سیدرضا میرطاهر
گروه روابط بینالملل
ج ـ چگونگی شکلگیری و تکوین و پیمان نظامی ـ امنیتی بین اسرائیل و ترکیه
باید یادآور شد که اگرچه توافق نهایی و امضای موافقتنامه نظامی ـ امنیتی آنکارا و تلآویو در زمان «بنیامین نتانیاهو» صورت گرفت، ولی در واقع «شیمون پرز» و «اسحاق رابین» در آستانه روند صلح خاورمیانه و مطرح شدن شعار «صلح در برابر زمین» به تعمیق مناسبات با ترکیه به عنوان یک بازیگر پیرامونی قدرتمند در منطقه خاور نزدیک و خاورمیانه پرداخته و سرانجام نیز نتانیاهو با اعلام استراتژی «صلح در برابر امنیت»، تکوین نهایی پیمان نظامی ـ امنیتی دو کشور را تسریع کرد. یکی از دلایل این امر آن است که بطور کلی اسرائیل و ترکیه تصورات مشترکی از تهدیدهای بالقوه و مشترک دارند و میتوانند از نظر نظامی به عنوان مکمل یکدیگر عمل کنند. یکی از کارشناسان امور استراتژیک درباره علل تکوین اتحاد استراتژیک بین اسرائیل و ترکیه میگوید: «با توجه به اعلامیههای مربوط به همکاری نظامی بین ترکیه و اسرائیل، در آنها شناسایی منافع متقابل و تهدیدات مشترک وجود دارد. اسرائیل در منطقه دوستی نداشته و به سوریه، ایران و عراق به عنوان دشمن مینگرد.
این رژیم به دسترسی به منابع سرشار آب شیرین ترکیه نیازمند بوده و مذاکراتی درباره ساخت خط لوله نفت و گاز در زیر دریای مدیترانه به منظور مرتبط ساختن دو کشور جریان داشته است. اسرائیل علاقمند است تا هنگامی که توافقنامه جامع صلح اعراب و اسرائیل به انجام رسید، منابع انرژی غیر عربی و جایگزینی را در خارج از آنچه در حال حاضر در مورد آنها با مصر و کشورهای عرب خلیجفارس مشغول مذاکره است، توسعه دهد.»
وی درباره مقدمات نزدیکی ترکیه به اسرائیل نیز به این عقیده است که «ترکیه نیز در حال حرکت برای تعریف مجدد روابط ژئواستراتژیک خود، به ویژه در آسیای مرکزی و حوزه غنی نفتی دریای خزر است که میتواند انرژی سوختی لازم برای اقتصاد رو به توسعه ترکیه را فراهم آورد.
هر دو کشور دارای صنایع تسلیحاتی بسیار پیشرفته بوده و انتظار میرود تا اسرائیل از انتقال تکنولوژی و فروشهای صادراتی متعاقب آن بهرهمند گردد. همانگونه که قبلاً نیز ذکر شد، ترکیه در حال حاضر درگیر یکی از بزرگترین و بلندپروازانهترین برنامههای مدرنیزاسیون نظامی در جهان میباشد. این کشور در نظر دارد طی 20 تا 25 سال آتی 150 میلیارد دلار خرج تسلیحات کرده و از این جنبه به اسرائیل به عنوان سازنده موشکها، تجهیزات زرهی و سیستمهای تسلیحاتی در رده جهانی مینگرد.
در حالی که توافقنامه منعقده برای ترکیه دسترسی به تخصص و خبرگی تکنولوژیک اسرائیل را فراهم میآورد، در عین حال برای نیروی هوایی اسرائیل (lAF) چشمانداز انجام پروازهای تجسسی در طول مرزهای ترکیه با ایران، عراق و سوریه، فرصت آموزشی در شرایط و مناطق بسیار متنوعتر نسبت به آنچه که در اسرائیل در اختیار دارند (زیرا قادرند در چند دقیقه کل قلمرو اسرائیل را با جتهای جنگنده بپیمایند) فراهم آورده و احتمالاً قادر خواهند بود تا در آینده، پایگاههای هوایی برای انجام ماءموریتهای رزمی علیه ایران و یا سوریه از جبههای جدید در اختیار داشته باشند.44
نکته قابل ذکر دیگر اینکه، برخی کارشناسان بر این عقیدهاند که برخلاف دیدگاه جهان عرب و به ویژه سوریه انگیزه اتحاد بین دو کشور اسرائیل و ترکیه نه از جانب اسرائیل بلکه از طرف ژنرالهای ترکیه ابراز شده است.45 زیرا ژنرالهای ترکیه نظارت طولانی و عالیه بر سیاست خارجی و امنیتی ترکیه داشتهاند و رئیس ستاد نیروهای مسلح ترکیه در زمینه تصمیمگیری بر وزیر دفاع تقدم دارد. به عقیده این کارشناسان برای شناخت انگیزه ترکیه جهت متحد ساختن خویش با اسرائیل، باید وضعیت ترکیه در دوران جنگ سرد را در نظر گرفت. زیرا ارتش ترکیه برای دهههای متمادی در خط مقدم رویارویی با تهدید شوروی قرار داشت.
پس از فروپاشی شوروی سابق، ترکیه این نقش را که به سبب آن مقادیری کمک اساسی از ناتو و آمریکا دریافت داشته بود، از دست داد. از این گذشته، اتحادیه اروپا نیز در پذیرش درخواست مصرانه آنکارا جهت عضویت در اتحادیه مذکور جدی نبود. به گونهای که یک دیپلمات اسرائیلی شرح میدهد: «تا آنجا که به اتحادیه اروپا مربوط میشد، جمهوری چک از ترکیه مهمتر است. در ایالات متحده گروههای فشار ارمنی و یونانی و نیز گروههای حقوقبشر به منظور توقف فروش تسلیحات به ترکیه در راهروهای کنگره و کاخ سفید در حال رفت و آمد بودند.» لذا به عقیده این کارشناسان، «ارتش ترکیه از ترس اینکه آن کشور نقشی حاشیهای پیدا کند، در جستجوی نقش تازهای برای ترکیه در چارچوب منافع استراتژیک آمریکا و اتحادیه اروپا در خاورمیانه و خلیجفارس (یعنی جایی که فکر میکرد میتواند اهمیت قابل لمسی داشته باشد) برآمد.
یک روزنامهنگار ترک میگوید؛ «با تعیین بنیادگرایی اسلامی به عنوان خطری برای امنیت داخلی، این امر جزئی از استراتژی ترکیه گردید.» از سوی دیگر، ترکیه با اتحاد اسرائیل میتوانست از حمایت قوی ایالات متحده و کنگره آن کشور مطمئن باشد، در واقع گروه طرفدار اسرائیل در کنگره سخنگوی آنکارا گردید. در عین حال، برقراری روابط حسنه با اسرائیل (البته با تایید پنتاگون) به ارتش ترکیه امکان تامین تسلیحات و تکنولوژی نظامی (که هرگز نمیتوانست به دلیل مسائل حقوق بشر و درگیری با یونان، امید به دست آوردنش از اروپا یا آمریکا را داشته باشد) داد. از سوی دیگر، باید در نظر داشت که اتحاد ترکیه با اسرائیل با در نظر گرفتن تیرگی روابط آن کشور با دنیای عرب، امر سادهای بود.
ترکیه از اینکه علیرغم حمایت آن کشور از سازمان آزادیبخش فلسطین (ساف)، کشورهای عربی هرگز از آنکارا چه در قضیه قبرس و چه در شماری از درگیریها با یونان یا حتی در خصوص آزار و اذیت اقلیت ترک در بلغارستان در اواسط دهه 80 میلادی حمایت نکردند، شاکی بود. در زمینه اقتصادی نیز چشمانداز همکاریهای بین ترکیه و همسایگان عربی (به رغم آنکه در اواخر دهه 70 امیدوارکننده بود) با سقوط قیمت نفت در بازارهای جهانی رو به تیرگی گذارد.
کما اینکه در سال 1982 صادرات ترکیه به کشورهای اسلامی 74 درصد کل صادرات آن کشور را تشکیل میداد، اما یک دهه بعد این مقدار به 12 درصد کاهش یافت. از سوی دیگر، جنگ 1991 خلیجفارس و مجازاتهای بینالمللی بر ضد عراق (یکی از شرکای تجاری اصلی ترکیه) روند مزبور را باز هم شتاب بخشید، لذا از آن پی ترکیه در پس جستجو و یافتن بازار در کشورهای توسعهیافته بر آمد و در همین راستا برای جلب سرمایهگذاری خارجی (به ویژه از سوی یهودیان) و جلب مشارکت اقتصادی اسرائیل (که ابعاد آن قبلاً تشریح گردید) در پی توسعه روابط با اسرائیل برآمد.46
در این رابطه، «ماهر کایناک» رئیس سابق سازمان اطلاعات ترکیه (میت) انتظارات و منافع متقابل اسرائیل و ترکیه از یکدیگر را که موجب تکوین اتحاد این دو شده است، چنین بر میشمرد:
انتظارات و منافع اسرائیل از همکاری و همپیمانی با ترکیه: اول آنکه، دوست و متفق گردیدن با کشور مسلمان سبب میشود که از فشارهای دینی مسلمانان و کشورهای اسلامی بکاهد.
دوم: ایجاد بازارهای اقتصادی و کسب منافع در ترکیه، سوم: همسویی و همگامی با ترکیه جهت اشاعه نفوذش در مناطقی که ترکیه قصد نفوذ در آنجاها را دارد (کشورهای آسیای میانه، قفقاز و بالکان)
وی همچنین انتظارات و منافعی را که ترکیه از پیمان با اسرائیل مدنظر دارد نیز چنین بر میشمرد: نخست، میدانید که یهودیها در بازارهای بورس جهانی و مراکز بینالمللی مالی نفوذ فوقالعادهای دارند. ترکیه نیز به دلیل بدهیهای کمرشکن خود و تنگناهای مالی به گونهای درصدد کاهش فشارهای اقتصادیش است.
دوم، آمریکا ارائه تجهیزات و تکنولوژی مدرن ترکیه را، منوط به همکاری و اتحاد ترکیه و اسرائیل کرده است، ترکیه نیز با هدف دستیابی به تکنولوژی مدرن آمریکا که در اختیار اسرائیل قرار گرفته است، در پی منافع خویش است.
به عقیده وی، از آنجایی که اقتصاد ترکیه وابسته به خارج است و همواره احتمال ورشکستگی آن وجود دارد و ثباتش به تار مویی بسته است و ترکیه نمیخواهد این تار مو کنده شود، لذا اتحاد ترکیه، اسرائیل و آمریکا میتواند ضامن حمایت اقتصادی برای ترکیه باشد.47 ادامه دارد...