* در انتخابات آتی کدامیک از جناحهای سیاسی کشور پیروز خواهند شد؟ آیا میتوان ترکیب کنونی شورای شهر تهران و سایر شهرستانهای عمده کشور را مقیاس کوچکی از نتایج انتخابات آتی مجلس دانست؟
** اولین نکته مهم در هر انتخابات حضور پررنگ و گسترده مردم است. این حضور مانند هر یک از انتخابات گذشته نشانه علاقهمندی و مشارکت مردم در سرنوشت سیاسی خود و اعتماد به نظام و به این معناست که خواستار تعیین سرنوشت کشور به دست خودشان هستند نه دخالت بیگانگان. در عینحال، اگرچه در چند انتخابات گذشته چنین مرسوم بوده است که گرایش آرای مردم به هر یک از طیفهای سیاسی را میتوان بهتر پیشبینی کرد، اما واقعیت این است که مردم هنگام رای دادن در هر یک از انتخابات ملی، معیارهای خودشان را داشتهاند. چنانکه نتایج انتخابات دورههای گذشته از لحاظ گرایش سیاسی، شباهت چندانی به هم ندارند. همچنین نباید فراموش کرد که تغییر و تنوع در نتایج انتخابات، نشانه تحول در فضای سیاسی یک کشور است و این امر پیامد طبیعی یک سیستم سیاسی زنده و پویاست. بنابراین اگرچه میتوان حدس زد که انتخابات آتی مجلس شورای اسلامی که قاعدتا باید در زمستان امسال برگزار شود، تغییراتی در ترکیب کنونی مجلس خواهد داشت، زیرا رایدهندگان ملاحظات زمان حاضر را در انتخاب خود لحاظ خواهند کرد، اما اینکه بتوان پیشبینی قطعی کرد که نتیجه انتخابات مجلس شورای اسلامی نیز مانند انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا خواهد بود یا نه، دشوار است. اما در پاسخ به اینکه کدامیک از جناحهای سیاسی پیروز خواهند شد، باید گفت: «واقعیت اثبات شده طی سالهای بعد از انقلاب این است که هیچ جناحی به تنهایی نمیتواند کشور را اداره کند و دیدگاههای یک جناح نیز برای اداره کشور کفایت نمیکند. بنابراین هر جناحی که اکثریت را کسب کند به این معنا نخواهد بود که از مشارکت و نظرات سایر جناحها بینیاز خواهد بود. چنانکه در گذشته نیز چنین بوده است. در مجموع پیشبینی تغییر ترکیب فعلی ممکن است. اگرچه پیشبینی پیروزی قاطع هر یک از جناحها هنوز زود است و به آرایش یکپارچکی یا انشعاب درونی این جناحها، وضعیت کشور به ویژه از لحاظ اقتصادی بستگی دارد.
* اخیرا بحثهای زیادی در مورد تجمیع انتخابات مطرح شده و پیشنهادی هم در مجلس مطرح و تصویب شده است که انتخابات مجلس و ریاست جمهوری با هم تجمیع شوند.
** برگزاری هر انتخابات از مقدمات اولیه تا انتها نیازمند صرف هزینهها و وقت زیادی برای انجام امور ستادی و اجرایی است. همچنین نیروی انسانی زیادی باید به کار گرفته شود تا یک انتخابات برگزار شود. البته طراحان این پیشنهاد، علاوه بر مسائل ملی و اجرایی فوق معتقد بودهاند که فاصله زمانی بین دو انتخابات مجلس و ریاست جمهوری باعث تزلزل در مدیریت و اداره امور اجرایی کشور میشود. البته این مساله اینک در حال طیکردن پروسه قانونی خود است. اگرچه دلایل طراحان این پیشنهاد تا حد زیادی قابل توجه است، اما به اعتقاد من برگزاری این دو انتخابات مهم که ارتباط زیادی با نحوه اداره و سیاستهای کلان کشور دارد، نیازمند تعمق و دقت بیشتری است و قطعات با بررسی و تحلیل ابعاد مختلف مثبت و منفی آن در مجمع تشخیص مصلحت نظام همه زوایای این طرح کندوکاو خواهد شد. به اعتقاد من، این طرح پیشنهادی با وجود دلایل متعددی که برای آن مطرح کردهاند و از لحاظ صرفهجویی در وقت، هزینهها و جلوگیری از اتلاف منابع انسانی و بحث مدیریت کلان کشور اهمیت دارد، اما مشکل است با اینگونه دلایل بتوان از اصول قانون اساسی کشور فاصله گرفت و آنها را مبنای تشخیص مصلحت نظام قرار داد، مگر آنکه در مباحث مجمع تشخیص مصلحت نظام شاهد دلایلی قویتر از آنچه تاکنون اظهار شده است، باشیم.
* طی ماههای گذشته و به خصوص در انتخابات خبرگان رهبری، برخی از محافل افراطی، سخن از حذف سایر جناحهای سیاسی کردند. آیا حذف و محو یک یا چند جناح سیاسی در فضای کنونی کشور ممکن است؟
** در یک نظام سیاسی دموکراتیک، فرق بزرگی بین گروه سیاسی و جناح سیاسی وجود دارد. یک گروه سیاسی را شاید بتوان منزوی یا حتی حذف کرد، چون ممکن است فاقد حمایت افکار عموی باشد. مانند گروههای سیاسی که در سالهای اول انقلاب برای ادامه حیات سیاسی خود دست به ترور زدند. چون فاقد حمایت افکار عمومی بودند خیلی سریع با برخورد قانونی حاکمیت و نظام حذف شدند، اما یک جناح سیاسی همواره متکی بر افکار عمومی و بخشی از مردم یک جامعه است. مانند جناحهای سیاسی در نظام جمهوری اسلامی که طی سالهای بعد از انقلاب به خاطر تنوع دیدگاههای سیاسی و اقتصادی شکل گرفتهاند و هنوز هم به قوت خود باقی ماندهاند.
بنابراین حذف جناح یا جناحهای سیاسی هیچگاه ممکن نبوده، نیست و نخواهد بود. این سخن اساسا نه منطقی است و نه با اصول علم سیاست و تجارب اثباتشده جوامع دموکراتیک هماهنگی دارد، زیرا یک جناح سیاسی در یک جامعه دموکراتیک، متکی بر رای و افکار عمومی مردم جامعه است.
حذف یک جناح سیاسی به معنای حذف و محروم کردن بخشی از افکار عمومی جامعه است. به همین دلیل، این سخن از پایه و اساس فاقد منطق و مبناست. زیرا هرگز حاکمیتی که متکی بر رای مردم است، نمیتواند بخشی از علت وجودی خود و آرایی را که به او حاکمیت بخشیده است نادیده بگیرد. چه رسد به اینکه بخواهد جناحهای سیاسی را حذف کند و بخشهای مختلفی از جامعه را نادیده بگیرد.
همانگونه که اشاراه کردم تجربه در سالهای بعد از انقلاب نیز ثابت کرده است که هیچ گروهی به تنهایی نمیتواند کشور را اداره کند و حاکمیت یک جناح نیز به معنای عدم نیاز به همفکری و مشارکت سایر جناحها و دیدگاهها نیست. این مشارکت گاهی اوقات با نقد انجام میشود و گاهی با همفکری.
آنهایی که این اواخر به فکر انزوا یا حذف برخی از جناحها افتادهاند و متاسفانه گاهی از اهرمهای غیراخلاقی و حتی ضدانسانی استفاده میکنند باید بدانند که مردم ایران آگاهتر از آن هستند که با این قبیل ترفندها اغفال شوند.
حافظه تاریخی ملت ایران، خادمان خود را فراموش نخواهند کرد و تازه به دوران رسیدهها قادر نیستند، بزرگان انقلاب و کشور را از صحنه خارج کنند. همه باید تلاش کنیم که اخلاق سیاسی را در رقابتها حاکم کرده و کاری کنیم که فضا برای جولان بداخلاقهای سیاسی و افراطیهای بیترمز در جامعه نباشد.
* حسن روحانی نماینده مقام معظم رهبری در شورای عالی امنیت ملی و رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک است.