طایفه فنائیان
از دیگر خاندانهای سرشناس بهائی "فنائیان" است. این خانواده در کنار طایفههای سبحانی و خانجانی نقش بارزی در مدیریت فرقه ضاله بهائیت و نیز چریکهای بهائی در فتنه 88 داشت.
از این خانواده "هوشنگ فنائیان" در شهرستان آمل فعالیت داشت. وی به کار صنعتی اشتغال دارد و از طریق شبکههای اجتماعی و فضای مجازی با دیگر بهائیان در تهران و خارج از کشور مرتبط بود. همچنین در قالب ضیافتهای 19 روزه ضمن تبلیغ بهائیت، عناصر این فرقه را در مازندران مدیریت میکرد. وی در روز ۲۲ اسفندماه 1388 دستگیر و به 4 سال حبس به جرم عضویت در گروههای غیرقانونی و تبلیغ علیه نظام محکوم شد.
از نزدیکان او "پیام فنائیان" در تاریخ 10/11/88 در دادگاه انقلاب چنین میگوید: «در ضیافتها ابلاغ تشکیلات مبنی بر حضور در تجمعات به ما ابلاغ شد. بهائیان تمامی امور خود را با هماهنگی بیت العدل انجام می دهند. من به درخواست آرتین غضنفری ناظم منطقه 6 بهائیت تهران در تجمعات حضور پیدا کردم. ما به همراه دوستانمان در اغلب تجمعات بعد از انتخابات حضور داشتیم. تا قبل از این انتخابات و انتخابات مجلس هشتم، ما اجازه شرکت در انتخابات و فعالیت های سیاسی را نداشتیم ولی با ابلاغ بیت العدل در حین انتخابات مجلس هشتم و به صورت ویژه تر در انتخابات ریاست جمهوری دهم وارد عرصه فعالیت سیاسی و انتخابات شدیم.»
پیام فنائیان از سوی آرتین غضنفری و نوید خانجانی مدیریت میشد. وی در پی آشوبهای خیابانی عاشورای 88، در روز 13 دی ماه بازداشت و از سوی دادگاه انقلاب به 6 سال حبس تعزیری محکوم شد. اما محکومیت وی در دادگاه تجدید نظر به یک سال حبس قطعی کاهش یافت. وی در روز 12 خرداد 89 آزاد شد.
از دیگر عناصر طایفه "فنائیان"، عادل است. عادل فنائیان، در سمنان سکونت داشت و همراه با "بهفر خانجانی" به مدیریت عناصر این فرقه مشغول بود. وی در اوایل دهه ۶۰ بازداشت و متعهد شد که از تبلیغ بهائیت دست بردارد. اما در جریان فتنه 88 مجددا فعالیت علنی خود را شدت بخشید و مجددا بازداشت شد اما فعالیت خود را متوقف نکرد و در واقع با تداوم حبس "بهفر خانجانی" و دیگر عناصر بهائی استان سمنان، جای او را در سرپرستی شبهنظامیان بهائی در این استان پر کرد. و کوشید با همکاری "زهره نیک آئین"، "الهام روزبهی"، "گودرز بیدقی"، "روفیا بیدقی"، "سپهر سسبحانی"، "ژینوس نورانی" و... شبکه بهائیت را در استان سمنان فعال نگه دارد.
عادل فنائیان در ۲۳ آبان ماه سال ۸۹ به مدت دو هفته بازداشت شد و با وثیقه ۲۰۰ میلیون تومانی موقتا آزاد شد. وی نهایتاً پس از محاکمه در دادگاه انقلاب، به جرم تبلیغ علیه نظام و اقدام علیه امنیت ملی به ۶ سال حبس تعزیری محکوم شد.
طایفه "شادمهر" و رمزخوانی دوباره ز.ش
در دو شماره پیشین این گزارشها، اقرارهای فردی از پیاده نظام بهائیان را ذکر کردیم که ما را به "آرتین غضنفری" رهنمون میساخت. این فرد با نام مختصر ز.ش معرفی میشد. وی در گفتگوی خود با ویژه نامه پتک جمهوریت(روزنامه جوان. خرداد 1389) به همه ابعاد فعالیت خود و دیگر عناصر بهائی اشاره نکرد. بنابراین ضمن معرفی بیشتر وی زوایای ناگفتهای را روشن میسازیم تا از طریق وی با طایفه دیگری از فعالان بهائی آشنا شویم.
نام کامل وی "زواش شادمهر" است. او پسر "ابراهیم شادمهر" و از عناصر فعال بهایی در آشوبهای فتنه 88 بود. خود وی اقرار میکند که از طریق کنترل تلفن هرماه، شناسائی و بازداشت شده است. وی سردسته یک گروه چند نفره در اغتشاشات بود و در حاشیه بازیهای فوتبال گروهی و جلسات موسیقی، تحلیل و ارزیابی سران بهائیت را از اوضاع سیاسی میگرفت. این تحلیلها را مافوق وی آرتین غضنفری در برنامههای فشرده 10 دقیقهای ارائه میداد و سپس وظایف دسته زیر مجموعه شادمهر را روشن میساخت. شادمهر در شرایط حساس، فرامین غضنفری را از طریق پیامک و رایانامههای دریافت و به زیر مجموعه خود ابلاغ میکرد.
وی در روز 13 دی 1388 (یک هفته بعد از عاشورا) بازداشت شده بود که همگی در روز در ۹ اسفند ۱۳۸۸ به قید وثیقه آزاد شدند.
ابراهیم شادمهر، پدر زاوش و آریا شادمهر اهل هنر است. او همراه با فرزندانش در 18 دی 1388 بازداشت و به اتهام "تبلیغ بهائیت" محاکمه گردید.
آریا شادمهر، برادر کوچکتر زواش نیز به همراه جمعی دیگر از بهاییان در عاشورای 88 به آشوبگری میپرداختند که نهایتاً در 21 بهمن 1388 در خانه خود دستگیر شد.
طایفه روحانی
از دیگر خاندانهای بهائی "طایفه روحانی" هستند که در آشوبهای 88 نیز نقش چشمگیری داشتند. عناصر این طایفه نیز از طریق نوید خانجانی و آرتین غضنفری به اردوکشی خیابانی کشیده میشدند.
از این طایفه "فرید روحانی" با فؤاد خانجانی، پسر علاء الدین و نوه جمال الدین خانجانی، به طور مستقیم در ارتباط بود. فرید روحانی و فؤاد خانجانی، پس از آشوبگری در عصر عاشورای 88 در ۱۳ دیماه بازداشت شدند. فرید روحانی، در 9 اسفند با تودیع وثیقه، بهطور موقت آزاد شد.
وی در روز ۲۰ آذر 1389 در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران محاکمه شد و جرم وی «اجتماع و تبانی، مشارکت و اخلال در نظم عمومی» عنوان گردید.
از این طایفه "مهران روحانی"(برادر فرید)، "شیدا یوسفی" (خواهر زن مهران) و "احمد روحانی" در آشوبهای روز عاشورا فعال بودند و بازداشت و محاکمه شدند.
طایفه احسانی
یکی دیگر از خاندانهای بهائی فعال در اردوکشیهای خیابانی خانواده احسانی بودند. از این خانواده "علی احسانی" داماد خانواده خانجانیهاست. همسر علی احسانی، خواهر بهفر خانجانی، سر حلقه بهائیت سمنان است. علی احسانی در برگزاری جلسات ضیافت 19 روزه، بهفر را یاری می کرد.
از خانواده احسانی "بشیر" و مادرش "ماریا جعفری" نیز فعالیت چشمگیری داشتند. بشیر احسانی، در فتنه روز عاشورای 88 شرکت فعالی داشت و در 21 بهمن 1388 همراه با مادرش ماریا جعفری دستگیر شد.
ماریا، جعفری دخترخاله "پیام فنائیان" نیز هست. بدین ترتیب خانواده احسانی از یک سو به طایفه خانجانی و از سوی دیگر به طایفه "فنائیان" دو طایفه بزرگ فرقه صهیونیستی بهائیت متصل است.
خانواده هویدایی
خانواده هویدایی نیز از تیرههای سرشناس فرقه ضاله بهائیت هستند. از این خانواده "نیکاو هویدایی" (متولد 1359) در جریان اردوکشیهای خیابانی شناسائی شد. وی همراه با همسرش "مونا میثاقی"(عدل پیما) در اغتشاش روز عاشورا شرکت کرده بود. این دو در 13 دی ماه 1388 دستگیر و همان روز آزاد شدند اما با تکمیل پرونده و آشکار شدن ارتباطات وسیع آنها با دیگر شبهنظامیان بهائی مجددا در 21 بهمن 1388 دستگیر شدند. نهایتاً "مونا" ۱۰ اسفند و "نیکاو" ۸ اسفند با قرار وثیقه آزاد شدند.
این رشته سر دراز دارد
از دیگر فعالان فرقه بهائی در فتنه 88 "پدرام سنایی"، "سیمین مختاری"، "هوتن سیستانی"، "اشکان بصاری"، "نیما حقار"، "رومینا ذبیحیان"، "ترانه قانونی"، "نغمه قانونی"، "ریاض فیروز مندی"، "اسداله جابری"، "پیام اغصانی"، "دیدار رئوفی" و... بودند که معرفی آنها بحث ما را به تفصیل میکشد.
جستجوی این رشته تبارسالارانه گرچه سر دراز دارد اما از هر سو ما را به یک مسیر رهنمون میسازد. همه راه ها به استکبار جهانی و شبکههای امنیتی موساد و سیا ختم میشود.
در آینده به پیوندهای چریکهای بهائی با سران فتنه 88 اشاره خواهیم کرد. انشالله