تاریخ انتشار : ۰۱ آبان ۱۳۹۱ - ۱۱:۲۴  ، 
کد خبر : ۲۴۷۰۴۳

برنامه هسته‌ای ایران

غلامحسین یادگاری مقدمه: آقای دکتر لودگارد رئیس مؤسسه نوپی نروژ در تاریخ 10 اسفند 84 در دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی به ایراد سخنرانی پرداخت. در زیر گزارشی از آن ارائه می‌شود.

از نظر زمانی در یک وضعیت خیلی بحرانی به تهران سفر کرده‌ام. من در پی یک راه‌حل دیپلماتیک برای بحران اتمی ایران هستم و اهمیت یک راه‌حل دیپلماتیک مهم است زیرا هزینه جنگ و استفاده از زور خیلی بالاست. چرا آمریکا باید از زور علیه ایران استفاده کند و چرا دست به بمباران بزند؟
یک نکته این است که برنامه اتمی ایران به شکلی که امروز در دنیا شناخته شده مهم است و نکته دیگر این که طی 50 سال گذشته سیاست‌های آمریکا نفت را کنترل می‌کرده است. از زمان مصدق که او را سرنگون کردند، روزولت هرگونه حرکتی برای کنترل جریان نفت از این منطقه را حمله علیه منافع حیاتی آمریکا دانست. این چنین مطلبی توسط ریگان و بوش و به تازگی دیک چنی هم مطرح شده است. بنابراین کنترل و حمایت از جریان آزاد انرژی در این منطقه سیاست قدیمی آمریکاست و سیاست و برنامه اتمی ایران به شدت این سیاست را تهدید می‌کند.
در اوت 2005 ایران پیشنهاد اروپا را رد کرد. حال سیاستمداران چه باید بکنند. یک پاسخ این است که زمان مسایل را حل می‌کند.
من می‌گویم آمریکا حتماً دنبال جنگ می‌رود اما می‌گویم اگر برود این ادامه همان سیاست پنجاه ساله آمریکاست. کسانی که راه‌حل دیپلماتیک را قبول ندارند و بر حمله نظامی تأکید می‌کنند. هزینه منطقه را هم در نظر نمی‌گیرند. در حال حاضر شرایط خاورمیانه بسیار تنش‌زاتر از گذشته است. در حال حاضر شاهد پیروزی حماس، حملات در عراق و دعوای لبنان هستیم. اگر در واشنگتن در خصوص بمباران ایران تصمیم‌گیری شود، شاهد بحران و ریسک در سیاست خارجی آمریکا نیز خواهیم بود. البته اتمی شدن ایران بزرگ‌ترین تهدید برای اروپا و آمریکا و اسرائیل است. هرچند اسرائیل اولین کشوری بوده است که بمب هسته‌ای در این منطقه داشته است.
من هنوز فکر می‌کنم که برای حل مسأله و قبل از اقدام نظامی راه‌های زیادی باقی مانده است. از جمله موارد ناامیدکننده در خصوص مذاکرات ایران و اروپا این است که حق ایران به رسمیت شناخته می‌شود. اما در خصوص راکتور آب سبک که از برنامه‌های اروپا بوده است تغییر نظر داده می‌شود. طبق موافقتنامه پاریس اتحادیه اروپا ملزم بوده است که تعهدات مشخص امنیتی به ایران بدهد که نداد و این موضوع نیز باعث ناراحتی و تأسف است. بنابراین من فکر می‌کنم همچنان راه برای ادامه مذاکرات وجود دارد.
از طرفی مسأله اشتباهات ایران هم هست که ایران برای 18 سال پنهان‌کاری می‌کرده است. مسأله دیگر روسیه است که باید یک توافق میان این دو باشد. البته همکاری با آژانس ادامه دارد، اگر مسأله به شورای امنیت ارجاع شود این مشکل سخت‌تر و پیچیده‌تر می‌شود. اگر غنی‌سازی انجام شود آژانس نمی‌تواند بازرسی‌ها را ادامه دهد.
در شورای امنیت عکس‌العمل بسیار سخت خواهد بود. هیچ نمایی از نتایج و تصمیمات شورای امنیت وجود ندارد در شرایط فعلی اگر تحریم کلی برای ایران پیشنهاد شود چین و روسیه مخالفند و اگر تحریم‌ها و تصمیمات ملایم باشد اسرائیل و آمریکا مخالفند.
روسیه ایران را به همکاری در غنی‌سازی دعوت کرده و ایران هم فعالیت صنعتی در داخل روسیه و تحقیقاتی در داخل ایران را پیشنهاد کرده است اما روسیه می‌گوید هر گونه غنی‌سازی را غیر منطبق با اعتمادسازی می‌داند. چین هم علاقه ندارد بحث ایران مطرح شود.
وزیر خارجه ایران می‌گوید که اگر غنی‌سازی صنعتی در داخل روسیه باشد نقش دانشمندان ایرانی چه می‌شود؟ این مسأله برای چه مدت آنجا باشد و از چه موقع می‌تواند به ایران برگردد؟ این‌ها ملاحظاتی است که وجود دارد.
راه‌حل روسیه و چین همچنان بهترین راه‌حل است. غربی‌ها می‌گویند هیچ غنی‌سازی نباید در ایران باشد و به طور کامل آن را نفی می‌کنند. وجود 164 سانتریفیوژ در نطنز اصلاً امکان بهره‌برداری نظامی ندارد و در حد تحقیقات پذیرفته شده است. سیاست قدم به قدم پیش رفتن اروپا موفق نبوده و نخواهد بود. ضروری است که یک خط سیر انتهایی مشخص شود. حتی در شرایط عادی طول می‌کشد که همه چیز اعلام شود و پرونده‌هایی مثل ژاپن پنج سال و مورد کانادا سه سال و نیم طول کشید. آژانس باید تاریخ و گذشته برنامه اتمی ایران را بازسازی کند. آژانس می‌گوید موضوع اعلام‌نشده‌ای در ایران وجود ندارد پس این ماراتن باید در یک جایی تمام شود.
پیشنهاد البرادعی برای داشتن یک سازمان بین‌المللی و چند کشور برای تأمین سوخت هسته‌ای مناسب است. به نظر من راه‌حل درازمدت موضوع هسته‌ای ایران باید از طریق آژانس دنبال شود. در گزارش دیروز البرادعی که مطالعه می‌کردم مهم‌ترین سؤالات حل‌نشده یکی مسأله شبکه خان است و دوم در مورد سانتریفیوژهای مدل P2 است. به هر حال در صورت پیش نرفتن راه‌حل دیپلماتیک، راه‌حل نظامی مطرح خواهد بود اما همچنان راه‌حل دیپلماتیک بهترین گزینه است که باید پیگیری شود.
برای بازگشت به مذاکرات نیاز است که خط قرمز وجود نداشته باشد و آماده مصالحه باشید در غیر این صورت جواب نمی‌دهد.
من موافق و حامی طرحی هستم که در سال 1974 توسط ایران و مصر راجع به منطقه عاری از سلاح‌های هسته‌ای داده شد. اما برای اجرای این طرح ضروری است که ابتدا همه گروه‌ها در منطقه یکدیگر را شناسایی کنند در حالی که ایران اسرائیل را شناسایی نمی‌کند.
در بند 4 NPT آمده است که همه کشورها حق استفاده از انرژی اتمی را دارند اما به عقیده من این به معنی غنی‌سازی در هر کشوری نیست و این باید در چارچوب بندهای 1 و 2 و 3 دیده شود که دنبال عدم اشاعه هستند. من فکر می‌کنم این برای ایران مهم است که درجه‌ای از غنی‌سازی را در ایران داشته باشد اگر بتوانید روسیه و چین را در این مورد قانع کنید فکر می‌کنم می‌توانید اروپا را هم متقاعد کنید که خط قرمز را فراموش کنند. در خود اروپا و EU3 هم اختلاف نظر وجود دارد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات