مهدی کرمی
براساس توافقات انجامشده، قرار است امروز 10 خرداد دور جدیدی از مذاکرات هستهای بین دکتر لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران و مسوول مذاکرات هستهای یا خاویر سولانا، مسوول سیاست خارجی اروپا برگزار شود؛ اما ضروری است فضای حاکم بر این دوره را که تغییر و تحول در عرصه پرونده هستهای ایران و همچنین حوادث سیاسی منطقه خاورمیانه است مرور کرده و تاثیر آنها را بر نتایج این مذاکره ذکر کنیم.
1- مهلت 60 روزه قطعنامه 1747 شورای امنیت سازمان ملل در سوم خرداد به پایان رسید و طرفهای پرونده هستهای ایران درک کردهاند که استفاده از ابزار تحریم و قطعنامه برای توقف و تعلیق غنیسازی در ایران کارایی ندارد و ایران بدون توجه به این اقدامات، مصمم به ادامه مسیر و استفاده صلحآمیز از انرژی اتمی است.
2- گزارش جدید محمد البرادعی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی که در هفته گذشته انتشار یافت حاوی چند نکته مهم و اساسی بوده است. اول آن که تایید شده است ایران موفق به راهاندازی 1312 سانتریفیوژ شده که به صورت همزمان فعالند و تزریق گاز 6UF به این تعداد و همچنین آماده شدن زنجیرهای بعدی برای راهاندازی و تزریق گاز که نشاندهنده و تاییدکننده توان فنی ایران در غنیسازی به صورت صنعتی است. (بند A) این بند باطلکننده برخی اظهارات رسانههای غربی است که مدعی بودند ایران در توانایی غنیسازی بزرگنمایی کرده است.
دوم این که در این گزارش تایید و تاکید شده است که هیچگونه انحرافی در فناوری هستهای از مسیر صلحآمیز مشاهده نشده است. (بند G)
3- مصاحبه آقای البرادعی که در آن اظهار کرده است، غرب باید به توان ایران در غنیسازی اعتراف کرده و ایران هستهای را بپذیرد و غنیسازی محدود در ایران را به رسمیت بشناسد. که این اظهارات البرادعی به مذاق آمریکا و انگلیس خوش نیامد و در برابر آن واکنش نشان داده، این اظهارات را تضعیفکننده مواضع کشورهای 1+5 دانسته و حتی از البرادعی شکایت کردهاند.
4- بحران در خاورمیانه، شرایط پیچیدهای را به وجود آورده است، چالش بزرگ آمریکا در عراق به صورتی است که آمریکا را در آستانه یک افتضاح تاریخی قرار داده است. همچنین جنگ و خونریزی در سرزمینهای اشغالی فلسطین و حمله اسرائیل به غزه و ادامه وضعیت تنش سیاسی در لبنان و درگیریهای اردوگاه نهرالبارد، همگی موجب و نشاندهنده درگیریهای روزافزون آمریکا در منطقه بوده و نشان میدهد موقعیت آنها در منطقه خاورمیانه رو به افول است.
5- مذاکره سفرای ایران و آمریکا در بغداد که به عنوان مهمترین رویداد سیاسی در چند روز اخیر و در صدر اخبار جهان به آن توجه شده است. این مذاکره فینفسه و بدون توجه به نتایج آن تاییدکننده نقش و تاثیر ایران در شرایط فعلی عراق است و نشاندهنده ضعف و درماندگی آمریکا برای اداره کشوری است که آن را اشغال کرده و از همه مهمتر نشان میدهد آمریکا برای نجات خود از عراق به کمک و یاری ایران چشم دوخته است.
این 5 موضوعی که به آن اشاره شد در کنار موضوعات دیگری که وجود دارد، تاثیر مستقیمی بر مذاکرات هستهای امروز آقای لاریجانی و سولانا خواهد داشت. هر 5 موضوع یک محور مشترک دارد و آن تایید منطق سیاسی ایران در مواجهه با بحرانهای خاورمیانه و ضعف مواضع طرفهای مقابل است. در گزارش آقای البرادعی بر توانمندی ایران در تولید سوخت هستهای و عدم انحراف از مسیر صلحآمیز آن تاکید شده است، تایید البرادعی مبنی بر پذیرش ایران هستهای به عنوان یک واقعیت میتواند پایانبخش اصرار غیرمنطقی طرفهای مقابل ایران مبنی بر تعلیق غنیسازی باشد. اروپا اگر بخواهد در این مذاکره از منطق قوی برخوردار باشد، باید بپذیرد که ایران، هستهای شده است و به جای اصرار بر موضع قبلی و تعلیق غنیسازی، تنها به فکر ایجاد ساز و کار نظارتی بهتر و قابلقبولتری باشد. دیگر این که شرایط خاورمیانه و چالشهای بزرگ آمریکا در این منظقه نشان میدهد اروپا نباید تنها به آمریکا تکیه کند؛ زیرا همین آمریکا برای نجات از باتلاق عراق، دست نیاز به سوی ایران دراز کرده است و هیچ بعید نیست روزی آمریکا ناچار به چرخشی در مواضع خود در مقابل پرونده هستهای ایران شود که آن موقع تبعیت اروپا از آمریکا، لطمه بزرگی به حیثیت سیاسی آنها خواهد بود.