سرگه بارسقیان
نصیب ایران از سپردن کلید کاخ سفید پس از دوازده سال به دموکراتی جوان، افزوده شدن قفل تحریمهای اقتصادی تا زمانی بود که اصلاحطلبان بر سر کار آیند و دوره دوم زمامداری ویلیام جفرسون بیل کلینتون در مقام چهل و دومین رئیسجمهور ایالات متحده همزمان شود با سر کار آمدن پنجمین رئیسجمهور ایران، سیدمحمد خاتمی از طیف اصلاحطلبان. در دوره اول کلینتون که در ایران محافظهکار عملگرایی چون اکبر هاشمی رفسنجانی که بر سیاست سازندگی و توسعه روابط اقتصادی با جهان خارج مشغول بود، فصلهای قطوری بر دفترچه تحریمهای ایران افزوده شد؛ سالهایی که تدوین سیاست مهار دوجانبه ایران و عراق، کاخ سفید را تبدیل به ناشر پرکار تحریمهای نفتی ـ اقتصادی علیه تهران کرد؛ گرچه در دوره اول ریاست جمهوری کلینتون، نه فقط ایران که 35 کشور جهان هم زیر تیغ تحریم رفتند و از سال 1993 تا سال 1996، 61 قانون و دستور اجرایی برای تحریم صادر شد.
در 15 مارس 1995 دولت کلینتون با ادعای حمایت ایران از تروریسم و مخالفت با صلح خاورمیانه، هرگونه مشارکت شرکتهای آمریکایی در توسعه صنعت نفت ایران را منع کرد. در ماه مه 1996 کلینتون کلیه مبادلات اقتصادی با ایران را تحریم و در آوریل 1996 تصویب قانون "ضد تروریسم و مجازات مرگ"، هرگونه مبادلات مالی با ایران را منع و از کمکهای مالی به کشورهایی که به ایران تجهیزات و خدمات میدهند جلوگیری کرد. شاخصترین تحریم اعمال شده علیه ایران در آن برهه، تصویب قانون داماتو بود که در 5 آگوست 1996 تحت عنوان قانون "تحریم ایران و لیبی" به تصویب رسید که در آن دولت آمریکا را موظف میکند تا هر شرکت خارجی را که بیشتر از 20 میلیون دلار در صنعت نفت ایران سرمایهگذاری میکند تحریم و مجازات نماید.
پس از آن تحریمها روند معکوس و به عبارتی آزادسازی میگیرند و آن زمانی بود که در ایران سیدمحمد خاتمی ریاست جمهوری را در دست داشت. در آوریل 1999 کلینتون با صدور بخشنامهای صادرات مواد غذایی و دارویی را به ایران، لیبی و سودان آزاد میکند. در نوامبر 1999 شرکت بوئینگ را در مورد مشخص صدور قطعات برای هواپیماهایی که پیش از تحریم به ایران فروخته شده و هنوز تحت ضمانت میباشند، از قوانین تحریم مستثنی میسازد و در 17 مارس 2000 مادلین آلبرایت وزیر خارجه آمریکا، تحریم برخی از صادرات غیرنفتی ایران از جمله فرش، خاویار و پسته را لغو میکند. سال آخر دوره کلینتون با تحریمی دیگر به سر میرسد. در 14 نوامبر 2000 قانون منع گسترش قوه نظامی ایران به تصویب میرسد که هدف آن جلوگیری از صدور تکنولوژی نظامی به ایران بود.
اعترافی برای التیام زخم کهنه
دو هفتهای از انتخاب سیدمحمد خاتمی به ریاست جمهوری گذشته بود که کلینتون از روی کار آمدن رئیسجمهوری میانهرو در ایران استقبال کرد و این آغاز فصل کاهش تنشهای سیاسی بین ایران و ایالات متحده در دورهای بود که منگنههای فشار اقتصادی هم از کار افتاده بودند. خاتمی در گفتوگو با سیانان برای مردم آمریکا به عنوان مردمانی صلحدوست ادای احترام کرد و از "دیوار بلند بیاعتمادی" سخن گفت که به رغم گامهای هرچند اندک برای برداشتن آجرهایش همچنان سرپا ماند؛ مادلین آلبرایت وزیر خارجه آمریکا در اسفند 1378 در انجمن ایران و آمریکا رسماً با پذیرش دخالت ایالات متحده در کودتای 28 مرداد 1332 که به سرنگونی "نخستوزیر مردمی ایران دکتر محمد مصدق" انجامید اعلام کرد: «همانگونه که پرزیدنت کلینتون گفته است، ایالات متحده آمریکا باید سهم منصفانه از مسئولیت مربوط به مشکلاتی که در روابط ایران و آمریکا پدید آمده است به عهده گیرد.»
نطق آلبرایت در تهران به اعتراف آمریکا تعبیر شد اما پاسخی درخور داده نشد. فرصت دیگری که از دست رفت انتظار ناکام کلینتون در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل در شهریور 1379 برای دست دادن با خاتمی بود که رئیسجمهور ایران برای عدم مواجهه با همتای آمریکاییاش به دستشویی راهروی مجمع عمومی پناه برد و چنانکه کلینتون در کتاب خود نوشت بعد از آن که برای سخنرانی صلحجویانه رئیسجمهور ایران ابراز احساسات کرد، در انتظار ماند که دست در دست محمد خاتمی بگذارد اما این اتفاق نیافتاد؛ خاتمی حتی از حضور در عکس رهبران شرکتکننده در نشست هزاره سازمان ملل به دلیل اینکه محل تعیین شده برای وی پشت سر کلینتون بود امتناع کرد؛ این فرصت هم از دست رفت تا مگر خشم محافظهکاران در داخل را بر نیانگیزد و افسوس این فرصتها برای خاتمی ماند تا سالها بعد از پایان دوره مسئولیت کلینتون و خودش که به خبرنگار الحیات بگوید: «سیاستی که بیل کلینتون رئیسجمهوری پیشین آمریکا و من در پیش گرفته بودیم فضا را برای حل این مسأله مناسب کرده بود اما به دلایل مختلف از این فرصت استفاده نشد و پس از روی کار آمدن نومحافظهکاران اوضاع بدتر شد.»