زهرا طباخی
رسم است وقتی اندیشهای در جامعه یا حتی جهان همهگیر میشود و رغبت عام به سمتش موج میزند، فرصتطلبان و مشتاقان به چنگ آوردن قدرت، بزرگان آن تفکر را مصادره کنند تا بدینوسیله حجتی برای برهانهای خلف بیابند. حال اگر صاحب تفکر و عقیده از سابقون و پیشتازان مبارزه با کجاندیشی دینی و تئوریسینی کاربلد باشد که دیگر نان جریان یاد شده در روغن است. یک روز صحبت از سردار سبز جبهههای دفاع میشود با نام مقدس و محبوب «همت»!
روزی دیگر «مصدق» نماد اصلاحطلبی است و چند صباحی که گذشت مد اصلاحطلبی که اکنون با بحران هویتی به مراتب دردآورتر مواجه شده به سمت «بهشتی» یا «مطهری» میچرخد. حتی شاید تصمیم بر این شد که مصلح قبلی را به مسلخ هجو ببریم تا روال کارها زودتر رو به راه شود! پس برای «شریعتی» - سردار سابق اصلاحطلبی- هجویاتی صادر میکنیم تا الگوی جدید زودتر در میان هواداران همهگیر شود.
اندیشمند اهل نفاق وقتی دستش برای مردم و جامعه رو شد 2 راه پیشرو دارد؛ اول اینکه توبه کند و به چرخه قدرت بازگردد مثل...، راه دوم این است که اثبات کند دیگرانی که کجرویاش را فاش فریاد زدهاند از مسیر اصلی منحرف شدهاند. در این مقال صحبت از گروه دوم است.
رسم نانوشتهای در جمهوری اسلامی وجود دارد به این مضمون که پسر متولی امورات پدر است. از همین رو است که 2 پسر شهید بهشتی مسؤولیت اشاعه و تبیین خطمشی و آثار پدر شهید و اندیشمندشان را عهدهدار شدهاند. اشکال کار آنجا بروز میکند که یک پسر شهید بهشتی به اندازهای با آرمانهای انقلاب اسلامی و پدر شهید خود و هزاران پدر شهید دیگر فاصله گرفته که در حبس، روزگار میگذراند. دیگر آقازاده شهید بهشتی نیز قطعا از وارثان فکری پدر به شمار نمیآید، پس نسل جدید ناخواسته مجبور شده تئوریسین، نظریهپرداز و کارگزار اعظم انقلاب اسلامی را از زبان مصطفی ملکیان در سایت بهشتی دات ارگ بشناسد!
آنجا که به نام بازخوانی آثار شهید بهشتی، اصل آثار به حاشیه رانده شد و بعضا فکرهایی دور از طهارت تلاش داشتهاند برای نسل جدید اثبات کنند «اگر شهید بهشتی امروز زنده بود، جایگاهش زندان بود!» موجب تاسف است که هنوز مقاله تحلیلی فردی که اتهامات گسترده وی بر ضدنظام جمهوری اسلامی در دادگاه به اثبات رسیده در پیشخوان سایت این شهید مظلوم موجود است. آیا قابل تصور است یک واسطه ناپاک شارشکننده پاکی در جامعه باشد؟! الحق که امام خمینی(ره) پیشوای مظلومان و محرومان جهان، بهشتی مظلوم را به دقتی جاودانه توصیف کرد: «بهشتی مظلوم زیست و مظلوم شهید شد».
مظلومیت جاودانه بهشتی در سطر سطر قرائتهای نو از کلام طاهر و مطهر وی جاری است. یک روز ناپاکان و نااهلان و منافقین روزگار که قدرت را به واسطه بیصبریشان در عملی کردن اندیشه سکولاریسم و کمک به تولد خاورمیانه جدید اسرائیلی- آمریکایی از دست دادهاند، به مرده بازرگان در قبر متوسل میشوند تا بهشتی را معتقد به «جمهوری دموکراتیک اسلامی» به جای «جمهوری اسلامی» معرفی کنند، روزگاری هم شهید والامقام را نخستین اصلاحطلب جمهوری اسلامی میخوانند بیتوجه به اینکه اگر بنا باشد هر که اندیشه اصلاحگری در سر میپروراند را منافقانه، سکولار و ضددین بخوانیم هم، نجاست از قامت اصلاحطلبان ضدانقلاب پاک نخواهد شد.
بزرگان دین میگویند وقتی دوران مجازات انسانها در جهنم به پایان میرسد مُهر «جهنمی بودن» روی پیشانی این افراد باقی میماند. حتی اگر خوشبینانه بپذیریم اصلاحطلبان در جستوجوی حوض کوثری دواندوان میگردند تا علی(ع) پیدایشان کند و مهر براندازی و ضدانقلابیگری را از پیشانیشان بزداید اما راهش این نیست که از چاله جهل بیرون نیامده به چاه نفاق سقوط کنند!
شهید بزرگوار حضرت آیتالله بهشتی تا ابد متعلق به انقلابیون راستینی است که در نیمههای راه پای ایمانشان سست نشد، نشکست! در مبارزه با شیطان بیرون و درون اندکی مسامحه نکردند و امیدوارانه برای ساختن آیندهای روشن به نام الله و اسلام خون دل خوردند و دم برنیاوردند. بهشتی جای تکیه زدن صرف بر جایگاه علمی فقاهت، صبورانه زره ایمان بر تن کرد و به میدان مبارزه وارد شد تا مطهری و خمینی (رحمهًْالله علیهم) درد بیسرداری را نچشند.
همزمان با دبیرکلی بزرگترین و نخستین حزب جمهوری نوپای اسلامی مسؤولیت خطیر اجرای عدالت و قاضیالقضاتی را برعهده گرفت در حالی که به یقین میدانست این جایگاه، میدان زخمی شدن آبرو و حیثیت یک عالم اندیشمند است. شهید بهشتی قطعا یک مصلح و نواندیش دینی بود اما بیشرم است آنکه وی را با بزدلی مسامحهکار مثل سروش مقایسه میکند. بهشتی ناظر بر اجرای اسلام ناب محمدی بود بدون یک کلمه زیاد یا کم اما همچون خامنهای معتقد بود فقه متعالی باید قدرت پاسخگویی به نیازهای روز جامعه را داشته باشد.
بهشتی ما حاضر به یک درصد مسامحه در اصل دین نیست، این یعنی خط او از آنها که بیشرمانه خواستار بهروزرسانی قرآن و احکام اسلام به نام همراه شدن با جامعه جهانی و قوانین ناقص انسانی مانند انواع پروتکلها و بیانیههای حقوق بشری هستند، جداست. آیا کسی به یاد دارد شهید مظلوم بهشتی یک جمله در تایید «غیرانسانی بودن حکم قرآنی قصاص» یا مترقی نبودن برخی احکام اسلام یا حتی بهاییسازی دین اسلام به نام «قرائت رحمانی» بیان کرده باشد؟! نه! قطعا قاضی شهید مظلوم جمهوری اسلامی مصلحی اندیشمند و کامل بوده اما اصلاحطلب به معنای همراهی با اندیشه علیرضا بهشتی، محمد خاتمی، کدیور، سروش و... هرگز! به مسلمانان یاد دادهاند اسلام را از مبدا و سرچشمه آن یعنی قرآن و سنت و سیره ائمه اطهار و رسولالله(ص) بیاموزند.
ما اگر بنا داشتیم اسلام را از صحابه یا اصلاحطلبان دیروز و امروز بگیریم شکل حکومتمان شبیه به پادشاهی عربستانسعودی یا نوع پیشرفته آن حکومت اردن بود! همانها که با علاقه خرج اصلاحطلبی اقلیت برانداز ایرانی را با چکهای سفیدامضا پرداخت میکنند. متوسل شدن به همت و بهشتی و مطهری قطعا گرهی از بحران مشروعیت و مقبولیت جبهه شکستخورده اصلاحات نخواهد گشود. ملت ایران سالهاست پای اثبات این قانون الهی خون میدهند و خدا میخندد به غریق دنیا که متوسل به هرچه میشود غیر ذات اقدسش به دنبال یافتن شاهکلید نجاتی که قطعا به دست شیطان و یارانش نخواهد رسید.