تاریخ انتشار : ۱۵ شهريور ۱۳۹۱ - ۰۹:۳۲  ، 
کد خبر : ۲۴۶۵۴۳
حسینیان: برای رهبری اصلاحات خاتمی را بر نوری ترجیح می‌دهم

از بغض نوری نه حب خاتمی


ثمینا رستگاری
گروه سیاسی: روح‌الله حسینیان، از نیروهای باسابقه وزارت اطلاعات که کار اجرایی خود را در سال 62 شروع کرد و در سال های اصلاحات به اوج شهرت خود رسید، پنج سالی است که دیگر نماینده مردم تهران در مجلس به شمار می رود. او روز گذشته در مصاحبه با خبرگزاری آریا گفت: «من اگر جای اصلاح طلبان بودم حتما آقای خاتمی را به عنوان رهبر اصلاحات انتخاب می کردم. من سیدمحمد خاتمی را به دیگر کاندیداهای رهبری اصلاحات ترجیح می دهم.»
گزینه مقابل محمد خاتمی در ذهن روح الله حسینیان عبدالله نوری است: وزیر کشور خاتمی که در جریان محاکماتش در دادگاه ویژه روحانیت، حسینیان یکی از اعضای هیات منصفه بود: عضوی که گفته می شد به توصیه مقامات از شرکت در جلسات دادگاه خودداری کرده است.حالابازی نغز روزگار روح الله حسینیان را نماینده یی کرده که باید درباره رهبر اصلاحات شدن یا نشدن نوری نظر بدهد و بگوید: «من به ایشان هیچ اعتقادی ندارم و روش سابق شان را نمی پسندم. عبدالله نوری به عقیده من برای رهبری اصلاحات مناسب نیست.» این تمام خبری بود که دیروز در خبرگزاری های مختلف ذیل عنوان راهکار حسینیان به اصلاح طلبان منتشر شد.
اما نمی توان آن را در همین حد رها کرد و به سراغ اخبار دیگر رفت. کارنامه سیاسی حسینیان حداقل در یک دهه اخیر به گونه یی است که باید به دنبال پاسخ این سوالات گشت: چرا او خاتمی را بهتر از نوری می داند؟ آیا وقتی روح الله حسینیان خاتمی را برای رهبری اصلاحات گزینه مناسب تری می داند، خود اعتراف به این نکته نیست که اصلاحاتی وجود دارد که رهبری هم باید داشته باشد؟ چه شده است که روح الله حسینیان که هنگام نطق قدرت الله علیخانی در 26 خرداد 88 پشت تریبون رفت و او را کنار زد تا از مواضع اصلاح طلبانه او ابراز بیزاری کند، حالادرباره خاتمی بی هیچ پیشوند و پسوندی سخن می گوید؟ آیا اظهارات او از حب خاتمی است یا بغض به نوری؟
جالب است بدانید که در انتخابات سال 76 روح الله حسینیان از خاتمی دفاع کرد و در چندین میزگرد تلویزیونی نظرات خود را در این باره تشریح کرد. به گفته خودش بعد از انتخابات همان سال چند نفر از دوم خردادی ها به او زنگ زدند و تبریک گفتند. در آن زمان حسینیان بیشترین چالش در این زمینه را با سعید امامی داشت: «بنده حتی با همین آقای سعید امامی بر سر آقای خاتمی بحث مفصلی داشتیم و من گله کردم که چرا شما اینقدر علیه آقای خاتمی فعالیت می کنی؟ و ایشان استدلال کردند و اطلاعات و اسنادی را به من نشان داد. عبارت ایشان را یادم است که گفت:شما مطمئن باشید آقای خاتمی آدم خوبی است ولی باندی که او را حمایت می کند آدم های بسیار خطرناک و آدم های معتقد به نظام جمهوری اسلامی نیستند و اگر اینها به قدرت برسند، امنیت کشور را به خطر می اندازند.»
بعدها قتل های زنجیره یی رشته الفت حسینیان با خاتمی را گسست و باعث شد تا او درباره حرف های سعید امامی بازنگری کند.
او در 23 آذر سال 88 در مرقد امام گفت: خاتمی ضعیف تر و کوچک تر از آن است که حزب الله و دانشجویان دختر و پسر بخواهند در مقابل او بایستند که هنوز هم چشمش به دست غرب است. ما در مقابل جریان باطلی قرار گرفته ایم که ریشه در امریکا و اروپا و بی دینی و به اصطلاح اصلاحات دارد، ما با این جریان باطل و ضددین و ضدخدا روبه رو هستیم که باید با بصیرت در مقابل آن بایستیم: جریان باطلی که منشا آن امریکا، استکبار جهانی و تفاله ها و وابسته های حقیر داخلی آن است.
حسینیان31 اردیبهشت 87 هم در سمیناری با عنوان پشت پرده اصلاحات درحالی که نور سالن قطع شده بود، با بلندگوی دستی و زیر نور شمع برای دانشجویان نظر خود درباره اصلاحات را این گونه تبیین کرد: «ما باید بین جریان دوم خرداد تفکیک قائل شویم، یک سر دوم خرداد طیف وسیعی است از کسانی که در مبانی فکری شان تفکر التقاطی یا لیبرالیستی است و طیف دیگر کسانی هستند که از مبانی فکری هیچ اطلاعی ندارند یا مبانی فکری را درک نمی کنند.»
او به روزنامه خرداد که عبدالله نوری در زمان اصلاحات منتشر می کرد انتقادات جدی داشت و بارها اعلام کرد اصلاح طلبان با طرح بحث هایی مثل پلورالیسم دینی و قرائت های چندگانه دینی در روزنامه های صبح امروز و خرداد می خواستند تفسیر واحد امام (ره) را از اسلام و حدود و ارزش های آن کمرنگ کنند.
از نظر حسینیان روزنامه خرداد عبدالله نوری نقش مهمی در کمرنگ کردن نمادهای مذهبی داشت:«در روزنامه خرداد به مدیرمسوولی عبدالله نوری مقاله یی علیه حجاب نوشته شد و درباره امام حسین(ع) و واقعه کربلاهم مقالات فراوانی نوشته شد و آن را انتقام تاریخی جلوه دادند.»
اما انتقاد او به خاتمی این بود که اصرار به هضم شدن در قدرت جهانی دارد و نخستین مصاحبه اش با خبرنگار CNN کریستین امانپور برای ذوب کردن یخ های رابطه بین ایران و امریکا بوده است.
در آستانه انتخابات مجلس اخیر هم که خاتمی شرایطی برای حضور اصلاح طلبان در انتخابات را مطرح کرد، تعبیر حسینیان این بود که «کار خاتمی این مثل را در ذهن تداعی می کند که طرف را در ده راه نمی دادند، سراغ خانه کدخدا را می گرفت.» 25/9/90 گفت وگو با وطن امروز
چرا خاتمی آری، عبدالله نوری نه؟
فارغ از اینکه اظهارات اخیر حسینیان مهر تاییدی بر ادامه حیات اصلاح طلبان در فضای سیاسی کشور است، باید تلاش کنیم دلایل جداسازی نوری و خاتمی در ذهن حسینیان و برتری خاتمی بر نوری را در منطق وی تبیین کنیم:
1- نخستین دلیل می تواند این باشد که روح الله حسینیان با توجه به عملکرد محمد خاتمی بعد از انتخابات و نقدهای زیادی که به مواضع معتدل و اصلاحی او شده گمان می برد که بدنه اجتماعی اصلاحات خود به اندازه کافی در مقابل خاتمی موضع گیری خواهد کرد و رهبری او این بدنه را دچار انشقاقی جدی خواهد کرد. کافی است روح الله حسینیان مواضع رادیکال کسانی را به یاد آورد که وقتی خاتمی بحث مهم «بخشش ملی» را عنوان کرد چه هجمه یی به او کردند. یا زمانی که او برای شرکت در انتخابات به دماوند رفت، با او چه کردند. حالااگر همین خاتمی بخواهد رهبر اصلاحات باشد از فردای آن باید برای توجیه بدنه رادیکال مدام بیانیه صادر کند.
2- شاید روح الله حسینیان با وجود تمام مواضع رادیکالی که علیه اصلاحات و خاتمی داشته امروز دریافته است که چرخ سیاست بدون حضور آنها نمی گردد. او بعد از قهر 11 روزه احمدی نژاد آنقدر دچار سرخوردگی شد که تندترین مواضع را در انتقاد از رییس جمهور محبوبش بر زبان آورد.
سربرآوردن جریان انحرافی که به گفته حسینیان از انجمن حجتیه هم خطرناک تر بودند شاید نوستالژی رقابت میان دو گروه ریشه دار انقلابی را درذهن او زنده کرده است: دو گروهی که با وجود همه اختلاف ها خاستگاه ها و خواسته هایشان روشن بود. او با این مقدمه اصلاحاتی را ترجیح می دهد که رهبرش خاتمی باشد«مردی که خودش بد نیست بلکه اطرافیانش خطرناکند»: اطرافیانی که حالاهر کدام در کنجی یا گوشه یی نشسته اند و دست خاتمی به آنها نمی رسد.
3- شخصیت بین المللی خاتمی در شرایط کنونی که ایران در منطقه پرآشوب خاورمیانه باید با غربی ها مذاکره کند و از آنها امتیاز بگیرد، انگیزه یی است که می تواند گوشه یی از خواست های کسی مانند حسینیان را هم برآورده کند.
4- آخرین دلیل که البته در ایران مهم ترین دلیل هم به حساب می آید، حب و بغض های شخصی افراد نسبت به یکدیگر است، احساسی که مقدم بر هر گرایش سیاسی است. دیرپایی کینه های کهنه که در هنگام بحث درباره هر سیاست و منفعتی خود را جلو می اندازد و نقش اصلی را ایفا می کند. شاید تنها دلیل این حرف حسینیان این است که او از عبدالله نوری بیشتر از محمد خاتمی خوشش نمی آید. همین.
نهایتا اگر اصلاح طلبان این پند روح الله حسینیان را به دیده منت بگذارند و آن را عملی کنند باز یک سوال مهم وجود دارد که باید حسینیان به آن پاسخ گوید: در شرایط فعلی که بسیاری از نیروهای رادیکال اصولگرایی از جمله روزنامه مورد علاقه ایشان، خاتمی را جاسوس و از سران فتنه می دانند: وضعیتی که انعکاس اخبار مربوط به خاتمی با انواع مضیقه ها روبه رو است، بدنه اجتماعی اصلاحات چگونه می تواند با لیدر سیاسی خود رابطه داشته باشد؟

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات