تاریخ انتشار : ۲۳ شهريور ۱۳۹۱ - ۱۰:۴۰  ، 
کد خبر : ۲۴۶۵۳۱

خاکریز اقتصاد


بابک اسماعیلی
1- «انقلاب اسلامی ایران نه تنها در تمامی لحظات سخت مبارزه علیه حکومت دیکتاتوری بن علی، الهام بخش جوانان ما بود، بلکه در مرحله جدید تثبیت انقلاب اسلامیمان نیز تمام نگاه ما به سخنان و بیانات کلیدی و استراتژیک امام خامنه ای و الگوهای موفق سیاسی ارائه شده از تهران است.
انقلاب اسلامی ایران، ما را از خوابی 900 ساله بیدار ساخت... کاش می توانستیم در حوزه اقتصاد غرب زده ممالک اسلامی چون تونس نیز به جای استفاده از فرمول ها و اندیشه های براندازانه و حیوانی اقتصاد نئولیبرالیستی غرب، از الگویی الهی و برآمده از شریعت اسلامی استفاده کنیم. اما افسوس که در کمال ناباوری می بینیم در مراکز آکادمیک ام القرای جهان اسلام نیز همچون دیگر کشورهای اسلامی، مباحث اقتصاد سرمایه داری نه تنها تدریس، بلکه گاه ستایش می شود!»
مطلب فوق، تنها بخشی از درد دل چند ساعته برادر عزیزم «رمضان خالد» استاد دانشگاه Al-zeytouna و Manouba تونس است که چند ماه پیش در جریان مذاکراتی که با هیئت اقتصادی- دانشگاهی از تونس در تهران داشتیم بیان شد. سخنانی که در طول یکی دو سال اخیر و خصوصاً پس از خیزش های اسلامی در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا بارها از زبان هیئت های رسانه ای، دانشگاهی و مردمی کشورهای مصر، تونس، لیبی، بحرین و یمن که از ایران بازدید کرده اند، شنیده ایم.
یکی دیگر از نمونه ها، دیدار سال گذشته هیئت دانشگاهی و رسانه ای از کشور مصر در مؤسسه کیهان بود و سخنان با بغض برخی از این میهمانان که از نبود الگو و مدل اجرایی و عملیاتی اقتصاد اسلامی در ایران، آن هم علیرغم تمامی تأکیدات رهبر معظم انقلاب اسلامی با حسرت سخن می گفتند و به یاد دارم که یکی از آنان، پس از آنکه دانست حوزه فعالیت کاری و دانشگاهی ام اقتصاد است، با نگاهی گلایه آمیز پرسید: «برای پیاده سازی منشور اقتصادی برآمده از اندیشه های امام خمینی و آیت الله خامنه ای در عرصه های اقتصادی کشورتان منتظر چه هستید؟!»
2- آیا کوس رسوایی اقتصاد مرکانتیلیستی غرب به صدا درنیامده است؟! آیا جز این است که به اعتراف بسیاری از مراکز دانشگاهی غرب، با شکست مکاتب کمونیستی و اومانیستی حاکم بر بخش عمده ای از جهان و آشکار شدن نقایص فراوان و پی آمدهای سلطه آفرین اقتصاد سرمایه داری، بومی شدن علم اقتصاد و تدوین مدل اقتصاد اسلامی مبتنی بر عدالت خواهی با عقلانیت و تفکر تنها نسخه قابل اعتماد و شفابخش وضع موجود به حساب نمی آید؟!
گلایه رهبر بصیر انقلاب اسلامی از وضع موجود علوم انسانی در کشور در حوزه های مختلف از اقتصاد و جامعه شناسی و روان شناسی گرفته تا تاریخ و ادبیات و هنر و لزوم تحول اساسی در محتوای درسی این رشته ها در دانشگاه ها از جمله موضوعاتی است که همواره به عنوان یکی از مهمترین دغدغه های حضرت آقا، طی چند سال اخیر در سخنرانی های مختلف مورد تأکید قرار گرفته است.
هر بار نیز پس از بیان این سخنان و تأکید معظم له بر ضرورت های ورود به این منطقه ممنوعه ایجاد شده توسط غربی ها در حوزه علوم انسانی و به ویژه عرصه اقتصادی و بومی سازی آن، موجی رسانه ای با گوشزد کردن ضعف های آشکار در این بخش و لینک سخنان رهبری با نقصان های بخش های مختلف، بر لزوم تجدیدنظر در سرفصل های آموزشی و پایه ریزی و استخراج علوم انسانی از مبانی قرآنی و دینی تأکید شده است.
اما هر بار پس از مدتی، این موج فروکش می کند و جای خود را به حسرتی می دهد که پس از شنیدن سخنان به حقی نظیر آنچه در صدر این نوشته بدان اشاره شده بر جان می نشیند و این پرسش را به ذهن متبادر می کند که منتظر چه هستیم؟!
3- یک از دلایل اصلی بروز فساد تأسف انگیز 3000میلیاردی در نظام بانکی یا اختلاس 5/7میلیاردی در بیمه، نفوذ عناصر لیبرال به حوزه های اقتصادی کشور و خصوصاً نهادهای نظارتی اقتصادی، پولی و مالی است.
شاید سؤال شود مگر لیبرالیسم چه عیبی دارد؟! در پاسخ به این سؤال باید گفت یکی از اصلی ترین دلایل عزل آقای منتظری توسط حضرت امام (رحمه الله علیه)- که در نامه ایشان خطاب به وی نیز آمد- این بود که «شما بعد از من کشور را به دست لیبرال ها می دهید.»
بنابراین روشن می شود که یکی از بزرگترین نگرانی ها و دغدغه های حضرت روح الله تا آخرین لحظات حیات پربارشان که در وصیت نامه سیاسی الهی ایشان نیز بارها بدان اشاره شده است، نگرانی از افتادن زمام امور کشور در حوزه های مختلف به دست عناصر لیبرال است.
این موضوع یکی از دغدغه های رهبر فرزانه انقلاب نیز بوده و هست و معظم له نیز بارها بر مقابله با تفکر لیبرالی در میدان سیاست و اقتصاد تأکید کرده اند: «لیبرالیسم منحرف غربی که امروزه ملت های اروپا و آمریکا در فضای آلوده آن دست و پا می زنند و اخلاق و فضیلت و روابط انسانی و اساس خانواده و پیوند نسل جدید را با پدران و مادران و به طور کلی معنویت و ایمان خود را در سایه شوم آن فانی شده می یابند، در میدان سیاست و اقتصاد توقعات نامشروعی را از نظام اسلامی و مسئولان بلندپایه آن مطرح می کند.
وظیفه مجلس شورای اسلامی در مرتبه اول ایستادگی در برابر این توقعات و پای فشردن بر راه روشن و صراط مستقیم اسلام و انقلاب اسلامی است و این مهمترین توقع اینجانب و ملت بزرگ و شجاع ایران از نمایندگان منتخب مردم است.» (پیام به مناسبت افتتاح دوره پنجم مجلس شورای اسلامی)
سال گذشته نیز رهبر معظم انقلاب در اجلاس بیداری اسلامی به تصمیم گیران کشورهای اسلامی هشدار دادند که در نظام سازی گرفتار این چهار مصیبت نشوید: «لائیسیته، لیبرالیسم، مارکسیسم و ناسیونالیسم افراطی.
در چنین شرایطی و در دولت خدمتگزار اصولگرا که شخص دکتر احمدی نژاد، رئیس جمهور محترم نیز بارها با حمله شجاعانه به سیاست های نظام های لیبرالیستی، صراحتا اعلام کرده است «تفکر لیبرالیسم شکست خورده و رو به زوال است»، چگونه می شود که برخی از کانون های حساس اقتصادی دولت در اختیار عناصر لیبرالی قرار می گیرد که اساسا اقتصاد را از نگاه پیامبر اقتصادی خود یعنی میلتون فریدمنی می بینند که تنها نقش «پاسبان شب»را برای دولت به رسمیت می شناسد و معتقد است دولت جز پاسداری از «امنیت» وظیفه دیگری بر دوش ندارد و می بایست همگان را آزاد بگذارند تا خود هرگونه که درست تشخیص می دهند! عمل کنند؟!
چگونه با وجود تمامی این نکات قابل اعتنا، تئوریسین اقتصادی جمهوری اسلامی، فردی لیبرال می شود که از دفاع همه جانبه از اندیشه های لیبرالی آن هم از تریبون های رسمی نظام هیچ واهمه ای ندارد و کسی نیز بر آن خرده ای نمی گیرد؟!
شیفتگی و تبعیت تام این افراد لیبرال نسبت به اندیشه های غربی تا بدان اندازه است که رهبر فرزانه انقلاب از آن با تعبیر «بت پرستی» یاد می کنند: «اساتیدی هستند که فرآورده های اندیشه های غربی در علوم انسانی، بت آن هاست. در مقابل خدا می گویند سجده نکنید، اما در مقابل بت ها به راحتی سجده می کنند. دانشجوی جوان را دست او بدهی، بافت و ساخت فکری او را همان طوری که متناسب با آن بت خود او است، می سازد، این ارزشی ندارد و درست نیست. بنده به این طور افراد، هیچ اعتقادی ندارم، این استاد هرچه هم دانشمند باشد، وجودش نافع نیست، مضر است.»
آیا از چنین سیستم اقتصادی که در اختیار مرکانتیلیست های آفتاب پرستی قرار گرفته است که رسما در دانشگاهی که تدریس می کنند به لیبرال بودن شهره اند، می توان انتظار الگو شدن در میان کشورهای اسلامی را داشت که هر یک با گذر از مرحله قیام و تثبیت انقلاب های اسلامی خود، الگوهای موفق اسلامی در حوزه های گوناگون سیاسی، اقتصادی و فرهنگی را به جستجو نشسته اند؟!
4- اکنون بار دیگر به صدر این وجیزه برگردیم و گفتگوی قابل تامل آن برادر مسلمان تونسی که هنوز قطرات اشک و بغض خیسش را هنگام آوردن نام رهبر معظم انقلاب و خواندن مداوم این دعا (اللهم احفظ قائدنا الامام خامنه ای) به یاد دارم.
این دوست ارجمند در پایان سخنان خود و لحظه خداحافظی، با اشاره به تغییرات استراتژیک منطقه و پیروزی ملت های مسلمان در سرنگونی دیکتاتورهای دست نشانده و محو سلطه آمریکا، انگلیس و رژیم صهیونیستی، به نکته مهمی اشاره نمود:
«به نظر من، به عنوان فردی که مسائل داخلی و خارجی جمهوری اسلامی و رهنمودهای رهبرمان امام خامنه ای را دنبال می کنم، جنگ در خاکریز اقتصاد جمهوری اسلامی، تکلیفی برای همه ما به خصوص برای شما ایرانیان به حساب می آید. اما نمی دانم چرا شما نیز در همان مسیر بدون بازگشتی قدم گذارده اید که دیگران [دیگر کشورها] رفته اند؟!»
واقعیت این است که استراتژیست های نومحافظه کار موسسه آمریکن اینترپرایز، نظیر «دیک چنی»، «دونالد رامسفلد» و «الیوت آبرامز»، در اوایل سال 1997 میلادی بر آن بودند تا با تدوین طرح موسوم به PNAC یا «پروژه ای برای قرن آمریکایی جدید»، با سیطره لیبرال سرمایه داری و لیبرال دموکراسی، امپراتوری ایالات متحده در قرن بیست و یکم را جهانی کنند.
اما پس از 51 سال، آنچه از عملیاتی شدن این پروژه حاصل شده، تصویری واژگونه از پروژه استراتژیکی است که برای شهروندان آمریکایی و اروپایی، بدهی های کمرشکن و نظام سیاسی و اقتصادی ورشکسته و رو به زوال را به ارمغان آورده و برای دیکتاتورهای وابسته به آنان همانند بن علی، مبارک و سرهنگ قذافی نیز جز فرار، سقوط و ذلت و مرگ دستاوردی نداشته است.
حال در چنین شرایطی که مردم انقلابی این کشورها در مرحله سرنوشت ساز تثبیت نظام سیاسی و اقتصادی خود، به دنبال بهره گیری از الگوها و مدل های اسلامی - ایرانی پیشرفت هستند، چرا به اشتباه در مسیر حرکت اقتصاد لیبرال سرمایه داری غرب با قرار دادن اقتصاد ایران در چهار بخش اصلی بانک، بیمه، سهام و بورس آن هم با فرمول های نوشته شده غربی حرکت کرده ایم و تاسف برانگیزتر آنکه بدان نیز می بالیم؟!
آیا ما نیز همچون «رمضان خالد» تونسی، با توجه به تاکیدات پیاپی رهبر بصیرمان و نامگذاری پی درپی سالهای اخیر با مضامین اقتصادی و مهم تر از همه، تغییرات استراتژیک جهان در سال های اخیر و جنگ نرم اقتصادی آمریکا و متحدان اروپایی آن علیه ملت ایران، جنگ در «خاکریز اقتصاد» را تکلیف خود می دانیم؟! اگر می دانیم منتظر چه هستیم؟!

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات