تاریخ انتشار : ۱۱ شهريور ۱۳۹۱ - ۱۱:۳۲  ، 
کد خبر : ۲۴۵۷۰۸

اژدهای زرد به جنوب و مرکز آسیا می‌‌خزد (بخش سوم)

اشاره: سرویس خارجی: آنچه چین و پاکستان را در مقطع حساس کنونی به یکدیگر نزدیک می‌کند، احساس مشترک تهدید از جانب آمریکاست. عملیات نظامی آمریکا در افغانستان و پروژه مبارزه با تروریسم، پای پاکستان را به معرکه‌ای بازکردکه به مرور این کشور را در برابرآمریکا قرارداد و این تهدید تا به آن حد جدی است که پاکستان را وادار به ایجاد اتحادی استراتژیک با چین، برای دفع خطرات احتمالی آینده کرد. در این بخش از مقاله، خوانندگان گرامی با زمینه‌های نزدیک شدن پکن و اسلام آباد به یکدیگر، بیشتر آشنا می‌شوند.

تاکنون نه فقط پاکستان حاضر نشده مسیر تدارکاتی ناتو را باز کند بلکه تلاش‌ آمریکایی‌ها برای استفاده از ابزارهای مختلف برای بازگشایی این مسیر، ناکام مانده است.
در محاسبات سیاسی، آمریکا تلاش می‌کند با نزدیکی هر چه بیشتر به هند، پاکستان را به برقراری رابطه و بازگشایی مسیر تدارکاتی ناتو تحریک کند، اما در مقابل، پاکستان می‌خواهد با واکنش‌های مقتدرانه، استقلال خود در سیاست خارجی را به نمایش بگذارد.
برای مثال «شکیل افریدی» پزشک پاکستانی، به جرم ارتباط با سازمان «سیا» برای جمع‌آوری اطلاعات درباره بن لادن به 33 سال زندان محکوم شد؛ موضوعی که دلیل اصلی تهاجم آمریکا به خاک پاکستان برای کشتن اسامه بن لادن را فراهم کرد.
«افریدی» به دلیل انجام واکسیناسیون جعلی در «ابیت آباد» به منظور جمع آوری اطلاعات برای سازمان سیا، به خیانت متهم شد.
از این رو، وی به 30 سال زندان و پرداخت 3500 دلار جریمه محکوم شد که در صورت نپرداختن جریمه، حکم زندان او به 33 سال افزایش می‌یابد. به دنبال صدور این حکم، سنای آمریکا اعلام کرد به ازای هر سال زندان برای «شکیل افریدی»، آمریکا یک میلیون دلار از کمک‌های خود به پاکستان را کاهش خواهد داد.
همچنین با ادامه حملات هواپیماهای بدون سرنشین آمریکایی به خاک پاکستان، «ظهیر‌الاسلام» رئیس سرویس اطلاعاتی پاکستان، سفر خود به آمریکا را به تعویق انداخت و مجلس سنای پاکستان نیز یکی از نمایندگان رابه دلیل داشتن تابعیت آمریکایی، اخراج کرد.
او کسی جز «رحمان ملک» وزیر کشور پاکستان نبود. در محاسبات نظامی همانطور که ذکر شد، چین بودجه نظامی گسترده‌ای را برای خود تدارک دیده و پاکستان نیز اخیرا در آزمایش موشک‌های بالستیک با قابلیت حمل کلاهک هسته‌ای، بسیار فعال شده است.
شاید اظهارات تند علیه پاکستان در کنگره یا از سوی دیگر مقامات آمریکا در خصوص کاهش کمک مالی، تجزیه بلوچستان و مواردی از این قبیل، سبب شده پاکستان حد نهایی تهدیدات نظامی را ببیند و خود را برای آن آماده کند. پاکستان چندی پیش موشک کوتاه برد زمین به زمین «هاتف ـ 9» موسوم به موشک «نصر» را با موفقیت آزمایش کرد. این موشک از قابلیت حمل هر نوع سلاح از جمله کلاهک هسته‌ای برخوردار بوده و می‌تواند اهداف را با دقت بالایی هدف قرار دهد.
حدود دو ماه پیش در تاریخ شش اردیبهشت، پاکستان پرتاب موشک بالستیک «هاتف4» را که قابلیت حمل کلاهک هسته‌ای دارد با موفقیت به پایان رساند. موشک «هاتف-4» یک نوع پیشرفته از موشک «شاهین ـ1» است که قابلیت‌های بیشتری از نظر تکنیکی و برد دارد.
گفته می‌شود که ممکن است این موشک بتواند اهداف 2500 تا 3000 کیلومتری را هدف قرار دهد. در 21 اردیبهشت نیز پاکستان موشک بالستیک کوتاه برد هاتف ـ 3 (غزنوی) با قابلیت حمل کلاهک هسته‌ای را با موفقیت آزمایش کرد.
در مقابل، هند موشک «آگنی ـ 5» را که قابلیت حمل کلاهک هسته‌ای دارد و برد آن 5000 کیلومترتخمین زده می‌شود، با موفقیت آزمایش کرد.
در محاسبات نظامی «میت رامنی» کاندیدای جمهوری خواه انتخابات ریاست‌جمهوری 2012 آمریکا، در مبارزات انتخاباتی خود، ضمن انتقاد از سیاست‌های این کشور اعلام کرد که جهان در خطر است و به ارتش آمریکا نیاز دارد.
وی اعلام کرد در صورتی که به عنوان رئیس ‌جمهوری آمریکا برگزیده شود، قدرت ارتش کشورش را در حدی بالا نگه می‌دارد، به طوری که با هیچ‌یک از قدرت‌های جهان قابل مقایسه نباشد. اما در محاسبات ژئوپلتیک، هند، چین و پاکستان به دنبال حل مشکلات مرزی و تنش زدایی هستند.
پاکستان و چین روابط بسیار نزدیک و عمیقی را در یک دهه گذشته تجربه کرده‌اند. برای هر دو کشور محرک‌های بسیاری برای نزدیکی و اتخاذ مواضع مشترک وجود دارد، اما اکنون که روابط پاکستان و آمریکا در شرایط بسیار ویژه‌ای قرار گرفته است، چین می‌تواند هم به نفع خود و هم در جهت منافع پاکستان و تحدید مزیت‌های استراتژیک آمریکا نقش ویژه‌ای ایفا کند. چین که همواره پاکستان را در موقعیت‌های مختلف حتی در برابر تهدیدات نظامی آمریکا حمایت کرده است، با فرستادن وزیر خارجه خود به اسلام‌آباد، نشان داد که بر تداوم این روند تاکید دارد.
همانگونه که ذکر شد، افغانستان و پاکستان در حقیقت نقش مکمل را در استراتژی آسیایی چین ایفا می‌کنند و پکن در نگاهی کلان‌تر، به منظور مهار نفوذ غرب، به ویژه آمریکا به سمت شرق، در همسویی با راهبرد روسیه ، جنوب و مرکز آسیا را سنگر اصلی قرار داده است. اینگونه است که افغانستان و پاکستان در پیوند با جمهوری‌های استقلال‌یافته از شوروی در آسیای مرکزی ، نقشی حیاتی را در ایجاد سد چین و روسیه مقابل توسعه‌طلبی غرب ایفا می‌کنند.
به این ترتیب می‌توان به میزان اهمیت سازمان همکاری شانگهای در استراتژی پکن و مسکو برای جلوگیری از تشکیل جهان تک قطبی به محوریت آمریکا پی برد.
سازمان شانگهای، همکاری‌های چندجانبه امنیتی ‏
پیمان شانگهای هرچند یک تفاهمنامة همکاری بیشتر اقتصادی و مرزی محسوب می‌شود، اما انعقاد مجموعه‌ای از توافقنامه‌های دوجانبه و چندجانبه امنیتی میان اعضا، اثر گذاری این سازمان را برای رفع مسائل و مشکلات منطقه‌ای و حتی بین‌المللی، افزون کرد.‏
پیمان همکاری شانگهای بیشتر یک تفاهمنامة همکاری اقتصادی و مرزی است که باعث شده کشورهای منطقه‌ای اغلب هم مرز، کنار هم قرار گیرند. از طرفی انعقاد توافقنامه‌های دوجانبه و چندجانبه امنیتی، تا حدود زیادی این قابلیت را به نهاد یادشده داده تا مسائل منطقه را حل کند که بدین ترتیب می‌توان گفت هدف اولیه شکل‌گیری سازمان در سال‌های نخست محقق شده است. ‏
چین، روسیه، ازبکستان، تاجیکستان، قرقیزستان و قزاقستان از اعضای اصلی و ایران، هند، پاکستان و مغولستان از اعضای ناظر سازمان همکاری شانگهای هستند. ‏
مسائل امنیتی در آسیای میانه به ویژه تروریسم، جدایی طلبی و افراطی‌گری دغدغه‌های اصلی این سازمان محسوب می‌شوند. ‏
‏ ساختار منطقه‌ای ضدتروریسم سازمان همکاری شانگهای در نشست ژوئن 2004 در شهر تاشکند ازبکستان تهیه و تصویب شد. این سازمان در سال 2006 اعلام کرد که براساس مفاد توافقنامه منطقه‌ای، با قاچاق مواد مخدر در طول مرزهای کشورهای عضو مبارزه خواهد کرد. ‏
دولت روسیه در آوریل 2006 اعلام کرد که پیمان همکاری شانگهای قصد ندارد به سازمانی نظامی مشابه پیمان ناتو یا پیمان ورشوی سابق تبدیل شود، اما اذعان کرد که برای مقابله با تهدیدهای روزافزون تروریسم، جدایی‌طلبی و افراطی‌گری، ممکن است نیاز به استفاده از نیروهای ارتش کشورهای عضو بوجود آید. ‏
در همین راستا کشورهای عضو، چندین رزمایش مشترک نظامی به اجرا گذاشتند. اولین مانور نظامی در سال 2003 میلادی طی دو مرحله در قزاقستان و چین به اجرا درآمد. ‏
در ماه اوت سال 2005 میلادی رزمایش نظامی بزرگی با شرکت چین و روسیه با نام «ماموریت صلح 2005» به اجرا درآمد. این نخستین رزمایش نظامی مشترک روسیه و چین محسوب می‌شود. ‏
در پی موفقیت این رزمایش، مقامات روسی اظهار علاقه کردند که کشور هند در رزمایش‌های مشترک بعدی حضور داشته باشد و سازمان همکاری شانگهای نقش نظامی نیز در صحنه بین‌المللی ایفا کند. ‏
در پی توافق وزیران دفاع کشورهای عضو پیمان در آوریل 2006، رزمایش نظامی کشورهای عضو در سال 2007 با شرکت 4000 سرباز ارتش چین در منطقه «چلیابینسک» روسیه در اطراف رشته کوه‌های «اورال» و مرز جغرافیایی آسیا و اروپا برگزار شد. ‏
منطقه سازمان همکاری شانگهای از نظر موقعیت ژئوپلتیک و راهبردی، از اهمیت زیادی برخوردار است. در آغاز تصور بر این بود که این پیمان صرفاً کوششی از جانب روسیه و چین برای مقابله و جلوگیری از گسترش ناتو به شرق بوده است، اما بیانیه‌های اجلاس سران، مواضع سران چین و روسیه و نیز تحولات منطقه پس از وقوع حادثه یازدهم سپتامبر و برجسته‌ شدن تهدید طالبانیسم و القاعده، جهت‌گیری‌های ضد تروریستی و ضد افراطی‌گری را نیز در این سازمان تقویت و تشدید کرد. ‏
در ششمین اجلاس سران که در روزهای 14 و 15 ژوئن 2001 در شانگهای چین تشکیل شد، در خصوص ساختار موجود و توسعه آن، مسائل مهم منطقه‌ای و بین‌المللی و همکاری‌های اقتصادی و امنیتی به بحث و تبادل نظر پرداخته شد و اسناد مهمی به امضا رسید که مهم‌ترین توافقنامه مبارزه با تروریسم بین‌المللی، افراطی‌گرایی، قاچاق مواد مخدر و سلاح بود. ‏
به دنبال حادثه یازدهم سپتامبر، حمله آمریکا به افغانستان و نیز نگرانی از گسترش نفوذ عناصر القاعده و طالبان در آسیای مرکزی، اهمیت این منطقه برای غرب به ویژه ایالات متحده آمریکا افزایش یافت و این کشور با بهره‌گیری از فرصت به دست آمده به تحکیم حضور خود و ایجاد پایگاه‌های نظامی در منطقه پرداخت. ‏ کشورهای عضو سازمان شانگهای نیز از شرایط به وجود آمده نگران بودند، بنابراین تحولات تازه در چندین اجلاس به موضوع اصلی گفتگوهای اعضای سازمان تبدیل شد. اما نکته حائز اهمیت این است که دیدگاه سازمان شانگهای در مورد افراط‌گرایی و تروریسم، با دیدگاه ایالات متحده آمریکا در این خصوص دارای تفاوت‌های اساسی است. ‏
کشورهای عضو و ناظر سازمان همکاری شانگهای، روی هم، نه فقط بزرگ‌ترین توان اقتصادی، نظامی، هسته‌ای و فضایی جهان را دارا هستند، بلکه بیشترین تولیدکننده و مصرف‌کننده انرژی در جهان نیز محسوب می‌شوند. ‏
مساحت کشورهای عضو (اصلی و ناظر) این سازمان بیش از 25 میلیون کیلومتر مربع یا یک چهارم سطح خشکی‌های زمین است، با این حال اساسنامه سازمان همکاری شانگهای بر شفافیت عملکرد و بی‌طرفی نظامی آن تاکید می‌کند. علیرغم این موضوع، شکی نیست که سازمان همکاری شانگهای، نقش موازنه دهنده‌ای در صحنه بین المللی به ویژه در مقابل پیمان ناتو و ماجراجویی‌های نظامی ایالات متحده آمریکا ایفا می‌کند. ‏
برای مثال، ایالات متحده آمریکا درخواستی برای عضویت به عنوان عضو ناظر به سازمان همکاری شانگهای ارائه کرده بود، اما این درخواست در سال 2005 از طرف سازمان رد شد. ‏
با این حال، سازمان همکاری شانگهای در مدت تأسیس خود به دستاوردهای بزرگ امنیتی دست یافت. این سازمان درسال‌های اخیر از آمریکا خواسته است که پایگاه‌ها و نیروهای نظامی خود را از خاک تمامی کشورهای عضو خارج کند. پس از این درخواست، دولت قرقیزستان رسماً از آمریکا درخواست کرد که به سرعت برنامه خروج نیروهای آمریکایی و تعطیلی پایگاه هوایی نظامی ‏«ماناس»‎‏ را فراهم کند. ‏
اجلاس سران سازمان شانگهای در جولای 2005 نیز از آمریکا خواست برنامه زمان‌بندی برای خروج از پایگاه‌های نظامی آسیای مرکزی ارائه دهد. براساس این درخواست، نیروهای آمریکایی در پایان سال 2005 پایگاه نظامی «خان‌آباد» ازبکستان را ترک کردند. رسانه‌های غربی این تحول را به مثابه ظهور یک قدرت جدید در این منطقه تلقی کردند. ‏ در واقع، قرار گرفتن مبارزه با تروریسم، افراط‌گرایی و تجزیه طلبی، در لیست اولویت‌های اصلی سازمان شانگهای، انعکاسی از همین نگرانی است. ‏
با این‌حال، نگرانی کشورهای عضو از تشدید اختلافات مرزی و تحرکات نظامی یکدیگر، علت اولیه و اساسی شکل‌گیری پیمان شانگهای به شمار می‌رفت. ‏ این نگرانی‌ها با انعقاد مجموعه‌ای از توافقنامه‌های دو جانبه و چند جانبه، تا حدود زیادی مرتفع شد و به عبارتی هدف اولیه شکل‌گیری سازمان در سال‌های اولیه محقق شد. نکته حائز اهمیت این است که از شش عضو سازمان، چهار عضو یعنی روسیه، قزاقستان، قرقیزستان و تاجیکستان، اختلافات اندکی میان خود داشتند. ‏
به این ترتیب، چین از طریق توافقات پیمان شانگهای، حدود 7000 کیلومتر مرز مشترک خود با روسیه و جمهوری‌های آسیای مرکزی را از هرگونه دل مشغولی و دغدغه امنیتی عمده، رهایی بخشید. ‏ اگر چه اعضای سازمان شانگهای در اغلب اجلاس‌های این سازمان تلاش داشته‌اند که توجه خود را عمدتاً مسائل منطقه‌‌ای متمرکز کنند، اما حضور دو قدرت بزرگ چین و روسیه اجازه نمی‌دهد که این سازمان در اندازه‌های منطقه‌ای باقی بماند. ‏
پذیرش عضویت سه کشور ایران، هند و پاکستان به صورت ناظر در سازمان شانگهای، از نقطه ‌نظر همکاری‌های منطقه‌ای، توانمندی‌ها و ظرفیت‌های این سازمان را به طور قابل ملاحظه‌ای افزایش می‌دهد. ‏        ادامه دارد...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات