احسان تقوایی
گروه سیاسی: در اواخر شهریور ماه سال جاری شهر تهران میزبان بزرگترین اجلاس بینالمللی تاریخ نظام جمهوری اسلامی ایران است. اجلاسی که با حضور 150 کشور و سازمان بینالمللی برگزار خواهد شد و شاید دومین تجربه ایران پس از اجلاس سران کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی است.
بهطور حتم این اجلاس با چنین گستره قابل توجهی از کشورهای گوناگون میتواند زمینه مناسبی برای گسترش هر چه بیشتر دیپلماسی ایران در سطح منطقهای فراهم کند و البته در این بین و با توجه به شرایط حساس منطقهای و همچنین تلاش غرب برای وارد آوردن فشار هر چه بیشتر به ایران برگزاری چنین اجلاسی عملا نقش یک فضای تنفسی را برای نظام جمهوری اسلامی ایران ایفا خواهد کرد.
اما در آستانه این اجلاس روابط ایران و برخی از کشورهای عربی از جمله عربستان باعث وقوع احتمالاتی شده است. برخیها بر این باورند که ایران نباید از دو کشور عربستان و بحرین در این اجلاس دعوت به عمل آورد. اما اینکه آیا ایران این اختیار را دارد یا خیر خود جای سوال دارد، اما تردیدی نیست که عربستان در مدت اخیر بیشترین اقدامات ضد ایرانی را از خود نشان داده است و در جدیدترین این اقدامات اعلام کرده است که به زائران ایرانی ویزای حج عمره نمیدهد. هرچند معاون وزیر خارجه ایران اخیرا با بیان اینکه عربستان هزینه سنگینی برای اعدام اتباع ایرانی خواهد پرداخت، اعلام کرده بود که پادشاه عربستان به اجلاس غیرمتعهدها در تهران دعوت نمیشود، اما چند روز بعد دفتر رئیسجمهوری اعلام کرده است که مقامات دو کشور عربستان و بحرین به اجلاس غیرمتعهدها در تهران دعوت میشوند.
اهمیت غیرمتعهدها در گستره جهانی
باید به این مهم اشاره کرد که تحولات کنونی جهان معاصر، بر اهمیت همکاری کشورها با یکدیگر برای مقابله با تهدیدات مختلف که بسیاری از آنها ماهیتی بینالمللی یافتهاند، افزوده است. در چنین شرایطی، سازمانهای بینالمللی، نقش برجستهای مییابند.
حیات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی هر کشوری ایجاب میکند که با سازمانهای بینالمللی تعامل داشته باشد. حیطه عملکرد و فعالیت سازمانهای بینالمللی به حدی گسترش یافته که حتی اگر کشوری بخواهد هیچ تعاملی با آنها نداشته باشد، نمیتواند از محدودیتهای اعمالی آنها بر خودش رهایی یابد.
در زمینه جنبش عدم تعهد و اهمیت آن برای ایران نیز باید گفت مهمترین اقدام حمایتی جنبش غیرمتعهدها در قبال کشورمان تلاش برای محکوم نشدن ایران در آژانس بینالمللی انرژی اتمی بوده است.
در نشستهای شورای حکام آژانس که برای بررسی فعالیتهای هستهای ایران برگزار شده است غیرمتعهدها با موضعگیری خود از این شورا خواستهاند به دور از فشارهای سیاسی به بررسی دقیق وضع تسلیحاتی همه کشورهای عضو بپردازد. این جنبش همچنین در پایان چهاردهمین نشست سران در هاوانا در بیانیه جداگانهای ضمن حمایت از فعالیتهای صلحآمیز هستهای ایران، پیوستن رژیم صهیونیستی را به معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای (ان پی تی) 2 خواستار شد.
بحث عدم دعوت از عربستان و بحرین جهت حضور در کنفرانس عدم تعهدها
در زمینه اینکه آیا ایران باید از این دو کشور جهت کنفرانس عدم تعهدها در تهران دعوت بکند یا نه نظرات مختلفی بیان شده است. هرچند اعلام ارسال دعوتنامه از سوی دفتر امور بینالملل رئیسجمهور برای پادشاهان عربستان و بحرین جهت شرکت در اجلاس سران غیر متعهد چند روزی است که انتقاد و واکنشهای تندی را از سوی کارشناسان سیاسی و نمایندگان مجلس شورای اسلامی برانگیخته است، اما نظر کارشناسان چیز دیگری را نشان میدهد.
برخی از کارشناسان بر این باورند که با توجه به اساسنامه و مرامنامه اجلاس غیرمتعهدها، به نظر میرسد که ایران به عنوان رئیس دورهای این اجلاس، اختیار خاصی درباره عدم دعوت از سران بحرین، و عربستان نداشته باشد اما میتواند به صورت حرکتی نمادین اعلام کند که با توجه به جنایات حکومتهای بحرین و عربستان و به دلیل اعتراض ایران به حضور آنها، اجلاس در جای دیگری به غیر از تهران برگزار شود.
در این کنفرانس ایران صرفا میزبان است و دبیرخانه کنفرانس است که از اعضا دعوت میکند. بنابراین باید از تمامی اعضا دعوت شود. من تصور نمیکنم که مسائل میان ایران و عربستان بتواند در آن موثر باشد. اما ممکن است که عربستانیها در سطح پایینی شرکت کنند.
ترس ریاض از گسترش تشیع و تشکیل هلال شیعی در سایه فروش تسلیحات آمریکایی
طی سالهای گذشته، رویدادهای گوناگونی در خاورمیانه منجر به افزایش نقش و نفوذ جمهوری اسلامی ایران در منطقه شده است.
بهطوری که برخی کشورهای منطقه و نیز قدرتهای فرا منطقهای درباره افزایش شیعیان و «طرح هلال شیعی» ابراز نگرانی کردهاند.
از نگاه آنان ایران تلاش دارد با ایجاد یک بلوک شیعی در منطقه، بر قدرت خود بیفزاید و آن را علیه منافع کشورهای سنی و نیز منافع منطقهای ایالات متحده امریکا و رژیم صهیونیستی به کار گیرد؛ اما واقعیت این است که با در نظر گرفتن موانع جدی بر سر راه ایجاد این بلوک و نیز تهدیدهای ناشی از ایجاد و پیگیری احتمالی طرح هلال شیعی ادعا شده از سوی برخی عناصر منطقهای و فرامنطقهای، در پشت طرح تهدید هلال شیعی، اهداف و سیاستهای دیگر کشورهای مخالف جمهوری اسلامی ایران نهفته است.
عمدتا بعد از اشغال عراق در سال 2003 م، برخی معتقد به شکلگیری ژئوپلیتیک شیعه در تقابل با ژئوپلیتیک سنی هستند و مدعیاند: ایران به عنوان قویترین کشور شیعی منطقه، به دنبال استفاده از این واقعیت برای پیشبرد اهداف و منافع ملی خود است. مطابق این دیدگاه که هم از سوی برخی سیاستگذاران و هم کارشناسان مطرح شده است، احیای شیعه، نویددهنده شکلگیری یک خاورمیانه جدید حول شکاف مذهبی شیعه و سنی است.
عوامل ساختاری تنش میان ایران و عربستان
کارشناسان سیاسی بر این اعتقادند که ریشههای اختلاف بین ایران و عربستان بسیار عمیق است و به همین دلیل نیز نمیتوان چشمانداز خوبی را برای بهبود روابط دو کشور پیشبینی کرد.
باید به این مسئله توجه داشت که عوامل تنشزای بسیاری در روابط دو کشور وجود دارد که همواره و در طول تاریخ باعث شدهاند تا روابط دو کشور شاهد عدم بهبود باشد. پادشاهی عربستان سعودی خود را امالقرای جهان اسلام میداند و در بعد منطقهای و فراتر از آن در جهان اسلام نقشی مهم برای خود قائل است.
از نگاه ایران نیز، عربستان سعودی با توجه به ماهیت سلفی خود و با سوءاستفاده از اقبال عموم مسلمانان به حرمین شریفین به عنوان قبلهگاه مسلمین و مزار پیامبر اکرم(ص) تلاش میکند تا اندیشه سلفی وهابی را در جهان اسلام گسترش دهد. عربستان سعودی، شکاف قومی ایران و اعراب را برجسته کرده و همواره از طریق رسانههای وابسته به خود تبلیغ میکند که ایرانیها خصومت دیرینهای با اعراب دارند و بدین وسیله تلاش میکند با استفاده از حربههای قومی و تاکید بر ناسیونالیسم عربی بین ایران و کشورهای عرب منطقه فاصله ایجاد کند.
واقعیت این است که نظام جمهوری اسلامی ایران و رژیم آل سعود با هم تفاوت ماهوی و بنیادین دارند و این همه نرمش و انفعال در قضایای فیمابین، به بهانه تقریب و تنشزدایی ثمربخش نخواهد بود. عربستان تاکنون نه تنها سعی در تلطیف رابطه خصمانه خود با ایران نکرده است، بلکه در حد توانش از بهبود رابطه دیگر کشورها با ایران نیز جلوگیری کرده است. ناخوشایندی عربستان از توسعه رابطه عراق و مصر با ایران و تلاش ۳۰ ساله بسیار برای جدایی دمشق از تهران از این جمله است.
این رژیم حتی از بهبود روابط غرب با ایران، بهویژه امریکا، نیز واهمه و دغدغه دارد و هرگاه در مقاطع مختلف زمانی احتمال حل شدن اختلافات موضعی ایران و غرب وجود داشته است، عربستان بهشدت نگران و هراسان شده و سعی در به هم زدن فضای مثبت ایجاد شده کرده است که نمونه آن به موضعگیری سعودیها در قبال نتیجه مثبت احتمالی مذاکرات هستهای است. در واقع عربستان نگران است که با بهبود رابطه امریکا با ایران از وزن و جایگاه عربستان سعودی در سیاست خاورمیانهای امریکا کاسته شود.
ظاهرا عربستانیها به جای تعامل با ایران شمشیر را از رو بستهاند و تحرکات ضد ایرانی شدیدی علیه ایران را آغاز کردهاند.
در پایان باید گفت به علت اینکه چشماندازی برای بهبود روابط دو کشور در آینده نزدیک دیده نمیشود، حداقل انتظار این است که دستگاه دیپلماسی مواضعی شایسته رفتار خصمانهِ مستمر سعودیها و درخور اصول سیاست خارجی جمهوری اسلامی اتخاذ نماید.