تاریخ انتشار : ۲۱ اسفند ۱۳۸۶ - ۰۹:۴۰  ، 
کد خبر : ۲۴۷۱۵

مذاکرات بغداد؛ گفت‌وگو به اصرار دیگران


دیدار رو در روی نمایندگان ایران و آمریکا درست در زمانی که از خیال به واقعیت پیوسته است، گنجایش تحلیل چندان تازه و بدیعی ندارد! به رغم نبود مذاکره عنلی و رسمی بین ایران و آمریکا در طول سالیان دراز گذشته، بخش عظیمی از ادبیات سیاسی در ایران و حتی جهان، به موضوع مذاکره بین تهران و واشنگتن اختصاص داشته است و اکنون که سفیران دو کشور در بغداد در پشت یک میز رو در روی هم می‌نشینند و یکدیگر را مستقیم خطاب قرار می‌دهند، چیزی بیش از آنچه پیش از این گفته شده، شاید نتوان گفت. بنابراین، برای گریز از ملال تکرار، ابتدا نکاتی حاشیه‌ای را درباره مذاکره ایران و آمریکا طرح می‌کنم که به گمانم مهمتر از اصل و متن مذاکرات است.

1. در دنیای امروز، گریز از مذاکره با طرف مقابل، توجیه عقل‌پسندی ندارد مذاکره مانند هر ابزار دیگر تماس متقابل بین دو یا چند طرف، امری صرفا عرفی و تابع شرایط سیال زمان و مکان است و مطلقا در حوزه شرعیات ثابت و پایدار یا اصول جزم ایدئولوژیک قرار نمی‌گیرد. بنابراین هر فرد و گروه و جناحی که به تاکتیک مذاکره جنبه متافیزیکی دهد یا از آن اصولی لایتغیر و دائمی بسازد، روزی مجبور به عدول از موضع خود و در نتیجه رویارو شدن با تناقضی هزینه‌دار خواهد شد.

مذاکره لزوما به معنای کاهش تشنج بین دو کشور نیست و ضرورتا علامت بهبود اوضاع به شمار نمی‌رود. حتی به عکس در روند تحولات بحران‌خیز، مذاکره گاهی سبب میان‌بر زدن یک روند تدریجی و آهسته و رسیدن به نقطه اوج اختلاف می‌شود. در طول سال‌های گذشته، در هر برهه زمانی افراد خاصی خواستار مذاکره مستقیم ایران و آمریکا شده‌اند، اما کدام‌یک از نقطه‌نظر زمانی درک صحیح‌تری از شرایط داشته‌اند؟ قاعدتا هر کس در این راه پیشگام بوده، زمان موردنظر خود را بهترین زمان برای آغاز مذاکره دو کشور می‌داند. از آنجا که نگارنده نیز در این بحث سهمی داشته است، طبعا تاریخ مناسب را هم همان زمانی می‌داند که چنین توصیه‌ای را کرده است، یعنی زمان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و پایان نظام دوقطبی مبتنی بر جنگ سرد.

طبق ارزیابی من، مذاکرات بغداد منجر به نتیجه‌ مثبتی نخواهد شد و حتی احتمالا، روند رو به وخامت رابطه ایران و آمریکا را تسریع خواهد کرد. این هم دلایلم:

نمایندگان ایران و آمریکا بسیار دیرهنگام رو در روی هم قرار گرفته‌اند. در دو دهه گذشته، فرصت‌های مناسبی برای تفاهم بین دو کشور وجود داشته که به کلی از بین رفته است و اینک دو کشور، نه برای تفاهم که برای اتمام حجت با یکدیگر به گفت‌وگو می‌نشینند. منافعی که دولت‌های کنونی ایران و آمریکا به عنوان منافع حیاتی خود تعریف می‌کنند، به قدری از یکدیگر دور و بلکه متضاد است که پل زدن بین آنها از طریق مذاکره امکان‌پذیر نیست، بنابراین، برای تفاهم، یکی از دو کشور باید از مواضع قطعی و اعلام شده خود عدول کند. در شرایط کنونی، نشانه روشنی از آمادگی احتمالی هر یک از دو طرف مذاکره برای عدول از پاره‌ای از سیاست‌های مورد اختلاف خود با دیگری دیده نمی‌شود و دو طرف همچنان بر آشتی‌ناپذیری بر سر آنچه «اصول» خود می‌دانند، اصرار دارند. ایران و آمریکا به میل و رغبت خود به پای میز مذاکره نرفته‌اند، بلکه فشارهای دولت عراق و بحران جاری در این کشور دو طرف را به سمت مذاکره سوق داده است. از همین‌رو، مذاکرات به احتمال زیاد از چارچوب بحث درباره بحران عراق و عواقب تشدید آن فراتر نخواهد رفت و اگر هم برود، زمینه‌ای برای تفاهم وجود نخواهد داشت.

بدین‌ترتیب، نگارنده بر این باور است که مذاکرات بغداد کمکی به حل اختلافات عمیق دو کشور نخواهد کرد، اما آیا این مذاکرات برای عراق حاصلی خواهد داشت و سبب همکاری یا دست کم عدم تخاصم دو کشور در این یک حوزه خاص خواهد شد؟

باید امیدوار بود، هرچند که اطمینانی هم در این باره وجود ندارد. در واقع هدف آمریکا از مذاکرات بغداد، متقاعد کردن ایران به دور نگه داشتن عراق از حوزه منازعه دو کشور است.

به عبارت دیگر، دولت جرج بوش مدعی است که ایران مشغول بی‌ثبات‌سازی عراق از راه آموزش شبه‌نظامیان و ارسال سلاح به شورشیان شیعه و سنی است تا از یک‌سو، عراق را به صورت باتلاقی برای آمریکا درآورد و از دیگر سو، کمک به آمریکا برای خروج از این باتلاق را به گرفتن امتیازهایی به خصوص در برنامه هسته‌ای خود مشروط سازد.

طبیعی است که دولت ایران این اتهام‌ها را رد می‌کند و به نوبه خود حضور نظامی آمریکا در عراق و استراتژی این کشور در خاورمیانه را سبب‌ساز ادامه خشونت و خونریزی در عراق می‌داند. قاعدتا دو کشور در مذاکرات بغداد بر سر ادعاها و اتهام‌های فوق با یکدیگر مذاکره و شاید مجادله خواهند کرد. ایران امیدوار است که با ارائه شواهدی، آمریکا را به تجدیدنظر در سیاست خود در برابر عراق، یعنی خروج نیروهایش از این کشور مجاب کند؛ چیزی که قطعا گوش‌ شنوایی برای آن نخواهد یافت. آمریکا نیز به نوبه خود قصد دارد تا ایران را متقاعد کند که بدون پیش کشیدن بحث هسته‌ای و سایر اختلاف‌های دو کشور، برای استقرار ثبات در عراق به نیروهای ائتلاف بین‌المللی کمک کند، زیرا در غیر این صورت، ادامه بی‌ثباتی عراق دامن کل منطقه را خواهد گرفت. از نگاه آمریکا، اوضاع شکننده عراق ایجاب می‌کند که ایران بدون قیدوشرط در جهت ثبات این کشور بکوشد و بحران عراق را در مناقشه کلان خود با آمریکا وارد نکند. چرا؟ زیرا بی‌ثباتی عراق به خاورمیانه از جمله ایران نیز ممکن است سرایت کند. احتمالا این نوع بیان از نظر ایران نوعی تهدید تلویحی تلقی می‌شود، اما آمریکایی‌ها نیز اصرار خواهند کرد که اگر هم تهدید باشد از جانب آنها نیست، بلکه ماهیت بحران عراق آن را ایجاب می‌کند. جالب اما این است که در مذاکرات بغداد نمایندگان دولت عراق هم حضور دارند و این مساله احتمالا ضمن پیچیده‌تر کردن فضای مذاکرات بر نتیجه آن هم تاثیر می‌گذارد.

طرف عراقی به صراحت خواهان آن است که کشورش از حوزه منازعه آمریکا و ایران خارج شود و به صورت «منطقه فراغ» در روابط دو کشور درآید. این نکته‌ای است که تاکنون چندین‌باری نوری‌المالکی، نخست‌وزیر عراق آن را مطرح کرده است. از این رو، نمایندگان عراق در مذاکرات بغداد به شدت مراقب ادعاهای دو طرف مذاکره و اسناد و مدارکی که احتمالا علیه یکدیگر ارائه می‌کنند، خواهند بود.

به نظر می‌رسد داوری عراقی‌ها بین دعواهای متقابل نمایندگان ایران و آمریکا تعیین‌کننده است.

همین مساله می‌تواند محرکی برای همکاری احتمالی ایران و آمریکا برای بازگشت ثبات به عراق باشد، زیرا ایران جلب رضایت دولت شیعه عراق را یکی از محورهای سیاست خود در منطقه می‌داند. به نظر می‌رسد اگر مذاکرات بغداد به همکاری تهران و واشنگتن برای استقرار ثبات و آرامش در عراق منجر نشود، آنگاه باید منتظر ظهور فصل تازه‌ای در روابط عراق و ایران بود؛ فصلی که مطمئنا بهار و تابستان نخواهد بود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات