درگاه: انقلاب اسلامی و نظام بزرگ جمهوری اسلامی ایران هم اکنون تا آن اندازه در توشه خود، از تجربیات مختلف برخوردار و بهره مند شده است که پس از نگاه به هریک از مقاطع پیش رو، بتواند از تجربیات گذشته خود درس بگیرد و عوام و خواص این نظام با حرکتهایی منطقمدار به سمت این مقاطع پیش بروند. یکی از مقاطع پیش رو که برای ورود عاقلانه به آن تجربیات بزرگی را در دست داریم، انتخابات ریاست جمهوری دولت یازدهم در سال ۱۳۹۲ است.
مسعود یارضوی: مسئله ورود به فضای انتخابات، همواره یکی از چالشهای اصلی سیاسیون و فعالان اجتماعی و سیاسی کشور ما بوده است. رخدادی که البته عمدتا و تاکنون به صورتی نارس بروز یافته و تقریبا در عمده انتخاباتهای گذشته در جمهوری اسلامی ایران، هیچگاه نتوانسته ایم آنطور که باید بموقع و بهنگام وارد عرصه انتخابات شویم.
این در حالی است که نگاهی به روش حرکت مقام معظم رهبری در رخدادهای اشاره شده نیز همچنان که گاهی در کلام معظم له نیز جلوه گر شده است نشان میدهد که «ورود زودهنگام» به عرصه فضای انتخاباتی یک آفت بزرگ محسوب میشود؛ آفتی که البته همواره نسبت به بروز آن بیتفاوت بودهایم و صد البته که آسیبهای آن نیز بر جسم و روح حرکت ما عارض شده است.
از سوی دیگر نکته ای اساسی تر نیز در این میان وجود دارد و آن اینکه جدا از اهمیت مسئله ورود بموقع به یک انتخابات؛ حرکت آغازین ما برای عزیمت به سمت برگزاری یک انتخاب مطلوب و عاقلانه نیز از کدام سمت و سو باید باشد؟!
از کدام درگاه باید وارد مسئله انتخابات شویم؟
آیا بحثهای تکراری مثل چرایی نبودن احزاب فراگیر، دولت وحدت ملی و یا ضرورت شکسته شدن سکوت این و آن میتواند نقطه آغاز حرکت ما محسوب شود؟!
کارنامه نشان میدهد که ما همواره از همین نقاط و به صورتی زودهنگام وارد عرصه انتخاباتهای مختلف شده ایم.
و البته همین تجربه نیز به ما میگوید که همواره با این قبیل ورودیها در موازات برخی آسیبهای دامنگیر نیز قرار گرفتهایم.
مقطع انتخابات ریاست جمهوری دولت یازدهم اما شاید بتواند برای اولین بار، مقطعی باشد که با نگاه صحیح و اصولی به آن، از هم اکنون گامهایی درست و منطقمدار به سمت فضای آن برداریم.
مسئله اصلی «گفتمان» است نه افراد
جدای از اهمیت مسئله «ورود بهنگام به فضای انتخابات» و ضرورت تلاش برای تحقق این مقوله؛ نگاهی به تجربههای انتخاباتی ما اعم از دولتهای مختلف، مجالس نه گانه و شوراهای شهر، اینطور میگوید که بر خلاف آنچه که به نظر میرسد و یا گاهی در کلام برخی سیاسیون و خواص جلوه گر میشود؛ مسئله اصلی برای ورود به یک انتخابات نه افراد مختلف، که گفتمانها هستند.
طی روزهای اخیر از گوشه و کنار خبرهای تکذیب نشده و گاهی خبرهایی رسمی میشنویم مبنی بر اینکه مثلا یک چهره اصولگرا رسماً اعلام کرده است که در انتخابات آینده با قدرت حضور پیدا خواهد کرد و یا یک حزب سیاسی اصولگرا قصد دارد در انتخابات آینده بهصورت مستقل کاندیدا معرفی کند و...
این در حالی است که تجربیاتی مثل انتخابات سال ۷۶ و انتخابات سال ۸۴ گویای این هستند که اولا روسای جمهوری انتخاب شده در هر دوی این انتخاباتها، تنها چندماه مانده به برگزاری انتخابها در اذهان عمومی مطرح شدند و سرانجام نیز عازم خیابان پاستور شدند و ثانیاً، این گفتمانها بودند که در انتخاباتها توانستند کاندیداهایی را در سطح نامعلومی از شایستگی به افکار عمومی مطرح کنند.
روی دیگر این سخن آن است که نه سیدمحمد خاتمی و نه محمود احمدینژاد، به عنوان یک فرد در دو انتخابها سال ۷۶ و ۸۴ رای نیاوردند بلکه گفتمانهای آنها بود که از چند ماه مانده به برگزاری انتخابات از سوی هواداران آن دو به منصه عمومی جامعه تزریق و سپس موجب رأیآوری این دو فرد به عنوان مظاهری از آن گفتمانها شد.
البته باید اذعان کرد که این مسئله (رای آوری گفتمانهای مختلف)، رخدادی است که لاجرم اتفاق میافتد اما عده ای به اشتباه خیال میکنند که این افراد هستند که گرمی بازار انتخابات و نتیجه آنها را مشخص میکنند.
صد البته و با دانستن اینکه اهمیت گفتمان برای مردم بیشتر از اشخاص است؛ پس همه ما بر سر یک دوراهی بزرگ قرار میگیریم. راه اول استفاده بهینه از این فرآیند طبیعی و پیوند خوردن با آن برای طرح یک گفتمان بهتر و مطلوب تر است و راه دوم نیز بیاهمیت دانستن این مسئله و پای گذشتن در راههای رفته قبلی و فرد محوری است.
حسین صفار هرندی، مشاور فرهنگی فرمانده کل سپاه پاسداران و عضو کابینه دولت نهم در همین زمینه معتقد است:
«در صورت ظاهر این است که ما میگوییم گرایشهای مختلفی داریم که این گرایشهای مختلف قرار است بیایند و بین مردم، طرفداران خود را پیدا کنند. اما در واقع مطلب چه اتفاقی رخ میدهد؟ این اشخاص هستند که میآیند، بیآنکه دیگر حرفی از آن گرایشها در میان باشد. این اشخاص با هنرهای فردی خود میآیند در صحنه مبارزه و به نوعی یک جنگ گلادیاتوری بین نامزدها شکل میگیرد.
و دیگر، این هنرهای فردی این اشخاص است که تعیین کننده میشود و آرای مردم را به یک سمت سوق میدهد، بخصوص اگر انتخابات قطبی بشود. من حرفم این است که اگر قرار است ما یک سبک اداره کشور را که متفاوت از سبکهای قبلی است تجربه کنیم؛ چرا مباحث اصلی ما روی این محور گردش نمیکند که اشکالات دوره ای که سپری شد چه چیزهایی بوده است که وقتی میخواهیم انتخابات بعدی را داشته باشیم از این اشکالات عبور کنیم. »
صفار هرندی: اشخاص، اولین نقطه برای آغاز حرکت نباشند
او که در این زمینه با مشرق گفت و گو کرده است، در ادامه صحبتهای خود تصریح میکند «حرف ما این است که اشخاص اولین نقطه برای آغاز حرکت نباشند. بمانند برای مراحل بعدی. »
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام در واقع بر این نکته تاکید میکند که گفتمانمحوری باید گام نخستین برای عزیمت به سمت فضای انتخاباتی باشد.
او در ادامه میگوید: «رسانهها لااقل اگرچه شاید از نظر ظاهری هم باب طبعشان نباشد اما اجازه ندهند که افراد به صورت زودهنگام مطرح بشوند. رسانهها باید مطالبه کنند. باید بگویند برنامهها کجاست. ضمن اینکه برنامه هم مال شخص نیست. با این شیوه نمیشود کشور را اداره کرد که مثلا کسی از جایگاه نامزد ریاست جمهوری بخواهد برنامه بنویسد و بقیه را به دنبال خودش بکشد. »
با اندک تاملی در صحبتهای صفار هرندی میتوان دریافت که اشاره مستقیم او به سمت تجربیات ناخوشایندی است که ما از انتخاباتهای گذشته داریم.
انتخاباتهایی که عدهای در آنها، گام اول خود را به جای گفتمان محوری با فرد محوری برداشتند و فضای انتخاباتی کشور را که باید با طرح گفتمانهای مختلف و جدل منطقی آنها با یکدیگر پر نشاط شود، به فضایی تبدیل کردند که اشخاص و خصلتهای قومی و گروهی آنها در عمل تبدیل به چالش اصلی شد؛ چالشی که اگرچه مردم در ورای آن به گفتمان دلخواه خود رای دادند اما روسیاهی به زغال ماند و تلف کنندگان فرصت طرح بهتر گفتمانها پاسخگوی تاریخ ماندند.
لنکرانی: ورود مصداقی به انتخابات توان اجرایی کشور را مختل میکند
کامران باقری لنکرانی، سخنگوی جبهه پایداری و عضو دیگر کابینه دولت نهم نیز اخیرا صحبتهایی همسو و هم جهت با حسین صفار هرندی را بیان کرده است.
او گفته است: «در بحث انتخابات ریاست جمهوری تاکید داریم که ورود مصداقی به صورت زودهنگام در بحث انتخابات ریاست جمهوری باعث میشود که توان اجرایی کشور مختل شود و مباحثی که این روزها برخی با بیان برخی از اسامی مطرح میکنند، بیش از آنکه مفید باشد و به پرشور شدن انتخابات کمک کند، ممکن است بر روند امور اجرایی کشور اثرگذار باشد. با توجه به اینکه ما در شرایطی قرار داریم که همه بهخصوص قوای سهگانه باید با همدلی در راستای حل مشکلات مردم گام بردارند، مطرح کردن مباحث اینچنینی ممکن است باعث ضربه زدن به وحدت و همدلی شود و فرصتها در کشور نیز از بین خواهد رفت. »
این فعال سیاسی و فرهنگی که با خبرگزاری ایسنا صحبت کرده است در ادامه سخنانش تصریح میکند:
«نگاه ما به انتخابات ریاست جمهوری، نگاه گفتمانی است، پیش از آنکه مصداقی باشد، باید مشخص کرد که مطالباتمان از رئیسجمهور آینده چیست و رئیسجمهور باید چه ویژگیهایی داشته باشد و معتقدیم که مطرح کردن مصادیق در حال حاضر زود هنگام است و ممکن است باعث از بین رفتن فرصتها در کشور شود.»
باید به صحبتهای صفار هرندی و لنکرانی به عنوان نمایندگانی از دو طیف مبرّز فعالان سیاسی و خواص کشور نگریست. این سخن به معنای آن است که از هم اکنون بارقههایی برای امیدوار شدن به طرح گفتمانها به جای اشخاص برای انتخابات پیش رو قابل مشاهده است.
و البته باید تاکید کرد که این امیدواری نیاز به همیاری و همدلی همه خواص کشور و البته رسانهها دارد تا کمرنگ نشود.
چه اینکه کم نیستند خنّاسانی که مطامع آنها فقط با گل آلود کردن آب انتخابات و مخلوط کردن تمام مسائل اصلی و فرعی با یکدیگر محقق خواهد شد.
مردم از دعواهای سیاسی خستهاند
مقام معظم رهبری نیز همواره تذکرات فراوانی را بر رعایت معیارها و ضرورتهای یک انتخابات صحیح و اصولی مورد تاکید قرار دادهاند.
معظم له در خلال یکی از بیانات خود در سال ۸۴ میفرمایند: « مردم از دعواهای سیاسی و اختلافات سیاسی و من خوبم و تو بدی خستهاند؛ مردم این چیزها را دوست نمیدارند. در کشور کارهای زیادی هست که باید انجام بگیرد؛ کارهای زیادی هم انجام گرفته است. مشکلات فراوانی وجود دارد که باید برطرف شود؛ گرههایی هست که باید باز شود. در کشور باید فساد ریشهکن شود؛ تبعیض نباشد؛ به طبقه مستضعف و محروم - بخصوص مستضعفینِ بیدست و پا - بهطور ویژه توجه شود؛ اینها وظایف اسلامی ماست؛ وظایفی است که قانون اساسی بر دوش همه مسؤولان کشور گذاشته است؛ هیچکس نمیتواند خود را از این کارها برکنار بدارد. دعواهای لفظی، شعارهای لفاظیگونه، اسم از مفاهیم مبهم و بیسروته آوردن، مشکل مردم را حل نمیکند؛ مردم احتیاج دارند به اینکه در میدان عمل و کار، با لجنهایی که نمیگذارد این دریاچه مصفا طراوت لازم را داشته باشد، مبارزه شود. »
باید گفت که ورود به انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲ اگر در موقع مقتضی و با طرح گفتمانها و شناخت ضروریات به عنوان گام اول به وقوع بپیوندد، آنگاه میتوان امید این را داشت که در خرداد ماه سال آینده و در فضایی پر نشاط و منشا گرفته از عمق شناخت مردم و همه عوام و خواص کشور، نسبت به گفتمانها به پای صندوقهای رأی برویم تا بهترین رئیس جمهور را برای دولت یازدهم انتخاب کنیم.