زهرا طباخی
پیشترا زا ین رسم بود وقتى انگلستان و روسیه تصمیم میگرفتند شاهى از شاهان ایران را راضى کنند در قبال دریافت خدمتى اندک بخشى از سرزمین ایران زمین را به آنها بدهد،از بدىهاى آن بخش و مردمانش گوش دربار را پر میکردند. مثلا میگفتندا ین ترکها، عربها، تاجیکها و. .. ذاتا با حکومت شاهنشاه مشکل دارند! اصلا همکلام پایتخت نمیشوند! خطهشان پر از گرفتارى و بدبختى است، منفعت که ندارند هیچ هر روز مشکلى هم ایجاد میکنند! کافى بود جایى قحطى بروز کند یا بیمارى رواج پیدا کند، شکر خدا مشکلات دربار هم که تمامى نداشت، پس کوچک شدن عائله پرسر و صدا و کمسود شاهى همیشه هوادارانى سینهچاک داشت. عدهاى هوادار روس بودند و عدهاى عمله بریتانیا، بعدها که نوکرى براى دیگرانى هم مد شده بود.
خلاصه! اینکه امروز ما و شما شاهدش هستیم فتنهاى دیرینه است. اگر مطهرى بزرگ کتاب ارزشمند خدمات متقابل اسلام و ایران را نوشت براى پاسخگویى به دغدغهاى بود که سالها بىجواب رها شده بود تا با دامن زدن به آنها هر بار نیشى به فرهنگ ایرانى زده شود. عرب با عجم اصلا سازگارى ندارد! اعراب همیشه به ایرانیان ظلم کردهاند! اصلا کجا دیدهاید مظلوم با ظالم همصدا و همکلام شود! مباد که اعراب قدرت را در دست گیرند که آن روز نابودى عجمان حتمى است. مشابهاش را هم سالهاست به گوش اعراب میخوانند با این استدلال که ایران از اسرائیل هزار بار بدتر و خطرناکتر است. اینها منتظر هستند قدرتشان را در اندازه جهانى ببینند تا انتقام قادسیه را از عرب بگیرند! شاهدش کینه شیعه از اهل تسنن است که منتظر است مهدى(عج) ظهور کند و ریشه عرب را از روى زمین بکند! اللهاکبر از حماقت بشرى که قرنهاست از یک سوراخ گزیده میشود.
ایرانستیزى در افغانستان جواب نمیدهد
تلاش غرب براى ایرانستیزى در افغانستان برمىگردد به آنجا که استعمار تصمیم گرفت «طالبانى » را از آستین بیرون آورد. طالبان بر افغانها تاختند و خاک افغانستان را به توبره کشیدند و دیپلمات ایرانى را کشتند و... اما:
منتهاى آرزوى افغانها در طول سالیان دراز یک سفر به اصفهان بوده و انتشار کتابى درایران به عنوان مهد تمدن پارسىزبانان فرهنگدوست... شاهدش هم کتابهاى بسیارى است که اندیشمندان افغان به رشته تحریر درآوردهاند و تعاریفى که از قول ملت همریشه و همزبان همسایه با ایران ثبت شده است.
قرابت فرهنگى و تاریخى به قدرى زیاد است که جدایى افغانى از ایرانى را محال مینماید، پس استعمار پاشنهاش را بالا کشید تا بار دیگر تفرقه بیندازد و بر دوام حکومتش بیفزاید؛ اگرنه تو خیال میکنى تصویر افغانهایى که دوشادوش مردم ایران با عراق جنگیدند و «اللهاکبر! خمینى رهبر » سر دادند فراموش شده است؟ گمانت این است که اسرائیل گفتههاى فوکویاما درباره نقش افغانها در آخرالزمان منتهى به ظهور را از یاد برده است؟ مزدور وظیفهاش این است که توطئه کند. گیرم 20 نفر به سردمدارى 2 نفر مقابل سفارت ایران شعار دهند مگر در آذربایجان هم همین کار را نکردند تا یوروویژن باشکوهتر برگزار شود؟ این شبیه آن است که بگویى کسانى که از عمق نفوذ و محبوبیت ایران در افغانستان و عراق و آذربایجان و داغستان و بحرین آتش گرفتهاند، یک «داد » هم سرما نزنند!
اگر دولت ما از مدیران رسانهاى برخوردار بود به جاى در بوق و کرنا کردن ممنوعیت حضور افغانها در پارک صفه اصفهان در پاسخ به جنگ روانىای که امثال اصغر فرهادى - که بحق شوالیه ناتوى فرهنگى غرب نامیده شد - یا شادى صدر داعیهدار آن شدهاند، اندر خدمات 30 ساله جمهورى اسلامى به برادران افغان روایتها میکرد و حداقل مساله تعدى وحشتناک شیخ عیسى بنزاید آلنهیان را رسانهاى میکرد. یک نمونه از رفتارهاى تحقیرآمیز و ظالمانه نسبت به افغانها در کشورهاى عربى را در فیلمى که شبکه اىبیسى نشان داد به وضوح میتوان یافت. در این فیلم شیخ عیسى بنزاید آلنهیان همراه چند پلیس و بادیگارد رفتار وحشیانهاى را با یک شهروند افغان انجام میدهند. فرزند رهبر سابق و برادر امیر فعلى و عضو اصلى خانواده سلطنتى امارات در این تصاویر ابتدا با یک مسلسل آمریکایى M16 چندین گلوله به صورت متناوب به کنار این مرد شلیک میکند، سپس چند نفر با کمک پلیس دست و پاى مرد افغان را بسته و سعى میکنند با زور ماسه به داخل دهان و چشم وى وارد کنند. سپس او را با چوب و شلاق بشدت زخمى کرده و عریانش میکنند و نمک روى زخمهایش میریزند و در حالى که بىهوش است با خودرو چند بار از روى پاهاى وى رد میشوند. وزارت کشور امارات تایید کرده شخصى که در این تصاویر دیده میشود همان شیخ عیسى است و اعلام داشته پس از بازبینى فیلم به این نتیجه رسیده که «تمام قوانین، سیاستها و روشهاى بازجویى توسط پلیس به درستى انجام شده است».
وزیر کشور امارات از برادران شیخ عیسى است. جالب اینجاست که از این دست حوادث در دنیا فراوان رخ داده، فقط خبرنگاران صدا و سیما عادت کردهاند به آرامى از کنار آنها عبور کنند. هر روز هواپیماهاى بدون سرنشین ناتو به سرکردگى آمریکا کودکان معصوم افغان را در دستههاى 20تایى قتلعام میکنند بعد کمیساریاى پناهجویان و کمیته حقوق بشر سازمان ملل نگران ناسزا گفتن بعضى حمقا به مهاجران افغان است که حداقل از گرسنگى نمیمیرند و جانشان تهدید نمیشود. هرچند ملتى که داعیهدار فرهنگ است باید براى بروز چنین بیفرهنگیهایى گریه کند.
ما و افغانها
«بیجه» بهانه بود! دم زدن از درد بیکارى حق است اما قطعا درمانش کتک زدن افغانى و ناسزاگویى نیست. راهش همان است که جمهورى اسلامى در پیش گرفته است اما اندکى سیاست لازمه کار است. اگر جاسوس کثیف انگلیسى را مورد رافت اسلامى قرار میدهیم، ایرادى ندارد افغانى که 30 سال سر سفره پربرکت ایرانى میهمان بوده را با توشهاى یا 3 کیلو آرد یا یک عدد چادر مسافرتى یا حتى یک باکس آب معدنى راهى کشورش کنیم. راههاى زیادى براى کم کردن تنشها موجود است. عادت کردهایم با پخش یک گزارش مغرضانه در بیبیسی جوزده شویم و این درد نداشتن مدیریت رسانهاى هنوز قربانى میگیرد هزار هزار! از 20 افغانى که در گزارشات کذایى بیبیسی با آنها تماس گرفته شد دست کم 6 نفر ایران را دوست افغانستان خواندند واز احمدینژاد که به ریشسفیدان افغان توصیه کرده بود افغانستان را دودستى به آمریکا تقدیم نکنند، حمایت کردند. حتى اگر نسبتها را اصلاح نکنیم ضدیتى با ایران از افغانستان بیرون نمیآید چرا که ما گاهى فراموش میکنیم این رسانه دشمن است که پایش نشستهایم و تحلیل از آن استخراج میکنیم به چه گندگى! هدف از پخش چند گزارش کذایى بسط و گسترش افغانستیزى و ایرانىستیزى در جوامع هدف بود. دشمن دشمنى میکند، پس اگر انتظار دوستى دارید دور تماشاى رسانه دشمن یک خط قرمز بکشید.
وظیفه مردم چیست؟
اول از همه اینکه بدانیم نژادپرستى و قومیتگرایى نیرنگ دشمن در منطقه است. نه آریایى نژاد برتر جهان است و نه ایرانى باهوشترین انسان خلق شده روى زمین! اطلاعات غلط را به من و شما میخورانند تا 70 سال بعد نتیجهاش را برداشت کنند. پدران و مادران نسل فعلى جاهلانه آموزش داده شدند تا عرب را نژاد پست نسبت به نژاد ایرانى طبقهبندى کنند، نتیجه این شد که امروز میبینیم. اگر امروز در برابر تفکر غلط پستانگارى نژاد افغان نسبت به ایرانى نایستیم، تفکرات آینده همان است که شاهدش بودیم. اگر نگرانى وجود دارد درباره خطر بیکارى ناشى از مهاجرپذیرى، راهش همان است که دولت در دستور قرار داده است اما بدون تخریب نژادى و پشت پا زدن به قرابتهاى تاریخى و فرهنگى! بند بستگىها را نباید به واسطه سقوط طالبان و جایگزینى ناتو گسست.
آیا افغانها هیچ سودى براى ایران ندارند؟
در پاسخ به این سوال بیان این نکته ضرورى است که مهاجرپذیرى سیاستى است که در همه دنیا مرسوم است چرا که منافع اتخاذ چنین رویکردى در برابر مضرات آن در هر زمان قابل بحث و بررسى است. شاید به نظر قاطبه اقتصاددانان اخراج سریع افغانها از ایران براى اقتصاد ایرانى که نیازمند قشر کارگر با خواستههاى حداقلى است مثبت تلقى نشود.
اما با توجه به افزایش نرخ بیکارى و سایر مولفههاى امنیتى، کنترل ورودى و خروجى مهاجر به کشور ضرورى مینماید. سیاستهاى غلط دولتهاى گذشته موجب شده است بىسامانیهاى رخ داده در امور مهاجران به پاى مردم کشورهاى آنها نوشته شود و مردم ایران نسبت به همه مهاجران نگاهى منفى داشته باشند در حالى که این سوءمدیریت است که قربانى میگیرد. براى هر دولت مقتدرى نفوذ فرهنگى و سیاسى در کشورهاى همسایه امتیازى بسیار بزرگ محسوب میشود. به همین جهت است که آمریکا و انگلیس با هزینههاى بسیار زیاد مایلند در کشورى مثل افغانستان بمانند و حتى خروج از این کشور را منوط به حفظ حضور بلندمدت سیاسى در منطقه کردهاند. یک بار رضا امیرخانى با قلمى شیوا ضرورتهاى حضور نامحسوس سیاسى – فرهنگى ایران در لبنان و فلسطین را براى جامعه تبیین کرد تا بگوید چرا نباید بگوییم «نه غزه نه لبنان!» اگر به دنبال ضرورتهاى سرمایهگذارى دولت ایران در منطقه هستید به جاى تکرار مکرر ضربالمثل «چراغى که به منزل رواست به مسجد حرام است »
توجه کنید به پیامدهاى عدم حضور قدرتمند ایران در کشورهایى مثل عراق، افغانستان، پاکستان، ونزوئلا، ترکیه، قاره آفریقا و ... .
مقصدهاى اصلى مهاجران افغان
۱- پاکستان ۱۷۸۰۰۰۰ (۵۱ درصد)
۲- ایران ۹۳۵۶۰۰ (۲۷ درصد)
۳- ایالات متحده آمریکا ۳۰۰۰۰۰ (۸ درصد)
۴- امارات عربى متحده ۱۵۰۰۰۰ (۴ درصد)
۵- آلمان ۱۰۰۰۰۰ (۲ درصد)
۶- انگلستان ۷۰۰۰۰ (۱/۵ درصد)
۷- کانادا ۴۸۰۹۰ (یک درصد)
۸- هلند ۳۸۶۵۳ (یک درصد)
۹- استرالیا ۱۹۴۱۶ (۰/۵ درصد)
راهکار چیست؟
بهترین استراتژى شاید این باشد که به جاى سرمایهگذارى بر بازوى افغانى، پذیراى متفکران و اندیشمندان و دانشجویان افغان باشیم. باید سهمیهاى در دانشگاهها اعم از دولتى و خصوصى براى پذیرش حداقلى روشنفکران منطقه در نظر گرفته شود. دوران مجاهدان افغان که به کمک ایران با استعمار شوروى سابق، طالبان و نیروهاى ناتو جنگیدهاند تا 30 سال دیگر پایان خواهد یافت. آنها که بر افغانستان حکومت خواهند کرد نسل جدیدى هستند که به ندرت از تاریخ گذشته خود و نقش موثر و مثبت ایران در آن مطلع هستند چر اکه این کشور تاریخنگارى به خود ندیده است. پس ضرورى است طلابى مبرز و فرهیختگانى آموزشدیده از ایران راهى دیار پدرى خود شوند و وظیفه مهم انتقال فرهنگى و حفظ زنجیره تاریخى را در آینده افغانستان بر عهده گیرند.
قمىها خوب میدانند برکت حضور مجاهدین عراقى که زمان صدام ملعون از کشورشان رانده شدند و به ایران پناهنده شدند چطور ۲۰-۳۰ سال بعد به سفره ایرانى بازگشت. بعید نیست روزى در گذشتهاى نه چندان دور عدهاى در مازندران و قم و مشهد و تهران نالیده باشند از حضور خانوادههاى پناهجوى عراقى در ایران اما اگر بنا بود یکسویهنگر باشیم و تنها به حال فکر کنیم امروز نباید به سهمى از برادرخواندگى دولت و ملت عراق که به سرعت در حال قدرت گرفتن در منطقه هستند میاندیشیدیم.
ملتهاى هوشمند شایسته برترىیابى تاریخى هستند اما کودنها فقط نق میزنند و سهمى هم از آینده نمیخواهند چرا که عادت کردهاند فقط به سفرهاى از حال رضایت بدهند. در نقشههاى استعمار غوطهورند در حالى که تصور میکنند بر بام دنیا ایستادهاند! تنها هوشمندان میدانند که اگر فرمان امام خمینى رحمهاللهعلیه به طلبه جوان لبنانى نبود، هرگز حزباللهى در جنوب لبنان متولد نمیشد تا در جنگ 33 روزه مقابل زیادهخواهیهاى صهیونیسم بایستد. قطعا در غیر این صورت جنگ به مرزهاى ایران میرسید. ما قدردان همه مجاهدینى هستیم که در دنیا فریاد اسلامخواهیشان بلند است و به حمایتهاى حداقلى ایرانیان و پشتیبانى حداکثرى ذات اقدس الهى دلشاد هستند. امت واحده اسلامى میداند که حساب ملت مظلوم افغانستان از عوامل استعمار که کنسولگری ایران در مزارشریف را به خاک و خون کشیدند، جداست. پدر ایرانى میفهمد که حمایت از مردم سومالى هدر دادن بودجه محدود خانواده نیست، درس دادن و آموزش نسل بعد است که انشاءالله قرار است کنار همه برادران و خواهران مسلمانش جامعه جهانى را به دست مصلح بزرگ بسپارد.