سیروس محمودیان: ظهر 28 اسفند 90 پس از گپ و گفتهای نسبتا جدی با جمعی از دوستان و تحمل سوز سرمای برفی مسیری نسبتا طولانی به منزل که میرسم با وجود اینکه گرمای مطبوع بخاری و بوی آش گوجه سرحالم میآورد اما هنوز گیر و دارهای ذهنی خود را دارم. اهل خانه از علت در فکر بودنم میپرسند، حرفی برای گفتن ندارم. هنوز زنگ کلام آهنگین دوستم در گوشهایم طنینانداز است که برخی سیاستمداران لائیک ترکیه برای ایجاد تفرقه قومیتی در ایران نگاه ویژهای برای جذب و سرمایهگذاری فرهنگی– سیاسی روی جمع قابل توجهی از دانشجویان و نسل جوان ایرانی دارند که صرفا به عشق تحصیل و ترسیم آیندهای روشن برای خود و میهنشان راهی ترکیه میشوند اما ناخواسته مورد طمع عثمانیگرایان نوظهور وابسته به آمریکا قرار میگیرند؛ عثمانیگرایان بدعهدی که دشمنی تاریخی با ایران و تمدن ایرانی دارند. در غالب دانشگاههای مرکز و شرق ترکیه برای شهروندان آذربایجانی ایران با پیششرط قابل تامل «اثبات مستند ترک بودن» یارانههای خاصی در بخش اخذ شهریه و اعطای امکانات رفاهی– خوابگاهی در نظر گرفته میشود.
عموما برای فریب افکار عمومی و همراهسازی نسل جوان با سیاستهای ضدایرانی، بر تنها دلیل این رفتار شیطانی، عنوان سخاوتمندانه! «عمل به رسالت تاریخی حمایت از ترکهای ایران» گذاشته میشود. اکنون روزانه چندین سرویس ثابت اتوبوس در طول مسیر ارومیه و تبریز با شهر ارزروم ترکیه برقرار است که ایاب و ذهاب انبوه دانشجویان مشغول تحصیل در شهرهای مختلف ترکیه را برعهده دارند. قرار بود من نیز امسال برای آشنایی بیشتر با مساله از طریق یکی از این اتوبوسها راهی ترکیه شوم اما بارش برف تاخیر اجباری در سفرم پیش میآورد که همزمانی تعطیلات نوروزی با شروع سفرم این فرصت ایدهآل را از من بازمیگیرد. وحید یکی از دوستان دوران نوجوانیام است که با این شرایط در یکی از دانشگاههای ترکیه موفق به دریافت مدرک دکترای «فلسفه اخلاق» شده است. وی که معلم و فارغالتحصیل فلسفه از دانشگاهی در قم است با گرفتن 2 سال مرخصی بدون حقوق همراه با خانواده عازم ترکیه شده و با استفاده از تسهیلات اعطایی عثمانیها موفق به اخذ مدرک دکترا میشود. چندی پیش که به طور اتفاقی او را در خیابان دیدم از این امکانات بسیار راضی بود. میگفت شرایط برای ادامه تحصیل در ترکیه بسیار ایدهآل است. بهطور متوسط مخارج یومیه خانواده در ترکیه تقریبا معادل مخارج ایران است اما در عین حال شهریه دانشگاه برای وی که توانسته بود به واسطه پسوند انتهایی نامخانوادگی و مشخصات سجلی پدر، مادر و اعضای خانوادهاش ترک بودنش! را به اثبات برساند نسبت به دانشگاههای غیردولتی ایران بسیار پایینتر بوده است. این رقم اصلا با شهریه دانشگاههای غیردولتی ایران قابل مقایسه نبود. انصافا شرایط وسوسهبرانگیزی میکند.
من سعی میکنم به نوعی ضمن بیان تاریخچه مفصلی از دشمنیهای تاریخی عثمانیها با ملت ایران در گذشتهای نهچندان دور- مانند جنگ نابرابر چالدوران و قتلعام شهروندان بیدفاع مناطق مرزی و ساکنان شمالغرب ایران توسط عثمانیهای سرمست از پیروزی موقت- و ارائه مصادیق روشنی از تبعیضات قومیتی و تضیقات فرهنگی– آموزشی دولت لائیک عثمانیها علیه کردهای آن کشور به نقد این رفتار ضددینی– اخلاقی و نژادپرستانه عثمانیها بپردازم که وحید با توسل به ضربالمثل وارداتی «عیسی به دین خود و موسی به دین خود» از خویش و همه! رفع مسؤولیت میکند. من در میانه بحث فارغ از اینکه این ضربالمثل با فلسفه مسؤولیت دینی و انتظار حقیقی در تعارض آشکار قرار دارد، از علت این دست و دلبازیهای مشکوک دشمن دیرینه ایرانیها میپرسم. وحید که جوابی برای گفتن ندارد، پس از درنگی کوتاه شانهای بالا انداخته و از نبود امکانات آموزشی یا بالا بودن هزینههای تحصیلات تکمیلی در ایران زبان به گلایه گشوده و تقصیر این بیمبالاتی فرهنگی– آموزشی را برعهده مسؤولان آموزش عالی کشور میاندازد. او اصرار داشت در این 2 سال هیچ تاثیری از فرهنگ سیاسی ترکیه نپذیرفته است. برای نمونه او به مجموع خدمات آموزشی رایگان خویش در یکی از کنسولگریهای ایران در ترکیه اشاره کافی میکند. وقتی از تغییرات و تحولات فرهنگی– سیاسی احتمالی 2 فرزند نوجوانش میپرسم ناخواسته اعتراف میکند 2 سال تحصیل پسرانش در مدارس ترکها طبعا میتواند تبعاتی در پی داشته باشد.
در واقع عثمانیها که دشمنی تاریخی با ملت ایران داشتهاند در چند سال گذشته طی اقدامی مضحک به بهانه دلسوزی برای ترکهای ایران! با میدانداری پانترکیستهای خارجی به ارائه تسهیلات ویژه به برخی دانشجویان ایرانی شاغل تحصیل در ترکیه میپردازند. البته عثمانیها برای توجیه عقلانی و دادن پوشش اداری به این اقدام فریبکارانه از هیچ تلاش سازمانیافتهای نیز فروگذار نمیکنند. برای نمونه در یکی، دو سال اخیر نشستهای مختلف تفاهمی میان بخش آموزش عالی ایران و ترکیه برگزار شده تا به نوعی ضمن دارای ارزش علمی معرفی کردن مدارک صادره از سوی دانشگاههای ترکیه، زمینه قانونی اعزام روزافزون جوانان ایرانی برای تحصیل به ترکیه را نیز از طریق مجاری قانونی ایران فراهم کنند. طبیعی است این اعزامها علاوه بر اینکه موجب خروج قابل توجهی ارز از کشور میشود تبعات و خسارات جبرانناپذیری نیز در بخش فرهنگی– سیاسی در پی دارد.
بیاطلاعی و حتی بیگانگی مسؤولان بخش آموزش عالی کشور با اوضاع سیاسی منطقه آفتی است که در چند سال اخیر راه را برای تهاجم سازمانیافته عثمانیها بسیار هموار و سهلالوصول کرده است. اشتیاق ایران به توسعه «اکو» در منطقه نیز بهانه مناسبی برای سوءاستفادههای ویژه ترکها در این بخش به حساب میآید. از قدیمالایام عثمانیهای استاد سوءاستفاده از دیگر ملل بوده و هستند. قضیه تاریخی فلسطین و خدمات شایان توجه اما غمانگیز امثال سلطان عبدالحمید به تئودورژوف هرتز درباره مجبورسازی فلسطینیان به فروش اجباری و شبهمصادرهای خانه و کاشانهشان از مصادیق بارز چنین سوءاستفادههای دامنهدار عثمانیها به حساب میآید.
در شرایط کنونی نیز برای نمونه میتوان اشاره کرد که عمر دینجر، وزیر آموزش ملی ترکیه و شعبان چالیش، معاون آموزشی شورای آموزش عالی آن کشور در دیدار با مسؤولان آموزشی وزارت علوم ایران که در جریان نخستین نشست هیات امنای موسسه آموزشی اکو به ترکیه سفر کرده بودند بر لزوم افزایش تعداد دانشجویان ایرانی در دانشگاههای ترکیه و شرکت دانشگاههای ایران بویژه استانهای مرزی در نمایشگاه بینالمللی استانبول تاکید معناداری کرده و در میانه جلسه نیز طرف ترک بر موضوع تایید ارزش علمی مدارک صادره از سوی دانشگاههای ترکیه اصرار حکیمانهای میورزند.
از سوی دیگر با وجود اینکه ترکیه خود به شکلی تاریخی با خطر بزرگ و فزاینده تجزیه ارضی مواجه است اما در سایه یک توهم سیاسی برای اینکه خود را به قدرت اول منطقه مبدل کرده و شکوه پوشالی عثمانیها را به ترکیه بازگرداند متوحشانه موضوع کمک به جریانات ضدانقلاب از قبیل منافقین تروریست و عناصر تجزیهطلب ایران را در طول 30 سال گذشته در دستور کار قرار داده که این فعالیتها در سالهای اخیر از شدت و حدت بیشتری برخوردار بوده است. به اعتراف سعید شاهسوند، از سران تروریست منافقین، مسعود کشمیری پس از بمبگذاری دفتر نخستوزیری و به شهادت رساندن شهید رجایی و باهنر تا مدتها در سایه حمایت سازمانهای امنیتی ترکیه در آن کشور بسر برده است.
اخیرا نیز نشستهای برگزار شده ضدایرانی در ترکیه حکایت از آن دارد که دولت اردوغان تلاش دارد به واسطه بدنامی گروهکهای قبلی تجزیهطلب ضدایرانی، با راهاندازی گروهکهای نوین تجزیهطلب در آن کشور زمینه را برای ایجاد درگیریهای قومیتی در ایران فراهم کند. در یک ماه گذشته همزمان با اتفاقات عجیب اما قابل پیشبینی 2 کشور سوریه و عراق، در سایه حمایت علنی سازمان اطلاعات ترکیه–میت- گروهک مجعول چندنفره با نام «شورای ملی ترکهای آذربایجان ایران» در آنکارای ترکیه اعلام موجودیت کرده است که رسانههای وابسته به دولت اردوغان مانند روزنامه «تودی زمان» که ارگان حزب «عدالت و توسعه» است با انتشار دیدگاههای مغرضانه گروهک چند نفره یادشده ضمن معرفی گروهک جعلی یادشده به عنوان نماینده آذریهای ایران در جهان! و به استناد ادعاهای مسخره سخنگوی این گروه مدعی شده سیاست دولت ترکیه در حمایت از مخالفان بشار اسد موجب شده دولت ایران برای تلافی اقدامات خیانتبار طیف اردوغان، بر آذریهای مقیم ایران! فشار سیاسی مضاعفی وارد کند.
بر اساس سیاست دیکته شده بر نظام لائیک ترکیه تشدید اختلافات قومی و حمایت از عوامل ضدانقلاب ایرانی و بزرگنمایی و تشدید مطالبات تجزیهطلبانه تعدادی انگشتشمار از آذربایجانیهای شبهایرانی مستقر در خارج یک وظیفه استراتژیک منطقهای است که دولت اردوغان موظف به طرح رسانهای و پیشبرد منطقهای آن است. در حالی که ترکیه کنونی در اداره امور داخلی خویش با تنشهای تقریبا غیرقابل مهار و شکافهای عمیق عدیدهای مواجه است اما در عین حال دولت اردوغان همچون اسلاف گذشتهاش متوهمانه معتقد است کمال پاشا آتاتورک به عنوان پدر معنوی ترکهای جهان که آذریها هم شاخهای از آنها محسوب میشوند! وظیفه خطیر «ایجاد یک جامعه جهانی ترک» را برعهده جمهوری ترکیه گذاشته که کاملا طبیعی مینماید که اردوغان در پوشش اسلامگرایی دولت خود را میراثدار چنین توهم تاریخی بداند. در این باره نمیتوان نسبت به طرح آمریکایی «خاورمیانه جدید» که بیارتباط با موضوع راهبردی «گاز طبیعی منطقه خلیج فارس» نیست بیاعتنا بوده یا از نقش اختصاصی عناصر خاصی مانند امیر قطر و وزیر خارجه ترکیه- احمدداوود اوغلو- که آشکارا منسوب به اردوگاه صهیونیستها هستند چشمپوشی کرد. کودتای بیسر و صدای امیر کنونی قطر علیه پدرش و حمایت آشکار آمریکاییها از این کودتا موید برنامهریزیهای بلندمدت استعماری غربیها برای تصاحب منابع گازی منطقه است و در عین حال یکی از دلایل اصلی به قدرت رسیدن ناگهانی رجب طیب اردوغان در ترکیه در موضوع مهمی مانند امیدواری آمریکا به توانمندهای اختصاصی وی و دوستانش در خوشخدمتی بیعیب و نقص به صهیونیستها خلاصه میشود.
سیستم لائیک دلالمسلک حاکم بر ترکیه حتی در طول دوران 8 ساله دفاع مقدس نیز در دشمنی با ایران از هیچ شیطنتی فروگذار نمیکرد و تنها فرامین آمریکاییها و منافع اقتصادی تعیینکننده مناسبات سیاسی ترکیه با 2 کشور ایران و عراق بود. لائیکهای ترکیه اگرچه دشمنی تاریخی با ملت بزرگ ایران داشته و دارند اما موذیانه در سایه ترانزیت کالا به هر 2 کشور ایران و عراق عواید سرشاری را به دست آوردند. درباره بخشی از طرح خاورمیانه بزرگ نیز باید اشاره کرد در سال 1992 هنگامیکه «توافقنامه کیوتو» به دلایل زیستمحیطی و اقتصادی و برای کاستن از میزان گازهای گلخانهای و جلوگیری از گرم شدن زمین به امضای سران کشورهای اروپایی رسیده و بر اساس مفاد تعهدآور آن مجموع کشورهای اروپایی ملزم به اجرای دقیق این توافقنامه شدند، به شکلی خاص انرژی گاز دارای اهمیت استراتژیک شده و به نوعی از اهمیت نفت و مشتقات آن در مناسبات بلندمدت بینالمللی کاست. بر اساس محاسبه مطالعاتی آمریکاییها هماکنون کشورهای اروپایی سالانه 500 میلیارد مترمکعب مصرف گاز دارند که این میزان مصرف در سال 2030 به 700 میلیارد مترمکعب خواهد رسید و این افزایش شدید تقاضای گاز در حالی است که تولید داخلی اروپاییها رو به کاهش بوده و مجموع کشورهای اروپایی با بحرانهای شدید مالی- ارزی روبهرو هستند.
واضح است که در حال حاضر روسیه بخش قابل توجهی از نیازهای روزانه اروپاییها به انرژی گاز را تامین میکنند اما با این وجود کشورهای اروپایی که در حوزه اقتصادی- سیاسی روسیه را رقیبی قدرتمند برای خود میدانند در جهت مهار قدرت روزافزون کشور روسیه و کاستن از میزان وابستگی اروپاییها به گاز روسیه به دنبال پیداکردن جانشینی مطمئن برای تامین گاز خود هستند ناچار نگاه جدی به تامین گاز خویش از کشور ایران را در 2 دهه آتی داشته و دارند که بهطور طبیعی چنین مراودات گازی به تقویت جایگاه ایران در بازار انرژی و شکست مجموع برنامههای صهیونیستها در مقابله با انقلاب اسلامی منجر خواهد شد.
حدودا از 15 سال پیش صهیونیستها با میدانداری نولیبرالهای آمریکایی با محوریت بوش پدر برای کاستن از میزان احتیاج اروپاییها به گاز ایران و روسیه طرحهای مختلفی را در منطقه سوقالجیشی خلیجفارس به مرحله اجرا گذاشتند که کودتای پسر بر پدر در سال 1995 در قطر و استخراج وسیع گاز شبهرایگان آن کشور بخشی از این طرح پیچیده است که بهطور همزمان طرحهای موازی دنبالهداری نیز در منطقه به اجرا گذاشته شد که جنگ یوگسلاوی، جنگ داخلی چچن، منازعات خونین داخلی افغانستان به میدانداری القاعده و عربستان و سقوط صدام سرفصلهای دیگری از طرحهای آمریکاییها برای ترسیم نقشه جدید خاورمیانه به حساب میآید. در حقیقت صهیونیستها بشدت معتقدند خاورمیانه جدید از دل خاورمیانه کنونی زاده خواهد شد و باید یکی از کشورهای همپیمان آمریکا در منطقه خاورمیانه که طبق محاسبات اجتماعی– فرهنگی اصولا هیچیک از کشورهای عربی نمیتوانست باشد باید نقش رهبری خاورمیانه جدید را برعهده داشته باشد.
طبیعتا از منظر تئوریسینهای صهیونیستی 2 کشور شیعی ایران و عراق تحت هیچ شرایطی نمیتوانستند مجری این طرح ویژه باشند و حتی در معادلات پیش روی صهیونیستها این 2 کشور به عنوان یکی از موانع اصلی به بار نشستن این طرح محسوب میشدند و 2 کشور نسبتا پرجمعیت هند و پاکستان نیز مشکلات داخلی و خارجی خاص خود را داشتند، لذا کشور اوراسیایی ترکیه به دلیل همجواری با منطقه سوقالجیشی خلیجفارس و همسایگی با خط مقاومت اسلامی یعنی سوریه از جایگاه ویژهای برخوردار بود. در حقیقت در متن طرح «خاورمیانه جدید» تامین منافع استعماری آمریکا و پاسداری از موجودیت رژیم غاصب صهیونیستی یکی از وظایف راهبردی دولتمردان کشور ترکیه است.
بازخوانی مجموع سیاستهای خارجی مدنظر دولت رجب طیب اردوغان موید آن است که رجب طیب اردوغان با وجود همه سیاسیکاریهای ریز و درشت فریبکارانهاش پیشاپیش و البته متوهمانه زمینه را برای پذیرفتن چنین مسؤولیت خفتباری آماده کرده است. بازیهای سیاسی اردوغان در مواجهه با مساله فلسطین، سوریه، عراق، موضوع هستهای ایران و در نهایت موافقت با مستقر شدن سپر موشکی آمریکا در خاک ترکیه تنها بخش کوچکی از تلاشهای مذبوحانه وی در این عرصه محسوب میشود. در واقع بگومگوهای اردوغان با سران رژیم صهیونیستی در مقابل دوربینهای تلویزیونی، جنگ زرگری بیش نبوده و تنها برای فریب افکار عمومی صورت گرفته و حتی مواجهه خونین صهیونیستها با کاروان آزادی و قتلعام شهروندان ترک نیز در این راستا قابل تفسیر است.