*جورج تنت در کتاب جدید با نام «در مرکز توفان: سالهای حضورم در سیا» مینویسد: تا آنجایی که من میدانم هرگز بحث جدی در داخل دولت آمریکا درباره قریبالوقوع بودن تهدید عراق وجود نداشته است. در عین حال او تأکید میکند که آن زمان بحث مهمی درباره تقویت هزینهها و مزایای چنین رویکردی در میان بود برنامهریزی همه جانبه برای تغییر مخفیانه یا آشکار رژیم وجود نداشت. آیا جورج تنت درست میگوید؟
**قطعاً در داخل دولت در این باره با رئیسجمهور و تنت که با رئیسجمهوری در تماس بوده بحثهایی جریان داشته است. تقریباً هر روز در دفتر رئیسجمهوری درباره این که اطلاعات کسب شده حول تهدید عراق چه میگویند، این که در قبال این تهدید چه زمانی اقدام شود بحث میشده است. اگر به یاد آورید رئیسجمهور (جورج بوش) پس از ورود به کاخ سفید در یکی از نخستین کنفرانسهای خبری خود گفت تحریمهای اعمال شده بر عراق مانند پنیر سوئیسی شدهاند ولی پس از آن بستری را برای تقویت این تحریمها تعیین کرد. حتی ما بر آن شدیم که مدتی از تحریمهای هوشمند استفاده کنیم. ما به کشورهایی چون سوریه رفتیم تا جلوی جریان غیرنظامی نفت را بگیریم زیرا میدانستیم برنامه نفت در برابر غذا با روشهایی نامناسب مورد استفاده قرار میگرفت. دونالد رامسفلد وزیر دفاع وقت تلاش کرد تا منطقه پرواز ممنوعه بر روی عراق تقویت کند.
پس از آن رئیسجمهور در سپتامبر سال 2002 به شورای امنیت سازمان ملل رفت و در قالب قطعنامه از عراق درخواست تمکین کرد، بنابراین برخلاف سخن تنت یک دوره زمانی طولانی طی شد.
*اما همانطور که میدانیم، در آن مقطع کارشناسان بسیاری از جمله مقامهای پیشین دولت کلینتون مانند ویلیام کوهن، وزیر دفاع پیشین آمریکا اعلام کردند که صدام محدود شده، در محاصره است، مناطق پرواز ممنوعه کارایی دارند و بر همین اساس آنها گفتند دیگر صدام خطری برای دیگران جز برای مردم خود محسوب نمیشود.
**اما ما اکنون میدانیم که تحریمها آن روز کارایی نداشتند، صدام برنامه نفت در برابر غذا را به استهزا گرفته بود. اما یک سال و نیم طول کشید که راههای دیگری برای مقابله با تهدید ناشی از صدام حسین یافت شود.
*اما تردید جدی وجود دارد که صدام حسین واقعاً تهدید قریبالوقوعی بود؟ آیا در حقیقت وی برنامه نفت در برابر غذا را نقض کرده بود؟
**منظور از قریبالوقوع بودن این است که شما براساس یک قاعده در وضع بحران باید اکنون اقدام کنید به جای این که بعد در شرایط دشواری قرار بگیرید؟ این پرسشی است که شما در سیاست مجبورید بپرسید. در عین حال ارزیابیهای اطلاعاتی میگفتند که صدام در حال بازسازی برنامههای شیمیایی و بیولوژیکی است و تلاش میکند تا برنامههای هستهای خود را از سر بگیرد. به سوی هواپیماهای ما در مناطق پرواز ممنوعه تیراندازی میکرد. به این صورت رئیسجمهور به این جا رسید که اکنون زمان اقدام در عراق است.
*جورج تنت در کتاب خود مینویسد: کسانی که در اندیشه تقویت قوای نظامی و ارتشی آمریکا بودند از همان ابتدا به قدرت رسیدن بوش این احساس را داشتند که جنگ آمریکا علیه عراق غیرقابل اجتناب است. ریچارد هاس مدیر پیشین برنامهریزان سیاسی در وزارت خارجه گفته است کاندولیزا رایش در جولای 2002 به وی گفته است که تصمیمهایی علیه عراق گرفته شده در صورتی که بغداد به تمامی خواستههای آمریکا پاسخ ندهد، جنگ قابل پیشبینی است.
**من این مکالمه خاص را به یاد نمیآورم، اما به وضوح هنگامی که رئیسجمهور در سپتامبر 2002 گفت در صورتی که صدام حسین سرپیچی کند آنگاه ما مجبور خواهیم شد اقدام کنیم، به این معنی است که مجبور بودیم علیه عراق اقدامی کنیم.
*پل اونیل وزیر خزانهداری آمریکا در آن دوران در کتاب «بهای وفاداری» به این مسأله اشاره کرده و رون سوسکانید دیگر مقام آمریکایی در کتاب «راه حل یک درصدی» مینویسد که دولت بوش به این ذهنیت رسید که به آنچه «اقدام ناتمام» در قبال صدام حسین مینامیدند، رسیدگی کند.
**نه این امر واقعیت ندارد. رئیسجمهور به مجموعهای از تهدیدها توجه کرد. اقدام به جنگ تکامل یک سیاست در دوره زمانی طولانی بوده است. البته بوش در دورانی که نگران عراق بود به ریاست جمهوری رسید. کلینتون در سال 1998 از نیروی نظامی علیه عراق استفاده کرده بود. ما در سال 1991 به جنگ با عراق رفته بودیم اما این که گفته شود رئیسجمهوری زمانی که به قدرت رسیده بود، این فکر را در سر داشت که به جنگ علیه عراق رود، کاملاً اشتباه است.
*جورج تنت از این مسأله خشمگین است که سپر بلای دولت شده و مسأله جنگ عراق بر سر وی آوار شده است در حالی که پیش از دریافت اطلاعات و مدارک تصمیم به حمله به عراق گرفته شده بود. نمیخواهید به این مسأله پاسخ دهید؟
**ما در آن زمان از صدام حسین خواستیم یا به تعهداتش عمل کند یا در غیر این صورت اقدامی صورت خواهد گرفت. درباره اظهارات تنت بگویم وی را مسئول نمیدانم که باید اظهاراتی میکرد تا به کمک ما بیاید.
*آیا باید از وی عذرخواهی شود؟
**باید بگویم همگی ما فکر میکردیم اطلاعات مربوط به سلاحهای کشتار جمعی عراق مستند بود. مشکل اطلاعات مربوط به عراق صرفاً ربطی به جورج تنت یا سازمان اطلاعاتی آمریکا نداشت، بلکه کل جهان در این رابطه مشکل اطلاعاتی داشت. همه ما حتی بازرسان سازمان ملل فکر میکردیم که صدام حسین سلاحهای کشتار جمعی در اختیار دارد. بنابراین نمیتوان کسی را در این میان مقصر دانست. ما دست به اصلاحات اطلاعات گستردهای زدیم زیرا در نظام اطلاعاتی ضعفهایی وجود داشت. اما من متأسفم که تنت بر این باور است که دیگران از اظهارات وی درباره سلاحهای کشتار جمعی عراق برای انتقاد از وی استفاده میکنند.
*روزنامه لسآنجلس تایمز در گزارشی به نقل از کتاب تنت مینویسد: رایس غالباً به عنوان شخصیتی ضعیف و نالایق در دولت بوش به تصویر کشیده میشود که تمایل ندارد یا قادر نیست که بحثهای جدی در سیاست خارجی را کنترل کند. روزنامه نیویورک تایمز نیز به نقل از این کتاب مینویسد: کاندولیزا رایس به عنوان یک مشاور امنیت ملی غیر مؤثر وارد دستگاه سیاست خارجی شد که تمایلی ندارد میان طرفهای درگیر در وزارت خارجه میانجیگری کند. تنت در کتابش درباره شما مینویسد: هرگز هیچ تردیدی وجود نداشت که با روند گذشته، ارتش عراق را شکست میدادیم. اما آنچه ما در اختیار نداشتیم یک روند سیاستگذاری منسجم در واشنگتن بود. تنت میگوید آن روز (دوره ریاست رایس در شورای امنیت) آمریکا وحدت هدف و نیز منابع لازم را در اختیار نداشت. شورای امنیت ملی کار خود را به نحو احسن انجام نداد. شما مشاور امنیت ملی رئیسجمهور بودید و تنت میگوید کار خود را به درستی انجام ندادید.
**ببینید، همه چیز به درستی پیش نمیرفت. شرایط بسیار سختی است. مسائلی بودند که آن گونه که خواستیم پیش نرفتند. من هنگامی که کتابم را بنویسم این فرصت را خواهم داشت که مسائل را بازگو کنم.
*جرج بوش مصوبه مجلس نمایندگان و سنا را درباره تعیین جدول زمانی خروج از عراق و اختصاص بودجه لازم جنگ وتو کرد. با این اقدام چه اتفاقی روی خواهد داد و آیا مصالحهای میان کاخ سفید و دموکراتها رخ خواهد داد؟
**بوش آشکاراً چنین کاری میکرد، زیرا خواهان تعیین جدول زمانی برای خروج نیروهایمان از عراق نیست که این اقدام پیام اشتباهی را برای عراقیها، همسایگان عراق و دشمنان عراق خواهد فرستاد. ما بوش گفت پس از وتو کردن این مصوبه اعضای کنگره را به کاخ سفید دعوت میکند تا با همفکری راهی پیدا شود. ما میباید با یکدیگر حرکت کنیم. مسأله این است که ما نباید دست خودمان و دستان ژنرال پترائوس و رایان کراکر سفیرمان در عراق است را ببندیم. عقبنشینی یا توقف ارسال کمکهای اقتصادی کمکی به تحقق این اهداف نمیکند.
*در حال حاضر نگرانیهای بسیاری وجود دارد که عراقیها هم درباره این معیارها و ضرورتها با جدیت صحبت نمیکنند. مثلاً پارلمان عراق میخواهد به مدت دو ماه به تعطیلات برود آن هم در بحبوحه حساس کنونی که آمریکا از آنها میخواهد به موضوعهای نفتی و شبهنظامیان رسیدگی کنند؟
**البته، عراقیها باید به تلاشهای خود ادامه دهند فکر میکنم آنها درباره قوانین مربوط به صنعت نفت خود پیشرفتهایی خواهند داشت. آنها باید ساختار انتخاباتی استانی را ایجاد کنند و ما به آنها باز هم خواهیم گفت که شکیبایی ما بینهایت نیست. اما بار دیگر میگویم اگر دستهایمان بدون استفاده از ابزارهای لازم در عراق بسته باشد، این امر کمکی نمیکند.
*در گفتوگویی که با هوشیار زیباری وزیر خارجه عراق داشتیم وی گفت نوری المالکی نخستوزیر عراق میخواهد به عربستان سعودی برود اما ملک عبدالله گفته است زمانی برای دیدار با وی ندارد. به نظر میرسد که سعودیها از این مسأله نگران هستند که دولت عراق اقدامهای کافی را برای حفاظت طایفه مورد علاقه ریاض انجام نمیدهد نظر شما چیست؟
**بیتردید دولت سعودی درباره روند آشتی ملی در عراق نگرانیهایی دارد. آنها نگرانیهایی درباره مشارکت سنیها در روند سیاسی عراق دارند. فکر میکنم بسیاری از اقدامهایی که تحت نظر دولت نوریالمالکی صورت میگیرد دقیقا به این نگرانیها توجه میکند. من هنگامی که با وزیر خارجه عربستان سعودی و سایر مقامهای شورای خلیج [فارس] و مصر و اردن دیدار کردم این مسأله را به آنها گوشزد کردم.
*ملک عبدالله شاه عربستان دوست و متحد خوب آمریکا است. ولی هنگامی که در 28 مارس گفت در عراق خونریزیها تحت اشغال خارجی غیرقانونی صورت میگیرد موجب تعجب بسیاری شد. آیا اظهارات این چنینی علیه آمریکا از سوی فردی که دوست نزدیک آمریکا است، عجیب نیست؟
**مطمئنم که پادشاه عربستان که ما از روابط بسیار خوبی با وی برخورداریم میداند که آمریکا و نیروهای ائتلاف به درخواست دولت عراق، در عراق حضور دارند. فکر میکنم این مسأله کاملاً قابل درک است. فکر میکنم سعودیها هم اهداف استراتژیکی برای عراق دارند. در جاهایی که اختلافهای تاکتیکی داریم برای رفع این اختلافها همکاری میکنیم.
*هنگامی که وی (پادشاه عربستان) حضور آمریکا در عراق را غیرقانونی، یک اشغال خارجی غیرقانونی مینامد، آیا نمیخواهید اعتراضی به مقامهای سعودی داشته باشید؟
**ما با چند مقام سعودی از جمله سفیر عربستان در واشنگتن، وزیر خارجه و دیگران صحبت کردیم. روشن است که آمریکا و نیروهای ائتلاف با مجوز سازمان ملل در عراق حضور دارند.
*هنری واکسن، رئیس کمیته اصلاح و نظارت بر دولت در مجلس نمایندگان میخواهد شما را به مجلس فرابخواند تا درباره نقشتان به عنوان مشاور امنیت ملی در زمینه گزارش دروغ که رژیم صدام را به تلاش برای خرید اورانیوم از کشور آفریقایی نیجر متهم کرده بود شهادت بدهید. چرا که شما به مجلس نمایندگان نمیروید و در این باره شهادت نمیدهید؟
**من درباره این مسأله بارها صحبت کردهام. من حتی هنگامی که به عنوان وزیر خارجه منصوب شدم در این باره صحبت کردم. ما صدها برگه سند از جمله نامههای متعددی که دقیقاً به این نگرانیها و پرسشها پاسخ میداد، برای او فرستادیم.
*چه اشکالی دارد که به مجلس بروید و شهادت بدهید؟
**من کاملاً خوشحال خواهم شد که به شیوه درست پاسخ دهم زیرا نقش نظارتی کنگره را درک میکنم. من به این نقش احترام میگذارم. این پاسخگویی مسأله مربوط به قانون اساسی است. البته به این مفهوم نیست که به این پرسشها پاسخ داده نشده است، به این پرسشها هنگامی که من به عنوان وزیر خارجه تأیید شدم پاسخ داده شد، به این پرسش در گزارش کمیسیون دو حزبی که از سوی لورنس سیلبرمان و چاک راب تهیه شده بود، پاسخ داده شده بود.
البته کمیته اطلاعاتی سنا به بازنگری اساسی در بحث مربوط به خرید اورانیوم از نیجر دست زد، اما من آمادهام که همچنان به پرسشهای دیگر پاسخ دهم.