بررسی افکار و عقاید سیاسی حضرت امام نشان می دهد که تفکر و نگرش سیاسی وی متفاوت از هر دولتمردی در عرصه سیاست نمود و بازتاب داشت. پس از پیروزی انقلاب اسلامی و در زمانی که همگان تصور می کردند که شاید امام خود شخصاً وارد قدرت شود، ایشان سیاست را همچون دیانت دیدند که می باید همواره در مسیر اصلاح و باز تولید ارزش های اخلاقی قرار داشته باشد . دیپلماسی و رفتار سیاسی امام در داخل و خارج بیان کننده این واقعیت است که محور اساسی حرکت رهبری ایشان تمسک به الله و بیزاری از حکومت هایی است که قدرت را وسیله سرکوب مستضعفین قرار داده اند .
از آنجا که سیاست و قدرت به هم آمیخته است، امام با تیزبینی دریافت که خارج ماندن از قدرت به تسهیل و بهبود سیاست اسلامی کمک فراوان می کند. به دیگر سخن، از آنجا که قدرت ، مدام در معرض فساد و تباهی است، حرکت امام که همان امتزاج آگاهانه دین و سیاست بود، در جهت تعدیل و پرورش خردمندانه قدرت قرار گرفت. از مهم ترین ابعاد رفتار سیاسی امام دوری از اسراف و تبذیر و تلاش جهت اعمال عدالت پیامبرگونه بود. در این راستا رهبری دینی نظارت عالیه خود را بر تمام ارکان قدرت اعمال می کند و به عنوان نیروی جهت دهنده راه درست را به مسئولان نشان می دهد . علاقه و حب مردم به حضرت امام که از زمان مبارزات سیاسی ایشان وجود داشت، عامل موثر دیگری است که وی را در زمره رهبران سیاسی- مردمی جهان قرار می دهد . این گونه علایق که بعضاً کمتر در نظام های سیاسی بروز می یابد، ناشی از عمق اعتقاد به رهبری اسلامی است . این که رهبر فقید انقلاب مورد علاقه و توجه خاص مردم بودند به این دلیل است که اصولاً در میان رهبران سیاسی دنیا، مقوله حب جاه و مقام با غلظت فراوان مشاهده می شود، اما در رهبری ارزشی امام توجهی به عنوان و مقام سیاسی وجود نداشت. ایشان حتی نزدیک ترین اطرافیان خود را از ورود به قدرت و قبول مسئولیت نهی می کردند تا این شائبه به وجود نیاید که رهبر نظام فتح قدرت را هدف نهایی خود قرار داده است. از منظر ایشان علایق دنیوی و جاه و مقام بی ارزش دنیا کمترین اهمیت را داشت . تجربه و تاریخ انقلاب اسلامی و نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران نیز نشان داده که در بسیاری از موارد که توطئه اجانب کیان اسلامی را در معرض تهدید قرار داده بود، سرعت تصمیم گیری و مداخله به موقع امام مانع از آن میشد که به خطر و بحرانی حاد مبدل شود . (1)
حتی سیاستمداران غرب اذعان دارند که امام خمینی (ره) شخصیت تحول ساز جهان است . این که چرا امام خمینی (ره) در جهان شناخته شد و حرکتش در جهان صدا کرد، در نحوه کار ایشان ریشه دارد. نحوه رفتار امام خمینی(ره) با ادوارد شوارد ناتزه وزیر امور خارجه شوروی بسیار حائز اهمیت بوده و هست. این مقام روس پس از آن دیدار گفته بود در طول 27 سال فعالیتم هیچ گاه به اندازه ای که در برابر رهبر ایران قرار گرفتم،نترسیدم.
اقتدار و صلابت در برابر دشمنان و ابرقدرت ها، تواضع و فروتنی با مستضعفان موجب احترام جهانیان به امام (ره) شده بود به گونه ای که ریچارد نیکسون رئیس جمهور دهه 1970 آمریکا در سال1984 (1363) در کتابی نوشت «تغییر در جهان سوم آغاز شده و بادهای آن وزیدن گرفته است و ما قادر به مهار این طوفان نیستیم .» (2)
از بعد سیاسی جنبه دیگری که دیپلماسی و رفتار سیاسی امام را شکل می داد قاطعیت در برابر زورمنشان و زورپذیران بود؛ به گونه ای که در اوج مناقشات در عرصه داخلی و بین المللی، با قدرت موضعگیری می کرد و نشان می داد که چندین سر و گردن از سران قدرتهایی که مجهز به قدرتهای سخت افزاری هستند، بالاتر است . بنابراین قدرتهای اسم و رسم دار در نظر امام از کوچک ترین ابهتی برخوردار نبودند و این که امام در برابر ابرقدرتها به خصوص امریکا موضع منفی می گرفت، ناشی از اعتبار حضرت امام بود که قدرت مشت های مستضعفان جهان را نیرومندتر از تهدیدات ابرقدرتها می دانست .