سرویس خارجی: «نایف بن عبدالعزیز» که کمتر از هشت ماه پس از مرگ برادرش امیر سلطان، ولیعهد عربستان شد، درگذشت تا همچون برادرش در رسیدن به منصب پادشاهی ناکام بماند.
امیر نایف چندی پیش برای معالجه و درمان بیماریاش به ژنو سوییس رفته بود.
وی که 79 ساله بود، در 27 اکتبر سال 2011 میلادی پنج روز پس از مرگ برادر تنیاش، امیر سلطان، ولیعهد پیشین عربستان، در این سمت قرار گرفت.
امیر نایف که در سال 1933 متولد شد، بیست و سومین فرزند پسر ملک عبدالعزیز، مؤسس عربستان سعودی بود. وی، علاوه بر ولیعهدی خاندان سلطنتی عربستان، وزیر کشور (به مدت 23 سال) و معاون نخست وزیر این کشور هم بود.
امیر نایف از جمله شخصیتهای محافظه کار خاندان سلطنتی عربستان بود که گفته میشود مخالف اصلاحات سیاسی و اجتماعی از جمله اعطای آزادیهای بیشتر به زنان در این کشور بوده است.
انتشار خبر درگذشت ولیعهد عربستان، بار دیگر آینده سیاسی این کشور را درهالهای از ابهام فروبرد.
خبرگزاری رسمی سعودی حدود سه هفته قبل از مرگ وی، خبر داده بود که ولیعهد 79 ساله سعودی برای انجام آزمایشهای پزشکی عربستان را ترک کرده است.
سفرهای درمانی نایف به کشورهای مختلف بویژه آمریکا چندان بی سابقه نبود و طی ماههای اخیر بارها تکرار شد.
نایف نوزدهم اسفندماه سال گذشته به آمریکا رفت و تلویزیون عربستان، دلیل این امر را «معاینات پزشکی» اعلام کرد.
پیش از این اخباری درباره ابتلای ولیعهد عربستان به سکته مغزی، سکته قلبی و همچنین سرطان خون منتشر شده بود.
وی سفر خود به آمریکا را در فروردین ماه نیز تکرار کرد و پس از یک هفته دوباره به کشور خود بازگشت.
اوایل اردیبهشت ماه نیز اخباری درباره سفر او به اسپانیا برای ادامه و تکمیل درمانها منتشر شد.با این حال، ششم خردادماه آخرین دور سفرهای درمانی شاهزاده سعودی به ژنو صورت گرفت تا اینکه سه هفته بعد، خبر درگذشت او توسط رسانههای این کشور تایید شد.
البته پیش از سفر نایف به ژنو، برخی منابع خبری عرب به نقل از فردی به نام «مجتهد» که چندی است در فضای سایبری از طریق سایت «توییتر» اخباری را از پشت پرده خاندان سعود برملا میکند، از این سفر خبر داده بودند.
مجتهد در صفحه توییتر خود نوشته بود: «منابع وابسته به دفتر نایف بن عبدالعزیز اعلام کردهاند وی ظرف روزهای آینده عازم ژنو خواهد شد تا به درمان کمر درد و مفصلهای خود بپردازد.
سفر به ژنو در جدول برنامههای نایف نبوده و وی سعی داشته است از سفر پرهیز کند. وی دو ماه قبل از یک سفر درمانی بازگشت، اما درد وی به حدی شدت یافته که مجبور است به سفر درمانی برود.»
مجتهد پیش بینی کرده بود که به احتمال زیاد، نایف مجبور است مدت زمان زیادی را صرف معالجات خود کند؛ خواه نیاز به جراحی، یا برنامهای بدون جراحی داشته باشد.
همچنین به گفته او، به سبب سفر نایف به ژنو، «ملک عبدالله» پادشاه عربستان، سفر خود به مغرب را به بعد از ماه رمضان موکول کرد، زیرا نایف مدت زیادی در خارج کشور خواهد بود.
دلیل تصمیم ملک عبدالله این بود که ولیعهد در غیاب پادشاه وظیفه سرپرستی امور رژیم سعودی را برعهده دارد.
به نوشته مجتهد؛ ملک عبدالله و نایف به سلامت خود اهمیت زیادی میدهند، اما در عین حال، هر دو در بیتوجهی به خواستههای مردمی و برخورد با این خواستهها، متفق القول هستند. »
ســرکوب خشــونت آمــیز اعتراضهای مردمی در منطقه شیعه نشین «قطیف»، اعزام نیرو به بحرین برای سرکوب قیام مردم این کشور، حمله به یک واحد دانشگاهی دخترانه و کشته شدن یک دانشجو که روزها منجر به ناآرامی در شهرهای مختلف از جمله «ابها» شد، از اتفاقهای ماههای اخیر در دوران حضور نایف در وزارت کشور و همچنین سمت ولیعهدی بود.
دو روز پیش از مرگ نایف، مردم ناراضی در برخی شهرهای عربستان بویژه قطیف، عکسهای ولیعهد را زیر پا گذاشته و به آتش کشیده بودند.
به هر حال، شورای بیعت که پیش از این در ششم آبان ماه 1390 یعنی حدود هشت ماه پیش با نایف بن عبدالعزیز به عنوان ولیعهد جدید عربستان سعودی بیعت کرده بود، بار دیگر به دلیل درگذشت ولیعهد و برای انتخاب جانشین، به بارگاه پادشاه سعودی رفت.
عربستان دارای رژیم پادشاهی مطلقه و موروثی است که در آن قدرت به طور انحصاری در اختیار خاندان سعودی و شخص پادشاه این کشور است. گرچه در این کشور ظاهرا سه قوه مجریه، مقننه و قضائیه از یکدیگر تفکیک شده اند؛ اما نوع رژیم به شیوه اختلاط قوا بوده و تمامی امور، قائم به پادشاه است.
در عربستان، پادشاه، رئیس حکومت، نخست وزیر و رئیس قوه مجریه بوده و افزون بر آن، متولی خانه خدا و مسجد مدینه به حساب میآید. وی مرجع تمامی قوای سه گانه است و تمامی عزل و نصبها با دستور او صورت میگیرد.
با مرگ چهرههای شاخص همچون پادشاهان و ولیعهدها در عربستان، همواره موضوع جانشینی این افراد مورد توجه محافل سیاسی و رسانهای قرار میگیرد.
بطور کلی پادشاه و ولیعهد وی در عربستان، همواره از فرزندان ذکور ملک عبدالعزیز، موسس این پادشاهی تعیین میشود. بر اساس وصیت ملک عبدالعزیز موسس عربستان، تا زمانی که فرزندان ذکور وی زنده هستند، قدرت به نوهها منتقل نمیشود. از ملک عبدالعزیز، 36 پسر از 32 همسر او به جای مانده که از این تعداد، 18 نفر مردهاند و 18 پسر دیگر او هنوز زنده هستند.
سالها در عربستان، پادشاه و ولیعهد در این کشور از طریق چانه زنی و گفت و گوی بزرگان خاندان سلطنتی تعیین میشد؛ اما از حدود شش سال پیش، به ابتکار عبدالله بن عبدالعزیز پادشاه کنونی عربستان، نهادی به نام «شورای بعیت» متشکل از 35 شاهزاده تاسیس شد که وظیفه آن تعیین پادشاه و ولیعهد است.
وظیفه و هدف این شورا بویژه زمانی که تمامی فرزندان ذکور عبدالعزیز از دنیا رفتند، میتواند ارائه راهکاری برای حفظ انسجام در درون خاندان سلطنتی و سهل کردن مسیر تعیین پادشاه و ولیعهد باشد. هدف از تاسیس شورای بیعت، نهادینه کردن انتخاب پادشاه و نیز ورود اعضای جوانتر خاندان سلطنتی در روند تصمیمهای کلان عربستان سعودی بود.
بر اساس ساز و کارهای این شورا برای انتخاب ولیعهد، پادشاه نامزد مورد توجه خود را اعلام میکند، ولی تا زمانی که شورای بیعت با انتخاب او موافقت نکرده باشد، او نمیتواند رسماً ولیعهد شود. در صورتی که شورای بیعت این فرد را نپذیرد، پادشاه فردی دیگری را به شورا معرفی خواهد کرد و هیأت نیز یک نفر دیگر را بر میگزیند. سپس در درون شورا رأیگیری میشود و نتایج رایگیری جانشین پادشاه را مشخص میکند.
«علی ابوالخیر» کارشناس سیاسی مصری درباره این هیات گفت: هیات بیعت به دلیل تنشهای موجود در خاندان حاکم عربستان و کهنسال بودن شاه و ولیعهد و نامزدهای این دو پست تاسیس شد.
این هیات از گروهی از امیرانی که فرزندان عبدالعزیز هستند، تشکیل شده است و هیچ کس از موسسات دینی یا مردمی به آن راه ندارد. آنان به تنهایی تشکیل جلسه میدهند و میگویند شاه فلانی است و این یعنی دور زدن خواست مردم.
گفته میشود شورای بیعت، پیش از ارائه رأی نهایی خود، از روسای قبایل، شخصیتهای بانفوذ محلی و بازرگانان بزرگ نیز در این زمینه نظرخواهی میکند؛ با این هدف که شخص مورد نظر از اجماع بالایی در میان نخبگان سیاسی و اقتصادی عربستان برخوردار باشد.
طبق برآورد صحیح محافل سیاسی و رسانه ای، سلمان بن عبدالعزیز برادر جوانتر و تنی امیر نایف، که وزیر دفاع این کشور بود، عهده دار سمت ولایتعهدی در این کشور شد.
امیر سلمان که بیست و پنجمین فرزند ملک عبدالعزیز است در سال 1935 متولد شد. وی در 19 سالگی جانشین امیر ریاض شد و یکسال بعد رسما امیر این منطقه شد.
وی در سال 1960 از منصب خود استعفا داد، اما حدود دو سال بعد مجددا به پست خود بازگشت که تا قبل از انتصاب امیر نایف به ولیعهدی عربستان در سال گذشته، این سمت را برعهده داشت. وی در نوامبر 2011 و پس از قرار گرفتن امیر نایف در جایگاه ولایتعهدی، وزیر دفاع عربستان شد.
امیر سلمان همچنین ریاست دهها شرکت و موسسه اقتصادی، نظامی و تحقیقاتی را برعهده دارد. وی تاکنون سه بار ازدواج کرده که حاصل آن 11 فرزند بوده است.
آینده سیاسی عربستان
«فواد ابراهیم» مخالف سیاسی عربستانی، به دنبال دور نخست سفرهای درمانی نایف به آمریکا هشدار داده بود: این سفر ناگهانی، نشان دهنده این است که وی از نظر سلامت در وضع بسیار وخیمی به سر میبرد؛ این مساله بر وضع رژیم سعودی تاثیرگذار است و کشور را دچار تحولات اساسی میکند.
وی گفته بود: درصورتی که شاهزاده نایف قادر به ایفای نقش سیاسی خود نباشد، همان طور که شاهزاده سلطان به مدت دو سال به علت ناتوانی در اداره امور کشور از صحنه سیاسی دور شد، کشور در عرصه سیاسی با تحولاتی عمده روبرو میشود.
به هر حال، ششمین پادشاه عربستان با داشتن 89 سال سن، طی 9 ماه اخیر، دو ولیعهد و برادر خود را از دست داده و برای دومین بار در طول تاریخ عربستان و آن هم در دوران پادشاهی او، ولیعهد پیش از پادشاه در گذشته است.
وی بار دیگر با انبوهی از شاهزادههای سعودی مواجه شد که پیش از انتخاب سلمان، هر کدام میکوشیدند دیگری را برای تصدی این پست کنار بزنند.
این تمایل در شاهزادههای نسل دوم سعودی بیش از دیگران دیده میشود، چرا که آنان با توجه به سن بالای گروه فرزندان عبدالعزیز و درگیری اکثر آنان با بیماریهای صعب العلاج، خود را برای رسیدن به منصب پادشاهی در آیندهای نه چندان دور، مناسبتر میبینند.
از نگاه آنان، پادشاه هفت سال گذشته عربستان با توجه به مشکلات جسمی متعددی که دارد، دیر یا زود باید جای خود را به ملک دیگری بدهد و نتیجه ولیعهدی یکی دیگر از شاهزادههای مسن سعودی، مواجه کردن خاندان سعود با احتمال مرگ یکی دیگر از اعضای خود و ادامه بحران در رأس قدرت خواهد بود.
پادشاهی در بزرگترین کشور تولیدکننده نفت جهان، امری نیست که به همین راحتی بتوان از آن چشم پوشید.
درگیری میان شاهزادگان سعودی در زمان درگذشت شاهزاده سلطان نیز روی داد. در آن زمان، «طلال بن عبدالعزیز» که از نایف بزرگتر بود، با اعتراض به انتخاب برادر کوچکتر به ولیعهدی، به حالت قهر شورای بیعت را ترک کرد و استعفای خود را تحویل داد.
اینک نیز که زمزمهها از قبل، از انتخاب سلمان بن عبدالعزیز خبر میداد، ولایتعهدی وی با اعتراض طلال که از سلمان نیز بزرگتر است، مواجه شد.
بجز رقابت میان برادران عبدالعزیز، فرزندان آنان نیز وزنههای قابل توجهی برای خود هستند.
در جنگ قدرت کنونی در خاندان سعود، نباید از نقش «بندر بن سلطان» پسر سلطان بن عبدالعزیز، غافل شد که سالها سفیر عربستان در آمریکا بود و پس از مرگ فهد و به قدرت رسیدن عبدالله، به ریاست شورای امنیت ملی عربستان رسید.
«متعب بن عبدالله» پسر ملک عبدالله و رئیس گارد ملی عربستان نیز از چهرههای مدعی به حساب میآید. «خالد بن سلطان»، «سعودالفیصل» و «محمد بن نایف» را نیز نمیتوان از نظر دور داشت.
با این حال، روشن است در شرایطی که عربستان طی ماههای اخیر کوشید با میانداری در قضیه یمن، فضای این کشور را به نفع طیف طرفدار خود تغییر دهد و همچنین با اعزام نیروهای نظامی در قالب سپر دفاع جزیره، مانع پیروزی خیزش مردمی بحرین و سقوط آل خلیفه شود، مرگ دوباره ولیعهد، مدتی این کشور را به امور داخلی خود مشغول خواهد کرد.
البته پیش از آن، قیامهای مردمی بویژه در مناطق شرقی و جنوبی شیعه نشین برای باز خواهی حقوق خود و همچنین خیزش گروههای مدنی و سیاسی در شهرهای بزرگی مانند ریاض در اعتراض به فضای بسته سیاسی، به دغدغهای برای آل سعود تبدیل شده بود.
با این حال، به نظر میرسد مرگ ولیعهد پیشین، تأثیر خود را بیشتر بر وضع کنونی سوریه نشان دهد، چرا که عربستان در زمان ولایتعهدی نایف، به طور رسمی حمایت خود را از مخالفان دولت مرکزی دمشق اعلام کرده بود و با اعزام نیروهای نظامی و اعطای کمکهای مالی و تسلیحاتی، معارضان مسلح سوری را به ادامه مخالفتها و همچنین اعمال تروریستی بیشتر در سوریه، تحریک میکرد.
باید دید آل سعود این بار چگونه پس از انتخاب جانشین ولیعهد از پس مشکلات بر خواهد آمد و این انتخاب چه تاثیری بر آینده سیاسی این کشور در داخل و خارج خواهد گذاشت، اما آنچه مسلم است، اینکه بسیاری، حکومت عربستان را که دارای ساختار سیاسی پادشاهی است، نماد محافظه کاری در جهان عرب میدانند. موج تغییرخواهی در جهان عرب که از یک سال و نیم پیش کشورهای عربی را تحت تاثیر قرار داده، حکومت عربستان را نگران کرده است که مبادا این موج، نظام سیاسی این کشور و همپیمانان آن در منطقه را تحت تاثیر قرار دهد.
اگرچه در عربستان نظام پادشاهی و سنتی برقرار است، اما در سالهای اخیر، عرصه اجتماعی این کشور شاهد تحرک و تغییر قابل توجهی از جمله افزایش افراد تحصیلکرده و تغییر در سبک زندگی عموم مردم ، بویژه جوانان و زنان بوده است. بسیاری تحلیلگران بر این باورند که در صورتی که نظام سیاسی این کشور خود را همپای تحولات اجتماعی به روز نکند، شاهد شکاف و تعارض روز افزون میان دولت و ملت عربستان خواهد بود که خود میتواند زمینه ساز تغییرات بزرگی در این کشور در آینده نه چندان دور شود.