فرید میرموسوی
«در حرمخانه سلطنتی انیسالدوله سوگلی شاه قلیانها را جمع کرد هنگامی که شاه علت آن را پرسید گفت: به دلیل آنکه حرام شده آن را جمع کردیم. شاه متغیر شد و گفت: که حرام کرده؟ انیسالدوله گفت: همان کس که مرا بر تو حلال کرده! شاه چیزی نگفت و برگشت.» (اولین مقاومت مخفی در ایران ـ ابراهیم تیموری ص9)
جنبش تنباکو به عنوان اولین جنبش گسترده مردم ایران و سرآغاز دیگر جنبشها و نهضتهایی شد که در نهایت موجب پدید آمدن دو انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی 57 شد. ماجرا از این قرار بود که روز هشتم مارس 1890 (17 اسفند 1268) به دنبال رشوههایی که به مقامهای دولتی ایران داده شد مقرر شد شرکت تالبوت انحصار خرید و فروش تنباکو در ایران را به دست آورد. دولت ایران کوشید قرارداد را مخفی نگاه دارد اما وزیر مختار روسیه نارضایتی خود را از اعطای امتیاز رسماً اعلام کرد و در تاریخ ششم مارس (15 اسفند 1269) تاجران توتون و تنباکو در حرم شاهعبدالعظیم بست نشستند. این سرآغاز اعتراض مردمی بود تا 6 بهمن سال 1271 که جارچیان در شهر اعلام کردند که تحریم تنباکو پایان یافته است. قبل از بحث بیشتر راجع به این جنبش بیایید به نظریههای علمی جنشهای اجتماعی اجمالی بیندازیم. جنبشهای اجتماعی را اینگونه تعریف میکنند: کوشش جمعی برای پیشبرد منافع مشترک یا تأمین هدفی مشترک از طریق عمل جمعی خارج از حوزه نهادهای رسمی. اما جنبشهای اجتماعی با این تعریف صور گوناگونی به خود میگیرند و این یک تعریف کلی از آنهاست. یک جنبش اجتماعی میتواند متشکل از ده نفر یا در بعضی موارد چند ملت باشد، مانند جنبشهای محیط زیست و یا انسان دوستانه.
برای شناسایی و طبقهبندی انواع جنبشها باید یک طبقهبندی مشخص از جنبشها به دست آوریم. شیوههای متعددی برای طبقهبندی جنبشها پیشنهاد شده است که شاید دقیقترین و جامعترین طبقهبندی، طبقهبندی دیوید آبرل باشد که چهار نوع جنبش را مشخص میکند.
با این تعریف میتوانیم جنبش تنباکو را یک جنبش اصلاحطلب شناسایی کنیم که مردم هدفی مشترک یعنی کوتاه کردن دست دخالت خارجیها در تجارت داخلی کشور داشتند. شاید جنبش تنباکو ظرفیت آن را داشت که دنبال مطالبات بیشتری برود اما درخواستهای نه چندان یکدست و همگن گروههای پیشرو جنبش یعنی روحانیون و روشنفکران یکی از دلایلی بود که منجر به محدود ماندن خواستههای جنبش شد.
جنبشها چگونه به وجود میآیند؟
همیشه این سوال مطرح است که چرا در بعضی جوامع با وجود نارضایتیهای بیشمار و یا مسائل همگانی و عمومی که پیش میآید جنبشهای مردمی شکل نمیگیرد و اساساً چه اتفاقی میافتد، چه حوادثی و چه نیروهایی لازم است تا توده مردم را به راه بیندازد که به دنبال اهداف مشترک و حل مشکلات و ناراحتیهای خود پیش بروند. نیل اسملسر، شش شرط پیدایش جنبشهای اجتماعی را شناسایی کرده است که جمع این شروط در کنار هم باعث به وجود آمدن اعمال جمعی به صورت کلی و جنبشهای اجتماعی به طور اخص میشود.
اما مردم ایران دنبال هدف مشترکی بودند و آن هم به نوعی احیای غرور ملی و جلوگیری از تحقیرها و دخالتهای بیشتر حکومتهای خارجی در زندگی روزمره بود. این هدف در باور آنها جای داشت حتی به نوشته کدی وزیر مختار بریتانیا «در مناطق تولید توتون و تنباکو دهقانان متقاعد شده بودند که واگذاری امتیار زیان عمدهیی برای آنان خواهد داشت.»
و همچنین در شعارهای زنان تظاهر کننده در تهران این چنین آمده است: «ای خدا میخواهند دین ما را ببرند، علمای ما را بیرون کنند تا فردا عقدمان را فرنگیان ببندند، اموات ما را فرنگیان دفن کنند، بر جنازه ما فرنگیان نماز بخوانند». (اولین مقاومت مخفی در ایران ـ ابراهیم تیموری ص 102) باورهای مردم ایران همان دینشان و تبعیتی بود که از روحانیون و مراجع شیعه داشتند. همان انگیزهیی که سوگلی شاه را قدرت داد تا بدون اذن شاه قلیانها را جمع کند و در جواب سوال او محکم بایستد. اما عوامل شتاب دهنده این جنبش از جمله قشر نوپای روشنفکران و همچنین نقش مؤثر سیدجمالالدین اسدآبادی را نمیتوان نادیده گرفت، نامه شکایت آمیز او به شاه و ملاقاتهایش با سایر علما که منجر به یک اتحاد در میان روحانیون و روشنفکران شد نقش مؤثری در راهاندازی جنبش ایفا کرد. همچنین روزنامههای اختر و قانون در افشای امتیازها و برانگیختن مخالفتها نقش داشتند.
در زمینه گروهها و شبکه ارتباطی بین اعضا، استفاده از تلگراف، ارتباطگیری اعضای این شبکه را تسهیل کرد و گفتههای مراجع در یکایک شهرها از طریق روحانیون به توده مردم منتقل میشد. همچنین بازرگانان و صنعتگران ناراضی نیز حمایتها و پشتیبانی مالی جنبش را بر عهده داشتند. این جنبش کلاً «تمرینی بود برای برقراری اتحاد ملی و یکپارچه از توده از هم گسیخته مردم ایران برای پیگیری یک هدف مشترک؛ تمرینی که منجر به وقوع پیوستن دو انقلاب مشروطه و اسلامی 57 شد. پس برای برقراری هر جنبشی در سطح ملی شروط بسیاری باید در کنار هم قرار بگیرند تا جنبش شکل بگیرد. موانعی که در حال حاضر برای شکلگیری هرگونه جنبشی در جامعه ما وجود دارد متعدد و گستردهاند. اما یکی از اصلیترین موانع آن نبود یک باور عمومی درباره علل به وجود آمدن مشکلات و نارضایتی و چگونگی راهحل آنها در جامعه است. هر گروه و دستهیی تعریف از علل مشکلات و راهحلهای متفاوتی برای حل آن ارائه میدهند. روشن نبودن راه چاره منجر به عدم دستیابی به هدف مشترک میشود پس در حالیکه هدف مشترکی وجود ندارد مردم برای دستیابی به چه چیزی گرد هم بیایند. این روزها انتقادات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی مردم ایران بیشتر به غر زدن سیاسی شبیه شده تا نگاهی نقادانه برای شناسایی علت نارضایتیها. ما فقط میدانیم که ناراضی هستیم همین.