* میتوان انتخابات مجلس نهم را به دلیل شرایط خاص جریانهای سیاسی، انتخاباتی متفاوت بدانیم؟
** نگاهی به همه انتخابهای انجام شده در ایران نشان میدهد که هر کدام به دلایل خاصی که به ماهیت روندهای سیاسی در ایران بعد از انقلاب برمیگردد؛ انتخابات متفاوتی بودهاند. در این دوره نیز نتیجه انتخابات مجلس نمایانگر تغییرات مهمی در جایگاه جریانات و جناحهای سیاسی خواهد بود، مخصوصا انتخابات مجلس نهم که اولین انتخابات مهم پس از وقایع انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ است و به همین دلیل اهمیت ویژهای پیدا کرده است.
* شرایط خاص فضای سیاسی چه تاثیری در روند انتخابات خواهد گذاشت؟
** شرایط خاص را باید به دو دسته تقسیم کرد. نخست شرایط خاص داخلی و دیگری، بینالمللی. شرایط بینالمللی میتواند با انتخابات مجلس تعاملی را برقرار کند. به عبارتی غربیها هم منتظر دریافت سیگنال از انتخابات مجلس هستند؛ سیگنالی دال بر آن که میزان مشارکت تا چه حد خواهد بود و ترکیب مجلس آینده بر رویکرد بینالمللی ایران چگونه خواهد بود. از سوی دیگر هم جمهوری اسلامی در صورت مشارکت گسترده مردم پیامی محکم به خارج خواهد فرستاد و عملا بسیاری از برنامههای فشار غربیها به نظام اسلامی خنثی خواهد شد. دقیقا به همین علت است که «میزان مشارکت» خیلی مهم است.
* و تاثیرات داخلی؟
** در حوزه داخلی انتخابات مجلس و ترکیب آن گرایش عمومی مردم به جریانات را تا حدی روشن خواهد کرد. مشخص خواهد شد آیا هنوز اصولگرایان محل توجه مردم هستند یا خیر. اگر آری، کدام بخش و گرایش در صورت تکثر لیستها میتوانند بیشتر از رقیب همطیفی خود نظر مثبت مردم را جلب کنند. همچنین مشخص خواهد شد که اصلاحطلبان چه جایگاهی دارند و اینکه آنها بعد از شرایطی که در این چند وقت مشاهده شده است، تا چه حد میتوانند اعتماد عمومی را به عنوان پتانسیل خود حساب کنند.
* نظرتان درباره شرایط اصلاحات در سال انتخابات چیست؟
** اصلاحطلبان عملا به سه گرایش تقسیم خواهند شد؛ تحریمیها،مشارکتطلبان مشروط و مشارکتطلبان نامشروط. مشارکتطلبان صاحب شروط تحت هدایت آقای خاتمی که معتقدند نظام در صورت درخواست برای مشارکت مردم و اصلاحطلبان باید گامهایی را به پیش نهد. اما گروه مشارکتطلب نامشروط در انتخابات شرکت کرده تمایل به تشکیل فراکسیونی مناسب در مجلس آتی دارند که میتوانند به در اختیار گرفتن اقلیتی قوی امیدوار باشند.
* با توجه به شرایط، حضور اصلاحات در انتخابات، فرض محال است؟
** با توجه به فروضی که در پاسخ به پرسش قبلی عنوان شد باید گفت که حضور این جریان با وجود حاشیهنشینی محال نیست و حتما گروهی از آنان در انتخابات حضور خواهند داشت.
* به نظر میرسد چهرههای سنتی اصولگرایی به دلایلی، خواستار این هستند تا جبهه اصلاحات مشارکتی جدی در انتخابات مجلس داشته باشند.
** دلایل اصولگرایان برای تشویق اصلاحطلبان برای مشارکت در انتخابات روشن و عقلانی است. نخست این که جریانی به نام اصلاحات در کشور یک واقعیت تردیدناپذیر است. دوم آن که مشارکت گسترده برای تقویت مردمسالاری در کشور و نیز وجهه نظام اسلامی لازم است و سوم این که اصولگرایان قهر را را هحل هیچ مشکلی نمیدانند.
* حضور یا عدم حضور اصلاحات چقدر در انسجام اصولگرایان تاثیرگذار است؟
** در صورت عدم مشارکت جدی اصلاحطلبان در انتخابات امکان بروز و ظهور گرایشهای مختلف در تمایل بر انشعاب یا اختلاف لیست بالاتر خواهد رفت.
* سئوال مشخص این است که حضور اصلاحات یا تماشاگر بودن آنها، چه تاثیری در استقبال مردم از انتخابات خواهد داشت؟
** میزان تاثیر بدلیل فقدان نظر سنجی دقیق در این مورد مشخص نیست. با این وجود نمیتوان این واقعیت را منکر شد که اصلاحات از پایگاه اجتماعی قابل توجهی برخوردار است.
* انتخابات منهای اصلاحات چه تبعاتی میتواند داشته باشد؟
** اولا انتخابات منهای اصلاحطلبان شکل نخواهد گرفت و گروهی و طیفی از آنان در انتخابات خواهند بود. ولی در مجموع پارهای از تبعات از عدم مشارکت جدی آنان به خود اصلاحطلبان باز خواهد گشت و البته تاثیرات منفی خواهد داشت. به همین دلیل است که عدهای با وجود نقدهایی که به آنها دارند به حضورشان در انتخابات مجلس نهم تاکید میکنند و دنبال این هستند تا این اتفاق در ۱۲ اسفند ماه رخ بدهد.
* «شور انتخاباتی» اصولا چقدر باید به این جنبه انتخابات اهمیت نشان داد؟
** شور انتخاباتی برای حضور گسترده مردم اهمیت دارد و شعور انتخاباتی برای حضور موثر و عمیق مردم. باید شرایطی به وجود آورد که انتخابات هم شور را داشته باشد و هم شعور لازم را.
* از بحث اصلاحات خارج شویم، انتظار داشتید اعلام موجودیت جبهه پایداری به حدی که تا حالا بوده، پر سر و صدا باشد؟
** حضور جبهه پایداری فی حد نفسه اهمیت کلیدی ندارد، آنچه حضور آنها را جنجالی کرد اثرات جنبی حضور آنان و نیز امکان وحدتشکن بودن آنان است.
* میتوان جبهه پایداری را تداوم رایحه خوشخدمت دانست؟
** احمدینژاد باید به این سئوال که اتفاقا سئوال مهمی است، پاسخ بدهد. حتما جبهه پایداری در پی گردآوری هواداران رایحه است، ولی به نظر من جریانات مدعی دیگری هم در راه هستند.
* بالاخره این طیف را باید مقابل دولت دانست یا همرای دولت؟
** دو دیدگاه وجود دارد. بعضیها معتقدند آنها حرکت همسوی احمدینژاد هستند که برای اهدافی خاص مخالفنمایی میکنند تا با نفوذ در جبهه متحد در زمان مناسب وحدت اصولگرایان را به نفع هواداران احمدینژاد بشکنند که این نگاه شاید بدبینانه باشد. گروه دیگر معتقدند که اینها با مشایی مخالفند ولی میخواهند از محبوبیت احمدینژاد به نفع خود بهره گیرند. گروهی هم فقط آنها را اپورتونیست میدانند و بعضیها هم آنها را مخالفان انحراف در هر شکلش چه جریان انحرافی و چه فتنه! تا چندی دیگر یعنی انتخابات مجلس بسیاری از این پرسشها پاسخ خود را خواهند یافت.
* چرایی اختلاف احمدینژاد با طیفهای مختلف اصولگرایی در چیست؟
** اگر اختلاف احمدینژاد و مشایی مورد نظر است، به نظر میرسد احمدینژاد سیستم تشکیلاتی اصولگرایان را سنتی میداند و نشانه آن را پیروزی خود علیرغم تمایل جریان سنتی به سایر کاندیداهای اصولگرا در انتخابات ۸۰ میداند.
* سهمخواهی جبهه پایداری یکی از دلیلهایی عنوان میشود که اتحاد را برای اصولگرایان دشوار کرده است.
** سهمخواهی همواره یکی از موانع وحدت در تعاملات سیاسی بوده، هست و خواهد بود. با گفتوگو معمولا برآن غالب میشوند. با توجه به شرایط حساس و همچنین اوضاعی که اصولگرایی در حال تجربه کردن است، امیدوارم این مشکلات هر چه زودتر به پایان برسد.
* مخالفت اعضای پایداری با حضور نماینده لاریجانی در کمیته انتخاباتی جبهه متحد را میتوان اختلافی جزیی دانست؟
** اختلافی جزیی در اینجاست که البته نشانگر اختلافات ریشهایتر در جاهای دیگر است. واقعیتهای بین چهرهها و گروههای اصولگرایی به این رای حکم میدهد که آنها متاسفانه اختلافاتی جدی با هم دارند.
* از این بحث خارج شویم، اینکه اصولگرایان نگران دولتیها و فعالیتهای انتخاباتی آنها هستند را چطور تحلیل میکنید؟
** دولتیها قدرت مالی و تبلیغی و اداری بالایی دارند و به همین دلیل نگرانیها طبیعی است ولی معلوم نیست درست باشد. شاید هم برداشت اصولگرایان از تحرکات نزدیکان دولت برداشتی غیرصحیح است. باید منتظر اعلام لیستها برای تبلیغات انتخاباتی باشیم تا ببینیم، دولتیها چه واکنشی به انتخابات قوه مقننه نشان خواهند داد.
* اختلاف اصولگرایی سنتی با دولتیها را میتوان بیشتر و جدیتر از اختلافی بدانیم که با جناح مقابل دارند؟
** فعلا جدیتر است زیرا آنها میتوانند رقیب جدیتری باشد ولی ریشهایتر نیست. به عبارتی نبرد تاکتیکی نزدیکی است که فعلا از نبرد استراتژیک با اصلاحطلبان پررنگتر شده است تا این ذهنیت در اذهان عمومی به وجود آید که اصولگرایان بیشتر منتقد دولتیها هستند تا چهرههای منتسب به جبهه اصلاحات.
* خیلیها از علاقه و همچنین تلاش گروه موسوم به انحرافی برای تصاحب کرسیهای مجلس انتقاد کرده و حتی هشدار میدهند.
** آنها هم حق دارند در چارچوب قانون برای مجلس و پیروزی در آن فعالیت کنند؛ موانع قانونی میتواند جلوی حضور گروهها را بگیرد نه برچسبهای سیاسی!
* پیشبینیتان از ترکیب احتمالی مجلس نهم؟
** برای پیشبینی باید محاسبات دقیق آماری داشت بدون آنها پیشگویی است و نه پیشبینی.
* به نظر میرسد مجلس برای سومین بار متوالی اکثریتی اصولگرا را در خود جای بدهد.
** شرایط با این فرضیه شما همخوانی دارد. اما اینکه کدام گروه اصولگرایی صندلیهای بهارستان را از آن خود خواهد کرد، سئوالی است که با اعلام نتیجه انتخابات مشخص خواهد شد.