سیدرضا میرطاهر
از دیدگاه هواداران اتحاد اسرائیل و ترکیه، رویای اصلی این دو کشور آن است که به عنوان بازیگران اصلی در ناحیه خاورمیانه یکپارچه شوند. از آنجایی که نوآوری جدید ساختار بینالمللی تشکیل بلوکهای ناحیهای برای حصول به همکاریهای اقتصادی است، لذا در مورد هر دو کشور فرض بر این است که مقاصد آنها در این راستا و همچنین حل بحرانهای داخلی و حفظ منافع ملی است.
از جانب ترکیه، این کشور یکی از مشتاقترین کشورها در مورد پروژه همکاری اقتصادی خاورمیانه (که از سوی اسرائیل مطرح شده است) میباشد.48
لیکن ترکیه در مورد یکپارچه ساختن خود با منطقه خاورمیانه به دلیل مسائل تاریخی دارای مشکلات جدی است.
از سوی دیگر، با توجه به ناکامیهای ترکیه در پیوستن به اتحادیه و نیز مشکلات آن در چارچوب ناتو، و در واکنش بدانها ترکیه در پی نقش بزرگتر و تلفیق بهتر در سیستم جهانی بوده و بدین جهت هم نهادهای نظامی و هم نخبگان ترک ظاهراً بر این توافق نمودند که اسرائیل متحد مناسبی محسوب شده و بهترین کارتی است که با توجه به تضمین غرب در مورد آن میتواند برای اعمال فشار بر اعراب بکار رفته و از سوی دیگر، دروازه مناسبی برای ورود به صحنه بینالمللی محسوب میگردد، زیرا اسرائیل از بدو تاسیس عزیزترین تحتالحمایه جامعه جهانی بوده و این همان چیزی است که ترکیه در پی بهره بردن از آن است.
از سوی دیگر، تا آنجا که به اسرائیل مربوط میشود، از آنجایی که در پروژه «اسرائیل بزرگ» نیاز به دگرگونی و انتقال از حوزه فیزیکی ـ سرزمینی به حوزۀ اقتصادی مطرح است، لذا، مطابق با ساختار بینالمللی جدید، اسرائیل بایستی متحد و شریک قدرتمندی را بیابد که نه تنها موجودیت آن را قبول داشته باشد، بلکه اسرائیل را به عنوان یک متحد تلقی نماید. هدف این پروژه آن است که برای اسرائیل موقعیت یک «ایالات متحده آمریکا کوچک» را به دست آورد.
معهذا، این امر مورد تاءکید است که سلطه اقتصادی بایستی از طریق حضور و مراقبت نظامی و سیاسی حفظ گردد. از لحاظ سیاسی، اسرائیل علاوه بر انعقاد توافقنامههای صلح با مصر، فلسطینیها و اردن، عملاً شبکهای از روابط با دو کشور ناحیه خلیجفارس یعنی عمان و قطر و با سه کشور ناحیه مغرب یعنی مراکش، تونس و موریتانی برقرار ساخته است.
این روابط سیاسی همچنین در را بر روی همکاریهای اقتصادی ابتدایی گشوده است که خود میتواند در صورت تعهد کامل به فرایند صلح توسعه یابد، اما سئوال آن است که درباره حضور و مراقبت نظامی چه باید کرد؟
بنا به نظر کارشناسان خارجی، هوادار اتحاد ترکیه و اسرائیل، اسرائیل هدف موج اقدامات شبه نظامی توسط جنبشهای اسلامگرا چه در داخل آن، چه در سرزمینهای اشغالی و ناحیه اشغالی جنوب لبنان توسط حزبالله است.
ایران نیز متهم شده که پشتیبان اصلی این گروهها میباشد.
در این چارچوب، اسرائیل همواره تمایل خود به تخریب توانمندی ایران را ابراز داشته است. بدین لحاظ مورد هدف قرار دادن ایران را میتوان اولویتی مهم برای نظامیان اسرائیلی تلقی کرد، به ویژه این موضوع به لحاظ ادعاهای مطروحه درباره پتانسیل اتمی آینده ایران حائز اهمیت است. از آنجایی که اسرائیل دارای مرزهای مشترک با ایران نیست، لذا نیروی هوایی آن نیازمند پایگاههای هوایی میانه راه میباشد. و در اینجا ترکیه قادر به تاءمین مساعدتهای ضروری، تا آنجایی که دارای دلایل مشابه با اسرائیل باشد، خواهد بود.
ایران عمدتاً از سوی ترکیه به پشتیبانی از چریکهای حزب کارگران کردستان ترکیه (پ.ک.ک) و نیز جنبش اسلامی حزبالله ترکیه متهم شده است.
از سوی دیگر، تمام عملیاتی که سربازان ترک تاکنون علیه کردهای شورشی داشتهاند بینتیجه بوده و به نظر میرسد که ترکیه عملاً قادر به متوقف ساختن جنگ چریکی از سوی (پ.ک.ک) نبوده است. (نکته قابل توجه آنکه ترکیه، سوریه و ایران به پشتیبانی از چریکهای «پ.ک.ک» متهم میکند).
اسرائیل علاوه بر مسائل امنیتی، با مسئله اساسی آب نیز مواجه است. و این مسئله عمدۀ یکی از عوامل اساسی در ایجاد فرایند صلح بوده است. اسرائیل به دلیل پروژههای کشاورزی بزرگ خود، از بیشترین سهم آب رودهای سوریه، لبنان، فلسطین بهره میبرد، اما اکنون این کشورها در حال توسعه پروژههای کشاورزی خود هستند.
برخی از این رودها از ترکیه سرچشمه میگیرند که در واقع باعث ایجاد پروژههای مهمی در زمینههای کشاورزی، صنعتی، و توریستی شدهاند.
از سوی دیگر، از سال 1992 با طرح اصل آب ترکیه برای ترکها از سوی «سلیمان دمیرل» و از سوی دیگر اجرای پروژه گاپ، (احداث سدها و نیروگاههای آبی متعدد وی رودهای دجله و فرات ناحیه کردنشین جنوبشرقی ترکیه) اختلافات ترکیه با سوریه و عراق در این مورد اوج گرفته است.
بدینترتیب این موارد اخیر را میتوان بدین ترتیب فرموله کرد: اکنون اسرائیل به دنبال منابع آبی اعراب است، عربها نیازمند منابع آبی ترکیه بوده، ترکیه نیز به نفت اعراب احتیاج دارد، عربها نیز دارای ادعاهای ارضی در قبال اسرائیل هستند. میتوان اتحاد جدید (بین ترکیه و اسرائیل را) اقدامی در پی تحقق این پروژه تلقی کرد، لیکن اعراب خواهان تسلیم و واگذاری هیچ چیز، نه نفت، نه آب و نه اراضی نیستند میتوان گفت که توافق اسرائیل و ترکیه، با هدف خوشنود ساختن نهادهای نظامی و تثبیت موقعیت نخبگان سیاسی هر دو کشور صورت گرفته است.49
به طور کلی عوامل ذیل موجبات شکلگیری و تکوین اتحاد اسرائیل و ترکیه را فراهم آورده است:
1ـ مسئله شورشیان کرد مخالف دولت ترکیه موسوم به «پ.ک.ک» و ضرورت مبارزه مشترک علیه تروریسم،
2ـ مسائل پیشبینی نشده ناشی از سناریوهای مختلف روند صلح خاورمیانه،
3ـ بهرهبرداری مشترک از منابع غنی آب منطقه،
4ـ اختلافات پیدا و پنهان سوریه، ایران و عراق با ترکیه و اسرائیل،
5ـ تاءثیرات جنگ صلح (1991) و تحریمهای بینالمللی و مجازاتهای رسمی و غیررسمی علیه عراق،
6ـ تبعات فروپاشی اتحاد شوروی و نظام دو قطبی بر موقعیت جغرافیایی ـ سیاسی و جغرافیایی ـ اقتصادی منطقه خاورمیانه،
7ـ نگرانی از بروز ائتلاف جدید استراتژیک بین مصر، عربستان سعودی، سوریه، ایران و عراق،
8ـ تاءسیس بلوکبندیهای اقتصادی جدید از سوی کشورهای عربی در برابر ترکیه و اسرائیل،
9ـ اعمال برتریجویی بر آسیای مرکزی و قفقاز،
10ـ رهیابی دو طرف به بلوکهای اقتصادی دیگر بلوکها در سطح منطقهای، فرامنطقهای و جهانی.50
یکی از کارشناسان نیز دربارۀ عمل تکوین اتحاد اسرائیل و ترکیه بر این عقیده است که؛ «این احساس نیاز به امنیت بود که اسرائیل را به همکاری نظامی با ترکیه واداشت و اسرائیل بر این تصور است که همراه ترکیه قویترین و پیشرفتهترین نیروی نظامی منطقه را شکل میدهد. به دلایل مختلف، ترکیه نیز خود را بطور کامل مورد تهدید و در معرض کنشهای غیر دوستانه میبیند.51
گفتار سوم: اهداف ترکیه و اسرائیل از اتحاد استراتژیک
هم ترکیه و هم اسرائیل به دنبال اهداف خاصی از اتحاد استراتژیک بین یکدیگر هستند که البته از دید صاحبنظران ابعاد مختلفی را در زمینههای متفاوت در بر میگیرد. نخست باید به اهداف ترکیه در این رابطه اشاره کرد:
الف ـ اهداف ترکیه:
1ـ برخی از کارشناسان سیاسی بر این عقیده هستند که پس از فروپاشی امپراتوری عثمانی و تشکیل دولتهای عرب در منطقه خاورمیانه و از سوی دیگر وجود سه کشور ایران، ترکیه و بعدها تشکیل دولت غاصب اسرائیل، این سه کشور، پیوسته همپیمان طبیعی و بالقوه یکدیگر بودهاند، بدین معنا که تنها مردم این کشورها هستند که عربزبان نیستند.
توضیح اینکه پس از فروپاشی امپراتوری عثمانی، کشورهای عربی همواره بر هویت عربی خود تاءکید داشته و ایران، ترکیه و اسرائیل را به اصطلاح «محرم» خود ندانستهاند و در بین خود راه ندادهاند.
ناخشنودی اعراب از ترکیه به زمان امپراتوری عثمانی و سلطه آنان بر اعراب و نیز سیاست تاءکید ترکان بر هویت ترک خویش باز میگردد.52
ایران نیز چه قبل از انقلاب اسلامی و چه بعد از آن، همواره به دلایلی از قبیل اشغال جزایر سهگانه از دید اعراب، همکاری با اسرائیل در زمان سلطنت شاه و پس از انقلاب به دلیل تهدید ناشی از گسترش اندیشۀ انقلاب اسلامی به کشورهای عربزبان، تجاوزگر قلمداد شده است و با وجود تاءکید بسیار دو طرف بر لزوم همکاری بین جوامع مسلمان، پیوسته سایه بیاعتمادی بر روابط ایران و اعراب سایه گسترده است.
روابط اعراب و اسرائیل نیز از هنگام تشکیل دولت غاصب صهیونیستی و جنگهای متعدد متعاقب آن همواره دستخوش تنش بوده است، بدین ترتیب سه کشور ایران و ترکیه و اسرائیل، در بین اعراب به طور طبیعی همپیمان یکدیگرند و لذا نزدیکی ترکیه و اسرائیل نباید امری عجیب به نظر آید.
این اندیشه به ایده همکاری میان کشورهای غیر عربی منطقه که دارای منافع استراتژیک مشترک هستند، تعلق دارد و همکاریهای نزدیک میان ایران با اسرائیل در دوره حکومت پهلوی نیز از همین اندیشه سرچشمه میگرفت.
البته مقامات دو کشور ترکیه و اسرائیل همواره اعلام کردهاند که این پیمان در مقابل هیچیک از کشورها نیست و قصد میلیتاریزه کردن منطقه را ندارند و تنها شکلی از رهبری منطقه را در خاورمیانه آزمایش میکنند.
لذا تا آنجا که به ترکیه مربوط است، این پیمان تحولی عظیم در سیاست خارجی آن کشور محسوب میشود که در جستجوی توسعه بیشتر روابط نظامی و اقتصادی در خاورمیانه است. از سوی دیگر، برخی مقامات نظامی، سیاسی و اقتصادی ترک همکاری با اسرائیل را نیز وسیلهای برای نزدیکی به آمریکا و نیز قبول ورود ترکیه به اتحادیه اروپایی تلقی میکنند.53
2ـ کاهش روابط اقتصادی ترکیه با دنیای اسلام و به ویژه جهان عرب از دیگر دلایل نزدیکی ترکیه با اسرائیل بوده است.
در سال 1982 صادرات ترکیه به دنیای اسلام 47% کل صادرات آن کشور را تشکیل میداد، اما در سال 1992 این رقم به 12% کاهش یافت54 در توضیح این امر میتوان بدینگونه استدلال کرد که دولت ترکیه در بعد تجارت خارجی در اواخر دهۀ 70 و دهه 80 بر تشویق صادرات و مشارکت در طرحهای اقتصادی کشورهای خاورمیانه تاکید داشت و دو عامل اساسی به رشد تجارت ترکیه یا خاورمیانه کمک کرد که اولی بحران انرژی سال 1974 و افزایش قیمت نفت و دیگری وقوع جنگ عراق علیه ایران در سال 1980 بود، به نحوی که در سال 1983 قراردادهایی به ارزش 14 میلیارد دلار با کشورهای عرب منعقد ساخته بود.
لیکن وقوع جنگ خلیجفارس و اعمال تحریمها علیه عراق، پایان جنگ ایران و عراق و کاهش روابط تجاری این دو کشور با ترکیه و نیز تغییر اولویتها در زمینه فعالیتهای اقتصادی و توجه بیشتر به گسترش روابط با اتحادیه اروپا و کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز و کشورهای جنوبشرقی آسیا، روابط تجاری با کشورهای خاورمیانه، به ویژه کشورهای عربی کاهش یافته است. به همین لحاظ در راستای دیگر منافعی که ترکیه از اتحاد با اسرائیل در نظر دارد، موضوع بهرهگیری از توان سرمایهگذاری صاحبان سرمایه اسرائیل و استفاده از آن در زمینههای صنعتی، کشاورزی و نظامی (اعم از سرمایهداران مقیم اسرائیل و یا یهودیان ثروتمند ساکن اروپا و آمریکا) نیز مطرح است. علاوه بر این، همانگونه که در گفتار اول نیز ذکر شد، همکاریهای اقتصادی بین ترکیه و اسرائیل در ابعاد مختلفی برقرار است. ادامه دارد...