گروه اجتماعی مدتی است که در فیلمها، سریالها، مجموعههای ورزشی و غیره در غرب روی بحث خانواده، فرزند و جمعیت تأکید زیادی میشود، مراسم اهدای جام در مسابقات یورو 2012 و حضور کودکان خردسال و فرزندان بازیکنان اسپانیایی در زمین شاید در نگاه اول یک شوی زیبا برای انتقال جذابیتهای بصری به مخاطبان باشد اما در ورای آن پیام دیگری نهفته است و آن تبلیغ خانوادهمداری و سوق دادن شهروندان اروپایی به سمت تشکیل خانواده و تولید مثل است.
نگاه جامعه به گروههای مرجعی همچون بازیگران سینما، بازیکنان فوتبال، خوانندگان و هنرمندان در غرب امروزه منجر شده است تا سیاستگذاران غربی توجه ویژهای برای نقشآفرینی آنها در افزایش جمعیت داشته باشند.
موضوع افزایش جمعیت در کشور ما نیز از جمله مسائلی است که هرچند مورد تأکید مقام معظم رهبری، رئیسجمهور و بسیاری از کارشناسان و علما قرار گرفته اما باز هم با گذشت زمان، این تأکیدات به دست فراموشی سپرده شده است. این در حالی است که یکی از مؤلفههای قدرت، جمعیت کشور محسوب میشود؛ نگاهی به کشورهای قدرتمند و کشورهایی که رشد بالایی داشتهاند نشان میدهد جمعیت آنها از نسبت خوبی برخوردار است. امریکا با 308 میلیون نفر، روسیه با 142 میلیون نفر، چین با 3/1 میلیارد نفر، آلمان با 80 میلیون نفر، ژاپن با 127 میلیون نفر، هند با 2/1 میلیارد نفر، برزیل با 187 میلیون نفر و کشورهای دیگری از این قبیل همه از میزان جمعیتهای بالایی برخوردارند، هرچند طی دهههای گذشته رشد منفی جمعیت در این کشورها، سیاستگذاران آنها را به انجام اقداماتی وا داشته است.
باز هم سیاسیکاری در موضوعات غیر سیاسی
گرچه مسئولان دولتی بارها درخصوص نرخ رشد جمعیت در کشور ما هشدار دادهاند اما باز هم این موضوع مغفول مانده است، دکتر احمدینژاد از آغازین روزهای سال 89 اشارههای متعددی درخصوص افزایش جمعیت کرده بود، هر چند این سخنان به مذاق بسیاری، از اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام گرفته تا مجلس شورای اسلامی خوش نیامد اما ورود رهبر معظم انقلاب به این موضوع و اولویتهایی که ایشان درخصوص جمعیت برای مجمع تشخیص مصلحت نظام تعیین کردند نشاندهنده عمق توجه به این موضوع است. رهبر معظم انقلاب در تعیین خط مشی کار مجمع تشخیص مصلحت نظام، موضوع جمعیت را در کنار مسائلی همچون هویت، خانواده، فناوری اطلاعات و ارتباطات، نخبگان، سلامت اقتصادی، اقتصاد مقاومتی و جهاد اقتصادی، محیط زیست، نظام قانونگذاری و انتخابات قرار داده و این مهم را جزو 10 اولویت برتر در دستور کار مجمع تشخیص مصلحت نظام در سالجاری قرار دادند. با این حال به نظر میرسد همت چندانی برای این قضیه وجود نداشته باشد. حلقهای در مجمع تشخیص مصلحت هستند که اعتقادی به موضوع افزایش جمعیت نداشته بلکه خود از کارگزاران کاهش جمعیت در دهههای اخیر بودهاند. حسن روحانی یکی از اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام در این خصوص پس از اظهارنظرهای دکتر احمدینژاد مبنی بر افزایش جمعیت، این موضوع را نه تنها مربوط به دولت ندانسته بود بلکه مجلس را هم در این خصوص بدون اختیار عنوان کرده و گفته بود: «این مسئلهای است که باید بهعنوان سیاستهای کلی نظام بحث شود.»
غلامرضا مصباحی مقدم دیگر عضو این مجمع نیز همان زمان درخصوص سخنان دکتر احمدینژاد با بیان اینکه رئیسجمهور استراتژیست نظام نیست بلکه مجری قوانین و سیاستهای کلان و اجرا کننده سیاستهای ابلاغی است، گفته بود «استراتژی نظام رشد جمعیت نیست و آقای احمدینژاد نمیتواند این استراتژی را خودسرانه تغییر دهد.»
علیرضا مرندی که دو دوره بهعنوان وزیر بهداشت در کابینه میرحسین موسوی و اکبر هاشمی رفسنجانی فعالیت کرده و جوایز متعددی هم به خاطر کاهش جمعیت از سازمان جهانی بهداشت دریافت کرده است، بعد از اظهارنظرهای رئیسجمهور پیرامون افزایش جمعیت میگوید: «چنانچه دولت توانایی تأمین هزینههای تعداد فرزندان بیشتری از یک خانواده را دارد، میتواند به اصلاح قانون تنظیم خانواده بپردازد که حتی بگوید که هزینههای 50 فرزند را هم میتواند تأمین کند. افزایش تعداد فرزندان که هنر نیست، حیوانات هم میتوانند این کار را بکنند. مهم آن است که ما انسانها در قبال فرزندان خود شرعاً مسئولیت داریم و باید برای آنها ارزش قائل باشیم. به همین دلیل اظهارات دولت مبنی بر تعدد فرزندان، در تصمیم مردم تأثیر نخواهد داشت.» این سخنان در حالی بیان میشود که رهبر معظم انقلاب سال گذشته در دیدار با مسئولان و کارگزاران با اشاره به ضرورت کثرت جمعیت فرموده بودند: «من معتقدم که کشور ما با امکاناتی که داریم، میتواند 150 میلیون نفر جمعیت داشته باشد، من معتقد به کثرت جمعیتم، هر اقدام و تدبیری که میخواهد برای متوقف کردن رشد جمعیت انجام بگیرد، بعد از صد و پنجاه میلیون انجام بگیرد.» (مقام معظم رهبری 16/5/1390)
جمعیت دو برابری، قدرت 10 برابری
بسیاری از کشورهای پرجمعیت دنیا همچون برزیل و هند و چین بخش اعظمی از رشد و توسعه خود را مدیون جمعیت بالایشان هستند، این کشورها در حالی توان اقتصادی خود را افزایش دادهاند که در مقایسه با ایران از منابع عظیم انرژی و پتانسیلهای بالایی برای قدرتمندی هم برخوردار نیستند، بدین معنی اگر افزایش جمعیت در آن کشورها دو برابر شود رشد اقتصادی هم دوبرابر خواهد شد اما این قضیه در ایران میتواند تا چندین برابر متفاوت باشد.
افزایش سن سالمندی
در آیندهای نه چندان دور جامعه ما به سمت سالمندی حرکت خواهد کرد، این گفته کارشناسان است، این قضیه امروز هم وجود دارد، حرکت به سمت جمعیت سالمندی یعنی افزایش هزینهها برای رفاه حال سالمندان، این امر محقق نخواهد شد مگر نیروی انسانی فعال برای تولید در آینده وجود داشته باشد.
در همین خصوص دکتر فریده فراهانی، عضو هیأت علمی مرکز مطالعات و پژوهشهای جمعیتی آسیا و اقیانوسیه با اشاره به این که هماکنون باروری در کشور به زیر سطح جانشینی رسیده است، به گفت: مطلوب این است که باروری در کشورها در سطح جانشینی یا کمی بالاتر از آن نگه داشته شود. یعنی یک زوج در طول زندگی دو فرزند را جانشین خود کنند، لذا اگر زوجها یک فرزند در طول باروری و زندگی داشته باشند، مسلماً با کاهش و رشد منفی جمعیت روبهرو خواهیم شد. وی با اشاره به اینکه با توجه به افزایش تحصیلات در میان زنان و تغییرات ارزشی نسبت به فرزندآوری به نظر میرسد در مرحلهای هستیم که تمایلات باروری در کشور کاهش یافته است گفت: زنان در طول زندگی مشترک تمایل دارند تا کمتر از دو بچه داشته باشند.
به گفته وی در حال حاضر تغییرات ارزشی نسبت به داشتن تعداد فرزند ایدهآل، موجب شده است تا فرزند کمتر به عنوان هنجار در بین زوجها و جوانان پذیرفته شود و با توجه به شرایط کنونی جامعه، این تفکر عواقب و معایب خوبی برای جامعه نخواهد داشت. دکتر فراهانی تأکید کرد: کاهش جمعیت و کمبود نیروی جوان کار و نیروی انسانی جامعه، توان اقتصادی و رقابت در عرصههای مختلف را از کشور میگیرد و لذا باید سیاستهای کشور را به سمتی پیش ببریم که جمعیت را به سطح جانشینی برسانیم.
وی توضیح داد: تجربه کشورهای توسعهیافتهای که جمعیت آنها در زیر سطح جانشینی بوده است، نشان میدهد که برگرداندن شرایط کشور به بالای سطح جانشینی و نگه داشتن آن در این شرایط بسیار دشوار است و براین اساس باید مجموعهای از سیاستها در سطوح مختلف را ایجاد کرد تا ارزش فرزندآوری پررنگتر شده و مشوقهایی برای زوجهایی که تمایل کمتری به فرزند دارند، در نظر گرفته شود.
وی با تأکید بر اهمیت رفع تأخیر در ازدواج جوانان، گفت: تأخیر در ازدواج تأثیر بسیاری در باروری دارد و لذا ضروری است تا در این زمینه برنامهریزی اصولی انجام شود. دکتر محمود مشفق، جمعیتشناس و عضو هیأت علمی مرکز مطالعات و پژوهشهای جمعیتی آسیا و اقیانوسیه هم در اینباره به گفت: با توجه به میزان باروری در سالهای گذشته و انباشتگی جمعیت در ساختار سنی کشور و از سویی کاهش باروری در سالهای اخیر، ما در سالهای آینده با ساختار سنی سالخورده مواجه میشویم.
به گفته وی، همین انباشتگی گروههای سنی در جمعیت جوان که امروزه شاهد مشکلاتی در این زمینه مانند بیکاری، کمبود امکانات و غیره هستیم، دو دهه دیگر وارد دوره میانسالی و سالخوردگی میشوند و لذا ما باید از هماکنون برای سلامت، آموزش و بهبود زندگی این افراد سرمایهگذاری کنیم. مشفق درباره کاهش تمایل به باروری در کشور اظهار کرد: آگاهی نسلهای جمعیتی جدید موجب گرایش افراد به خودتنظیمی میشود و لذا ما باید این خودتنظیمیها را با فرهنگسازی به سمتی هدایت کنیم تا افراد بیشتر به سمت ازدواج و فرزندآوری روی آورند. نادر حق شناس، جمعیتشناس هم در این باره با بیان اینکه آهنگ زمانی وقوع تحولات جمعیتی با توجه به شرایط ویژه هر جامعه متفاوت است، اظهار کرد: از چالشها و مشکلات کنونی، الگوی مابعدگذار جمعیتی است یعنی کاهش حجم و رشد جمعیت، کاهش باروری و قدرت تبدیل به نسل، افزایش میانه سنی و سالمندی و کاهش جمعیت در سن کار از جمله مسائلی است که نشان میدهد در بلندمدت ما را با مشکل مواجه خواهد کرد.
به گفته وی، نکته مهم نه نفس افزایش و رشد جمعیت، بلکه هشدار و نگرانی از افت باروری کل جمعیت است. مطالعات نشان داده است که سیاستهای تشویقی هم در اینباره پاسخگو نیست.
حقشناس تأکید کرد: باید در سیاستهای جمعیتی به سمتی پیش رویم که موازنه جمعیتی در کشور به هم نخورد و بین جمعیت گروههای مختلف سنی توازن برقرار باشد. با توجه به پیشبینیها اگر جمعیت سالمند ما با همین رشد ادامه یابد در آینده با انفجار عمودی جمعیت سالمند مواجه خواهیم شد و بهترین راه برای برقراری موازنه در این زمینه جلوگیری از ادامه افت باروری در کشور و تغییر نگرش خانوارهای ایرانی به فرزندآوری است.