مفهوم سلفیه و دورههای تاریخی آن
سَلفیه در لغت منسوب به سَلف است و سَلف (در مقابل خلف) به معنای پیشین و قبلی و نیز جد و نیاست. در اصطلاح، واژهٔ «سلفیه» به مشربی گفته میشود که طرز فکر و عمل سه نسل صحابه، تابعان و تابعان آنها را حجت شرعی برای فهم دین و زندگی در عصر حاضر قلمداد میکند. معتقدان به این موضوع اعتقاد خود را به روایتی مستند میکنند که در آن پیامبر اکرم(ص) بهترین دورانها (قرون) را دوران خویش و دو نسل پس از خود دانستهاند.
شکلگیری این اعتقاد در سه دورهٔ تاریخی روی داد. دورهٔ اول یا دوران متقدم اواخر سدهٔ سوم هجری قمری آغاز شد بیشتر در میان پیروان احمد بن حنبل بود را نشان داد. به گمان آنها تمامی آرا و معتقداتشان دربارهٔ مسئلهٔ توحید (از جمله احکام قبور مسلمانان، و آیات مربوط به ویل و تشبیه) از امام احمد بن حنبل است؛ موضوعی که نزد برخی از فضلای مذهب حنبلی پذیرفته نیست.
دورهٔ دوم دوران میانه با ظهور دو فقیه به نامهای ابنتیمیه (۶۶۱ـ۷۲۸ق﴾ و شاگردش ابنقیم الجوزی ﴿۶۹۱ـ۷۵۱ق﴾ آغاز شد. ابنتیمیه ﴿مانند پدرش﴾ از علمای حنبلی بود، هرچند که به تبعیت از مذهب فقهی احمد بن حنبل معتقد نبود. این افراد همراه حافظ ذهبی ﴿۶۷۳ـ۷۴۸ق﴾ و ابن کثیر (۷۰۱ـ۷۷۴ق﴾و ابنرجب ﴿۷۹۵ـ۷۹۶ق﴾ اثرگذارترین شخصیتها بر حیات معاصر سلفیه بودهاند که به طور مشخص با ظهور محمد بن عبدالوهاب۱ (۱۱۱۵ـ۱۲۰۶ق﴾ در حجاز دورهٔ سوم سلفیه، شروع میشود.
به طور فشرده برخی از نکات مهم درباره سلفیه عبارتاند از:
۱. دورهٔ میانی سهم مهمی در تکوین جهتگیری اعتقادی و سیاسی سلفیه داشته است، به گونهای که آثار ابنتیمیه، بهویژه کتاب «منهاج السنه النبویه فی نقض کلام الشیعه و القدریه» او هماینک از مراجع مهم دروس آموزش عقاید سلفی است که موضع آنها دربارهٔ شیعه، صوفیه، مذاهب فقهی اهل سنت و جریانهای سیاسی اجتماعی معاصر را شکل میدهد.
۲. چنانکه گفته شد، مذهب حنبلی خاستگاه سلفیه است. با این حال سلفیها معتقدند که عمل به کتاب و سنت باید بر پایهٔ سلف (صحابه و دو نسل تابعان و نه یکی از مذاهب فقهی چهارگانه) باشد و چنین استدلال میکنند که آموزش کتاب و سنت آسانتر از آموزش آرا و اجتهادات متفاوت مذاهب گوناگون است. اما مشکل اصلی چنین برداشتی آن است که بسیاری از صحابه و تابعان پس از رحلت پیامبر اکرم(ص) دیدگاههایی متفاوت و گاه متضاد باهم داشتهاند و حتی در مقابل یکدیگر شمشیر کشیده و با هم جنگیدهاند و عمل خود را با عنوان «اجتهاد» توجیه دینی کردهاند.
مشایخ سلفیه در دوران معاصر
مشایخ اصلی سلفیه در روزگار حاضر بیشتر در سه حوزهٔ اصلی شبهجزیرهٔ عربستان، شمال آفریقا و حوزهٔ شام فعالیت کردهاند. بارزترین مشایخ آنها در شبهجزیرهٔ عربستان عبدالعزیز بنباز و در حوزهٔ شام محمد ناصرالدین آلبانی (۱۳۳۳ـ۱۴۲۰ق﴾ بودهاند که این دو مهمترین استادان سلفیهای شمال آفریقا همچون ابی اسحاق الحوینی (آلبانی)، محمد حسان (بنباز و بنجبرین)، محمد حسینی یعقوب (بنباز)، عبدالله شاکر الجنیدی، رئیس جماعت انصار سنت مصر (بنباز و محمد بن عثیمین) هستند.
میتوان گفت سلفیه در شمال آفریقا بهویژه مصر پیوندی عمیق با سلفیه در حجاز و شام دارد؛ زیرا بسیاری از مشایخ آن پرورشیافتهٔ مکاتب سلفی حجاز و شاماند و حتی برخی از سلفیهای مصری، مانند عبدالرزاق بن عفیفی بن عطیه، در عین حالی که از سران جماعت انصار محمدی مصرند، عضو هیئت کبار علمای عربستان سعودی نیز هستند. این نکات ظریف باید در مطالعات راهبردی سلفیه در دوران معاصر لحاظ شوند. همچنین باید توجه کرد که مشایخ اصلی سلفی، همانند عبدالعزیز بنباز در عربستان و محمد ناصرالدین آلبانی (۱۳۳۳ـ۱۴۲۰ق﴾ در اردن، معمولاً شاگردانی با ملیتهایی متفاوت داشتهاند (برای نمونه نگاه کنید به جدول ۱﴾.
دستهبندی سلفیان
پیروان سلفیه را میتوان به اشکال گوناگونی تقسیمبندی کرد؛ برای مثال در یک تقسیمبندی سلفیه به اصحاب نقل در برابر اصحاب عقل تقسیم میشوند. از پیروان گروه اول میتوان به محمد حامد الفقی۲ ﴿۱۳۱۰ـ۱۳۷۸ق﴾ اشاره کرد که کتاب «اثر الدعوه الوهابیه فی الاصلاح الدینی» را در دفاع از محمد بن عبدالوهاب نگاشته است. از پیروان اصحاب عقل نیز میتوان به محمد عبده ﴿۱۲۶۶ـ۱۳۲۳ق﴾، محمود شلتوت ﴿۱۳۱۰ـ۱۳۸۳ق﴾ و محمد غزالی ﴿۱۳۳۴ـ۱۴۱۶ق﴾ اشاره کرد که به جای نگاهی بسته به اسلام، راه و روشی تقریبی پیش گرفتند.
معمولاً دستهٔ اول مخالفان تقریب مذاهب اسلامیاند برخلاف دستهٔ دوم که حضوری چشمگیر در این عرصه داشتهاند. نمونهٔ بارزی از اختلافات میان این دو دسته را میتوان در اختلافنظرشان دربارهٔ احادیث سحر پیامبر(ص)۳ یافت. محمد عبده به صراحت اعلام میکند که هرچند این روایات در کتاب الصحیح بخاری (۱۹۴ـ۲۵۶ق﴾ آمدهاند، به دلیل مغایرتشان با قرآن مردودند. برخلاف اصحاب نقل که همهٔ روایات کتاب صحیح بخاری، از جمله روایات سحرالنبی را میپذیرند، چنان که شیخ عبدالله الموصلی در پایگاه رسمی اینترنتیاش بر صحت روایات یاد شده تأکید کرده است.
همچنین در تقسیمبندی دیگری سلفیها به دو دستهٔ سلفیهای سنتی یا علمی، و سلفیهای جهادی تقسیم میشوند. علمای شورای افتای عربستان سعودی مثل بارز سلفیها سنتیاند. که خروج بر حاکم مسلمان هرچند ظالم و فاسق را حرام میدانند، اما سلفیهای جهادی به دنبال تغییر نظام حکومت و برپایی خلافت اسلامیاند که نمونهٔ بارز آن القاعده با مثال عملی طالبان است. آثاری چون «الفریضه الغائبه» اثر محمد عبدالسلام فرج و مجموعه آثار عمر عبدالرحمن روحانی، سلفی مصری،۴ مانند «کلمه الحق» و «أصناف الحکام و أحکامهم». منابع شکلدهندهٔ سلفیهای جهادی مصر بهویژه «تنظیم الجهاد» هستند که در پی کسب قدرت سیاسی بودهاند.
مواضع سیاسی سلفیهٔ سنتی
رویکرد غالب سلفیه رویکرد سنتی و نقلگراست و آنها براساس آموزههای مکتب سلفیه از قیام علیه حاکمان ظالم عرب پرهیز کردهاند، چنانکه نشریهٔ سلفی «الفرقان» (کویتی) در بحبوحهٔ قیامهای مردمی جهان عرب علیه ظلم و فساد حاکمانشان «روش و شیوهٔ مسلمین در برابر حاکم مسلمان را فرمانبرداری» دانسته و این حکم را به روایاتی از صحیحین همچون این روایت مستند کرده است: «شما را به تقوای الهی و شندیدن و اطاعت کامل از حاکم هر چند که بردهای باشد، وصیت میکنم. شما پس از من با اختلافات بسیاری مواجه خواهید شد. پس بر شما باد تمسک به سنت من و سنت خلفای راشد و هدایتیافتهٔ پس از من و بدان چنگ زنید و حذر کنید از امور محدث در دین که هر بدعتی گمراهی است».
آنها از این روایت چنین استفاده میکنند که تظاهرات علیه حاکمان عرب بدعت است.
این روایت که «اطاعت من اطاعت از خداست و سرپیچی از من سرپیچی از خداست، و هر کس که حاکم را اطاعت کند، مرا اطاعت کرده و هر کس که از او سرپیچی کند، از من سرپیچی کرده است» سند دیگری است که بر اساس آن، این گروه از سلفیان اطاعت از «حاکم» را واجب دانستهاند.
در مجلهٔ سلفی «الاصلاح» نیز، که در الجزایر منتشر میشود، شیخ محمدعلی فرکوس (متولد ۱۳۷۴ق﴾ استاد دانشکدهٔ علوم اسلامی دانشگاه الجزایر، که فتاوی ضد شیعی او در میان سلفیهٔ شمال آفریقا معروف است، در فتوایی چنین نوشته است: «تظاهرات و راهپیمایی و اعتصاب و تحصن نه از اعمال مسلمانان است و نه از وسایل امر به معروف و نهی از منکر به حساب میآید و نه اصولاً از دین اسلام است که شریعت آن را خداوند برای بندگانش مقرر فرموده است، بلکه تظاهرات و اعمالی از این دست غالباً موجب فتنه و مفاسد و زیان مانند ریختن خون و تخریب و هدر رفتن سرمایهها و تعطیلی کارها و گسترش هرج و مرج و اختلاط زن و مرد و دیگر امور شر و فاسدی میشوند که فطرت سلیم از آن روی گردان است و اسلام از آن نهی کرده است».
فرکوس این دیدگاه را از فتاوی ابنتیمیه برداشت کرده و توضیحی در این زمینه نداده است که پس اگر تظاهرات و اعتصاب و تحصن اموری غیرشرعی و حراماند، چه وضعی در جهان عرب موجب شده است میلیونها مسلمان راهی جز توسل به آن برای کسب حقوق اولیهٔ خود نداشته باشند؟ ضمن آنکه باید به رفتار دوگانهٔ سلفیها در قبال بحرین، یمن و سوریه توجه کرد که چرا در یکی تظاهرات حلال است و در دیگرای حرام؟ اینجاست که چند ملیتی بودن شاگردان مدارس دینی سلفیهٔ عربستان، نفوذ سیاسی عربستان سعودی و نیز دشمنی با شیعه که آن را دینی جدا از اسلام میپندارند، هر یک متغیرهایی مهم در تحلیل رفتارها به شمار میآیند که باید در مطالعات جدی مربوط به آیندهٔ جهان اسلام لحاظ شوند.
اینچنین سلفیهٔ سنتی، موجبات حفظ رژیمهای مستبد حاکم بر کشورهای اسلامی را فراهم کرده است. آثار ابنتیمیه و ابنقیم جوزیه یکی از منابع مهم سلفیها در زمینهٔ مشروعیت نداشتن قیام علیه حاکمان ظالم است. ابنتیمیه معتقد است: «شصت سال زندگی در سایهٔ حکومت امامی جائر بهتر است از به سر بردن شبی بدون سلطان» (اشارهٔ او به از میان رفتن امنیت است) و ابنقیم جوزیه نیز نوشته است: «ظلم نمیتواند دلیلی برای قیام بر ضد حاکم باشد؛ مادامی که حاکم مردم را به مخالفت با دین فرا نخوانده باشد».
دکتر یوسف زیدان با نقل این سخنان نوشته است: «مشارکت نکردن سلفیه در مراحل اولیهٔ قیام مردم مصر بیشتر به دلیل ترس از فروپاشی نظام و تأکید بر مبادی شرعی و سیاسی ابنتیمیه بود. به همین دلیل حضور پیروان سلفی در قیام علیه نظام مستبد حسنی مبارک با عنوان سلفی و در قالب جماعتی سلفی مشاهده نشد، اما آنها پس از سقوط حسنی مبارک از قدرت، به دنبال سهمخواهی از قیام مردمی برآمدند. جالبتر آن است که زیدان نوشته است: اگر «علی عبدالله صالح و امثال او بر این مبادی شرعی (مبنی بر مشروعیت نداشتن قیام) آگاهی یابند بلافاصله آن را علیه انقلابیون کشورشان به کار میگیرند».
حتی آنگاه که علمای سلفی حاکمی را تکفیر کردند، باز هم قیام علیه ظلم و ستم او را مجاز نشمردند. مثال بارز آن تکفیر معمر قذافی (۱۹۴۲ـ۲۰۱۱م﴾ در فتوای علمای عربستان ﴿در سالهای ۱۴۰۰ و ۱۴۰۲ق﴾ است که به دلیل انکار معتقدات اسلامی از سوی او انجام گردید و البته با تکفیرش به مظالم او هم اشارهای شد: «مجلس هیئت کبار علما ... با تاکید چنین مقرر داشت که قذافی با توجه به انکار سنت رسول خدا و به سخره گرفتن حج و توهین به برخی از تعالیم اسلامی و گرایشهای گناهآلود و باطلش کافر، گمراه و هم گمراهکننده است. علاوه بر ظلم و طغیان او و ارتکاب جرایم و هتک حرمت بندگان خدا ...».
اما با این حال این دسته از علما متعرض حکومت او نشدند. چنانکه در اثنای قیام مردم لیبی بر ضد نظام قذافی، در طلب فتوایی از شیخ عبدالله الموصلی، از دشمنان سرسخت شیعه۵ خواسته شده است تا سریعاً «دربارهٔ وظیفهٔ سلفیها» دربارهٔ خروج «اصحاب اندیشهٔ غربی» بر قذافی فتوا صادر شود (توجه شود که پرسش پیشفرض خود را در دفاع از نظام قذافی گذاشته است).
ای شیخ از شما میخواهیم بدون فوت وقت به پرسش ما پاسخ دهید چه آنکه خود میدانید که اکنون در لیبی به دست خوارج اصحاب اندیشهٔ غربی چه میگذرد. ای شیخ! ما سلفیها چه کنیم آیا از نظام دفاع کنیم و مردم را به فرمودهٔ رسول خدا صلی الله علیه و سلم تنبه دهیم و یا آنکه دست دعا برداریم و به دلیل ترس از فتنه در خانه بمانیم؟ به طور مشخص بفرمایید چه کنیم؟
موصلی در پاسخ، به مشارکت نکردن در قیام علیه قذافی فتوا داد: «پاسخ در پیروی از فرمودهٔ رسول الله صلی الله علیه و آله است که فرمودند: پیش از قیامت فتنههایی رخ میدهند که همچون پارهای از شب ظلمانیاند (حقیقت آن آشکار نیست). در آن روزگار کسانی هستند که صبح مسلمان بودند؛ اما به وقت شام کافر شدند و یا شام مسلمان بودند، اما به وقت صبح کافر شدند. هر که از این فتنه کنارهگیری کند از آنکه میل بدان دارد بهتر است و هر که میل به آن دارد از آنکه در فتنهها وارد شود بهتر است. پس به حضرت عرض کردند چه امر میفرمایید: حضرت فرمودند: «گلیمهای خانههای خود باشید».
حتی مشایخ سلفیه برائت از مشرکین را با عنوان بدعت دانستن تظاهرات زیر سؤال بردهاند. برای نمونه مقبل بن هادی الوادعی که نمیتوانست به شکل صریح شعارهای تظاهرکنندگان مراسم برائت از مشرکین چون شعار «مرگ بر آمریکا»، «مرگ بر شوروی»، «مرگ بر اسرائیل» و «نه شرقی و نه غربی» را رد کند، گستاخانه در کتاب «الالحاد الخمینی فی الارض الحرمین» با پیش کشیدن آنچه «نیت خبیث شیعیان» مینامد، بهطور عام هر گونه تظاهراتی را چه از سوی شیعه یا اهل سنت زیر سؤال برده و نوشته است: «باید دانست که این تظاهرات، عملی اسلامی نیست و به ما چیزی از نبی صلی الله علیه و آله و سلم نرسیده است که جماعتی در حالی که شعاری واحد دهند بیرون بیایند. و این چیزی نیست جز تقلید از دشمنان اسلام و تشبه به آنان، که رسول صلی الله علیه و آله و سلم در وصفشان فرموده است کسی که خود را شبیه قومی درآورد از آنان است».
همچنین میتوان به آثار شیخ علی الحلبی، از شاگردان شیخ ناصرالدین آلبانی در اردن، اشاره کرد که در کتاب «الدعوه السلفیه الهادیه و موقفها من الفتن العصریه الجاریه» ـ که آن را در ۱۱ جمادیالاولی سال ۱۴۳۲ق (طلیعهٔ قیامهای مردمی در جهان عرب) منتشر کرد ـ با استفاده از دیدگاههای آلبانی دربارهٔ حرمت تظاهرات، و اینکه تظاهرات پدیدهای در اصل اروپایی است و «وسیلهای شرعی برای اصلاح حکومت نیست».۶ نوشته است: «تظاهراتی که در برخی از کشورهای اسلامی به راه افتاده است در اصل خروج از طریق مسلمانان و تشبه به کافران است. و ربالعالمین فرموده است: و من یشاقق الرسول من بعد ما تبیین له الهدی و یتبع غیر سبیل المؤمنین نوله ما تولی و نصله جهنم و سائت مصیراً؛ و هر که پس از آنکه راه هدایت بر او روشن شد با فرستاده ما مخالفت و دشمنی نماید و پیروی از راهی غیر راه مؤمنین کند، او را به آنسو که رو کرده بگردانیم و در جهنم وارد کنیم و حرارتش را به او بچشانیم و آن بد جای بازگشتی است» (نساء/۱۱۵﴾.
و اینچنین علمای سلفی اردن نیز مردم را از تظاهرات علیه ملک عبدالله منع کردند و میکنند؛ زیرا تظاهرات از دید آنها عملی غربی است و مسلمان با تشبه به کفار، یکی از آنها میشوند. علمای سلفی یمن نیز در حمایت از موضع عربستان قیام مردم یمن علیه نظام علی عبدالله صالح را «فتنه» خواندهاند.
در اینجا موضوعات ظریف دیگری نیز هستند که توجه محققان را به خود جلب کردهاند؛ برای مثال شیخ محمد بن عبدالله الامام (متولد ۱۳۸۹ق﴾ یکی از علمای یمنی و شاگردان الوادعی، که شیعه را تکفیر کرده و در فتاوی خود در پایگاه رسمیاش در اینترنت، قیام مردم مسلمان یمن بر ضد ظلم و جور علی عبدالله صالح را فتنه نامیده است، خود در رسالهای فقهی با عنوان «البرهان علی تحریم التناکح بین الإنس و الجان»، که آن ر ا برای استفادهٔ عموم مسلمانان! در پایگاه اینترنتیاش گذاشته، نوشته است: بسیاری از مسلمانان فریب ازدواج با جنیان را خوردهاند و بیتوجه به ضررهای این ازدواج با آنها تشکیل زندگی میدهند که به دنبال آن پیامدهایی مانند تربیت فرزندان حاصله از این ازدواج را به دنبال خواهد داشت.
به باور او این مسئله تنها یک مسئلهٔ فرعی فقهی نیست و به اعتقادات و اصول دین مربوط میشود. این موضوع نشان میدهد که آنها مهمترین مسائل جهان اسلام را به دست فراموشی سپرده و سرگرم مباحثی انحرافی شدهاند که هیچگاه مشکل جهان اسلام نبودهاند.
اشکال گوناگون فعالیت با تأکید بر مصر
اشتغال اصلی شیوخ سلفی اغلب تعالیم دینی و پژوهش دربارهٔ احادیث نبوی بوده است. به باور آنها «اگر صحیح بخاری از امت رخت بربندد، امت به تمامی فروخواهد ریخت» (الحوینی، ۱۷/۱/۲۰۰۹﴾. این شیوخ از ورود به عرصهٔ سیاست خودداری کرده و میکنند. همچنین مقر اصلی فعالیتهای مشایخ سلفی مسجد است؛ برای مثال میتوان به مسجد «العزیز بالله» در خیابان عزیز بالله (محلهٔ زیتون) اشاره کرد که از مراکز اصلی فعالیت سلفیها در مصر است و دارای پایگاه اینترنتی است.
بزرگترین تجمعات سلفیها در شهر قاهره در این مسجد قدیمی است. پایهگذار تعلیمات سلفی در آن، فردی به نام «محمدجمیل غازی» (۱۹۳۶ـ ۱۹۸۸م) در سال ۱۹۶۸م بود. فعالیتهای شیوخ سلفی مانند محمد حسان (متولد ۱۹۶۲م﴾، محمود المصری، و مسعد أنور در این مسجد انجام میشود.
مساجد ابوحنیفه و الفتح الاسلامی در اسکندریه، پس از قیام مردم مصر (۲۰۱۱م) مقر سیاسی سلفیها بودند.
سلفیها به موازات فعالیت در مساجد، در فعالیتهای رسانهای هم شرکت کردهاند. رسانهها پیشتر به چاپخانهها و انتشار آثار مکتوب اعم از کتاب و مجله منحصر بود؛ برای مثال در دوران معاصر در مصر، میتوان به چاپخانه و مجلهٔ «المنار» از شیخ رشید رضا (۱۲۸۲ـ ۱۳۵۴ق﴾ و چاپخانهٔ «السلفیه» از محبالدین الخطیب (۱۳۰۳ـ ۱۳۸۹ق) که سهم مهمی در زنده کردن میراث سلفیه در مصر داشت و مجلاتی چون «الزهرا» و «الفتح» را منتشر کرد، و نیز چاپخانهٔ «السنه المحمدیه» از شیخ محمدحامد الفقی اشاره کرد که از بزرگان سلفیه در مصر بود و تأثیر بسزایی در اشاعهٔ آموزههای سلفیه داشت.
مجلهٔ «التوحید» وابسته به گروه «انصار السنه المحمدیه» همچنان منتشر میشود. جماعت انصار محمدیه را شیوخی چون محمدحامد الفقی، عبدالرزاق عفیفی، عبدالرحمن الوکیل، محمدعلی عبدالرحیم پایهگذاری کردند و در آن به اشاعهٔ اندیشهٔ سلفیگری بر منهج محمد بن عبدالوهاب دست زدند و شیعه را تکفیر کردند. مهمترین کارکرد این مطبوعات در درجهٔ اول انتشار آثار بزرگان سلفیه از قبیل ابنتیمیه و ابنقیم الجوزیه بود. در مرحلهٔ بعد نقد سخنان مخالفان سلفیه و همچنین نقد شیعه در دستور کار قرار گرفته است.
اما امروز شیوخ سلفی اقبال بسیاری به استفاده از ابزار نوین ارتباطات مانند اینترنت و ماهواره نشان میدهند. افزون بر فعالیتهای وسیع تبلیغ سلفیه در اینترنت، شیوخ سلفی مصر عملاً به ادارهٔ شبکههای ماهوارهای روی آوردهاند؛ برای مثال میتوان به محمدحسین یعقوب، محمد حسان، أبوإسحاق الحوینی و الشیخ محمود المصری اشاره کرد که «قناه الناس» و «قناه الحکمه» را سرپرستی میکنند. همگی افراد یاد شده از دشمنان شیعهاند. در این شبکهها مجموعهٔ بزرگتری از روحانیان سلفی در قالب برنامههای گوناگون به کار گرفته میشوند که بخشی از کارکرد آنها دشمنی و تعارض با شیعه است. برنامههای این شبکهها سپس از طریق فضای مجازی در یوتیوب و شبکههای اجتماعی در سطح وسیعی از لینکهای دیگر سایتها و وبلاگها توزیع میشود.
یکی از موضوعاتی که مطالعهٔ آن از جنبهٔ راهبردی برای محققان کشور اهمیت دارد، بیاحترامی شیخالحوینی به شیخ علی جمعه، مفتی بزرگ مصر و از معتقدان به تقریب مذاهب اسلامی، بود که او را در شبکهٔ «الحکمه» به صورت علنی سب کرد و تعارضات جدی میان صوفیه و سلفیه و نیز اهالی تقریب میان مذاهب شیعه و اهل سنت را بار دیگر نمایان ساخت. افزون بر آن فعالیتهای شدید هواداران الحوینی در اسکندریه به منظور ممانعت از احضار الحوینی به دادگاه بر اثر شکایت شیخ علی جمعه، ظرفیتهای مطالعاتی دربارهٔ توازن نیروهای مذهبی و اجتماعی در مصر را نشان میدهد که باید به طور جدی به آن توجه شود.
در اینجا بیان این نکته ضروری است که به منظور شناخت اندیشهٔ معاصر عربی ـ اسلامی باید پیش از آنکه به تعارضات آنها با ما توجه شود، تعارضات درونی آنها مدنظر قرار گیرد و پیش از آنکه دوستیهای آنها با خویشتن دیده شود، منطق دوستیهای درونی آنها لحاظ گردد. در اینجا منبعشناسی کمک شایانی به ما میکند. در گذشته فعالیتهای اشخاصی چون مرحوم سید عبدالعزیز طباطبایی یا سیدمرتضی رضوی کشمیری به خوبی از خلال منبعشناسی، تعارض درونی سلفیه (وهابیت) با اهل سنت را نشان دادهاند، اما این گونه مطالعات باید توسعه یابد.
موضوع احزاب
علمای سلفی سنتی عموماً پیروانشان را از تحزب نهی کردهاند و بر این شعار که سلفیه یک مذهب یا حزب نیست همواره تأکید نمودهاند. این موضوع بهویژه در تعارضات آنها با حرکت اخوانالمسلمین و بر حذر داشتن مسلمانان از پیوستن به آنان مطرح شده است، چنانکه محمد بن عبدالله الإمام عالم سلفی یمنی در کتاب «البیان: الایضاح ما علیه جامعه الایمان» بیان کرده است، این بدان معنا نیست که سلفیه جریانی یکدست و هماهنگ با هم باشند. در تحلیلهای مجلهٔ سلفی «الفرقان» نداشتن جبههٔ یکدست و واحدی که به اجماع، سخنگوی سلفیه باشد و گفتمانی واحد را ایجاد کند، از چالشهای فراروی فعالیت سیاسی سلفیه در مصر است؛ برای مثال، اسحاق الحوینی که یکی از سران سلفیهٔ مصر است، در پاسخ به پرسشی دربارهٔ تعدد جماعتهای اسلامی در مصر گفته است: «در حقیقت من نگاه مثبتی به این جماعتها ندارم، بلکه آنها را از هر جهت منفی میبینم.
این جماعتها هر یک نسبت به خودشان تعصب دارند و پیروان خود را از دیگر جماعتها برحذر میدارند. (مطابق این دیدگاه که) کسی که با ما نیست، پس علیه ماست. این واقعیت جاری در مصر است. حتی جماعت تبلیغ که گمان میکردیم در این گونه دستهبندیها وارد نمیشود، معلوم شد از متعصبترین جماعتها در مصر است. تا جایی که پیروان آن، دختر به غیر جماعت خود نمیدهند».
با این حال پس از قیام مردم مصر سلفی در پی تحزب برای سهمخواهی از نتایج قیام بر آمدهاند که اقدامی هماهنگ با گسترش شبکههای ماهوارهای سلفی است؛ برای مثال میتوان به احزاب سلفی فضیلت، اصالت (که با جدایی برخی سلفیها از حزب فصیلت تأسیس شد)، نور و اصلاح اشاره کرد. چنانکه گفته شد، سلفیهای معاصر عموماً با واسطه یا بیواسطه، شاگردان بنباز یا آلبانی هستند و مرجعیت دینی خود را عمدتاً با تأیید علمای سعودی گرفتهاند. بنابراین چه در خصوص یمن، سوریه و بحرین و چه مورد مصر و لیبی دغدغهٔ اصلی امنیت و ثبات عربستان سعودی است. تدارکات وسیع آنها برای تأثیرگذاری بر انتخابات پس از حسنی مبارک احتمال قرار گرفتن عربستان سعودی در ورای تحزب آنان را بیشتر کرده است.
همچنین باید توجه کرد که یکی از اهداف سلفیها در اختیار گرفتن مرجعیت دینی الازهر است که میتوان میدان عمل آنها در جهان اسلام را گسترش دهد.
این موضوع از خلال بررسی عملکرد «هیئه الشرعیه للحقوق و الإصلاح» بهتر مشخص میشود که در سیطرهٔ علمای سلفی از قبیل شیخ علی احمد السالوس، شیخ محمد حسان، دکتر محمد یسری ابراهیم، شیخ أبو الأشبال الزهیری و دیگران است، از انتقادات دکتر نصر فرید واصل (۱۹۳۷م﴾، مفتی سابق الأزهر و رئیس وقت هیئت، از خروج هیئت از هداف اولیهاش، و متعاقب آن بیانیهٔ الازهر مشخص شد که هدف سلفیها از تأسیس این هیئت در اختیار گرفتن مرجعیت اسلامی الازهر است. الازهر به صراحت اعلام کرد که هیچ سازمانی، حتی اگر اعضای الازهر نیز عضو آن باشند، حق استفاده از عنوان الازهر را ندارد.
سازمان سلفی دیگر در مصر «مجلس إداره الدعوه السلفیه» در اسکندریهٔ مصر است که مجموعهای از شیوخ سلفی را گرد هم جمع کرده و فعالیت آن پس از قیام مردم مصر بر ضد رژیم حسنی مبارک بیشتر شده است. به نظر میرسد بسته به موفقیت آنها در جذب نیروهای اجتماعی و فرهنگی مصر، قدرت و توان عربستان سعودی برای مداخله در آن کشور افزایش مییابد و به همان میزان توان تقریب مذاهب اسلامی کاسته میشود.