فقه حکومتی و کار محققانه
امام یک فقیه بودند، ولی حالتی است که نوعی تسلیم هم به دنبال آن است؛ یعنی وقتی امام در مسألهای نظر داشته باشند، خیلی از شخصیتهای علمی به خودشان جرأت نمیدهند در مقابل نظرات امام نظرات صریحی مطرح کنند. شیخ طوسی هم چنین جایگاهی داشتند. یعنی از قرن چهارم تا قرون ششم و هفتم این حالت در حوزههای شیعه حاکم بود. نه اینکه تفقه نبود. مدرسه تدریس نوشتن تحقیق و اجتهاد بود؛ ولی محور حرفهای شیخ طوسی بود و بر اساس نظرات ایشان کار میکردند.
بالاخره در قرن هفتم محققانی پیدا میشوند و آن طلسم را میشکنند که نوآوریها شروع میشود. قواعد شکل میگیرد که یکی از کارهای بسیار مهم است. فکر میکنم در شرایطی که ما وارد فقه حکومتی شدیم باید کار محققانهای بکنیم.
نیاز جدی به تاسیس قواعد فقه سیاسی و اجتماعی
قاعده سازی زیاد مرسوم نبود و چند قاعده در کل فقه حاکم بود. شهید اول در یک اقدام مقدس ابتکاری دست به قاعده سازی با استفاده از منابع تشریع مینماید و صدها قاعده را تأسیس میکند که در کتاب شریف «القواعد و الفوائد» موجود است و شهید ثانی در کتاب «تمهید القواعد الفقهیه» این نوآوری را عمق میبخشد که هر قاعده محور دهها مسأله میشود که فتاوای متعددی از آن بیرون میآید. قواعدی مثل «لاضرر»، «لاحرج»، «اصل اباحه»، «اصل طهارت» و امثال اینها که خیلی از آنها استفاده میشود.
الان اگر به کتابهای فقهی نگاه کنید، میبینید که اکثر فتاوا تحت یکی از قواعد میگنجد و امروز در سایه تأسیس حکومت اسلامی بر محور مکتب اهل بیت(ع) ما نیاز جدی به تأسیس قواعد فقه سیاسی و اجتماعی داریم. به هر حال محققان ما این بار در جبل عامل نجف و بعد از آمدن مغول و سرکوب شدن مراکز فقهی اسلامی در حلّه که با همت علمای آن روز شکل گرفت، دوره خوبی را گذراندند که این مراکز سالها به عالم اسلام خدمت کرده اند.
آسیب اخباریها به فقه اهل بیت
همان طور که در بین اهل سنت کسانی را میبینیم که روی روایت و حدیث بسیار جدی هستند و بودند و از اول دو مکتب حدیث و رأی شکل گرفت، در شیعه هم اخباریها به وجود آمدند که در قرن 11 با مرحوم استرآبادی طلوع میکنند.
اخباریها با مقداری تعصب و خشکی بیشتر به مکتب محدثان برگشتند. کار عمده محدثان این بود که متون احادیث را در جوامع حدیث جمع کردند؛ اما اخباریها احادیث را تبدیل به مکتبی کردند که با بسیاری از مسایل علم اصول مخالف است. چون مقداری از اصول استفاده میکردند. با استفاده از عقل در اجتهاد مخالفت میکنند، با اینکه به ناچار در مواردی خودشان هم استدلال میکنند. دوره اخباریها به فقه اهل بیت آسیب رساند؛ همان گونه که اهل سنت هم برای رشد فقه خود در دوره انسداد آسیب دیدند.
این حالت ادامه داشت و اخباریها در زمان صفویها حدود دو قرن بر همه چیز غلبه داشتند تا اینکه شخصیتی مثل وحید بهبهانی و دیگر شخصیتها آمدند و دوره جدیدی را آغاز و اخباریها را منزوی کردند و فقه را بر مبنای تعقل علم اصول درایت و روایت شکل دادند. این دوره جدیدی که این شخصیتها آغاز کردند، از دوره قبل از اخباریها بهتر بود و منتهی به مرحوم شیخ انصاری شد که ایشان را در فقه مانند قله دماوند که اطرافش کوههای زیادی هستند، یک قله بلند میبینیم.
فقه شیعه رو به کمال
بعد از شیخ انصاری فقه شیعه همیشه رو به کمال بود، گرچه فقها در زمان رضاخان پهلوی ضربه بزرگی خوردند. چون همه مدارس و حوزهها تعطیل شدند و آسیب دیدند؛ منتها نجف روی پای خود ایستاد و کار حوزههای ایران در نجف ادامه پیدا کرد.
کم کم دوره جدیدی میرسد که دوره نوآوری است که دقیقا از دوره شیخ انصاری شروع میشود. برای اهل سنت هم از دوره عبده و سیدجمالالدین اسدآبادی شروع میشود. البته اسدآبادی شیعه بود، منتها با اهل سنت همکاریهای زیادی داشت و عبده شاگرد ایشان است. نوآوری آنها از آن دوره شروع شد. این دوره نوآوری با رژیم پهلوی ضربه خورد و بعد از رژیم پهلوی دوباره جان گرفت.
نوآوری در عصر مشروطه
نوآوری در عصر مشروطه خود را در عالم سیاست نشان داد. علمای نجف تهران و علمای بلاد در شیراز، تبریز و خیلی جاها وارد میدان جدیدی شدند که فقه ما قبلا وارد آن میدان نمیشد؛ ولی توسط رضاخان سرکوب شد. در اهل سنت هم بود که در زمان آتاترک در ترکیه سرکوب شد و این سرکوبها به فقه نو آسیب زد؛ ولی بعد از این دورهها نوآوری وارد فضای کاملا جدیدی میشود که بعد از شهریور 1320 است. در این دوره حوزه علمیه قم دوباره شکل میگیرد. دوران طفولیت و جوانی این حوزه حدود 20 سال طول میکشد و در اواخر دهه سی و چهل به بلوغ میرسد.
نوآوریهای امام(ره)
در این دوره امام راحل وارد عرصه فقاهت نو میشود و نوآوریهای بسیار عظیم اساسی و پایهای برای ما دارد که باید چند نمونه آن را عرض کنم. مهمترین نوآوری ایشان این است که حوزه را به سوی مسائل سیاسی میبرد و اصلاح حکومت را وارد کردن تودههای جامعه به میدان مبارزات سیاسی میداند.
امام درباره ولایت فقیه میگوید: «این موضوع یک مسأله تشریفاتی برای رسیدگی به امور حسبی نیست. اداره همه امور کشور است.» تعبیر امام در جلد 21 صحیفه نور چنین است: «فقه اسلامی تئوری کامل و جامع اداره انسان و جامعه است از گهواره تا گور».
همه چیز را شامل میشود. باید پرورش انسان و اداره جامعه در سایه فقه اسلامی شکل بگیرد. این حرف خیلی عمیق است. فقهای دیگر هم هیچ وقت این حرف را رد نکردند؛ ولی هیچ کس با این صراحت وارد این فضا نشده است. درسهای ولایت فقیه در نجف در حال تبعید یعنی در سختترین دوران بود. همه ما در ایران زندانی و ایشان در عراق تبعید بودند؛ ولی در آن شرایط ولایت فقیه را درس میدادند.
فتوای تاریخی تحریم تقیه در مبارزه با سلطه استکبار و استبداد از دیگر نوآوریهای امام(ره) بود. ایشان با قید «ولو بلغ ما لغ» بسیاری از بی تفاوتها را برای اصلاح جامعه متعهد نمود. امام بر محور ولایت فقیه نوآوریهای بسیار زیادی در طول سالهایی که به عنوان رهبر انقلاب در ایران بودند، داشتند.
تشکیل مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز یکی از نوآوریهای بزرگ و ریشه ای امام بود. نمیتوان در جامعهای که میخواهد به عنوان اسلام اداره شود، فقط با روایاتی که هزار و چند صد سال پیش و بخشی از آنها براساس شرایط آن زمان و برای جامعه محدود آن دوره صادر شده، بدون اجتهاد و بدون توجه به عقل و بدون ملاحظه مفاسد و مصالح کارهای مهم انجام داد. مسائلی که در چند قرن حادث شده، در آن زمان سابقه نداشته است و با این اقدام بسیاری از بن بستها را باز کردند.
حوزههای علمیه و موارد جدید جهان
توجه ویژه به مسائل مستحدثه، یکی دیگر از دیگر نوآوریهای امام(ره) بود. بحث حقوق هوا که تا 200 کیلومتر را شامل است و بحث فضا که از 200 کیلومتر به بالاست، در جامعه اسلامی و فقه ما مطرح بود کجا قواعدی درباره هوا و فضا آمده است. الان اگر کتابهای حقوق بین الملل را بخوانید، هزاران فرع میبینید که درباره همین موضوع با عناوین احکام فضا و احکام هوا مطرح است. مگر در حکومت اسلامی نباید به این مسائل مهم پرداخت؟ کی اعماق زمین تا عمق چند هزار متری با منابع زمین مطرح بود؟ کی بحث اقیانوسها، آبهای ساحلی و آبهای بین المللی مطرح بود؟ کی مسائل ذره مطرح بود؟ کی مسائل بمب اتم مطرح بود؟ کی مسائل جاسوسی ماهوارهای و اینترنت مطرح بود؟ که الان همه دنیا را تحت پوشش خود قرار داده. اگر الان حرفی را در اینجا بزنید، یک لحظه بعد این حرف را در آن طرف کره زمین میگیرند و روی آن تحلیل میکنند. واقعا حوزههای علمیه شیعه و سنی چه اندازه به دهها موارد از این گونه موضوعات پرداخته اند؟ ادامه دارد...