علی تتماج
صهیونیستها همواره تلاش داشتهاند تا با مظلومنمایی در عرصه بینالملل به اهداف سیاسی و اقتصادی خود دست یابند. ترویج دیدگاه منفی جهان به یهود و لزوم برخورداری آنها از حقوقشان در برابر سایر ادیان طرحی است که آنها را به بسیاری از اهدافشان رهنمون ساخته است (این سیاست مبالغهآمیز و تبلیغاتی در دهه 1940 موجب تشکیل رژیم صهیونیستی به عنوان سرزمین موعود برای یهودیان گردید که در سراسر جهان تحت سلطه قرار گرفتهاند). نکته مهم در سیاستهای کنونی رژیم صهیونیستی در عرصه بینالملل بازگشت آنها به اصل ترویج یهود ستیزی در جهان میباشد. بررسی گزارشها و اخبار منتشره نشان میدهد که صهیونیستها در روندی تبلیغاتی از گشترش یهود ستیزی در سراسر جهان بویژه در آمریکا و اروپا خبر میدهند. بر اساس آمار منتشره (که بیشتر از جانب نشریات و مؤسسههای صهیونیستی است) بیش از 50 درصد مردم اروپا و آمریکا و 95 درصد مردم کشورهای اسلامی مخالف یهودیان میباشند. این گزارشات که در آنها از نام یهود به جای صهیونیست استفاده میشود در حالی منتشر میگردد که: اولاً در انها صرفاً نام از یهودیان برده میشود که در خارج از اراضی اشغالی فلسطین حضور دارند ثانیاً در این گزارش لزوم آمدن یهودیان بر سرزمین موعود )فلسطین) ترویج میگردد ثالثاً مخالفت جهان با صهیونیستها به دلیل سیطره بر اقتصاد و سیاست کشورها به مخالفت با یهود نام داده است. بر این اساس طرح موضوع یهود ستیزی در جهان میتواند راهکاری دیگری برای تحقق اهداف صهیونیستها باشد که به نام یهودیان اجرا میگردد:
1- یهودی سازی قدس در سرزمینهای اشغالی اولین هدف رژیم صهیونیستی میباشد. روند سیاستهای آنها در این زمینه در حالی اجرا میگردد که از یک سو یهودیان برای خروج از اراضی اشغالی تلاش میکنند از سوی دیگر روند کوچ یهودیان به اراضی اشغالی روندی نزولی یافته است. بر این اساس صهیونیستها بر آنند تا با اعلام یهود ستیزی در جهان و معرفی فلسطین اشغالی به عنوان سرزمین موعود اولاً مانع از تشدید کوچ معکوس یهودیان از اراضی اشغالی گردند و به نوعی اسکان آن را تثبیت نمایند ثانیاً یهودیان سراسر جهان را به فلسطین ترقیب نمایند تا روند یهودی سازی قدس تسریع گردد.
2- اصلی ترین چالش صهیونیستها، بحران سیاسی در تلآویو میباشد که دولت اولمرت را در آستانه فروپاشی قرار داده است. سران تلآویو برآنند تا با اعلام یهود ستیزی در جهان شرایطی که دولت صهیونیستی را ناجی آنها میدانند، به نوعی رضایت صهیونیستها و یهودیان را برای حفظ دولت اولمرت کسب نمایند. در این سیاست کسب حمایتهای مالی و سیاسی برای تقویبت دولت صهیونیستی از ارکان اساسی میباشد.
3- اجرای طرح صلح اعراب و رژیم صهیونیستی از مباحث اصلی در تحولات فلسطین است. این طرح در حالی مطرح شده است که اعراب حق بازگشت آوارگان، خروج صهیونیستها از اراضی اشغالی فلسطین و بازگردادن قدس را محور اصلی طرح قرار دادهاند. در نقطه مقابل صهیونیستها نیز طرح صلح که برابر زمین را با دیدگاه حفظ اراضی اشغالی مینگرند. صهیونیستها بر این امر تأکید دارند که صلح با اعراب بدون باز پس دادن اراضی اشغالی و بازگشت آوارگان اجرا گردد. اعلام یهود ستیزی در جهان و لزوم ایجاد شرایطی امن برای آنها میتواند سناریویی باشد که در نهایت جامعه جهانی را وادار میسازد تا اعراب را به تعدیل مواضع و پذیرش خواستههای صهیونیستها متقاعد نمایند.
4- اعمال فشار بر کشورها و نهضتهایی که رژیم صهیونیستی آنها را دشمنان خود میداند موازنهای است که به طور آشکار و پنهان اجرا میشود. در این میان مقابله با ایران (به بهانه هستهای) سوریه، لبنان (حزب ا...) گروههای مقاومت فلسطین، نهضتهای ضدصهیونیست که در اقصی نقاط جهان ایجاد شدهاند (بیشتر از یهودیان میباشد)، دشمنانی هستند که صهیونیستها برای مقابله با آنها به هر ابزاری متوسل میگردند. آنها اکنون یهود ستیزی را به بهانهای برای اجرای این طرح مبدل نمودهاند در حالی که برای توجیه اظهارات خود صرفاً به آمار و ارقام ارائه شده از سوی مؤسسات و نشریاتی صهیونیستی اشاره دارند در همین حال آنها با ادعای تکرار تحولات جنگ دوم جهانی (افسانه هولوکاست) به نوعی مسئولیت و ادای دین غرب در برابر یهودیان را یادآوری میسازند که همسویی با اهداف تلآویو (بویژه با مخالفان آنها) راهکار اجرای این تعهدات است.
بر اساس آنچه ذکر شد میتوان گفت که مقوله یهود ستیزی که اکنون صهیونیستها به ترویج آن میپردازند تکرار سیاستهایی است که در طرح چند دهه گذشته برای توجیه جنایاتشان در اراضی اشغالی فلسطین، (ساخت دیوار حائل، سرکوب مقاومت) تلاش برای یهودی سازی قدس و حفظ اراضی اشغالی، تعدیل اجباری طرح صلح اعراب، تحریک جامعه جهانی به حمایت از صهیونیستها و... اجرا میگردد. این در حالی است که آنها این حقیقت را انکار میکنند که افکار عمومی جهان نه یهودیان بلکه صهیونیستها را عامل بحرانهای خود میدانند. چنانکه رهبران تمام ادیان (مسیحیت، یهود، مسلمان و کنفوسیوس) بر همگرایی و گفتگو تأکید دارند در حالی که تمام آن تفرقهافکنی صهیونیستها را عامل اختلافات خود میدانند.