تاریخ انتشار : ۲۰ مهر ۱۳۹۱ - ۰۸:۴۵  ، 
کد خبر : ۲۴۶۲۶۰

آمریکا ـ اسرائیل؛ مأیوس در توطئه‌گری (بخش پایانی)


به قلم ـ عادل حسین
پس از اینکه موفقیتهای مزبور حاصل شد، دولت آمریکا (همانطور که تأئیدیه رسمی آن را خاطرنشان ساختیم) جدایی جنوب سودان را اعلام کرد، به نظر می‌رسد اعلام چنین موضعی از سوی آمریکا، به منزله پشتیبانی و حمایت از شورشیان جنوب بوده است، ‌اما در واقع اظهار چنین مواضعی بیانگر شکست و ناتوانی آن کشور در این سرزمین است.
اوضاع فعلا در سودان آرام است، خدا مومنین را به خاطر ثبات قدم و حسن تدبیرشان یاری داده است... و در حال حاضر امکان تغییر اوضاع یا جدا کردن جنوب از سودان میسر نیست مگر اینکه نیروهای مسلح آمریکا در منطقه مداخله کنند و این روشن است که آمریکائیهای معاصر کسانی هستند که از هرگونه رودروئی که در آن مرگ وجود داشته باشد (مانند آنچه که در سومالی اتفاق افتاد) می‌ترسند، من فکر نمی‌کنم آنها با وجود چنین تجربه‌ای دوباره دچار اشتباه شوند.
بار دیگر می‌گویم... آنچه در سودان اتفاق افتاده است، ‌طبق سناریوئی که از قبل آن را تهیه کرده باشند،‌ نبوده است، بلکه یک مبارزه‌طلبی در برابر طرحها و انتظارات دشمنان است.
چنانچه بحث را به جمهوری لیبی منتقل سازیم، باید یادآور شویم که یکی از اهداف طرح آمریکا ـ‌ اسرائیل اعاده سلطه بر نفت لیبی است، سیاستی که می‌تواند مکمل سیاستها‌ی جاری در خصوص کشورهای شورای همکاری خلیج فارس باشد... منظور اصلی، بازگرداندن پایگاههای آمریکا به لیبی است. حربه‌ای که آمریکا و هم‌پیمانانش به منظور تحقق هدف مذکور، بکار گرفته‌اند. متهم کردن لیبی به دست داشتن در انفجار هواپیمای یان آمریکن، و تسلیم کردن دو متهمی است که آمریکائیان آنها را متهم به دست داشتن در انفجار مزبور می‌کنند. هدف اصلی آنها این است که با گرفتن اعتراف‌های کاذب از متهمین، سرهنگ قذافی و پیروانش را به این اعتبار که مسئول تمامی حوادث تروریستی در جهان هستند، محکوم سازند.
در نتیجه نیروهای آمریکایی برای دستگیری رهبر لیبی در آن کشور فرود‌ آیند. (همانطور که در پاناما و هائیتی اتفاق افتاد) فشار بر کشور لیبی از طریق تحریمهای اقتصادی و با ممنوعیت پرواز هواپیماهای آن کشور (نوامبر 1993)، افزایش یافت، اما با گذشت زمان، ملت و ارتش لیبی همچنان سربلند باقی مانده‌اند، هیچگونه فتنه و آشوبی بین قبائل و مناطق مختلف آن کشور بروز نکرده است، رهبری لیبی همچنان بر مواضع خود در مقابله با سیطره آمریکا ـ اسرائیل بر منطقه باقی مانده است،‌ و اکنون تلاش می‌کند که تا روابطش با سودان را بیش از پیش تحکیم بخشد، تمامی این موفقیتها در نتیجه التزام کامل به شریعت اسلامی بوده است.
این بررسی را با تحولات منطقه عربی ـ اسلامی و سخنی از الجزایر به پایان می‌رسانیم.... باید از آنچه که در اکتبر 1989 در آن کشور اتفاق افتاد تاسف خورد... همان‌طور که می‌دانیم حواد‌ث و وقایعی که در آن کشور اتفاق افتاد، موجب پیروزی جبهه نجات اسلامی در انتخابات محلی آن کشور شد، سپس در انتخابات عمومی اکثریت آراء را به دست آوردند، اما در ژانویه 1992 با دخالت ارتش نتایج انتخابات مزبور باطل اعلام شد... همان کسانی که به اسم دموکراسی در هائیتی دخالت نظامی می‌کردند، همانها نیز دموکراسی را در الجزایر ذبح کردند، انتخابات را متوقف ساختند، دهها هزار نفر را بازداشت کردند، و به شکنجه یا قتل آنها پرداختند.
البته چنین اقدام‌هایی از سوی رژیم مستبد و فاسد امری طبیعی بود، آنها با سلاح به مقابله با مردم پرداختند، ارزیابیها می‌گوید تعداد کسانی که در این درگیریها کشته شدند،‌ بالغ بر ده هزار نفر می‌شود (60 نفر از آنها، خارجی بودند)، مدعیان دمکراسی بطور بی‌شرمانه‌ای در این کشور تسلط خود را بر بیشتر روستاها و بر بسیاری از مناطق شهری از دست داده بود.
در شرایط موجود که نزدیک به یک جنگ فراگیر داخلی است، فساد رو به افزایش است، و کاهش نیافته است، تولیدات صنعتی افت کرده است، به طوری که اکنون کارخانه‌ها بی‌آنکه به سودی دست یابند، با نیمی از ظرفیت خود کار می‌کنند. تولیدات کشاورزی نیز رو به افت است، به طوری که دولت در ماه گذشته 95 درصد از نیازهای غذایی خود را از خارج وارد کرده است... بیکاری بین جوانان به بیش از 30 درصد افزایش یافته است، خدمات اجتماعی متوقف شده است، تورم 40 درصد در سال است.
ناتوانی دولت در ایجاد توازن تجاری افزایش یافته است، و از پرداخت بدهیهایش ناتوان است.
کشورهای غربی (بویژه فرانسه) با ضربه زدن به نیروها‌ی اسلامی و اصلاح‌طلب قصد دارند، سلطه خود را بر الجزایر اعاده کنند، بدین علت «عبدالحمید الا‌براهیمی» (نخست‌وزیر سابق و از رهبران تاریخی جبهه آزادیبخش) تصریح کرده است که «منشاء مشکلات فعلی در الجزایر از فرانسه ‌‌است، کشوری که تاب تحمل استقلال الجزایر را ندارد.... آیا نشنیدید سخن وزیر کشور شارل باسکوارا هنگامیکه گفت: من نمی‌دانم مسلمانان چگونه بر الجزایر حکومت خواهند کرد؟ گویا وزیر کشور از یک مستعمره قدیمی سخن می‌راند.»
در برابر ناکام ماندن فرانسه و هم‌پیمانانش در حل مشکلات الجزایر یا شکست مقاومت ملی، اخیرا رئیس‌جمهور «زروال» تصمیم تاریخی خود را راجع به آزادی تعدادی از رهبران جبهه نجات اسلامی صادر کرده است تا مقدمه‌ای برای آغاز گفتگوهای ثمر‌بخش باشد... از زمانیکه تصمیم مزبور صادر شد، توطئه‌های مستمری برای از بین بردن اثرات تصمیم مزبور آغاز شد، دشمنان ملت الجزایر بدانچه که موجب وحشت و هراس در میان حکام الجزایر بویژه رئیس‌جمهور زروال از مذاکره با مسلمانان می‌شود، دامن می‌زنند.
بهرحال تلاشهای مزبور توطئه و فتنه‌ای بیش نیست. مطلب مقابل توجه این است که گفتگوئی که اکنون در الجزایر جریان دارد، با مشکلات فراوانی رودرروست، اما پایان موفقیت‌آمیز برای این گفتگو امکان‌پذیر است، بزودی مخلصین راهی را خواهند یافت تا وحدت کشور الجزایر را اعاده کنند. من بر این عقیده‌ام که گامهایی که اکنون در این جهت برداشته شده است، عقب‌نشینی از آن امکانپذیر نیست.
حتی زمانی که دمکراسی (پس از تثبیت ارکان آن) به الجزایر بازگردد، مشکلات الجزایر افزایش خواهد یافت. اما با تحول بزرگی که با شروع گفتگوهای ثمر‌بخش بوجود خواهد آمد، جا دارد در پایان گفتگوها، بر عرب بودن و استقلال الجزایر تاکید شود.
در سایه حکومتی شایسته، مردم و جوانان الجزایر دیگر بار به کار مشغول خواهند شد. بدین ترتیب توسعه‌ای مطلوب و خودکفایی غذائی الجزایر محقق خواهد شد...
اما در سطح منطقه،‌ بی‌شک الجزایر، کشوری که مسلمانان و ملیون بر آن حکومت می‌کنند،‌ هرگز در ترتیبات صلحی که اسرائیل متولی آن است، شرکت نخواهند کرد... اگرچه ما از الجزایر سخن راندیم، اما انتظار داریم که حاکمیت اسلام تا مغرب و تونس و موریتانی نیز امتداد یابد... و در تمامی غرب آفریقا شاهد حضور اسلام باشیم.
آیا پس از پیروزی مسلمانان و ملیون این امر پذیرفتنی است که کشور مغرب کنفرانسی را به منظور توسعه صهیونیسم در آن کشور منعقد سازد؟
آنچه که در الجزایر اتفاق افتاد... یا آنچه که در سایر نقاط کشورهای عربی اتفاق می‌افتد... ثابت‌کننده نقش پایداری و مقاومت در شکست طرحهای خصمانه دشمنان است، همچنین اثبات‌کننده این حقیقت است که زمان به نفع ماست... بدرستی آنچه که ما بدان اشاره کردیم، ‌دربرگیرنده منطقه گسترش اسرائیل است... دربرگیرنده مناطقی است که در آن امضاء قراردادها جریان دارد... که در نتیجه استمرار چنین قراردادهایی را تهدید می‌کند.
حال که نصرت الهی در الجزایر تحقق یافته، ما در انتظاریم تا کشورهای مخالف قرارداد صلح، کمربندها را محکم کنند، کشور‌هایی که از دورترین نقاط مغرب شروع شده تا لیبی و سودان و سپس یمن و عراق و ایران امتداد می‌یابد.
بنابراین آیا پس از این برای کشورهای خلیج فارس وارد شدن در شبکه ترتیبات صهیونیستی به آسانی صورت خواهد گرفت؟ به همین دلیل در گذشته به مبارزان فلسطینی و اردنی گفتم: ای مجاهدان خود را تقویت کنید و تا آنجا که می‌توانید از پیشروی دشمن جلوگیری کنید، تا اینکه مدد و یاری به شما برسد. در نتیجه پس از مدتی از حالت دفاع به حالت تهاجمی منتقل شوید»
این گفته من با تحلیل پرز که عملیات صلح بین اسرائیل و همسایگانش را رهبری می‌کند، مطابقت دارد، اما او اذعان دارد که نتایج مذاکرات صلح هرگز به مبارزه‌طلبی‌هایی که مصالح و منافع آمریکا را در منطقه تهدید می‌کند، ‌پایان نخواهد داد. سپس پرز می‌گوید: «بدین ترتیب این منطقه با دو انتخاب روبروست:
1ـ صلح
2ـ افراط‌گرائی شدید
عجله در انعقاد قرارداد معنی ندارد
اسرائیل در برابر چنین تحولات هشداردهنده‌ای قرار دارد،‌ تحولاتی که به سرعت تعداد بیشتری از کشورهای عرب و اسلامی موافق با قراردادهای ظالمانه را از سازش منصرف می‌کند، در نتیجه قبل از اینکه فرصت از دست برود، اسرائیل تلاش می‌کند به نتیجه برسد.
اسرائیل با چشم خود می‌بینید که مقاومت مجاهدان گذشت زمان را به ضرر منافع او قرار داده است، بنابراین تا آنجا که می‌تواند هرگونه پیشرفت در گفتگوهای بین اعراب و مسلمانان را تا پایان مذاکرات و امضا قرارداد صلح با دولتهای شرکت‌کننده به عقب می‌اندازد.
اسرائیل می‌داند که محاصره اقتصادی عراق بزودی خواهد شکست. بدین علت اسرائیل و آمریکا تلاش می‌کنند تا چند ماه دیگر نیز این محاصره ادامه یابد.
در مورد ایران نیز چنین است. اقدام‌های آنها در جلوگیری از تقویت بنیه نظامی ایران ناکام مانده است.
بدین دلیل همانطور که ابتدا گفتم، اسرائیل همه را تشویق می‌کند تا هرچه سریعتر با سوریه به توافق برسند، زیرا او می‌ترسد فرصت کنونی را از دست بدهد، ‌و این احتمال وجود دارد که با گذشت زمان مواضع سوریه نیز تغییر یابد، چنانچه تحولات جاری سوریه را فریب دهد و مذاکرات قطع شود‌، آن کشور به جبهه دیگر که در برابر مذاکرات صلح وجود دارد، منتقل می‌شود.
چنانچه استراتژی فعلی اسرائیل مبتنی بر هراسی باشد که از موشکها دارد، ‌خطرناکترین موشکها، موشکهایی است که در سوریه نصب شده است؛ ‌موشکهایی که می‌تواند کلیه شهرها و مراکز پر جمعیت اسرائیل را هدف قرار گیرد... در نتیجه اسرائیل به منظور رهایی از چنین موشکهایی، آماده هرگونه عقب‌نشینی در مذاکرات صلح است.
آنچه در این مقاله گفته شد، ‌بدین معنی نیست که مأموریت ما در مقابله با طرح مشترک آمریکا اسرائیل، ‌آسان شده است و بدین معنی نیست که من مذاکره برای حل و فصل مطلوب مشکلات را رد می‌کنم تا جنگ در منطقه را توجیه کنم، بلکه معتقدم هیچ دلیلی برای عجله و شتاب وجود ندارد، عجله تنها به سود اسرائیل است و به نفع ما نیست...
ملتهای ما پایدار و مقاوم مانده‌اند.
یاری و نصرت خداوند یکی پس از دیگری نصیب آنها می‌شود... و در حالیکه توازن قوی بطور آشکاری بین ما و صهیونیستها رو به بهبود است. در توان ما خواهد بود تا در وقت آن، با امضاء‌ قراردادهای عادلانه‌ای که سرزمینهای اشغالی و قدس را به ما بازگرداند، دست یابیم...
بعد از این تحلیل جا دارد آنچه را که در ماههای اخیر بدست حکام مصر صورت گرفته است محکوم سازیم... آیا شما فکر می‌کنید سیاستهای آنها در حمایت از جنبشهای عربی ـ اسلامی بوده است، یا اینکه در صفی واحد با اسرائیل و محاسباتش بوده است؟ بدرستی جواب این سئوال روشن است و نیازی به توضیح بیشتر نیست.*

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات