تاریخ انتشار : ۱۲ شهريور ۱۳۹۱ - ۱۴:۲۰  ، 
کد خبر : ۲۴۵۶۸۹

بحران صعودی سعودی‌ها


حسین میزان
دومینوی مرگ فرزندان عبدالعزیز آل‌سعود، وضع نفت‌خیزترین کشور جهان را پیچیده‌تر از هر زمان دیگری کرده است. هنوز 8 ‌ماه از مرگ سلطان بن‌عبدالعزیز، نخستین ولیعهد ملک عبدالله نگذشته بود که نایف هم در سن 79 سالگی مرد تا اوضاع سعودی‌ها قمر در عقرب‌تر از پیش شود و دربار این کشور رنگ ثبات به خود نبیند. سن و سال بالای شاهزادگان خود به عاملی برای خلق بحران تبدیل شده و مجال رقابت را برای رسیدن به قدرت و ولیعهدی فراهم ساخته است. سن و سال فرزندان عبدالعزیز به قدری بالاست که هر لحظه احتمال مرگ هر یک از 43 فرزند ذکور باقی مانده‌اش وجود دارد و حتی نوه‌ها نیز برای دستیابی به قدرت حریص شده‌اند و دیگر مانند سابق فاصله خود از تخت سلطنت سعودی را از زمین تا آسمان نمی‌بینند و هر یک سودای ولیعهدی و حتی پادشاهی دارند. هرچند مرگ سلطان بن عبدالعزیز کمتر از یکسال قبل هم اختلافاتی را در دربار سعودی بر سر ولیعهدی به وجود آورد اما به نظر می‌رسد اکنون سعودی‌ها با بحرانی به مراتب سخت‌تر برای شناسایی ولیعهد آتی خود مواجهند.
پس از مرگ سلطان، هرچند نایف با اقبال صد‌درصدی شاهزاده‌های سعودی مواجه نبود، اما پروسه طولانی مدت بیماری سلطان سبب شده بود وی از مدت‌ها قبل خود را برای ولیعهدی آماده کند و در این راه حمایت ملک عبدالله را هم جلب کرده بود. لذا قبل از مرگ سلطان، اجماع نیم‌بندی درباره ولیعهدی نایف در میان خاندان‌های مختلف سعودی وجود داشت حال آنکه همان اجماع نیم بند هم درباره ولیعهد بعدی عربستان وجود ندارد و مرگ تقریبا نابهنگام نایف، شوک سیاسی شدیدی را در دربار سعودی سبب شده است. همین موضوع می‌تواند اختلافات موجود در میان سعودی‌ها را به شکل قابل توجهی تشدید کند. اختلافاتی که بر کسی پوشیده نیست و کسی هم توان حل و فصل آن را ندارد. آمریکایی‌ها که می‌دانند هر گونه بحران داخلی در عربستان می‌تواند منافع استراتژیک آنها را در خاورمیانه و منطقه خلیج‌فارس با تهدید و تحدید جدی مواجه سازد، بارها کوشیده‌اند با میانجیگری اختلافات داخلی سعودی‌ها را حل و فصل کنند اما اختلافات موجود میان خاندان‌های سعودی از سدیری‌ها گرفته تا آل‌فیصل و آل‌ثنایان، عمیق‌تر از آن است که با ملات آمریکایی‌ها پر شود.
با این حال بعید است سران ایالات متحده دست روی دست بگذارند و تحولات دربار سعودی را نظاره‌گر باشند چرا‌که هرگونه بحران در این کشور و اختلال در صادرات نفت عربستان، ضربه‌ای جبران‌ناپذیر برای آمریکا محسوب می‌شود و سران این کشور بی‌تردید با وخامت حال نایف‌، لابی‌های خود را برای تعیین ولیعهدی جدید و در عین حال نزدیک به خود آغاز کرده‌اند. به این امید که از قطع شریان حیاتی خود ممانعت به عمل آورند. نکته قابل تأمل دیگر، به نقش ملک عبدالله در تعیین نایف به سمت ولیعهدی باز می‌گردد. در زمان مرگ سلطان بن عبدالعزیز، شخص ملک عبدالله نقش مهمی در تعیین ولیعهد ایفا کرد. نقشی که اکنون از ایفای آن عاجز است.
در حال حاضر گفته می‌شود ملک عبدالله شدیدا به آلزایمر مبتلاست به نحوی که توان شناسایی اطرافیان خود را هم ندارد و همین عامل سبب شده است عملا نتواند در تعیین ولیعهد بعدی نقشی حتی کمرنگ، بازی کند. خلأ قدرتی که نبود ملک عبدالله ایجاد می‌کند، زمینه را برای گسترش بحران در دربار سعودی بیش از پیش فراهم می‌سازد. در حال حاضر نزدیک‌ترین‌گزینه به ولیعهدی، سلمان بن عبدالعزیز 77 ساله است که تنها 2 سال از نایف کوچک‌تر و برادر تنی وی و ناتنی ملک عبدالله است. به قدرت رسیدن سلمان که در حال حاضر امیر ریاض و وزیر دفاع عربستان محسوب می‌شود، ولیعهدی را در خاندان سدیری‌ها نگاه خواهد داشت. بویژه که سلمان با اقبال سران ایالات متحده هم مواجه است و تنها دغدغه کاخ سفید برای به قدرت رسیدن سلمان کهولت سن وی است. مشکلی که در دربار سعودی اپیدمی شده است و راه‌حلی هم برای آن وجود ندارد. آمریکایی‌ها نگران آنند که سلمان هم به سرنوشت نایف دچار و بی‌ثباتی موجود در دربار سعودی تشدید شود.سلمان کلا در عربستان به عنوان شخصیتی لیبرال و طرفدار غرب شناخته می‌شود و وجوه افتراق قابل توجهی با نایف دارد که از سلفی‌ها حمایت می‌کرد و نگاهی سنتی به جامعه عربستان داشت.
با این حال به نظر می‌رسد این بی‌ثباتی موجود در حاکمیت سعودی‌فرصتی مغتنم برای بیداری اسلامی محسوب می‌شود. اختلافات موجود در دربار، بستر را برای حرکت‌های انقلابی ضد‌سعودی در این کشور بیش از پیش مهیا ساخته است. همچنین با وجود تنش‌های داخلی در عربستان، احتمالا از حجم دخالت‌سعودی‌ها در بحرین کاسته خواهد شد و انقلابیون بحرین بر تحرکات خود علیه آل‌خلیفه خواهند افزود. درگیری‌های داخلی در عربستان می‌تواند انقلاب مردم بحرین را که بیش از یکسال از آغاز آن می‌گذرد به سرانجام برساند. افزون بر این بی‌ثباتی موجود در عربستان بی‌تردید از دخالت‌های این کشور در سوریه و عراق خواهد کاست. تا پیش از این عربستان نقشی مهم در اختلافات سیاسی عراق ایفا می‌کرد اما به نظر می‌رسد با مرگ نایف تا حدودی این مجال از سعودی‌ها گرفته شود. همچنین در سوریه هم عربستان به یکی از بازیگران اصلی تبدیل شده بود که نقشی بی‌بدیل در صدور تروریست به این کشور و تجهیز و تهییج شبه‌نظامیان علیه دولت مردمی بشار‌اسد، ایفا می‌کرد.
در شرایط کنونی مشاجرات و اختلافات داخلی در دربار سعودی، فرصت دخالت‌در سوریه را از آنها سلب کرده و فرصتی مغتنم را برای پاکسازی ‌تروریست‌ها در اختیار دولت بشار اسد قرار داده‌است. اما تراژدی برای سعودی‌ها وقتی تکمیل می‌شود که بدانیم هر لحظه احتمال مرگ ملک عبدالله هم وجود دارد. مرگ ملک عبدالله مبتلا به سرطان در شرایط کنونی می‌تواند میخ آخر را بر تابوت رژیم سعودی بکوبد. آیا به راستی عمر رژیم سعودی ‌هم مانند شاهان و شاهزادگانش به‌سر آمده است؟

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات