قاسم روانبخش
درباره تحریم نفتی ایران نکاتی وجود دارد که توجه به آنها ضروری بهنظر میرسد:
1. حکمت تحریمها
مهمترین دلیل تحریمها، پایداری بر حق مسلم ملت است، بیتردید چنانچه ملت ایران بر حقوق مسلم خویش تأکید نمیورزید دچار تحریم و فشار نمیشد و البته قطار پیشرفت ملت ایران نیز در همان ایستگاه اول متوقف میگردید. باید به این نکته اساسی توجه داشت که در جهانی که حاکمیت آن بهدست شیاطین و زورمندان و مستبدان است، حرکت در مسیر تعالی و پیشرفت و گرفتن حق مسلم خویش بدون هزینه امکان ندارد. و درست بر همین اساس بود که امام راحلمان فرمودند حق دادنی نیست، گرفتنی است.
کشورهای غربی که در فناوری و دانش سالها از ما جلوترند با حاکم کردن مزدوران خود بر ملتهای مسلمان، سعی کردهاند ملتها را از نظر علم و فناوری از حرکت بازدارند تا همواره کشورهای اسلامی بازار کالاهای دست چندم آنها باشند و به همراه کالاها بتوانند فرهنگ منحط لیبرالیستیشان را به اینگونه کشورها صادر کنند. ولی ملت ایران با انقلاب اسلامی خود در همه امور حتی موضوع علم و فناوری انقلاب کرد و معادلات دشمن را به هم ریخت. غربیها باور نکردند که به این سرعت بتوانیم راههای پیشرفت را با این همه موانعی که ایجاد کردهاند بپیماییم.
دانش هستهای که از دانشهای انحصاری چند کشور دنیاست امروز بهصورت بومی در اختیار دانشمندان جوان ایران قرار دارد. ما توانستهایم در غنیسازی اورانیوم به مرحله 20 درصد دست یابیم و نیاز راکتور تهران را خود تأمین کنیم. غربیها در اسلامبول 1 بر روی توقف 5 درصد چانه میزدند ولی در اسلامبول 2، بغداد و روسیه بر توقف 20 درصد فشار میآوردند ولی غنای 5 درصد را پذیرفته بودند. هرگز فراموش نمیکنیم که در مذاکرات هستهای در دوران ریاست جمهوری آقای خاتمی، تیم مذاکرهکننده بر داشتن حداقل سه عدد سانتریفیوژ با ما چانه میزد و اجازه آن را نمیداد. بنابراین، اگر میخواهیم قطار پیشرفت ملت ایران در هیچ ایستگاهی متوقف نشود و به قله رفیع و بلندی که در شأن ملت است برسد باید باز هم در برابر فشارها، تهدیدها و تحریمها ایستاد و مقابله کرد. تردیدی نیست زمانی که ما از دامنه عبور کنیم و به قله برسیم فشارها پایان میپذیرد.
2. عقبنشینی، مقدمه فشار بیشتر است
برخی چنین میپندارند که جمهوری اسلامی باید در این مرحله متوقف شود و در مذاکرات با عقبنشینی از غنای 20 درصد به همان 5 درصد بسنده کند و در برابر آن، امتیازاتی بگیرد و تلاش کند تا سایه تحریمها از سر ملت ایران برداشته شود و فشار گرانی و تورم کاهش یابد.
در اینباره باید توجه کرد که اولا، تسلیمشدن در برابر خواست دشمن، به معنای کاهش تحریمها نیست، بلکه به عکس نتیجه میدهد؛ زیرا وقتی دشمن میبیند تحریمهای فلجکنندهاش مؤثر افتاده و ایران را از این مرحله به عقبنشینی واداشته است، لغو تحریمها را به شرایط دیگری موکول میکند که پذیرش آنها موجب عقبنشینی سنگر به سنگر است. و آخرین سنگری که باید از آن عقب نشست پذیرش حاکمیت یک حاکم غربی و مزدور بیگانه بر کشور است. ثانیا در موضوع گرانی باید توجه کرد که همه علل گرانی، وجود تحریمها نیست بلکه علل و عوامل مختلفی دارد و... مگر اروپاییها که این روزها دستخوش تورم و گرانی هستند و در تظاهرات و راهپیماییها به اعتراض مشغولند، دچار تحریم هستند؟
گرانی و تورم در کشور ما معلول عوامل مختلفی است؛ بخشی از آن مربوط به تورم و گرانی جهانی است که کشور ما را نیز تحت تأثیر قرار میدهد و بخشی نیز مربوط به اجرای طرح هدفمندی یارانههاست که این طرح در کوتاه مدت، تورمزاست و در بلندمدت موجب کاهش تورم و افزایش تولید میشود و بخشی هم مربوط به عدم کنترل و یا کاهش کنترل و نظارت دولت و مجلس است و البته بخشی از آن هم مربوط به تحریمهاست. بسیار طبیعی است بر فرض که بتوان تحریمها را برداشت، فقط بخشی از تورم و گرانی برداشته میشود. از اینرو شایسته است که مسؤولان کشور با افزایش کنترل و نظارت در برابر گرانیهای بیدلیل بایستند و در اجرای طرح هدفمندی یارانهها نیز با کنترل بیشتر جلوی آسیبهای آن را بگیرند.
3. در پایان باید به این نکته توجه کرد که تحریمهای نفتی اروپا نیز در شرایط جدید تأثیری بر کشور ما نخواهد داشت؛ زیرا از زمانی که کشورهای اروپایی تصمیم به تحریم ایران گرفتند و زمان آن را یازدهم تیرماه سال جاری اعلام کردند، ایران اسلامی بلافاصله صادرات نفت خود را به این کشورها قطع و کشورهای جایگزینی برای صدور نفت پیدا کرد. جالب اینکه خود آمریکا نیز در اقدامی مضحک قریب به 20 کشور دنیا را از تحرم مستثنی کرده است! بنابراین موضوع تحریم نفتی اروپا نمیتواند ضربهای به اقتصاد و بازار ایران وارد کند بلکه این خود اروپاست که در این تحریم دچار آسیب میشود.