تاریخ انتشار : ۰۵ مهر ۱۳۹۱ - ۱۷:۰۹  ، 
کد خبر : ۲۴۶۹۰۲

سیاست خارجی روسیه در خاورمیانه

دکتر محمودرضا امینی اشاره: برای فهم آنچه در خاورمیانه در جریان است، باید به بررسی مواضع کشورهای ذینفع در این منطقه بپردازیم. بنابراین در فرصت حاضر، سیاست خارجی روسیه را به عنوان کشوری که داعیه احیای قدرت از دست رفته‌اش را در عرصه بین‌الملل دارد، بررسی می‌کنیم. در ادامه، مواضع روسیه در ارتباط با جنگ در افغانستان و عراق، پرونده هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران، سوریه، فلسطین و کشورهای دستخوش بیداری اسلامی بررسی می‌شود.

الف) برای تبیین سیاست خارجی روسیه در خاورمیانه، موضع این کشور در ارتباط با دو جنگی که در دهه اول قرن بیست و یکم، ایالات متحده آمریکا در خاورمیانه به راه انداخت ـ جنگ عراق و افغانستان ـ مهم است. به طور کلی، روسیه همواره به صورت پنهان و آشکار با حضور ایالات متحده در منطقه خاورمیانه مخالفت کرده است، به ویژه زمانی که این حضور با مداخله نظامی و حمایت نشدن از سوی سازمان ملل همراه بوده، مخالفت مسکو با آن شدیدتر بوده است.
برای تأیید این مطلب می‌توان به سخنان دیمیتری مدودف، رئیس‌جمهوری پیشین روسیه در گردهمایی بین‌المللی حقوقی در سنت‌پیترزبورگ اشاره کرد. وی می‌گوید: «مداخله نظامی از خارج در امور دولت‌های مستقل، می‌تواند به جنگ‌های منطقه‌ای با استعمال سلاح اتمی منجر شود.» وی همچنین از جنگ عراق به عنوان یکی از جنگ‌هایی که نماد تجاوز به استقلال کشورهاست، یاد کرد.1
مخالفت روسیه با حمله آمریکا به عراق از ابتدا مطرح بود؛ تا جایی که بعضی کارشناسان قبل از حمله آمریکا به عراق، از احتمال وتوی طرح این حمله توسط روسیه در شورای امنیت سخن گفتند.2
گویا اقدام نظامی ایالات متحده علیه عراق، روسیه را بر سر دو راهی دشواری قرار داد. روس‌ها از سویی خواستار حل و فصل سیاسی بحران شده و از سوی دیگر با آغاز جنگ، لحن مخالفت‌جویانه خود را تعدیل کرده و در پی حفظ منافع روسیه در عراق پس از جنگ برآمدند.
مقامات کرملین با توجه به سه وضعیت حفظ منافع روسیه در عراق، روابط استراتژیک با آمریکا و حیثیت یک قدرت جهانی نزد مردم خود و پیامدهای هر یک، سرانجام گزینه مخالفت سیاسی محدود را علیه حمله به عراق انتخاب کردند.3
در ارتباط با افغانستان، پس از حضور ایالات متحده در این کشور، روسیه سعی کرد مسئولیت‌هایی را در افغانستان بر عهده بگیرد و در روند بازسازی تأثیرگذار باشد. بنابراین مقامات رسمی روسیه، آشکارا تمایل این کشور را برای برعهده گرفتن نقش فعال در بازسازی افغانستان اعلام کرده‌اند. به عنوان مثال «آندری اوی تیسیان» سفیر روسیه در کابل در مصاحبه با خبرنگار رویتر با اشاره به این کشورش در جنگ 10 سال اخیر در افغانستان دخیل نبوده، اظهار داشت: «نقش روسیه در همکاری با دولت و مردم افغانستان قابل ملاحظه بوده است و روسیه تمایل دارد برنامه‌های مختلف را در راستای بازسازی و نوسازی در افغانستان راه‌اندازی کند.4
ب) پس از فروپاشی شوروی، سیاست خارجی روسیه به سمت برقراری روابط موثر با جمهوری اسلامی ایران حرکت کرده است. روسیه که در پی احیای قدرت از دست رفته خود است، تلاش می‌کند سیاست خارجی فعالی را در عرصه خاورمیانه بروز دهد. از سوی دیگر، به دلیل حضور فزاینده ایالات متحده آمریکا در خاورمیانه، روسیه سعی می‌کند از نزدیک شدن هر چه بیشتر ایالات متحده به مرزهای روسیه جلوگیری کند. به همین سبب حمایت‌هایی را از جمهوری اسلامی ایران در عرصه بین‌الملل انجام داده است.
با وجود اینکه در نگاه اول به روابط کشورها، به نظر می‌رسد نوعی بی قانونی بر روابط در عرصه بین‌الملل حاکم است، اما با کمی دقت درکنش و واکنش‌های کشورهای مختلف، می‌توان برخی قواعد بازی را میان کشورها شناسایی کرد. این قوانین را در روابط روسیه با دیگر کشورها با وضوح بیشتری می‌‌توان دید. گویا منفعت‌طلبی در روابط خارجی روسیه به مشخصه اصلی سیاست خارجی این کشور تبدیل شده است. البته گفتنی است که منفعت‌طلبی، فرصت‌طلبی و تعقیب منافع را تمامی کشورها در روابط خود دنبال می‌کنند، اما این موضوع در سیاست خارجی روسیه نمود بیشتری دارد.
به عنوان مثال، اگر چه روسیه به عنوان یکی از کشورهای مدافع فناوری صلح‌آمیز هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران در نظام بین‌الملل شناخته شده است، اما در شرایطی که جمهوری اسلامی ایران به سوی حل و فصل مسائل هسته‌ای‌اش، جدای از نقش‌آفرینی موثر روسیه حرکت کرده، بلافاصله با رفتار سرد روسیه مواجه شده است. این رویکرد روسیه را در قبال کشورمان می‌توان در پیوستن روسیه به تحریم‌ها علیه جمهوری اسلامی ایران پس از امضای اعلامیه تهران توسط جمهوری اسلامی ایران، ترکیه و برزیل دید. گویا حمایت روسیه از فعالیت‌های هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران، در گرو ایفای نقش موثر روسیه در ارتباط با مسائل جمهوری اسلامی ایران است و هر زمان این خواسته روسیه برآورده نشده، مسیر روابط به کلی تغییر کرده است.5
البته باید در سیاست خارجی روسیه در قبال جمهوری اسلامی ایران از امتیازاتی که برای کشورمان در نظر می‌گیرد نیز غافل نماند. از آن جمله می‌توان به حمایت روسیه از فعالیت‌های صلح‌آمیز هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران و حمایت از حضور ایران در نشست‌های مربوط به تحولات سوریه اشاره کرد.
ج) روابط روسیه و سوریه سابقه دیرینه دارد و به دوران جنگ سرد و قرار گرفتن سوریه در بلوک شرق و روابط مساعدش با شوروی سابق باز می‌گردد. پس از به وجود آمدن تحولات اخیر در صحنه سیاسی سوریه که دخالت کشورهای خارجی از جمله ایالات متحده آمریکا، قطر و عربستان را به دنبال داشت، روسیه سعی کرده است نقش سازنده‌ای در جهت حل و فصل مسائل سوریه به دور از دخالت‌های دیگر کشورها (به ویژه ایالات متحده آمریکا) بر عهده بگیرد.
تلاش روسیه برای برگزاری کنفرانس بین‌المللی در مورد مسائل سوریه با تأکید بر حضور جمهوری اسلامی ایران در این نشست‌ها و مخالفت با استفاده از گزینه نظامی علیه سوریه را می‌توان در همین چارچوب تجزیه و تحلیل کرد. روسیه همچنین سعی کرده است با وتوی قطعنامه‌ها علیه سوریه، بهای حمایت از این کشور را در مقابل غرب و کشورهای عربی بپردازد. اهمیت سوریه در سیاست خارجی روسیه به حدی است که برخی تقابل روسیه با کشورهای ذینفع در سوریه را کاملاً ماهوی دانسته‌اند و معتقدند سیاست روسیه در این مورد، مانند گذشته، چانه‌زنی بر سر امتیازگیری از غرب محسوب نمی‌شود.6
د) مواضع روسیه در مورد تحولات کشورهایی که دستخوش بیداری اسلامی هستند را می‌توان در چارچوب سیاست‌های فعال روسیه در خاورمیانه بررسی کرد. به نظر می‌رسد روسیه تلاش می‌کند در تحولات خاورمیانه به عنوان یک قدرت موثر وارد عمل شده و نقش‌آفرینی کند. در این ارتباط می‌توان به کمک‌های روسیه که در زمان ناآرامی‌ها به کشورهایی همچون تونس فرستاده شد، اشاره کرد.7
اما به طور کلی تحولات مربوط به بیداری اسلامی در کشورهایی همچون تونس، لیبی و مصر، معادلات روسیه را برای نزدیک شدن به کشورهای منطقه برهم زد. به عنوان مثال در لیبی، روسیه با انعقاد قراردادهای تسلیحاتی با سیاستمداران این کشور، به دنبال نزدیک شدن به این کشور بود که با وقوع انقلاب در لیبی، محاسبات به هم ریخت. اما از آنجا که روسیه پس از اتمام جنگ سرد همواره به دنبال متحدانی در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا برای خود بود، سعی کرده است در ژست‌های سیاسی متفاوت، حمایت خود را از انقلاب در این کشورها اعلام کند. به همین دلیل زمانی که روسیه به صدور قطعنامه اعلام منطقه پروازممنوع در لیبی رأی مثبت داد، بلافاصله اعلام کرد که رأی مثبت روسیه به معنای موافقت با حمله به لیبی نبوده است.8
موضوع مهم دیگر در مورد روسیه و موضعش در برابر بیداری اسلامی در کشورهای شمال آفریقا، نگرانی این کشور از تأثیر تحولات کشورهای شمال آفریقا بر کشورهای آسیای مرکزی است. روسیه سعی کرده است با کشورهای آسیای مرکزی که منتزع شده از شوروی سابق هستند، به مثابه حیاط خلوت خود برخورد کند. با توجه به اینکه این کشورها تحت تأثیر نظام‌های کمونیستی قدیم هستند و وارد مناسبات دموکراتیک نشده‌اند، نگرانی روسیه از وقوع انقلابات مشابه در آنها طبیعی به نظر می‌رسد.9
و) مسئله فلسطین نیز در خاورمیانه جزو مباحث مهمی است که موضع‌گیری کشورهای مختلف در برابر آن، به مشخص شدن سمت و سوی سیاست خارجی کشورها کمک می‌کند.
در موضع‌گیری روسیه در قبال مسائل فلسطین، می‌توان به خوبی دوراهی‌های سیاست خارجی روسیه را مشاهده کرد. هرگاه روابط روسیه با اسرائیل و آمریکا تیره شده است، حمایت روسیه از فلسطین شدت گرفته و هر زمان روسیه به سمت نزدیکی با واشنگتن و تل‌آویو قدم برداشته، حمایت از مواضع فلسطینیان رنگ باخته است. به عنوان مثال در سال 2011 پس از لغو سفر مدودف به اسرائیل، سفر وی به فلسطین انجام شد و روسیه در این سفر، از تشکیل دولت مستقل فلسطینی حمایت کرد. مسکو در این راستا از روند سازش میان جنبش‌های فلسطینی حماس و فتح نیز حمایت کرد و آن را لازمه اصلی تاسیس حکومت مستقل فلسطین دانست.10
چه بسا در صورتی که سفر مدودف به تل‌آویو لغو نمی‌شد. مذاکرات سیاسی در فلسطین، رنگ و بوی دیگری به خود می‌گرفت.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات