تاریخ انتشار : ۱۱ شهريور ۱۳۹۱ - ۱۳:۱۲  ، 
کد خبر : ۲۴۵۷۵۲
دکتر صادق زیباکلام در گفت‌وگو با آرمان:

چرا از مشایی دفاع می‌کنم؟

مهدی بازرگانی مقدمه: صادق زیباکلام می‌گوید: «به من گفته‌اند طرفدار مشایی شده‌ای، در حالی که اینطور نبوده است.» وی پیش‌تر گفته بود: گفتمان مشایی، تفکر جدیدی است که منفک از دو جریان اصولگرایی و اصلاح‌طلب در فضای سیاسی ایران پرورش یافته است. با او درباره مشایی، تحلیل ریشه‌های نقش‌آفرینی او در عرصه سیاست و... گفت‌وگو کردیم.

* داستان مشایی انگار پایان ندارد. شریف‌زاده از نزدیکان مشایی، تلویحا مطرح کرده‌ ایشان عارفند ایشان از جانب مشایی دعوی مناظره کرده‌ است. آقای روانبخش هم گفته‌اند: مشایی فکر می‌کند ویتگنشتاین است و می‌خواهد دیگران را برای دفاع از تفکرش جلو بفرستد. اگر تفکری دارد حاضرم با وی مناظره کنم. این بازی پنهان از کجا ریشه می‌گیرد؟
** اولا موضوع آقای مشایی، موضوع بسیار حساس و پیچیده‌ای است و کلا هرکس که راجع به آقای مشایی صحبت کند اگر به ایشان حمله‌ور شود و ایشان را بکوبد، در نظر اصولگرای واقعی می‌شود. اگر به ایشان توهین نکند و یک مرحله جلوتر بیاید؛ بگوید که ایشان صفات نیک اخلاقی هم دارند، آن‌وقت است که نام دیگری روی او می‌گذارند. من جزو جریان دوم، به‌عنوان کسی که طرفدار آقای مشایی است شناخته شده‌ام. دلیلش هم خیلی واضح بود. من نه از آقای مشایی طرفداری کرده ‌بودم و نه از مواضع فکری و سیاسی ایشان دفاع کرده ‌بودم. دلیل اینکه مرا طرفدار مشایی خواندند این بود که من به ایشان توهین نکردم. این مسئله کافی بود که شما بشوید طرفدار مشایی.
یادم است که در مصاحبه‌ای با روزنامه‌آرمان این موضوع را مطرح کردم. من هیچ‌وقت ندیدم که رحیم‌مشایی بعد از 22 خرداد 88 توهین بکند و منتقدان سیاسی دولت را با الفاظ رایج خطاب کند. صرف اینکه من در آن مصاحبه گفته بودم آقای رحیم مشایی به دیگران توهین نمی‌کنند، باعث شد به من گفته شود که شما طرفدار رحیم مشایی هستید و کار من به همین خاطر بالا گرفت. در خردادماه سال گذشته بود که من مناظره‌ای داشتم با سردار حسین الله‌کرم در قزوین. مسئول بخش بسیج آنجا در بخش پرسش و پاسخ شفاهی چندین بار این مسئله را مطرح کرد که آقای زیباکلام ما تبریک عرض می‌کنیم که شما به آقای مشایی نزدیک شدید و از ایشان حمایت می‌کنید. من آنجا از کوره دررفتم و آن جمله معروف را گفتم. من و آقای رحیم مشایی اساسا هیچ سنخیتی نمی‌توانیم با هم داشته باشیم.
* ولی آقای مشایی، کتاب یا مانیفستی که در آن ایران‌گرایی خود را توضیح بدهد، ندارد. از نگاه خیلی از تحلیلگران سیاسی این رویکرد آقای مشایی، نوعی بازی پنهانِ زیرپوستی برای جلب افکار عمومی تعبیر می‌شود.
** من الان می‌خواهم از آقای رحیم مشایی دفاع کنم. مگر کسانی که می‌گویند ایران‌گرایی و پارسی‌گرایی و از فردوسی و کورش صحبت می‌کنند، مگر همه آنها چند جلد کتاب به‌عنوان مانیفست دارند. مگر همه اینها نظریه‌پرداز بودند که با عطش بحث از ایران را مطرح کرده‌اند. همه آنها از نظر من مثل مشایی بودند و مشایی هم الان مثل آنهاست. خیلی‌های دیگر هم می‌گویند آقای مشایی به ایران و ایران‌گرایی اعتقادی ندارد و اینها را از روی سیاست مطرح می‌کند، برای اینکه با این حرف‌ها و نام‌ها میان بسیاری از ایرانیان برای خودش محبوبیت و پایگاه ایجاد بکند. سوال من این است که مگر شما دستگاه حقیقت‌سنج دارید که الکترود‌هایش را به آقای مشایی وصل کرده ‌باشید و از این طریق متوجه شده‌اید که ایشان دروغ می‌گوید؟ یا اینکه ایشان قلبا اعتقادی به ایران‌گرایی ندارد و تنها در زبانش است. اگر اینطور باشد ما باید 75 میلیون دستگاه حقیقت‌سنج از خارج وارد بکنیم و به افراد وصل کنیم تا ببینیم که افراد وقتی موضوعی را مطرح می‌کنند، چقدر به آن موضوع اعتقاد دارند و چقدر برای محبوبیت و جلب پایگاه این را می‌گویند.
* شما آقای احمدی‌نژاد را جدا از مشایی می‌دانید؟
** ما اینجا درباره احمدی‌نژاد صحبت نمی‌کنیم. آقای احمدی‌نژاد بنا به دلایلی که بسیار پیچیده است، نسبت به رحیم‌مشایی اعتقادی خاص دارد. احمدی‌نژاد اولین کسی نیست که نسبت به فرد دیگری اعتقادات خاصی دارد. احمدی‌نژاد نه اولین کسی است که نسبت به دیگری اعتقاداتی پیدا کرده است و نه آخرین کس خواهد بود. تاریخ بشریت، پر از انسان‌هایی است که نسبت به یک انسان دیگر احساس نزدیکی پیدا می‌کنند. ما داریم رجال و شخصیت‌های دیگر که به یک روحانی یا غیرروحانی این احساس را دارند. ایران پر است از کسانی که نسبت به یک انسان دیگر احساس علاقه خاصی دارند. خدا آقای چمران را رحمت کند.
من نسبت به ایشان چنین حالتی داشتم‌. من این آدم را جدا از بحث‌های سیاسی قبول داشتم. به شکل اتوماتیک پشت این آدم می‌ایستادم و نماز می‌خواندم. پس این چیز عجیبی نیست که کسی نسبت به شخص خاصی، بنا به دلایلی احساس علاقه داشته باشد. حالا توضیح می‌دهم چرا این قضیه در جامعه ما بزرگ شده است. سوال است که چه رابطه پیچیده‌ای بین احمدی‌نژاد و رحیم مشایی هست؟ مشابه این رابطه صدها هزار بار در جامعه ما اتفاق افتاده است.
* شما می‌خواهید رابطه مرید و مرادی را به عرصه سیاست تعمیم دهید؟
** بله، تعمیم می‌دهم. برای اینکه خیلی‌ها بودند و هستند که نسبت به برخی از رهبران سیاسی و دینی این نظر را پیدا کردند. پس این واقعیت جامعه ماست. اگرچه به نظرم مشکل ما در جامعه، این رابطه نیست. اگر این رابطه را احمدی‌نژاد با کسی پیدا می‌کرد که از لحاظ سیاسی با ما خوب بود، ما این را به‌عنوان صفت خوب آقای احمدی‌نژاد تلقی می‌کردیم. اگر احمدی‌نژاد چنین رابطه را نسبت به فردی که شما دوستش داشتید پیدا کرده‌ بود، همه الان به‌به و چهچه می‌کردند. بنابراین شما وقتی به کنه قضیه می‌روید می‌بینید مشکل در رابطه آقای احمدی‌نژاد و مشایی نیست، مشکل در این است که این رابطه نسبت به کسی پیدا شده که ما از لحاظ سیاسی او را قبول نداریم.
* به نظر می‌رسد مشکل نیروهای سیاسی با جریان مشایی این است که شفافیت سیاسی لازم وجود ندارد. هنوز مشخص نیست ایشان چه دیدگاه مشخصی درباره سیاست داخلی و خارجی دارند. کل مطالبی که از ایشان منتشر شده را اگر جمع کنیم، شاید پنج صفحه هم نشود.
** اتفاقا من معتقدم که ایشان خط و ربط سیاسی مشخصی دارند، اما از بس به ایشان انتقاد شده ایشان فرصت نکرده که بگوید من به چه اعتقاد دارم و به چه اعتقاد ندارم. بعد از اردیبهشت 90 ایشان علاوه بر نکات قبل، به مسائل ماورایی و خرافی هم متصف شد، به فساد مالی هم متهم شد. شما اگر در این شرایط خودتان را جای آقای مشایی بگذارید، می‌بینید که نمی‌توانید صحبت بکنید و نمی‌توانید جایی ظاهر شوید. الان اگر آقای مشایی بگوید ماست سفید است یا شب سیاه است، فردا همه به او انتقاد می‌کنند.
* من اگر این پاسخ‌های شما را منتشر کنم، می‌گویند جریان اصلاحات و جریان انحرافی هر دو از یک آبشخورند.
** اتفاقا من می‌خواهم از شما خواهش کنم که اینها را چاپ کنید. من در تمام صحبت‌هایم کجا گفته‌ام که حرف‌های آقای رحیم‌مشایی درست است؟ من فقط و فقط مثل یک وکیل تسخیری، دارم از حقوق اجتماعی و مدنی آقای رحیم مشایی دفاع می‌کنم. معتقدم اینقدری که به آقای رحیم مشایی حمله شده، به ایشان فرصت دفاع داده نشده ست. هیچ روزنامه، ارگان و آدمی جرات نکرده از رحیم مشایی دفاع کند. من کجا آمدم گفتم که افکار ایشان را قبول دارم. حرف من این است که وضع به صورتی شده‌ که فرصتی برای وی به وجود نیامده‌ تا از افکار خودش دفاع کند. یکی دو سال بعد از اینکه آقای احمدی‌نژاد رئیس‌جمهور شد، مشایی سیبل شد. اینجا بود که اصولگرایان به او حمله‌ور شدند. مساله آقای رحیم مشایی این است که چرا احمدی‌نژاد به او ارادت دارد.
* از منظر جامعه‌شناسی سیاسی شما ریشه‌های این نوع انتقادات را در جامعه چگونه تحلیل می‌کنید؟
** احمدی‌نژاد بعد از تیر 84 تجمع همه آمال اصولگرایان شده بود. در سفرهای استانی می‌گفتند یک پدیده جدیدی در سیاست ایران متولد شده‌ است. یادتان رفته که اصولگرایان به او گفتند اسطوره هزاره سوم. ما نمی‌توانیم گذشته را فراموش کنیم. تا قبل از اردیبهشت 1390 احمدی‌نژاد بهترین رئیس‌جمهور بود، اصلا معجزه بود. وقتی این فرد چنین جایگاهی پیدا می‌کند، سوالی پیش می‌آید. چطور ایشان با مشایی نزدیک است و همکاری کند.
* مشکل جریانات سیاسی با آقای مشایی این است که چرا ایشان ده سال پیش این موضوعات را مطرح نکردند؟
** برای اینکه تا قبل از تیر 84 اساسا کسی به نام رحیم مشایی مطرح نبود. از نظر سیاسی ایشان در آن‌ زمان اصلا وجود نداشت، بنابر این خیلی مهم نبود. یعنی شما اگر در زندگی شخصی آقای رحیم مشایی جستجو کنید، می‌بینید که در زمانی که آقای احمدی‌نژاد استاندار بوده، آقای مشایی هم همراهش بوده‌. احتمالا آن زمان هم سفر می‌رفته‌ است و آن زمان هم اعتقادات خاصش را داشته است اما چون به مرکز قدرت سیاسی نزدیک نبود، مهم نبود. آقای رحیم مشایی قطعا این اعتقادات را قبلا هم داشته‌ اما چون ایشان آن هنگام قدرت نداشته موضوع برای همه تا این اندازه مهم نبوده است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات