فاطمه قیاسوندی / دانشجوی کارشناسی ارشد روابط بینالملل
مقدمه خیزش مردمی درکشورهای خاورمیانه وشمال آفریقا سبب نگرانی های امنیتی نزد مقام های رژیم صهیونیستی شده است. بویژه که یکی ازدلایل اصلی خیزش های مردمی درمنطقه، به نوع رابطه حاکمان این کشورها با رژیم اشغالگرقدس بازمی گردد. دراین میان قطع رابطه با رژیم صهیونیستی درصدرخواسته های مردم معترض منطقه قرارداشت. نمود اصلی این خواسته مردمی را میتوان درتخریب دیوارهای بتونی اطراف سفارت اسرائیل درقاهره ونیزتصرف این سفارتخانه مشاهده کرد که به فرارشبانه سفیر وکارکنان سفارت این رژیم منتهی شد.
بنابراین رژیم اشغالگرقدس یکی از رژیم هایی است که ازقیام های عربی به شدت متأثرشده ودرپی کاهش آثارمنفی آن برخود است. نتانیاهو درابتدای انقلاب مردم درکشورهای عربی نگرانی خود را ازبروزچنین پدیده ای و ازتلاش مردم برای دستیابی به عدالت و آزادی اعلام کرد. چرا که این انقلاب ها امیدهای سران صهیونیستی را در منطقه بیش ازپیش تهدید می کند.
موضع رژیم صهیونیستی در قبال انقلابهای عربی
پس ازگسترش قیام های عربی، رژیم صهیونیستی درصدد برآمد با اتخاذ راهبرد های تفرقه برانگیزازتداوم این قیام ها جلوگیری کند. یکی ازراه هاییکه رژیم صهیونیستی برای ناکام کردن انقلاب های عربی درپیش گرفتند وبرآن هم تأکید دارند این است که دردرون این انقلاب ها، رهبران آنها و معترضان اختلاف و دودستگی ایجاد کنند.«آهارون زئیفی فرکش»، ژنرال نیروهای احتیاط درارتش اسرائیل، درکنفرانس امنیتی مرکز مطالعات «هرتسلیا» دراین خصوص گفت : باید دردرون این قیام ها اختلاف ایجاد شود تا ازتأثیرگذاری بیشترآنها براسرائیل جلوگیری شود.
اواختلاف را موجب تجزیه احتمالی این کشورها نیزبرآورد کرد واین اتفاق را برگ برنده رژیم صهیونیستی عنوان کرد. رژیم صهیونیستی اکنون ازآینده کشورهایی که شاهد بیداری اسلامی و قیام های مردمی بوده اند به شدت نگران است. بنابراین راهکاردیگری که رژیم صهیونیستی برای انحراف قیام های مردمی منطقه خاورمیانه درپیش گرفته است این است که مقامات این رژیم تلاش می کنند خیزش مردمی را با مقوله هایی چون تروریسم و افراط گرایی پیوند بزنند. براین اساس، این رژیم درصدد است با مطرح کردن این مقوله ها قیام های عربی را نوعی ناامنی بداند که نه تنها امنیت فلسطین اشغالی بلکه امنیت کل جهان را تهدید می کند.
سومین راهکارمهم مقامات صهیونیستی برای ناکارآمد ساختن قیام های عربی این است که به کشورهایی مثل عربستان و قطر نزدیک شد وتلاش کرد ازیکسو به این کشورها نزدیک شود تا نشان دهد جایگزینی برای مصرپیدا کرده وبه انزوا نرسیده است ودرعین حال ازطریق عربستان وقطرنیازهای خود برای گازرا تأمین کند ودراین زمینه با مشکل مواجه نشود. ازسوی دیگرتلاش کرد با کمک کشورهای غربی و آمریکا کشورهایی مثل عربستان، ترکیه، وقطر را تحریک کند تا برمیزان فشارهای خود برسوریه بیفزاید تا حداقل ازشدت پیامد های منفی بیداری اسلامی برخود بکاهد و ازتقویت زیاد محورمقاومت جلوگیری کند. دانی یانتو برای مقابله رژیم صهیونیستی با خیزش های اسلامی راهکارهایی نیزارائه داده است که مهم ترین این راهکارها عبارتند از:
1- استفاده ازتمام ابزارهای ممکن برای حفاظت ازسازش با ترکیه واردن؛
2- محافظت ازسطح روابط با باراک اوباما؛
3- تلاش رسانه ای ودیپلماتیک برای مبارزه با ورود دموکراسی به خاورمیانه، به همین علت باید اسرائیل را یاری کرد ومانع ازسیطره جریان های افراطی برکشورهای خاورمیانه شد؛
4- ارائه طرح های سیاسی که بتواند تشکیلات خودگردان را به جای به رسمیت شناخته شدن درسازمان ملل، به پای میزمذاکره با اسرائیل بکشاند؛
5- چالش درمناسبات ما با ترکیه غیرضروری است علاوه برترکیه مانیز درتیرگی این روابط سهم داشته ایم، من پیشنهاد می کنم که گروه های سیاسی اسرائیل عذرخواهی مورد نظرترکیه را انجام دهند تا ازمیزان چالش موجود در روابط با ترکیه کاسته شود.
تأثیر انقلابهای عربی بر امنیت رژیم صهیونیستی
می توان تأثیرانقلاب های عربی برامنیت رژیم صهیونیستی درمنطقه خاورمیانه را از دو بعد مورد بررسی قرار داد :
الف) بعد داخلی: به دنبال شدت یافتن اعتراض های مردمی درکشورهای عربی، مردم سرزمین های اشغالی نیزبه تأسی ملت های عرب وبه دنبال اعتراض به گرانی مسکن و بی عدالتی اجتماعی حاکم برسرزمین های اشغالی اعتراض های خود علیه سردمدارانشان را از اواسط جولای آغاز کردند.
بین اعتراض ها در سرزمین های اشغالی و اعتراض ها درکشورهای عربی دو وجه تشابه وجود دارد. اول اینکه نحوه اعتراض و تداوم اعتراض ها مسالمت آمیز وگسترده است که بویژه شباهت زیادی به قیام مردم مصر، یمن، تونس و بحرین داشته است. مردم اسرائیل به طورغیرمستقیم شجاعت ملت های عرب درمبارزات خیابانی با دولت ها را ستایش کردند واز این اعتراض ها بویژه اعتراض های مردم مصر تأثیرپذیرفتند. تشابه دوم اعتراض های مردم درسرزمین های اشغالی با قیام مردمی کشورهای عربی همزمان شده است. این اعتراض ها دراوج اعتراض های مردمی درخاورمیانه وشمال آفریقا برگزارشد.
ب) سطح منطقهای: تأثیرهای منطقه ای قیام های عربی بررژیم صهیونیستی را می توان درچند مورد مطرح کرد که مهم ترین آنها عبارتند از:
1- آشتی ملی در فلسطین
یکی از مهم ترین پیامد های بیداری اسلامی برای رژیم صهیونیستی به توافق رسیدن جنبش های فتح وحماس بوده است . به توافق رسیدن این دو جنبش فلسطینی موجب هراس بیش ازپیش مقامات اسرائیل و همچنین همتایان غربی شان شده است . نکته مهم این آشتی ملی دراین است که درفضای جدید خاورمیانه که شعارها و حرکت های ضدصهیونیستی زیادی دیده می شود، انجام شده است.
2- تظاهرات روز نکبت و یومالنکسه
وقوع بهارعربی باعث شد بعد ازسال ها، فلسطینی ها درفراخوانی عمومی راهپیمایی خود را به سمت مرزهای فلسطین اشغالی آغازکنند. درمنطقه جولان سوریه وهمچنین جنوب لبنان این فراخوان جنبه عملی به خود گرفت وفلسطینیان برای اولین بار درسال های اخیر بدون ترس از سلاح و کشتار راهپیمایی خود را آغازکردند. از تظاهرات این دو روز به عنوان سرآغازی برای انتفاضه سوم یاد میکنند. تلاش همزمان فلسطینی های ساکن سوریه ولبنان در یوم النکبه (سالگرد اشغال فلسطین) ویوم النکسه (سالگرد شکست اعراب درجنگ 6 روزه 1967) ، سال جاری برای ورود به فلسطین اشغالی که بیش از 30 شهید به دنبال داشت به همراه پیامدها و نتایج آن میتواند سرآغاز انتفاضه سوم را رقم بزند.
3- سقوط مبارک در مصر و امنیت رژیم صهیونیستی
بعد ازسقوط دولت مبارک درمصر، با وجود اینکه شورای عالی نظامی حکومت را دردست گرفت اما شرایط دراین کشوربسیارتغییرکرد. مردم مصرتحت هیچ شرایطی رابطه با اسرائیل را نپذیرفتند وهمواره قطع رابطه با این رژیم غاصب ولغو پیمان صلح کمپ دیوید را دراولویت اصلی خود قرار دادند.
4- کاهش ضریب امنیتی رژیم صهیونیستی
تحولات جاری درکشورهای عربی نشان دهنده این است که دراین کشورها حکومت های مردمی روی کارخواهند آمد. این حکومت ها نیزهمانند دیگرحکومت های مردمی والبته براساس نظرمردم شان روابط با رژیم صهیونیستی را به پایین ترین سطح تنزل خواهند داد. به طورکلی باید گفت خیزش اسلامی درجهان عرب بخصوص مصر، موجب کاهش ضریب امنیتی رژیم صهیونیستی ومتزلزل شدن ارکان ثبات آن شده است.
فعال شدن موج بیداری اسلامی درجهان عرب وسرنگونی حکام ظالم که سابقه روابط خوب با اسرائیل را درکارنامه خود ثبت کرده اند جریان تنفرازاین رژیم را ازسطح یک احساس عربی – اسلامی به مطالبه ای ملی،فراملی،قومی و دینی تبدیل کرده وانفعال رژیم غاصب صهیونیستی را موجب می شود. این موضوع مهم ترین چالش برای امنیت رژیم صهیونیستی درمنطقه خواهد بود.
5- تغییر در ائتلافهای منطقهای خاورمیانه
تا قبل ازآغازموج بیداری دوفرایند بربحران فلسطین حاکم بود که یکی فرایند سازش متشکل ازمصر، عربستان، اردن، بحرین، یمن وچند کشوردیگرعربی ودیگری فرایند مقاومت متشکل ازایران، سوریه، حماس و حزب الله است. فرایند سازش تاکنون ادامه دارد اما هیچ دستاوردی درکارنامه آن دیده نمی شود. اکنون با تحولاتی که درکشورمصرروی داد، ورود این کشوربه محورمقاومت قطعی است.
در اردن نیزشدت اعتراض ها برای قطع روابط با رژیم صهیونیستی افزایش یافته است واین رژیم ناچاراست درصورت بقاء درقدرت از محورسازش خارج شود. با مشکلاتی که درروابط ترکیه ورژیم صهیونیستی به وجود آمده است به نظرمی رسد که باید ورود ترکیه به محور مقاومت را به همراه مصرجشن گرفت . تقویت محورمقاومت منجربه تغییر درائتلاف های منطقه ای خواهد شد که این موضوع آسیب های جدی برای رژیم صهیونیستی درپی خواهد داشت.