نویسنده: حسین ثابتی عبدلیان
این روزها صحنه شطرنج گونه بازیهای سیاسی در مصر،نگرنده حرکات هوشمندانه ای از بازیگران آشکارونهان این پیکار است. بازیگران این صحنه، گاه در نقش آفرینیهای خود چنان ماهرانه ظاهرمیشوند که روا داشتن کوچک ترین گمان وتردیدی درباره درستی آن چه که دیده میشود ممکن است به بلاهت تعبیر شود. چندی پیش، در نوشتاری تحلیلی ودرارزیابی که درباره رخدادهای انقلاب مصر در همین روزنامه(22خرداد91) به نگارش درآمد، نگارنده با پیش کشیدن و تحلیل سه فرض، پیروزی و برآمدن احمد شفیق از صندوقهای رأی گیری مصر را به دلیل هزینه بسیار بالایی که برای نظامیان این کشور وغرب درپی دارد امری غیرمحتمل پنداشته و پیروزی محمد مرسی را طبق یک توافق پنهان و سناریویی بسیار ماهرانه گزینه محتمل تر و درست تری برای آینده این انتخابات دانسته بود.
درآن جستار چنین گفته شد که غرب وشورای نظامیان دریک بازی سیاسی وبا اندکی تغییر در قواعد بازی بدنبال پیاده کردن الگویی همانند ترکیه درمصر هستند و بسیاری از این هیاهو، تهدیدها و شانتاژهای ظاهری بخشی از یک سناریوی ازپیش طراحی شده برای کنترل انقلاب تودههای مردم مصر است. سرانجام انتظارها به سرآمد ومحمد مرسی به عنوان پیروز این کارزار انتخاباتی ازصندوقهای رأی سربرآورد.
وی توانست آرای بسیاری از مردم خشمگینی را که از محاکمه ناعادلانه حسنی مبارک به خیابانها ریخته بودند با دادن وعده محاکمه دوباره او به سود خویش تغییردهد. مبارک اکنون واپسین نفسهای زندگی اش را میکشد تا بلکه بامرگ به هنگامش، مرسی که قول محاکمه دوباره وعادلانه او را به هوادارانش داده بود نفسی به آسودگی بکشد! اما این محمد مرسی براستی کیست؟ آیا اوهمان صنم اسلام گرایانی است که درآینده به آرزوهای آنان درصحنه سیاسی و اجتماعی مصر جامه عمل خواهد پوشانید؟
آیا او براستی آلترناتیو اخوانیها بود که باحذف خیرت الشاطر نامزد اصیل اسلام گرایان به ناگهان درصحنه سیاست مصرفرازشد؟ کسی که به عنوان یک اسلام گرا طعم زندانهای مبارک را آزموده است، کسی که در ظاهر خط فکریاش، آمریکاییها را هراسان کرده یا کسی که سالها در ایالات متحده آمریکا برای گرفتن مدرک دکترای خود زندگی کرده است و به خلق و خوی غربیها کاملاً آشناست و کسی که فرزندانش عنوان شهروند آمریکایی رایدک میکشند؟ براستی او درصحنه سیاست مصر باکدام رویکرد داخلی وخارجی ظاهر خواهد شد؟
باتوجه بدان چه درجستارپیشین به عنوان توافق پنهان مورد تحلیل قراردادیم ودرستی پیش بینی آن چه درباره پیروزی مرسی گفته شد وباتوجه قرائن کنونی، چنین برمیآید که فرای ابرازنگرانیهای مقامات غربی واسرائیلی وهمچنین خط ونشان کشیدنهای به ظاهرتهدید آمیزشورای نظامیان مصر، محورغرب ونظامیان سکولاراین کشوردرحقیقت چندان نگرانی ازخطرات احتمالی یک حکومت اسلام گرا به رهبری مرسی دراین کشوربه دل راه نمیدهند.
اگرچه درآینده احتمالاً تنشهایی سطحی همانند آن چه میان ترکیه واسرائیل رخ میدهد را در روابط میان مصر با آمریکا و اسرائیل نگرنده خواهیم بود. درنگاهی دیگر اما رقابت تنگاتنگ احمد شفیق، این بازمانده حکومت مبارک واختلاف بسیارکم آرای او با محمد مرسی، خود نکته ظریف و هوشمندانه ای دراین بازی ماهرانه سیاسی به شمارمیآید. این نکته ظریف وپنهان، انتقال یک پیام مهم به اسلام گرایان وتودههای تئوکراسی خواه مصری بود.
پیام چنین بود : «شما اسلام گرایان درصحنه سیاست مصر، دارای اکثریت نسبی وشکننده ای هستید که درآینده ودرهرلحظه امکان به هم ریخته شدن معادلات ورانده شدن ازگود سیاست توسط سکولارها برای شما محتمل است.» بدین سان شمارنسبتاً بالای آرای احمد شفیق نسبت به رقیب پیروزش بدون درنظرگرفتن تقلب یا درستی آن، میتواند درتمام نهادهای حکومتی به صورت یک ائتلاف مخالف نیرومند وبسان یک شمشیرداموکلس درراستای تغییرصحنه سیاسی ظاهرشود.
به سخن سادهتر میتوان گفت که با این رقابت تنگا تنگ ورأی نسبتاً بالای احمد شفیق به عنوان رقیب بازنده مرسی، امکان حذف بقایای حکومت مبارک وعملاً حذف سکولارها ازصحنه سیا ست مصرغیرممکن میشود. ضمن آن که عدم برخورداری از رأی بسیار بالا، رئیس جمهوراسلام گرا را درتصمیم گیریهای اجرایی در موضع ضعف قرارمیدهد. البته شواهد چنین ادعایی از هم اکنون نیز در صحنه سیاسی مصر نمود یافته است.
نظامیان این کشور با آن که ازپیش موافقت خودرا با نامزدی وحتی ریاست جمهوری مرسی در توافقی پنهان اعلام داشته اند، اما برای آسودگی خاطر بیشتر از جانب اسلام گرایان، خواهند کوشید تا اختیارات رئیس جمهور را از راههای قانونی و حتی گاه غیر قانونی محدود سازند. محدود کردن اختیارات رئیس جمهور به وسیله شورای نظامی که به تازگی با منحل کردن پارلمان درنقش قانونگذار نیزظاهر شده است، نشان از آغاز یک کشمکش دراز مدت برای محدود کردن قدرت سیاسی رئیس جمهور منتخب دارد.
درآینده شورای نظامیان بی گمان خواهد کوشید تا با اعمال فشار، پارلمان را به سود سکولارها وبه عنوان نیرویی دربرابررئیس جمهورچیدمان کند. آغاز این کشمکشها در کارزار قدرت، البته به سود غرب واسرائیل خواهد بود، زیرا پتانسیل این انقلاب که اکنون ثابت شده ماهیت مذهبی آن برجنبههای دیگرآن برتری دارد، به جای تبدیل شدن به رویکردی بینالمللی دربیرون از مرزهای مصر وهمسویی با سیاستهای غرب ستیزانه ایران، صرف حل وفصل کردن اختلافات درونی با نظامیان ونبرد قدرت خواهد شد.
بنابراین میتوان آینده را این گونه دید که رئیس جمهور برگزیده اسلام گرایان در سالهایی که بر اورنگ سست قدرت تکیه دارد، بیشتر توان خود را صرف درگیریهای سیاسی درونی با نظامیان و دیگر مدعیان قدرت کند وکمتر از آن چه مورد انتظار اسلام گرایان منطقه، بویژه ایران است به مسائل خارجی وبین المللی که مورد توجه وحساسیت غرب میباشد توجه نشان دهد. درباره روابط ایران ومصر میتوان پیش بینی کرد که این روابط سرانجام با دشواری ونه در آیندهای نزدیک و همچنین با دست بالای طرف مصری برقرار شود.
اما بی تردید برقراری این روابط به معنای ایجاد اتحاد و همسویی در مسائل بین المللی نخواهد بود. گستردگی وگرمیاین روابط وابستگی بسیاری به چگونگی روابط تهران بادولتهای غربی و اشارات و خطدهی آنها به دستگاه دیپلماسی مصر خواهد داشت. بی گمان عربستان همه نفوذ خودرا به کار خواهد بست تا مانع از ایجاد چنین رابطه ای شود. در این میان اما ایرانیان نباید با نگاهی سطحی به آن چه که برروی پرده سیاست مصر میگذرد، اسیرساده نگریها شوند.
دستگاه دیپلماسی ایران باید با فرصت و دقت بیشتری به ارزیابی محمد مرسی رئیس جمهور کنونی مصر وگروه سیاسی همراه او بپردازد. تصمیم گیریهای احساسی وشتابزده دربرقراری روابط با سکان داران تازه از راه رسیده و نا آشنای پهنه سیاست مصر که هنوز مورد محک سیاسی و راستی آزمایی قرار نگرفته اند، میتواند پیامدهای تحقیرآمیز وجبران ناپذیری را ازآن ایرانیان سازد.