تاریخ انتشار : ۲۱ اسفند ۱۳۸۶ - ۱۲:۲۶  ، 
کد خبر : ۲۴۶۸۸

گشایش استراتژیک


ایان شاپیرو

عدم ملاقات وزیر خارجه ایالات متحده، رایس، با وزیر امور خارجه ایران، متکی، برای آمریکا تأسف‌بار است. پیدا کردن راه‌های دیگری برای آغاز گفتگوها، هر چند به صورت محرمانه، به منظور هموار کردن راه "گشایش استراتژیک" در بازی با ایران حائز اهمیت فراوان است.

استدلال کوتاه مدت برای این امر در گزارش کمیسیون بیکر در دسامبر گذشته ارائه شده بود. همکاری با ایران برای باثبان کردن مرز جنوب شرقی عراق ضروی است. جلوگیری از برخوردهای فرقه‌ای و محدود کردن اقدامات تروریست‌ها در عراق بدون کمک ایران ممکن نخواهد بود. موضوعی که هر چه قدر دولت ایالات متحده آن را سریعتر درک کند، بهتر اجرا خواهد کرد.

گنجاندن ایران در "محور شرارت" در سخنرانی سالانه بوش در سال 2002، دولتی که در سقوط طالبان به طور فعالانه با ما همکاری کرده بود را شگفت زده کرد. از آن زمان تاکنون، دولت ایالات متحده به تبلیغ علیه ایران ادامه داده است. اما باید توجه داشت که ما منافع مشترکی در افغانستان و عراق داریم، ضمن اینکه ایران از دیرباز در خاورمیانه به عنوان یک قدرت به شمار می‌رفته است. ایران از قرن هجدهم تاکنون به هیچ کشوری حمله نکرده است. ایران علیه هیچ‌کدام از همسایگانش ادعای ارضی نداشته است. ایران یکی از دموکراتیک‌ترین نظام‌های سیاسی خاورمیانه را داشته است.

انتخابات ایران تغییراتی را در دولت به وجود می‌آورد که بر سیاست‌های آن کشور مؤثر است. ایرانیان یهودی ستیز نیستند. 25 هزار یهودی با 20 کنیسه در تهران زندگی می‌کنند. قانون اساسی ایران یک کرسی نمایندگی مجلس را برای یهودیان تضمین کرده است. مدارک قابل اعتنایی وجود دارد که ایران تصمیم به همکاری دارد. مقاله نیکلاس کریستف در نیویورک تایمز گویای این مطلب است. البته باید توجه داشت که این همکاری می‌بایستی محدود باشد. همکاری با ایران برای مهار تهدیدات بوجود آمده در عراق برای ما ضروری است، هر چند که ایران نیز به این امر نیاز دارد. هیچ تناقضی در این مسأله وجود ندارد.

در پیش گرفتن سیاست تعهدآمیز Engagement برای دست‌یابی به مجموعه‌ای از اهداف می‌تواند با در پیش گرفتن سیاسی مهار Containment برای نیل به اهدافی دیگر سازگار باشد. یک گشاپش استراتژیک به سمت چین به هدف ما در مهار شوروی سابق در دوران جنگ سرد کمک کرد، اما این موضوع مانع از کاهش نیاز به اعمال سیاست مهار علیه چین نشد. مثال چین برای ارائه در مقابل کسانی که به نفع ضرورت حمله به ایران به دلیل توسعه سلاح‌های هسته‌ای استدلال می‌کنند، مفید است. استدلال آنها همانقدر معنی می‌دهد که بگوییم ما می‌بایستی در سال‌های 1950 به چین حمله می‌کردیم.

اگر ما به فشار خود ادامه دهیم، دولت تهران به ادامه فعالیت خود علیه ما در منطقه ادامه خواهد داد. چرا نه؟ نمایش گسترده ضعف نیروهای آمریکایی در عراق، محدودیت ظرفیت ما برای تهدید ایران را آشکارتر می‌کند. سرباز زدن از همکاری با ایران، این کشور را به جستجوی متحدانی در دیگر مناطق وا خواهد داشت. اگر هیچ‌کس در واشینگتن به ایران گوش فرا ندهد، شاید کسی در مسکو این کار را بکند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات