تاریخ انتشار : ۱۷ مهر ۱۳۹۱ - ۱۳:۱۱  ، 
کد خبر : ۲۴۷۲۱۳
وقتی مدیران صدا و سیما به اشکالات اساسی بی‌اعتنا هستند

خطر تداوم روند فعلی صدا و سیما


محمدحسین کرمانشاهی
1. همانطور که بالا رفتن روز افزون مخاطبین داخلی ماهواره های بیگانه مصداقی از خطر امنیت ملی است، به مراتب عامل این امر نیز خطری جدی محسوب می گردد. اما چرا مردم به سراغ ماهواره های بیگانه می روند؟ آیا مردم ذاتاً دین گریز یا حکومت گریز اند؟ آیا مردم به هر آنچه حکومت خودشان بگوید بی باورند؟ آیا مردم بدنبال تماشای برنامه های مستهجن و فیلم های سانسور نشده اند؟ همانطور که مشاهده می کنید، در این طیف دیدگاه ها عموماً «خود مردم» مقصر تلقی می شوند و لذا نمی توان نهاد یا مسئولی داخلی را نسبت به این امر محکوم کرد. این دیدگاه ها با توجه به بیانات مکرر مقام معظم رهبری مبنی بر «رشد دینی روزافزون جامعه» قابل بطلان هستند.
اگر ایراد را «ذات بد مردم» ندانیم، می توان از علت رجوع ایشان به ماهواره ها پرسش نمود. چرا وقتی مردم 20 شبکه داخلی دارند، می روند ماهواره تماشا می کنند؟ پاسخ واضح این پرسش این است که «آنچه نیاز دارند، در تلویزیون خودشان نمی بینند». اگر بحث فقدان مدیریت فرهنگی در صدا و سیما و حداقلی بودن جذابیت برنامه های آن را کنار بگذاریم، صدا و سیما در حوزه اطلاع رسانی، اکثر قریب به اتفاق حتی اخبار داخلی را نیز پوشش نمی دهد. تقریباً در هر خبر تلویزیون، حداقل دو سه خبر (از حدود 10 خبر) مربوط به برگزاری مراسمات و همایش های دولتی است که موضوع بسیاری از آنها، تقدیر مسئولین از مسئولین دیگر می باشد. لیکن مثلاً در ایام انتخابات مجلس، شدید ترین درگیری های رسانه ای بین جریانات شرکت کننده در انتخابات، هیچ بازتابی نمی‌یابد.
بطور کلی بازتاب اختلافات و نزاع های داخلی بین مسئولان و متفکران نظام، در حد صفر می باشد. تقریباً هیچ بازتابی از نقدهای مخالفین نظام و یا حتی منتقدین داخلی و از آن جالب تر، حتی نقدهای جریان حزب الله و انقلابی به مسئولین و ساختارهای نظام در صدا و سیما صورت نمی گیرد. صدا و سیما به دنبال شکار خبر جذاب نیست، او دنبال پخش خبر «آرام» و «بی دردسر» است. لذا برنامه ای مانند «صرفاً جهت اطلاع» که اندکی به این سمت حرکت می کند (البته متأسفانه اخیراً با جهتگیری سیاسی خاص و روشن) با بیشترین فشارها و سانسورها مواجه می‌شود.
همین رویه صدا و سیما جامعه را برای شنیدن حتی معمولی ترین اخبار (و نه اخبار پشت پرده و محرمانه) به رسانه های بیگانه سوق می دهد (قشر بسیار محدودی در ایران مخاطب سایت های خبری هستند). مردمی که شبانه روز در جا به جای ساختارهای نظام، عیب می بینند و در تلویزیونشان تصویری بی نقص، کامل و آرمانی از مسئولین و نظامشان، بدون وجود هیچ نقادی مشاهده می کنند، بسیار بدیهی است که به ماهواره ها رجوع کنند. فلذا می توان صدا و سیما را در سوق دادن مردم به سمت تماشای ماهواره ها مقصر و عامد و نتیجتاً او را خطری برای امنیت ملی دانست.
پاسخی که به این استدلال داده می شود، این است که «این رسانه های بیگانه اند که خطر هستند، نه تلویزیون ما». اولاً این پاسخ مبتنی بر همان دیدگاه «بد بودن ذاتی مردم» است که توضیح آن گذشت و در تضاد با نگاه مقام معظم رهبری است. ثانیاً بحث ما بر سر مسائل «امنیتی» است. چنانچه مثلاً بواسطه سستی یک نگهبان در انجام مسئولیتش دشمن به نیروهای خودی حمله کند، تمام دادگاه های نظامی دنیا آن نگهبان را محکوم می دانند. حال در بحث صدا و سیما، مسأله از «سستی و تنبلی» هم فراتر است و نوعی تفکر خطرناک بر آن حاکم است که مردم را به سمت ماهواره های بیگانه سوق می‌دهد.
یعنی اگر ضعف صدا و سیما تنها «دیر رساندن خبر» بود و مردم به این دلیل سراغ دیگران می رفتند، جرم سبک تر و تاحدودی قابل تخفیف بود. اما مسأله اینجاست که اصولاً سیاست صدا و سیما ایجاد نوعی «آرامش غافلانه» توسط سانسور اخبار مهم و جذاب است و اتفاقاً عمداً آنها را پخش نمی کند. این نسبتی نیست که ما به او داده باشیم، این حقیقت با اندک مقایسه ای بین اخبار غیر جذاب و تکراری صدا و سیما با اخباری که حتی در سایت های خبری حزب الله منتشر می شود، به وضوح هویداست.
2. حدود 23 سال پیش در بازنگری قانون اساسی عده ای تصمیم گرفتند صدا و سیما که تا آنموقع توسط شورای ریاست متشکل از نمایندگان قوا اداره می شد، با انتصاب مستقیم رئیس آن توسط رهبری و زیر نظر او اداره شود. مقام معظم رهبری همان موقع با این تصمیم مخالفت کردند و پیش بینی نمودند که در اینصورت، سیئات صدا و سیما پای رهبری نوشته خواهد شد. نظر ایشان تحت نظارت دولت قرار گرفتن صدا و سیما بود. اما این تذکر ایشان جدی گرفته نشد و تحقق پیش بینی ایشان را امروز شاهد هستیم. واقعیتی که به هر حال باید روزی دست از پنهان کردن آن برداشت، این است که سیاست های صدا و سیما یکی از اصلی ترین دلایل مخالفین رهبری است. از یک سو متشرعین سنتی می پرسند «چرا صدا و سیمای تحت نظارت رهبری باید اینگونه مبتذل باشد؟» و از سوی دیگر عده ای سانسورهای سلیقه ای صدا و سیما (که مخالف نظر صریح خود رهبری هم هست) را سیاست دیکته شده از سوی ایشان می‌پندارند.
فی الواقع برای چند نفر می توان این مطلب را جا انداخت که رهبری خود از صدا و سیما راضی نیست و بخشی از برنامه های آن مخالف رهنمودها و دستورات صریح ایشان می باشد؟ چند نفر می دانند که در زیرمجموعه صدا و سیما با استفاده از خلاء قانون نظارتی 23 ساله، بی هیچ واهمه ای دستورات رهبری را نیز نادیده می گیرند؟ حتی اگر کمی جسورانه تر بپرسیم، برای چند درصد از ولایت مداران جامعه، اینکه «چرا صدا و سیمای تحت نظارت رهبری اینگونه است؟» سوالی حل نشده ای که از طرح آن برای خودشان هم واهمه دارند نیست؟اگر «ایجاد شبهه سنگین نسبت به رهبری» جزو مخاطرات امنیت ملی نیست، پس چه چیزی هست؟ آیا فی الواقع، جرم کشتن یک دانشمند سنگین تر است یا تضعیف باور به ولایت فقیه در بین هفتاد میلیون ایرانی؟
صدا و سیما نه تنها از انجام کارهای ساده ای برای پیشگیری از مشکل فوق ابا داشته است، بلکه کارهایی را اثباتاً در آن راستا انجام داده است. صدا و سیما با وجود اشراف کامل بر ناتوانی خود و نیروهایش در رقابت با ماهواره ها و در کنار آن، مشاهده گروه ها و افراد دیگر که از او در این زمینه توانمند تر هستند، نه تنها از ایشان برای برنامه دعوت و استفاده نکرده است، بلکه با بدترین نوع برخورد، مانع ورود ایشان به سازمان شده است و از آن بدتر و در کمال ناباوری، نیروهایی را که توانمندتر از بدنه عمومی ناتوان و غیر انقلابی خود هستند و به صدا و سیما راه یافتند را از سازمان بیرون رانده و ایشان را ممنوع التصویر کرده است. برای اثبات این مدعا، از هر نمونه برنامه مواردی را ذکر می‌کنیم.
در حیطه مستند، خصوصاً سیاسی و اجتماعی که ضعف صدا و سیما بر همگان آشکار است، صدا و سیما نه تنها به دنبال جذب گروه هایی مثل «صفیر» نمی رود، بلکه جشنواره موفق «عمار»با دستور مستقیم شخص معاون سیما، در تلویزیون بایکوت کامل می گردد. همچنین اکثر مستندهایی که برای پخش به سازمان ارائه می شوند، با ممانعت پخش مواجه می شوند. در حیطه فیلم و سریال، نه تنها کارگردانان مجموعه های موفق و انقلابی چون «ارمغان تاریکی» و «وضعیت سفید» در سازمان بابی مهری مواجه و حذف می گردند، بلکه شخصی چون «پرویز شیخ طادی» سازنده اثر موفق «شکارچی شنبه» برای ساخت فیلم استثنایی «روزهای زندگی» با مخالفت سیما فیلم برای دریافت بودجه مواجه می شود. در حوزه برنامه های گفتگو محورِ خصوصاً سیاسی نیز افراد موفقی چون یامین پور و شهیدی فر به سرعت ممنوع‌التصویر می‌گردند.
در حوزه مداحی و خصوصاً مولودی، نه تنها کوچکترین تلاشی برای یافتن آثار زیبا و جذاب توسط مسئولین گروه معارف صدا و سیما صورت نمی گیرد، بلکه به جز سه چهار تن از مداحان، تمامی آنان از پخش کارهایشان در تلویزیون محروم اند. صدا و سیما نه تنها هیچ تلاشی برای ارج نهادن و ترویج اخلاق در بین عوامل فیلم و سریال سازی نمی کند، بلکه با تشویق های مکرر از بازیگران و فیلم سازان جوان معلوم الحال، در کنار بی محلی و ترد بازیگران پایبند به اصول و اخلاق، نوعی اباحه گری را در جو عمومی سازمان ترویج می‌کند.
شاید هنوز با استناد به معدود آثار انقلابی تولیدی در صدا و سیما تصور شود که در بحرانی نشان دادن اوضاع دارد افراط می شود. لذا یادآور می شویم که تلویزیون نه در ایام فتنه 88 و نه در طول دو سال و نیم پس از آن، نه تنها هیچ سریال و فیلم، بلکه حتی یک مستند قوی هم در مورد این اتفاق نساخته است. در طول 30 سال جمهوری اسلامی، حتی یک فیلم در خدمت حجاب ساخته نشده است. مخاطب سریال های تولیدی صدا و سیما آنچنان نزول کرده اند که حتی دیگر آمار بیننده های آنها را نیز اعلام نمی‌کند. اگر هفته ای یک بار استاد رحیم پور ازغدی را در تلویزیون می بینیم و خوشحال می شویم، باید بدانیم باقی متفکران حزب الله که نسل امروز جوانان انقلابی اندیشه شان را از ایشان دریافت می کنند، در تلویزیون غریب اند. حتی پناهیان به دلیل نقدهایش بر صدا و سیما دو سال ممنوع التصویر بود و اکنون نیز تنها هفته ای یک ساعت تریبون در اختیار دارد و باقی سخنرانی هایش که صدها جوان پای آنها می نشینند، غریب است. راستی، آیا تاکنون نامی از «علی صفایی حائری»، «اصغر طاهرزاده اصفهانی» در تلویزیون شنیده اید؟ فی الواقع باید چه نامی بر «عدم معرفی و بازتاب متفکرین انقلاب» گذاشت؟
حال بر اساس این پنج مقدمه می توان به راحتی نتیجه گرفت که «صدا وسیما در سوق دادن مردم به ماهواره ها مستقیماً مقصر است».
3. حضرت امام در بیان عجیبی می فرمایند:«می‏دانید و می‏دانیم اگر انحرافی در فرهنگ یک رژیم پیدا شود و همۀ ارگانها و مقامات آن رژیم به صراط مستقیم انسانی و الهی پایبند باشند، و به استقلال و آزادی ملت از قیود شیطانی عقیده داشته باشند و آن را تعقیب کنند، و ملت نیز به تبعیت از اسلام و خواسته‏ های ارزندۀ آن پایبند باشد، دیری نخواهد گذشت که انحراف فرهنگی بر همه غلبه کند، و همه را خواهی نخواهی به انحراف کشاند، و نسل آتیه را آنچنان کند که انحراف به صورت زیبا و مستقیم را راه نجات بداند، و اسلام انحرافی را به جای اسلام حقیقی بپذیرد و بر سر خود و کشور خود، آن آورد که در طول ستمشاهی و خصوصاً پنجاه سال سیاه بر سر کشور آمده»
شاید در نگاه اول، آن نکته سنگین این جمله هویدا نگردد. امام دارند از خطر بزرگی که اگر دقت کنیم، هم اکنون هم به آن مبتلا هستیم هشدار می دهند. ایشان می گویند که اگر همه مردم، از نظر سیاسی مخالف آمریکا باشند، طرفدار انرژی هسته ای ولو با تحمل فشارها و تحریم ها باشند، ازآنطرف مسئولین نیز مقابل آمریکا کوتاه نیایند، در نماز جمعه ها و بالای منابر مرگ بر آمریکا و تکبیر بگویند، اما نسبت به عرصه فرهنگ بی توجه باشیم، بامشکلات فراوانی مواجه خواهیم شد؛ دقت کنیداگر همه آنها را داشه باشیم و فقط نسبت به فرهنگ کم توجهی کنیم (که الآن می توان نام آن را "بی توجهی مطلق" گذاشت) این همه ایستادگی، این همه فشار، این همه سختی، این همه کشته، همه به باد می روند و به همان وضعیت سابق باز می‌گردیم.
واضح است که صدا و سیما بزرگترین نهاد فرهنگی کشور بوده و مسئولیت اصلی فرهنگ سازی بر عهده اوست. اما متأسفانه نه تنها در ترویج فرهنگ اسلامی نمره مردودی به خود اختصاص می دهد، بلکه خود مروج انحرافات فرهنگی بسیاری است که برخی از آنها عبارتند از:
ـ ترویج و عادت دادن کودکان به انواع موسیقی های حلال و حرام توسط برنامه های کودک. براستی به کودکانی که هر برنامه کودک و هر مناسبت را با چندین موسیقی تند می گذرانند، می توان در آینده گفت اکثر موسیقی هایی که می شنوی حرام است و نباید به آنها گوش دهی؟
ـ قبح‌زدایی از ارتباط آزاد با نامحرم. در اکثر فیلم ها و سریال های تلویزیون، مردان و زنانی که طبق خود فیلم نامحرم می باشند، به راحتی با یکدیگر ارتباط گرفته و بگو بخند می کنند. این مسأله در مجموعه های طنز آپارتمانی (نظیر ساختمان پزشکان و همسایه ها) به اوج خود رسیده و زنان و مردان با یکدیگر مثل خواهر و برادر برخورد می کنند. این معضل را در برنامه های گفتگومحور، در ارتباط مجریان با جنس مخالف نیز به وضوح می توان مقایسه کرد. گویی برای صدا و سیما «محرم و نامحرم» هیچ معنایی جز عدم ارتباط جنسی ندارد.
ـ ترویج جلف بازی و سبک گری زنان در رادیو. اگر هنوز اندکی حیایی در زنان تلویزیون دیده می شود، این حیا در رادیو به صفر می رسد. گاه اجرایی را توسط مجریان زن رادیو می شنویم که به جد شک می کنیم آیا این رادیوی جمهوری اسلامی است؟ جلف بازی، شوخی و بگو بخند با نامحرم، گویش مانند لات ها و زنان دریده، زیر آواز زدن و... چیزهایی است که جز با شنیدن برنامه های رادیو عمق فاجعه آن درک نمی شود.
ـ ترویج تجمل گرایی با بالا آوردن سطح زندگی متوسط. سطح زندگی متوسط و حتی متوسط به پایینی که در سریال ها و تبلیغات تلویزیون مشاهده می شود، عموماً از سطح زندگی متمولین جامعه نیز بالاتر است و این منجر می شود تا سطح زندگی آبرومند، بالاتر از آنچه در توان جامعه است باشد.
ـ ترویج ازدواج به سبک غربی. اگر برخی موارد نادر را کنار بگذاریم، در همه فیلم ها و سریال های تلویزیون ازدواج به شیوه غربی صورت می گیرد. یعنی در تمامی آنها، ابتدا دختر و پسری در کوچه، خیابان یا دانشگاه همدیگر را سیر می بینند، سپس دوست می شوند و پس از مدتی که با هم بودند(!) احیاناً والدینشان را در جریان گذاشته و تصمیم به ازدواج می گیرند یا نمی گیرند. یعنی دقیقاً بر اساس الگوی جنسی کشورهای غربی و بر خلاف شیوه سنتی دینی ما که ابتدا والدینْ فرد مورد نظر را ارزیابی کرده و سپس آن را به پسر یا دختر معرفی می کردند.
ـ روحانیت‌زدگی و دین گریزی با استفاده ی بی برنامه و کارشناسی نشده. بارها شنیده ایم که «هر کانال تلویزیون را می زنیم، یک روحانی مشغول صحبت است». این حرف شاید در نگاه اول و بصورت مطلق درست به نظر نرسد، اما در بسیاری از ساعات روز (از جمله صبح ها و خصوصاً قبل از ظهر) دقیقاً همینگونه است. صدا و سیما با استفاده «فله ای» و بدون ارزیابی از روحانیون، نوعی «روحانیت زدگی» و نتیجتاً «دین گریزی» را گسترش می دهد. از برخی قسمت های «سمت خدا» که بگذریم، باقی روحانیونی که به تلویزیون دعوت می شوند، عموماً مباحث تکراری، غیر جذاب و بدون توجه به سوالات و نیازهای جوانان ارائه می کنند. اصولاً اکثر قریب به اتفاق وقت معدودی که تلویزیون به دین اختصاص می دهد، به پخش سخنرانی و گفتگو اختصاص دارد و تولید فیلم ها و سریال های دینی تنها به ماه رمضان اختصاص دارد.
حال با توجه به فرمایش حضرت امام که ایجاد انحراف در فرهنگ را برابر بازگشت نظام به رژیم شاهنشاهی می دانند، آیا نمی توان صدا و سیما را تهدیدی برای امنیت کشور دانست؟
مسئولین ما چون عموماً ساکن تهران اند، بسیاری از مظاهر فساد برایشان عادی شده است. روحانیت ما چون در قم متمرکز است، از آن منظر اوضاع را می بیند ولی کافی است سری به شبکه های اجتماعی و چت روم ها بزنیم تا ببینیم وضعیت چگونه است. حال در وسط این جنگ فرهنگی که روز به روز از جوانان ما مجروح و کشته می گیرد، به قول رضا برجی «مدیران صداوسیما نگهبانان خواب‌رفته انبار تجهیزات هستند که باید محاکمه شوند».

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات