* آیا همه نیروهای منتقد در حال حاضر که خواست اجرای بدون تنازل قانون اسلامی را دارند در دایره اصلاح طلبی تعریف میشوند؟
** ملاک اصلاح طلبی، رفتار و عملکرد افراد و جریان هاست و نه صرفا گفتار و ادعای آنان. اصلاح طلبان ضمن التزام و پایبندی به قانون اساسی به دنبال تحقق دو امر مهم در جامعه هستند: اول آنکه همه اصول قانون اساسی به نحو درست و بدون تبعیض به مرحله اجرا درآید و دوم و مهمتر آنکه انحرافاتی که در اداره جامعه به وجود آمده و باعث پیدایش مشکلات و ناکارآمدی های گسترده یی شده است که کشور و آرمان های انقلاب و جمهوری اسلامی را تهدید می کند، به مسیر صحیح و سازنده بازگردد.
از نظر روش نیز اصلاح طلبان رویکردهای مدنی، مسالمت آمیز و غیرخشونت آمیز، تعامل برانگیز، هشداردهنده و آگاهی بخش و انتقال اینها را دنبال می کنند و اصلاح طلبان به طور اساسی بر افزایش آگاهی عمومی، حتی ارتقای آگاهی جریان حاکم نسبت به رفتارهای ناکارآمد، آسیب زا و مخاطره آمیز خود تاکید دارند. ممکن است کسانی باشند که در گفتار خود را اصلاح طلب می نامند اما در عمل رفتار دیگری را دنبال می کنند. برخی آنچنان می تازند که محصول کار آنان چیزی جز ورود به فرآیند براندازی و خشونت و تشدید و تعمیق مشکلات و شکاف ها نیست و برخی آنچنان محافظه کارانه عمل می کنند که محصول رفتار آنان منجر به تداوم و تشدید وضع موجود میشود.
* این یعنی اصلاح طلبان در به کارگیری دیدگاه ها و رویکردها با هم متفاوت هستند؟
** آنچه توضیح دادم در مورد برخی اصول کلی اصلاح طلبی بود و به این معنی نیست که اصلاح طلبان فاقد دیدگاه ها و رویکردهای متفاوتند. در شرایط فعلی اگر بخواهیم انواع رویکردها در طیف اصلاح طلبان را تقسیم بندی کنیم می توان حداقل چهار رویکرد را احصا کرد:در رویکرد اول اعتقاد بر آن است که ما هر چه شرط بلامانع است انجام داده ایم. به طور مکرر تذکر داده ایم و به مسئولان و جناح حاکم نسبت به سیاست های غلط، ناکارآمدی ها و روش ها و برنامه های مشکل ساز آنان هشدار داده ایم. هیچ قدرت و امکاناتی هم برای تغییر اوضاع در دست نداریم. تکرار تذکرها و هشدارها هم برای جریان حاکم موجب سوء تعبیر می شود و به جای توجه به اشتباه ها و انحراف ها، فکر می کنند ما به خاطر خودمان و دستیابی به قدرت، نقد و اعتراض می کنیم و لذا رفتارهای واکنشی انجام می دهند و نتیجه معکوسی به بار میآورند.
بنابراین چاره یی جز سیاست سکوت و صبر و انتظار نیست. آنان به قول حضرت علی(ع) تاسی می کنند که می فرمود: صبر کردم در حالی که استخوان در گلو و خار در چشم داشتم.در رویکرد دوم عقیده بر آن است که در هیچ شرایطی نمی توانیم نسبت به ادامه روند نامطلوب و خسارت بار اوضاع جاری ساکت بنشینیم و باید در هر شرایط و به هر مناسبتی وظیفه خود را در اطلاع رسانی به جامعه و هشداردهی به دست اندرکاران و مسئولان انجام دهیم. حتی اگر مفید فایده نباشد اما در برابر خدا و خلق خدا و وجدان خودمان باید روند نقد و اعتراضی سازنده را ادامه دهیم تا به تدریج موثر واقع شود و در روند اوضاع تغییر ایجاد شود. در رویکرد سوم اعتقاد بر آن است که اصلاح امور در شرایط جاری جامعه ایران جز از طریق ورود به عرصه مدیریت عمومی جامعه میسر نیست.
در ایران اکثریت قریب به اتفاق امکانات و ابزارها در اختیار دولت و حکومت است و برای تغییر سازنده چاره یی جز دستیابی به این امکانات و ابزار نیست لذا باید تلاش کرد به هر نحو ممکن به عرصه مدیریت جامعه وارد شد و از آن طریق به اصلاح امور پرداخت.
رویکرد و تحلیل این گروه عمدتا نه به خاطر خود یا دستیابی به قدرت بلکه به خاطر جامعه و اصلاح امور است. و در رویکرد چهارم عقیده بر آن است که عرصه اصلی و زیربنایی اصلاحات و اصلاح طلبی متن جامعه است و دولت و حکومت گرچه مهم است اما تا هنگامی که آموزه های اصلاحی در بدنه و لایه های اجتماعی رسوخ پیدا نکند جامعه دائما نسبت به رویکردهای ضداصلاحی و بازگشت به گذشته و اندیشه های ضدمردمسالاری و مخالف آزادی های اساسی و... آسیب پذیر خواهد بود و رویکردها و اندیشه های ضداصلاحی مذکور مستمرا بازتولید خواهند شد. لذا باید توجهی دائمی به جامعه و نهادها و شبکه های اجتماعی مبذول داشت تا در صورتی که امکان ورود به عرصه قدرت و حکومت هم فراهم شد بتوان از فرصت فراهم شده استفاده مطلوب و مناسب کرد.
* به طور کلی چند راهکار برای برون رفت از شرایط فعلی وجود دارد؟
** به طور کلی دو راه بیشتر برای برون رفت از شرایط فعلی وجود ندارد: یکی راه اصلاح طلبی است که با روش های اصلاحی و از طریق آگاهی بخشی و ارتقای سطح دانش و بینش مردم و با تبیین شرایط جاری و عواقب خطرناک و جبران ناپذیر تداوم آن، شرایط بازگشت روند اداره جامعه به بستر صلاح و ثواب را فراهم کند.
* یعنی صرفا با آگاهی بخشی به جامعه مشکلات حل می شود و مگر مردم اکنون آگاه شدهاند؟
** اگر در اثر آگاهی عمومی، حجاب های تبلیغاتی و پرده های عملیات روانی تبلیغی و وارونه نمایی ها برداشته شود و اکثریت جامعه به اندازه کافی بر روند اوضاع آگاهی و وقوف حاصل کنند، بدون تردید نتیجه آن تغییرات مثبت و سازنده خواهد بود. اصولگرایان حاکم نیز که چشم خود را روی اوضاع و محصول روش ها و برنامه های خود بسته و خود را از خطر جریان های افراطی در امان می پندارند، با افزایش آگاهی ها به تدریج متوجه مخاطرات سهمگین راهی که در پیش گرفته اند خواهند شد و آنان نیز خواه ناخواه در روش های ناکارآمد و ناصواب خود تجدیدنظر خواهند کرد.
* و راه دوم؟
** راه دوم راه کوبیدن بر طبل مشکلات و نابسامانی ها و تشدید و تعمیق روند جاری است که منجر به بروز بحران های خانمانسوز می شود و حاصلی جز تشدید معضلات و رنج های مردم دربر نخواهد داشت. راه دوم را دقیقا دو جریان افراطی می پیمایند. یکی جریان مخالف انقلاب و جمهوری اسلامی و دیگری جریان افراطی به ظاهر مدافع سرسخت انقلاب و جمهوری اسلامی که برای منافع باندی و گروهی خود هیچ حد و مرزی نمی شناسند و به نام ارزش ها، اصول اخلاقی و ارزش های اسلامی و انقلابی و هنجارهای اجتماعی و حقوق اساسی مردم را زیر پا می گذارد. این دو جریان گرچه به شدت مخالف یکدیگرند اما به عنوان مکمل و مقوم یکدیگر عمل میکنند.
* حامیان هر یک از این راهکارها چه وزن سیاسیای در بدنه اجتماعی دارند؟
** واقعیت های جامعه و تجارب مکرر نشان می دهد جریان های افراطی از کمترین میزان پشتیبانی و پایگاه اجتماعی برخوردارند و پایگاه وسیع اجتماعی از آن اصلاح طلبان است. در واقع اصلاح طلبی محصول اراده و خواست عمومی و تاریخی جامعه ایران است و اهداف، آموزه ها و روش های اصلاح طلبی برآیند و میانگین جامعه ایران است. البته جریان های افراطی به دلیل دارا بودن امکانات وسیع و بلندگوهای عدیده، هیاهوی بسیار دارند و گاهی امر را بر دیگران، به ویژه بر خودشان مشتبه می کنند اما در بزنگاه هایی که مردم بتوانند آرا و نظرات شان را ابراز کنند به سرعت و به وضوح روشن می شود که آنان در بین مردم هیچ جایگاه و پایگاه مناسبی ندارند و خواست و اراده عمومی مردم، تحقق اصلاحات است.
* هزینه ها و منافع و فایده های هر یک از این راهکارها چیست؟
** روشن است. اصلاح طلبی کم هزینه ترین و سودبخش ترین راه رسیدن به مقصود است. زیرا اصلاح طلبی بر آگاهی و معرفت عمومی استوار است. روش های مدنی و سازنده را دنبال و بر اخلاق و ارزش ها تاکید می کند، بر حقوق اساسی جامعه، و شهروندان پای می فشارد، اعتماد و انسجام اجتماعی را اصل می داند و در پی مدیریت کارآمد، تعالی بخش و سازنده است. روش های افراطی داخلی و خارجی اعم از کسانی که زیر تابلوی مخالفت و ضدیت عمل یا کسانی که زیر پوشش دفاع و طرفداری رفتار می کنند: پرهزینه ترین و خسارت بارترین شیوه ها را به جامعه تحمیل کرده و میکند.
* هزینه و فایده های رویکردهای چهارگانه بین اصلاح طلبان که به آن اشاره کردید چیست؟
** هر یک از رویکردهای چهارگانه مذکور دارای مزایا و معایب است. در واقع استعدادهایی که پشت هر رویکرد است، ضمن آنکه مزایا و محاسن خود را دربردارد، معایب سایر رویکردها را نیز بیان می کند، و این نشان می دهد این رویکردها در مجموع می توانند به عنوان مکمل یکدیگر عمل کنند و معایب یکدیگر را جبران کنند.
* آیا بین رویکردهای مذکور می توان تقدم و تاخر یا اهمیت بیشتری قائل شد؟
** رویکرد چهارم گرچه رویکردی سخت تر و زمانمندتر است، اما اهمیت و ضرورت آن بیشتر از سایر رویکردهاست، زیرا تا زمانی که فرهنگ مردمسالاری و اصلاح طلبی در لایه های زیرین جامعه و در اقشار مختلف رسوخ نکند و به عنوان گفتمان غالب فرهنگ رفتار و اخلاقی جامعه درنیاید، دائما شاهد بازتولید روش ها و منش های مخرب و خانمانسوز خواهیم بود.
* چشم انداز اصلاح طلبی در ایران را چگونه میبینید؟
** من آینده روشن و امیدبخشی را برای جریان اصلاح طلبی در ایران می بینم و پیش بینی می کنم. زیرا آنچه خواست عمومی مردم باشد خواه ناخواه و دیر یا زود محقق خواهد شد. جریان های افراطی گرچه پرهیاهو و چشم پرکن و مقاوم و پایدار می نمایند، اما به دلیل ضعف های اساسی تداوم پیدا نمی کنند، به نحوی که همگان شگفت زده خواهند شد و اصولگرایانی که دلسوز کشور و جمهوری اسلامی هستند نیز به تدریج چشم شان بر مشکلات و معضلاتی که خود نیز در پیدایش آن نقش داشته اند بیشتر باز شده و خواهد شد و خواهند فهمید که تنها راه نجات و اصلاح و تعالی کشور راه و رسم اصلاحطلبی است.