احسان بداغی
متن خبر کوتاه است اما حاشیههای آن نه؛ غلامرضا شافعی، وزیر دولتهای سازندگی و اصلاحات به عنوان معاون وزیر صنعت دولت دهم منصوب شد. اینگونه است که برخی متقاعد شدهاند ورود شانه به شانه محمود احمدینژاد و آیتالله هاشمیرفسنجانی به مراسم افتتاح مجلس نهم اتفاقی ساده و فاقد مفهوم سیاسی نبوده است، اتفاقی که با حضور رئیسجمهور پس از سه سال غیبت در جلسات مجمع تشخیص مصلحت نظام کامل شد و در پی آن هم صدور حکم معاونت وزیر صنعت و ریاست هیات عامل سازمان گسترش و نوسازی صنایع دولت دهم برای یکی از منتقدان سرسخت محمود احمدینژاد که از قضا قرابتی دیرین با آیتالله هاشمیرفسنجانی دارد.
دیدار آشتیکنان
آذرماه گذشته بود که با انتشار خبر دیدار مهدی خورشیدی، داماد و دبیر شورای مشاوران رئیسجمهور با محسن هاشمیرفسنجانی اولین گمانهزنیها درباره احتمال نزدیکی دو قطب متفاوت سیاسی شروع شد. گرچه داماد رئیسجمهور در توضیح دلایل این دیدار گفت که «دیدار اینجانب کاملا مستقل و به دور از هرگونه وابستگی به هر جریان سیاسی بود» و «شنیدم برخی رسانهها به ناحق اینجانب را به واسطهگری میان احمدینژاد و افراد دیگر متهم کردند که باید عرض کنم اصلا چنین موضوعی صحت ندارد» اما نیمنگاهی به صحنه سیاست ایران هم به هر ناظری میفهماند که این دیدار نمیتوانسته بدون مقاصد سیاسی انجام شده باشد. در آن ایام دولت زیر ذرهبین شدیدترین انتقادات از جانب همپیمانان دیروز خود بود. از آن روزها تاکنون هرچه گذشت دامنه فشارها به محمود احمدینژاد بیشتر و بیشتر شد؛ یاران دیروز تبدیل به منتقدان امروز شدند و محمود احمدینژاد خود را تنهاتر از همیشه یافت.
چه کسی میتوانست وضعیت رئیسجمهور را در این شرایط برطرف کند؟ شاید بهترین نیرو، همان نیرویی بود که وی ۷ سال فاصلهاش را با او رعایت کرده بود؛ آیتالله هاشمیرفسنجانی. سابقه هاشمیرفسنجانی در سالهای مبارزه برای پیروزی انقلاب و تلاش برای استمرار آن، ریشههای او را در خاک سیاست ایران آنقدر قوی کرده است که کسی را یارای برکندن آن نباشد. کمتر کسی است که بتواند نفوذ او را در دو جناح سیاسی کشور و میزان مقبولیتش در بین روحانیون را انکار کند. واقعیت این است که شخصی چون هاشمیرفسنجانی با این سابقه نمیتواند به راحتی تبدیل به نیرویی تکافتاده و تنها در سیاست شود، اگرچه چند صباحی ظاهرا تلقی عمومی اینگونه باشد. مجموعه همین مسایل است که محمود احمدینژاد را بر آن داشته تا به دنبال شکل دادن یک ائتلاف جدید به وسیله نزدیک کردن خود به بزرگان باشد. این تصمیم جدید رئیسجمهور زمانی نشانههای خود را به شکل مشخص بروز داد که وی برای اولین بار و پس از حدود سه سال در مجمع تشخیص مصلحت نظام در کنار هاشمی رفسنجانی، رئیس این مجمع نشست و برای اولین بار صندلیهای سران قوا تکمیل شد. در همین جلسه بود که بعد از مدتها، تصویری خندان از روسای دولت و مجمع تشخیص مصلحت نظام در حین گفتوگویی دونفره منتشر شد که برای رسانهها تازگی داشت.
احمدینژاد: حرمت هاشمی حفظ شود
حالا اما حضور رئیسجمهور در جلسه مجمع تشخیص با شیوه معمول برخورد او با آیتالله هاشمیرفسنجانی و مجمع بسیار متفاوت به نظر میرسد. چه آنکه اندکی قبل از حضور مجدد رئیسجمهور در مجمع تشخیص، محمود احمدینژاد با نمایش رفتار متفاوت دیگری در ارتباط با وی، ناظران را شگفتزده کرده بود. این بار موضوع، تغییر رویه آقای احمدینژاد در مورد پرونده دانشگاه آزاد بود که رئیس سابق آن، عبدالله جاسبی از نیروهای نزدیک به آیتالله هاشمی محسوب میشد. آغاز تلاشهای رئیسجمهور برای تغییر مدیران نزدیک به آیتالله هاشمی مصادف بود با روزهای آغازین ریاست جمهوری وی. تلاشهایی که بنا به گفته خودش در جریان سخنرانیهای گلایهآمیزی جداگانه در مهر، آبان و آذر ۱۳۸۶ ، تاکید کرد که در حال تعیین تکلیف دانشگاه آزاد بوده اما «مقامهای بلندپایه» با استدلال جلوگیری از تنش، مانع کار او شدهاند. این رویکرد در آخرین روزهای سال گذشته و زمانی که شورای عالی انقلاب فرهنگی که ریاست آن با رئیسجمهور است در حال نهایی کردن تکلیف دانشگاه آزاد بود، دچار تغییری بزرگ شد. حتی برخی اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی روایت کردند که در آخرین هفتههای منتهی به تغییر ریاست دانشگاه آزاد، رئیسجمهور با تأکید بر ضرورت حفظ حرمت هاشمی رفسنجانی، خواستار پرهیز از اجرای تصمیمات شورا بدون جلب موافقت آیتالله هاشمی شده است.
منتقد سرسخت دولت در قامت معاون وزیر
در این شرایط مشهود است که دیگر احمدینژاد، تمایلی به تداوم دو قطبیسازی فضای سیاسی ندارد و نظر او و حامیان دولت درباره هاشمی عوض شده است. آمدن غلامرضا شافعی به معاونت وزارت صنایع در شرایطی است که مروری بر مواضع و سوابقش نشان میدهد وی نه تنها با مسیری که دولت در زمینه اقتصادی برگزیده صددرصد موافق نبوده بلکه یکی از منتقدان سرسخت آن نیز بوده است. وی در آستانه انتخابات سال ۸۸ گفته بود: «دخالتهای بیش از اندازه دولت در بانک مرکزی باعث شده بیبرنامگی در این نهاد اقتصادی نهادینه شود.» وی همچنین مواضعی در نقد طرح هدفمندی یارانهها داشته است و در شهریورماه سال ۹۰ در مصاحبهای با یکی از روزنامهها با بیان اینکه نحوه عملکرد دولت در پرداخت یارانهها کارشناسانه نبوده، تصریح کرده است: «دولت به وظیفه قانونی خود عمل کند.» انتقاد شافعی به دولت البته به موضوعات اقتصادی منحصر نشده و درخصوص سیاستهای خارجی نیز گفته است: «اگر در زمینه سیاست خارجی خصومتزدایی شود، شاهد این مشکلات نخواهیم بود.»
منتظر ورود سایر مدیران کارگزارانی باشید
خبرگزاری فارس در ارزیابی خود از این انتصاب جدید در وزارت صنایع، بازگشت شافعی به مدیریت را آغاز فرایندی برای یک چرخش استراتژیک در عرصه سیاسی عنوان و اظهار کرد که: «اینگونه به نظر میرسد که باید در چند هفته شاهد سلسله تغییراتی در عرصه مناصب مختلف مدیریتی به خصوص در وزارتخانههای اقتصادی و پولساز بود که عملا مدیران کارگزارانی را بار دیگر به عرصه مدیریت دولتی برخواهد گرداند.» فارس همچنین در ادامه این ارزیابی خود با بیان اینکه احمدینژاد در گذشته به خوبی بارها مهارت خود را در جذب حریفان و سپس پس زدن آنها نشان داده است» توضیح داد: «این بار به نظر میرسد احمدینژاد عزم خود را جزم کرده است چه اینکه نه احمدینژاد، احمدینژاد سال ۸۸ است و نه کشور در شرایط سه سال گذشته به سر میبرد.» به این ترتیب به نظر میرسد دیگر نباید چینش نیروها را در فضای سیاسی بر اساس آن اتفاقات تجزیه و تحلیل کرد. چینش امروز نیروهای سیاسی در آخرین سال ریاستجمهوری محمود احمدینژاد در صفکشی برای رقابتهای آینده را کمتر کسی میتوانست تا همین چند ماه پیش متصور باشد اما اگر دقیقتر نگاه کنیم خواهیم فهمید کم شدن فاصله احمدینژاد و هاشمیرفسنجانی میتواند یکی از طبیعیترین رویدادها در فضای سیاسی کنونی باشد.