فقه سیاسی در اعماق فقه ما هست
فقه سیاسی در اعماق فقه ما هست؛ اما خیلی باید عوض و بزرگ شود. احکام سیاسی اداره کشور قانون گذاری قضا و قوانین دیگر در این شرایط دهها برابر مطالبی که قبلا نوشته بودیم، فروع دارد. باید همه این فروع وارد فقه شوند و درباره آنها بحث کنیم. ممکن است خیلی از قوانین با مواردی که امروز در دنیا هست، منطبق باشد. قوانینی که الان دنیا برای جامعه بین الملل میگذارد، کم کم حالت عمومی به خود میگیرند؛ یعنی حاکمیت جهانی کم کم دارد بر حاکمیت ملی جوامع در سراسر دنیا غلبه میکند.
معنای جهانی شدن این است که قدرت دولتهای محلی به نفع اداره جهانی کم شود. در کشتیرانی، هواپیمایی، تجارت، حقوق بشر و قوانین بین المللی شاهد رشد روز افزون سازمانهای بین المللی و کم شدن قدرت جوامع محلی هستیم که احکام آنها اجرا میشود. اسلام که دین جهانی است و محدود به زمان و مکان نیست، قطعا در این حرکت اصول دارد. باید وارد این فضا شویم که حوزهها کمکم در حال ورود به این فضا هستند.
ضرورت دانشنامهنویسی
حوزه ها مدتی است که به این فکر افتاده اند و یکی از جلوههایش همین موسوعهنویسیهاست. وقتی عبدالناصر تصمیم گرفت برای جهان اسلام حرکت جدیدی کند، یکی از کارهای بزرگ مصر این بود که «موسوعه عبدالناصر» را طراحی کردند که نیمه تمام ماند. اخیراً دیدم که کویتیها در این موضوع از ما هم جلو زدند و در حال تنظیم یک موسوعه عظیم فقهی هستند. تازگیها در حوزههای قم و مشهد حرکات خوبی برای موسوعه نویسی و رفتن به طرف فقه مقارن شده است. این از کارهایی است که باید امروز انجام دهیم. تأسیس دانشگاه مذاهب اسلامی یک گام عملی مهم در این جهت بود.
باید امروز دانشگاههای متعدد فقه مقارن را در همه مناطق کشور در مناطق اهل سنت و در مراکزی مثل حوزه علمیه قم، تهران و مشهد داشته باشیم. تقاضای زیادی هم از سراسر دنیا هست. این کار باید توسعه پیدا کند.
دائرهالمعارف فقه مقارن
آیتالله مکارم در مقدمه کتاب با صراحت توسعه تخصصی شدن ابواب فقه در طول تخصصی بودن علوم دیگر اسلامی را یک پدیده مبارک میشمارند و از تخصصی شدن تقلید به موازات تخصصی شدن ابواب فقه استقبال میکند. این یک کار بسیار مهم در حوزه هاست. هم اهل سنت و هم شیعیان باید این کار را بکنند. باید فقه مقارن را مقایسهای درس بدهیم و درس بخوانیم که در آن شرایط ممکن است فتاوای ما در خیلی از موضوعات فرق کند. وقتی شروع یک مسأله را ببینیم که از کجا،چرا و چگونه شروع شد و چه به آن دامن زد، فتوا شکل دیگری میگیرد.
نگاه دوباره به ارث زن
یک بار به خاطر مسأله ارثی که در خانوادهای به وجود آمده بود، فکر کردم این حکمی که الان هست که همسران بعد از فوت شوهران از زمین ارث نمیبرند و فقط از اعیان و منقول ارث میبرند، با توجه به ظاهر قرآن جای تأمل دارد. قرآن که این را نمیگوید. در قرآن آمده که اگر مردی فوت کرد، زنش یک چهارم را میگیرد. ظاهر قرآن که غیر از این است. این حکم و قانون از کجا پیدا شد؟ بررسی کردم و دیدم یکی از ریشههای این حکم ـ احتمالا و نه قطعی ـ به مسألهای برمیگردد که در زمان فوت پیامبر(ص) اتفاق افتاد که یکی از همسران پیامبر به خاطر مالکیت یکی از حجرههایی که در آن زندگی میکرد، آن مسائل را مطرح کرد.
از همان زمان کم کم تعصبی بین شیعه و سنی در موضوع مالکیت زمین پیدا شد؛ البته دلایل عرفی دیگری از قبیل مشکلات مالکیت مشترک بر زمین به خاطر معمول بودن تعدد زوجات که در مواردی از قبایل متخاصم هم بودند نیز وجود دارد. بعدها این تبدیل به فتوا شد که خیلیها آن فتوا را میدادند و عمل میشد. موضوع را دنبال کردم و در سفر به قم با بعضی از مراجع صحبت کردم و دیدم آنها هم میگویند : «احتیاط میکنیم.» یا میگویند : «باید مصالحه کنند.» با رهبری صحبت کردم و گفتم: «این چه دلیلی دارد؟ تعدادی روایت داریم که ناظر به هر دو طرف است.» رهبری دستور دادند در جلسهای که شبهای پنج شنبه با علما دارند، بحث کنند. آیتالله شاهرودی بحث را آماده کردند و به جلسه بردند که این فتوا در بسیاری از زوایا اصلاح شد.
یک مسأله به این مهمی که در طول 14 قرن حق زنها را برای برخورداری از ارث شوهران ضایع میکرد، شاید تا حدی به خاطر یک مسأله خاص تاریخی بود. شاید بتوانید موارد زیادی را از این نوع مسایل پیدا کنید. فکر میکنم خاصیت فقه مقارن این است که خاستگاه مسائل و سیر تاریخی آنها و چگونگی دخالت قدرتها و جریانها در آنها پیدا میشود و بالاخره به حقیقت میرسیم.
تخصصی شدن اجتهاد در دوران نوآوری
در دوران نوآوری، بحث تخصصی شدن اجتهاد جدی است. با توجه به وجود آمدن دهها فصل و باب جدید در روابط انسانها و جوامع و تمامی کشورها نظام اسلامی نمیتواند در آن مسائل بی نظر و بی توجه باشد.
الان همه میفهمند که یک مجتهد نمیتواند به تنهایی در همه ابواب مورد نیاز فقهی جامعه و مردم متخصص باشد. هیچ کس قدرت این کار را ندارد. مرحوم شیخ بهایی تعبیر بسیار جالبی دارد که جزو جامعترین علمای تاریخ ماست و عمده علوم زمان خود را میدانست. خودش میگوید : «هرجا در مقابل ذی فنون قرار گرفتم، پیروز شدم؛ ولی هرجا در مقابل ذی فن قرار گرفتم، شکست خوردم.» یعنی کسی که در یک فن صاحب مهارت است، در بحثها مرا که صاحب فنهای متعدد هستم، شکست میداد. این تجربه شیخ بهایی است. میگوید : «غلبت کل ذی فنون و غلبت من کل ذی فن.»
چگونه میتوانیم در عمر 30 یا 40 ساله تحصیل همه علوم دنیا را در حقوق بین الملل، حقوق کودک، حقوق زن، حقوق معلولان، حقوق جامعه و دهها رشته دیگر در حد متخصصان یاد بگیریم؟ در حالی که هرکدام آنها در حد یک تخصص بسیار بالاست که هر کدام چند رشته جدا و گرایش در زیرمجموعه خود دارند. واقعاً نمیتوان قبول کرد که یک نفر با علم به همه علوم در همه مسائل فتوا بدهد.
فقه تخصصی، تقلید تخصصی
در دوره حکومت اسلامی داریم به طرف فقه تخصصی میرویم. اگر نمیخواهیم حکومت اسلامی باشد، مثل گذشته میتوان مسائل را به گونهای طی کرد؛ ولی اگر بخواهیم در همه امور مردم دخالت کنیم، باید با فقه تخصصی باشد. اگر فقه تخصصی را پذیرفتیم، تقلید تخصصی را هم باید بپذیریم؛ یعنی لازم نیست مقلدین در همه امور از یک مجتهد تقلید کنند. میتوانند بررسی کنند که مثلا مجتهد متخصص در قضا، دفاع، مسائل اخلاقی، مسائل اقتصادی و غیره کیست تا در هریک از مسائل از بهترینهای همان موضوع تقلید کنند.
شورای نگهبان باید نظر تخصصی بدهد
اگر یکی از شرایط تقلید، تقلید از اعلم است، قطعاً متخصص اعلم از غیرمتخصص است. وقتی میخواهید به دکتر بروید، برای تشخیصهای اولیه به دکتر عمومی میروید؛ ولی وقتی قرار شد علاج اساسی کنید، پیش دکتر متخصص میروید؛ چون او بهتر از هر دکتری میداند. اگر این دو موضوع را پذیرفتیم، باید شورای فقهی را بپذیریم. وقتی به سیاست میرسیم و میخواهیم جامعه را اداره کنیم، لازمه مدیریت جامعه، اداره همه جامعه است. شورای نگهبانی که برای نظارت بر قوانین مجلس تشکیل شده، باید شورایی باشد که همه تخصصها را یا خودش داشته باشد، یا متخصص همان موضوع در مباحث پیش اعضای شورای نگهبان نشسته باشد تا بتواند نظر تخصصی بدهد.
لامحاله در دوره تخصصی شدن رشتههای فقهی، به شورایی شدن فقهی میرسیم. پایه اصلی همه این مسائل، عقل است؛ یعنی توجه به عقل، توجه به اجتهاد است؛ اجتهادی که در چارچوب انجام شود. منابع و مبانی ما در قرآن و سنت هستند. ادامه دارد...