آهنگ عزیمت انسان به قلمرو تاریخی دیگر
حضرت امام خمینی(ره) با پایه گذاری و هدایت انقلاب عظیم اسلامی، دگرگونی بزرگتری را در عرصه حیات بشری رقم زدند و عصر جدیدی را به وجود آوردند. از آن دوران به بعد، بازخوانی مجدد مفاهیم اساسی حیات بشری آغاز گردیده و نقش دین در شکل دهی به مناسبات جهانی احیا گردیده است.
گویا انسان سرخورده از آرزوهای بی حد و حصر مادی، برای ورود به "ساحت جدیدی از حیات تاریخی" خود را آماده می کند.ژیل کپل- نویسنده و صاحب نظر فرانسوی – معتقد است:« سال های پایانی قرن بیستم حرکت های مذهبی شکل دیگری به خود گرفت و دین با ارائه مجدد پیام های مذهبی و دگرگون سازی ساختار مذهبی وارد میدان شده است»(اراده خداوند، ژیل کپل، ترجمه عباس آگاهی، ص 11 )
مخمصه های پیچیده و چندلایه سبب شده است فضا برای غفلت زدایی عمومی از اذهان جهانیان آماده شود چرا که گفته اند؛« همه اصول نوآورانه عصر جدید اکنون خود در وضعیت بحرانی قرار گرفته اند و در تایید این نظر دلایلی وجود دارد که نشان می دهد انسان اروپایی(نماد انسان غربی) مشغول جمع کردن خیمه و خرگاه خویش از سرزمین نوینی است که طی سیصد سال گذشته در آن رحل اقامت افکنده بود. این انسان آهنگ عزیمت به قلمرو تاریخی و شیوه زیست دیگری دارد.»(انسان و بحران، خوسو آرتکا ای گاست، ترجمه احمد تدین، ص 3 )
انقلاب اسلامی ایران طلایهدار و زمینهساز ظهور منجی عالم بشریت است. حضرت امام خمینی(ره) به عنوان بشارت دهنده دوران ظهور می فرمایند:«انقلاب ما محدود به ایران نیست.انقلاب مردم ایران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمداری حضرت حجت- اروحنا فداه- است که خداوند بر همه مسلمانان و جهانیان منت نهد و فرجش را در عصر حاضر قرار دهد.»(صحیفه نور، ج 21 ، ص 108 )
حاکمیت ولیفقیه: مرحله گذار جامعه به انقلاب جهانی حضرت مهدی(عج)
دیدگاه امام خمینی(ره) نسبت به انقلاب اسلامی بر مبنای نظریه ولایت فقیه، یکی از حرکت های لازم برای تحقق حکومت موعود مهدوی بوده و حرکت ایشان در راستای زمینه سازی قیام جهانی آن حضرت صورت گرفته است. پس افقی که ایشان قبل از پیروزی انقلاب اسلامی برای این حرکت عظیم ترسیم می کنند، اتصال این انقلاب به انقلاب جهانی امام عصر(عج) و گسترش حکومت حق در سراسر جهان است.
نظریه ولایت فقیه، انگیزه اصلی حرکت امام بود. ولی فقیه که نایب امام عصر(عج) در دوران غیبت محسوب می شود، وظیفه دارد جامعه اسلامی را با توجه به مبانی اسلام ناب محمدی(ص) اداره کند و زمینه ساز ظهور امام زمان باشد. به عبارت دیگر، چشم انداز انقلاب اسلامی، تحقق جامعه عدل مهدوی است و انقلاب اسلامی و به دنبال آن، جمهوری اسلامی، تنها یک مرحله گذار برای تحقق جامعه موعود به شمار می رود که در حکم نقطه آغاز و افتتاحیه ای مهم برای حرکت به سمت برپایی ظهور تلقی می شود.اکنون به برخی از سخنان ایشان می پردازیم که با صراحت به این مورد اشاره دارند:
-« امیدوارم که ان شاءالله این روحیه اسلامی و توحیدی باقی باشد، این کشور را ما به صاحب اصلی او، امام زمان(عج) تحویل بدهیم و ملت را تسلیم بکنیم. »(صحیفه امام(ره)، ج 16، 183)
- «من امیدوارم که – این کشور با همین قدرت که تا این جا آمده است و با همین تعهد و با همین بیداری که از اول قیام کرده است و تا این جا رسانده است – باقی باشد این نهضت و این انقلاب و قیام، تا صاحب اصلی ان شاءالله بیاید و ما و شما و ملت ما، امانت را به او تسلیم کنیم. »(صحیفه امام(ره): ج 15، 385)
- «من امیدوارم که خدای تبارک و تعالی به ما توفیق بدهد که ما بتوانیم به این مقصدی که مقصد انبیاست، برسیم و ان شاءالله – با هم باشیم و این قافله را با هم به منزل برسانیم و این امانت را به صاحب امانت رد کنیم. »(صحیفه امام(ره): ج 19، 209)
امام زمان(عج) صاحب اصلی انقلاب (قدرت سیاسی و نظریه امانت)
حضرت امام(ره)،حضرت حجت(عج) را رهبر و صاحب اصلی این انقلاب معرفی می کنند. طرح رهبری حضرت امام زمان(عج) در جمهوری اسلامی ایران، بیان گر جهت گیری های قرآنی و ولایی پیامبر اسلام(ص) در این نظام سیاسی نوظهور است. امام خمینی(ره) با این دیدگاه، راه آینده جمهوری اسلامی را روشن می سازد که همان وابستگی به بعثت و ولایت انسان کامل است.
رهبر فقید انقلاب اسلامی در این باره، به مسئولان نظام هشدار می دهد که مبادا در نظام جمهوری اسلامی، خدشه ای در احکام اسلامی وارد شود؛ زیرا در آن صورت، چنین نظامی، مقبول حضرت ولیعصر(عج) نخواهد بود. ایشان در بیانی دیگر می فرمایند که وعده الهی نزدیک است و به زودی این انقلاب، به انقلاب جهانی امام زمان(عج) متصل خواهد شد. اکنون به برخی سخنان ایشان در این زمینه می پردازیم:
«پشتوانه شما خدای تبارک و تعالی است و صاحب این مملکت، امام زمان سلام الله علیه است. »(صحیفه امام(ره): ج 15، 193)
«با اتکال به خدای تبارک و تعالی و پشتیبانی صاحب این کشور، امام زمان سلام الله علیه این مقصد را به آخر برسانید و خواهد رسید.» (صحیفه امام(ره): ج 14، 330)
«من امیدوارم که – این کشور با همین قدرت که تا این جا آمده است و با همین تعهد و با همین بیداری که از اول قیام کرده است و تا این جا رسانده است- باقی باشد این نهضت و این انقلاب و قیام، تا صاحب اصلی ان شاءالله بیاید و ما و شما و ملت ما، امانت را به او تسلیم کنیم. »(صحیفه امام(ره): ج15، 385)
«من امیدوارم که ان شاءالله [انقلاب را به] صاحب اصلی آن،امام زمان سلام الله علیه تحویل بدهیم.» (صحیفه امام(ره): ج 16، 183)
«خداوند همه ما را از قیدهای نفسانی رها فرماید تا بتوانیم این امانت الهی را به سرمنزل مقصود برسانیم و به صاحب امانت،حضرت مهدی موعود ارواحنا لتراب مقدمه الفداء ، رد کنیم. »(صحیفه امام(ره): ج 18، 472)
«من امیدوارم که خدای تبارک و تعالی به ما توفیق بدهد که ما بتوانیم به این مقصدی که مقصد انبیاست، برسیم و ما ان شاءالله با هم باشیم و این قافله را با هم به منزل برسانیم و این امانت را به صاحب امانت رد کنیم. »(صحیفه امام(ره): ج 19: 209)
«در آن [مبارزه با ظالمین و ...] سستی نشود تا وقتی که ان شاءالله عَلَم را به دست صاحب علم بدهند.» (صحیفه امام(ره): ج 21، 4)
« این تحولی که در ایران هست، ان شاءالله باقی باشد و تا ظهور امام زمان(عج)، این ملت بتواند این کشور را به طور شایسته تحویل ایشان بدهد. ان شاءالله. »(صحیفه امام(ره): ج 16، 323)
- «من امیدوارم خداوند به برکات ائمه اطهار خصوصاً حضرت صاحب سلام الله علیه که این مملکت اوست، توفیق بدهد که ملت کار خودش را پیش ببرد.» (صحیفه امام(ره): ج 20، 473)
تأسیس جمهوری اسلامی به مثابه مقدمه و نه هدف (شأن ابزاری نظام سیاسی در نظریه امانت)
امام(ره) انقلاب ایران را مقدمه ای برای حکومت اهل بیت عصمت و طهارت(ع) می دانند و از آن به عنوان نقطه آغاز تعبیر می کنند. ایشان، بارها این نکته را متذکر می شوند که مبادا، مسیر انقلاب به انحراف رود و چنین تصوری پیش آید که انقلاب اسلامی به چشم انداز خویش دست یافته است. در این زمینه به سخنان ایشان می نگریم:
« امیدوارم که این انقلاب،جهانی شود و مقدمه ای برای ظهور حضرت بقیه الله باشد.» (صحیفه امام(ره): ج 16، 131)
«انقلاب مردم ایران، نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچم داری حضرت حجت(عج) است.» (صحیفه امام(ره): ج 21، 327)
«ان شاءالله اسلام را آن طور که هست، در این مملکت پیاده کنند و دنیا، دنیای اسلام باشد و زور و ظلم و جور از دنیا برطرف بشود و مقدمه باشد برای ظهور ولیعصر(عج) »(صحیفه امام(ره): ج 15، 282)
« انقلاب مردم ایران، نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچم داری حضرت حجت است که خداوند بر همه مسلمانان و همه جهانیان منت نهد و ظهور فرجش را در عصر حاضر قرار دهد.»( صحیفه امام(ره):ج 21، 327)
«امید است که این انقلاب، جرقه و بارقه ای الهی باشد که انفجاری عظیم در توده های زیر ستم ایجاد نماید و به طلوع فجر انقلاب مبارک حضرت بقیه الله ارواحنا لمقدمه الفداء ، منتهی شود. »(صحیفه امام(ره): ج 15، 62)
«این ملت الان برای خدا قیام کرده است و به پیش می رود تا این که جمهوری اسلامی متصل بشود به زمان ظهور حضرت سلام الله علیه.» (صحیفه امام(ره): ج 16، 230)
«امیدوارم که این جمهوری اسلامی ان شاءالله برسد به مقامی که خودش را برساند به زمان ظهور امام زمان(عج) »(صحیفه امام(ره):ج 16، 174)
عشق به مهدی موعود در اوج جهاد مشتعل میشود
پس از انقلاب اسلامی، رابطه قلبی و معنوی مثبت میان آحاد مردم و امام زمان بیشتر شده است و انتظار و مهدویت در مکتب فکری تشیع بازتعریف و بازتولید شده است و مردم درصدد احیای این رابطه و بهتر زنده نگه داشتن آن هستند و روز به روز هم افزایش می یابد.یکی ازنشانه های این رابطه معنوی روزافزون به امام زمان(عج) را می توان شمار زائران مسجد جمکران دانست که تا پیش از انقلاب، مسجد جمکران حداکثر صد نفر زائر داشت، ولی امروز پانزده میلیون نفر در سال است.
تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی عموما تفکر سکولار مرتبط با انجمن حجتیه داعیه دار فرهنگ انتظار و عشق و ارادت به مهدی موعود(عج) بود اما دکترین انتظار فعالانه امام خمینی با کلید واژه " عمل به تکلیف" نه تنها در پیشبرد وظایف اسلامی موثر واقع شد بلکه روز به روز بر عشق و ارادات بر امام عصر(عج) افزود. عشق و اراداتی که سوز و گداز آن نه با خانه نشینی و انفعال بلکه در اوج جهاد، مشتعل تر می شود.
انجمن حجتیه و فرهنگ انتظار سکولار!
تفکر سکولار انجمن حجتیه ایده ایست مبتنی بر اینکه باید عالم از معصیت لبریز شود تا حضرت حجت ظهور کند و نیز باید نهی از منکر و امر به معروف نکرد تا گناه افزایش یابد؛ زیرا با افزایش گناه، فرج نزدیک می شود. از این رو، تحقق هر حکومتی در زمان غیبت، باطل است. در دهه سی، تشکلی مذهبی با هدف مبارزه با بهائیت در تهران و سپس دیگر شهرها پدید آمد که رهبری این تشکل مذهبی از سال 1332 در اختیار یک روحانی به نام حاج شیخ محمود تولائی(ذاکرزاده) مشهور به حلبی بود.
وی مؤسس «انجمن حجتیه» بود؛ انجمنی که تا دو دهه پیش از پیروزی انقلاب، بر این باور بود که حوزه دینی از عرصه حکومت مستقل است. از این رو، از ابتدای تأسیس بر عدم دخالت در سیاست تأکید داشت و با توصیفاتی همچون حجتیه ای، حزب قاعدین، گروه عافیت طلب، اسلام شاهنشاهی، اسلام عافیت طلب و ولایتی های بی ولایت شناخته می شدند. بعدها حلبی، نام انجمن حجتیه مهدویه را برای تشکیلات برگزید و به آن هویت رسمی و قانونی داد.
انجمن حجتیه در کنار بهائیت!
پیش از انقلاب اسلامی، این انجمن با هدف از بین بردن نفوذ بهاییت، تنها تشکیلات غیر دولتی ای بود که در همه شهرها و حتی روستاهای کشور، پایگاه تشکیلاتی داشت، به گونه ای که در همه ادارات و تشکیلات دولتی، افرادی ذی نفوذ و وابسته به انجمن حضور داشتند.اما جالب است بدانیم حتی در ارتش رژیم که از سوی حاکمیت، سخت کنترل می شد، کادرهایی از انجمن بودند.
باید توجه شود ارتش شاه که نظر مساعدی نسبت به بهائیان داشت با کدام انگیزه اعضای انجمن حجتیه را می پذیرفت؟ پس از پیروزی انقلاب اسلامی به دلیل آنکه تشکیلات رسمی بهاییت از بین رفت، انجمن نیز جهت گیری دیگری یافت و با حضور اعضای تشکیلاتی خود در ارگان های اجرایی در صدد اعمال معیارهای اعتقادی خود بود. تأثیرگذاری و شارژ منفی انجمن بر سیاست های جاری انقلاب و نفوذ آنان بر ارگان ها و ادارات تا بدین جا رسید که حضرت امام خمینی(ره) نسبت به این مسئله واکنش نشان دادند و مسئولان را از گسترش این نفوذ و تأثیرگذاری برحذر داشتند.
با وجود که انجمن حجتیه در سال 1362 رسماً تعطیلی خود را اعلام کرد، ولی به صورت غیررسمی فعالیت خود را ادامه می داد تا اینکه در پی سخنان صریح و افشاگرانه امام خمینی(ره) (پیام به روحانیت13/12/67) در ارتباط با مسئله حجتیه و اشاره به آسیب هایی که از سوی این انجمن منحط و انحرافی به اسلام وارد آمده است، مجلس شورای اسلامی با امضاء 70 نفر از نمایندگان طرحی به منظور برکناری و منع انتصاب عناصر حجتیه از پست های کلیدی و حساس کشور تهیه کرد.
این طرح پس از قیل و قال های مخالفان و موافقان، به رأی نمایندگان مجلس گذاشته شد و رد گردید. بنابراین، متأسفانه حساسیتی که امام خمینی(ره) نسبت به این حرکت داشتند، از سوی مجلس وقت به فراموشی سپرده شد؛ حساسیتی که بارها و بارها به آن هشدار داده بودند. از جمله در «احتراز اعضای شورای نگهبان از افراد مقدس نما» می گویند: «حواستان را جمع کنید که نکند یک مرتبه متوجه شوید که انجمن حجتیه ای ها همه چیزتان را نابود کردند.»(رجوع شود به: مجله بیان، ش 5 و 6 ؛ مهر و آبان 1369 )
از تفکر اسقاط تکلیف تا دکترین فعالانه امام(ره)
امام خمینی در معرفی ویژگی های معرفتی صاحبان تفکر انجمن حجتیه می فرمایند:
«بعضی ها انتظار فرج را به این می دانند که در مسجد، در حسینیه، درمنزل، بنشینند و دعا کنند و فرج امام زمان(عج) را از خدا بخواهند و ما کاری نداشته باشیم به اینکه در جهان چه می گذرد، بر ملت ها چه می گذرد... ما تکلیف خودمان را عمل می کنیم؛ برای جلوگیری از این امور هم خود حضرت بیاید، ان شاء الله درست می کنند. دیگر ما تکلیفی نداریم. تکلیف ما همین است که دعا کنیم ایشان بیایند و کاری به کار آنچه در دنیا می گذرد، یا مملکت خودمان می گذرد نداشته باشیم.»
همچنین از منظر امام خمینی(ره) صاحبان این تفکر در زمینه اسقاط تکلیف استدلال می کنند: « من که دلم بیشتر نسوخته به اسلام از حضرت صاحب – سلام الله علیه- خوب، ایشان هم که می بینند این مطالب را؛ خود ایشان بیایند، چرا من بکنم».در این تفکر، دو دسته قرار می گرفتند: «یکی دسته ای که می گفتند باید عالم پر معصیت شود تا حضرت بیاید و ما هم باید دست از امر به معروف و نهی از منکر بکشیم تا مردم هرکاری میخواهند بکنند، در نتیجه، گناه زیاد می شود و به تبع آن، حضرت ظهور میکند، اما یک دسته ای از این بالاتر بودند و می گفتند باید خودمان دامن به گناه بزنیم و مردم را دعوت کنیم به گناه تا دنیا پر از جور و ظلم شود و حضرت – سلام الله علیه- تشریف بیاورند.
خلاصه اینکه تِزِشان این است که بگذارید که معصیت زیاد شود تا حضرت صاحب بیاید. اینان می گویند که یک حکومت عدل اصلاً نباید باشد؛ باید جلوش را گرفت تا حضرت تشریف بیاورند.»یکی از استدلالات تفکر انجمن حجتیه، این است که هر حکومتی اگر در زمان غیبت محقق شود، این حکومت باطل است و برخلاف اسلام است و استدلالشان هم براساس روایت:« کلُّ رایه تُرفَعُ قَبلَ قیام القائم، صاحبها طاغوت» بود. یعنی اینکه هر عَلَمی قبل از ظهور حضرت حجت بلند شود، آن عَلَم، عَلَم باطل است.
حضرت امام خمینی می فرمایند:« آنها مغرور بودند به بعضی روایات که وارد شده است بر این امر که هر علمی بلند شود قبل از ظهور حضرت، آن علم،علم باطل است.آنها خیال کرده بودند که نه، هرحکومتی باشد در صورتی که آن روایات که هرکس علم بلند کند، علم مهدی به عنوان مهدویت بلند کند حالا ما فرض می کنیم یک همچو روایاتی باشد، آیا معنایش این است که تکلیفمان دیگر ساقط است؟»(صحیفه امام ج 20 ، ص 197 )تفکر اسقاط تکلیف با پیامدهای سوء بسیاری که دارد، در جامعه ظهور می کند.
این تفکر به سبب آثار منفی بسیاری که دارد، از دکترین انتظار فعالانه امام خمینی(ره) جدا می شود. یکی از دلایلی که انجمن حجتیه یا تفکر اسقاط تکلیف توانست در دوران نظام سیاسی پهلوی دوم به فعالیت بپردازد، اعتقاد آنان به جدایی دین از سیاست بود، اعتقاد به چیزی که امام خمینی(ره) می فرمایند وقتی شعار جدایی دین از سیاست جا افتاد و فقاهت در منطق ناآگاهان، غرق شدن در احکام فردی و عبادی شد، قهراً فقیه هم مجاز نبود که از این دایره بیرون رود و در سیاست و حکومت دخالت نماید.
این فضای فکری آنچنان قبل از انقلاب جا افتاده بود که حضرت امام(ره) می افزایند که هرکس صد در صد معتقد به مبارزه نبود، زیر فشارها و تهدیدهای مقدس نماها از میدان به در می رفت. وجود تفکراتی چون ما مکلف به جهاد و مبارزه نیستیم و.... و از همه گمراه کننده تر، تفکر حکومت قبل از امام زمان، باطل است.
سبب سخت شدن و کُند شدن مبارزات بود.صاحب نظران این تفکر و به قول امام خمینی، عده ای مقدس نمای واپسگرا، همه چیز را حرام می دانستند و هیچ کس قدرت این را نداشت که در مقابل آنها(حجتیه ای ها) قدعَلم کند؛ کسانی که دیروز مبارزه را حرام کرده بودند و در بحبوحه مبارزات تمام تلاش خود را نمودند تا اعتصاب چراغانی نیمه شعبان را به نفع شاه بکشند.تا دیروز مشروب فروشی و فساد و فحشا و فسق و حکومت ظالمان برای ظهور امام زمان – ارواحنا فداه- را مفید و راهگشا می دانستند.
حکومت مثل نماز ، تعلیق نمیشود
دکترین انتظار از منظر امام خمینی (ره) با حکومت داری اسلامی و به طور مشخص حاکمیت ولایت فقیه تعریف می شود. حضرت امام خمینی(ره) می فرمایند:«نگویید بگذار تا امام زمان(عج) بیاید. ] مگر[ شما نماز را هیچ وقت می گذارید تا وقتی که امام زمان(عج) آمد، بخوانید؛ حفظ اسلام واجب تر از نماز است.
منطق حاکم خمین را نداشته باشید که می گفت: «باید معاصی را رواج داد تا امام زمان بیاید؛ اگر معصیت رواج پیدا نکند حضرت ظهور نمی کند».»(امامت و انسان کامل از منظر امام خمینی(ره)، دفتر چهل و دوم از آثار موضوعی،موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)، 1381 ، ص370 )هم چنین امام خمینی(ره) درباره تلاش جهت زمینه سازی قیام حضرت ولی عصر(عج) می فرمایند:
«قرآن و ضرورت اسلام و قرآن تکلیف کرده است ما را که باید برویم همه کار را بکنیم، اما نمی توانیم بکنیم، چون نمی توانیم بکنیم، باید او بیاید تا بکند، اما باید ما فراهم کنیم کار را، فراهم کردن اسباب این است که کار را نزدیک بکنیم، کار را همچو بکنیم که مهیا شود عالم برای آمدن حضرت – سلام الله علیه-»».»(امامت و انسان کامل از منظر امام خمینی(ره)، دفتر چهل و دوم از آثار موضوعی،موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)، 1381 ، ص377 )
برای مقدمهسازی ظهور چه کنیم؟
بدیهی ترین سوال بعد از اعتقاد به امامت و ظهور وعده داده شده حضرت مهدی(عج) این است که برای مقدمه سازی ظهور دولت کریمه ایشان چه گام هایی و در کدام وسعت می توانیم برداریم؟حضرت امام خمینی (ره)پاسخ این پرسش را در ایجاد حکومت در عصر غیبت می دانند. بر این اساس می فرمایند:« لزوم حکومت به منظور بسط عدالت و تعلیم و تربیت و حفظ نظام جامعه و رفع ظلم و حراست مرزهای کشور و جلوگیری از تجاوز بیگانگان، از بدیهی ترین امور است، بی آنکه بین زمان حضور و غیبت امام و این کشور و آن کشور فرقی باشد.»(همان ص 378 ) پس وجود حاکمی که برپا دارنده و نگهدارنده نظم و قانون اسلام باشد، ضرورت دارد.
از این رو، بنا به ضرورت شرع و عقل، آنچه در دوره حیات رسول اکرم(ص) و زمان امیرمؤمنان، علی ابن ابی طالب(ع) لازم بوده، یعنی حکومت و دستگاه اجرا و اداره، پس از ایشان نیز در زمان ما لازم است.امام خمینی(ره) در ادامه بحث خود، پس از اینکه می فرمایند هیچ کس نمی تواند بگوید که دیگر لازم نیست از حدود و ثغور و تمامیت ارضی و وطن اسلامی دفاع کنیم و...، وارد بحث مهم تری می شوند و اعلام می دارند هرکه اظهار کند تشکیل حکومت اسلامی ضرورت ندارد، منکر ضرورت اجرای احکام اسلام شده و جامعیت احکام و جاودانگی دین مبین اسلام را انکار کرده است.(همان ص384 )
در جایی دیگر نیز پس از بیان این ضرورت، می افزایند:« اعتقاد به تشکیل حکومت اسلامی، اعتقاد به ولایت است.» از این رو، اعتقاد به ولایت و اینکه رسول اکرم(ص) از سوی پروردگار فرمان یافت که ولی امر مسلمانان را تعیین کند، ما را به ضرورت تشکیل حکومت رهنمون می سازد.
بنابراین، باید بکوشیم تا دستگاه اجرای احکام و اداره امور برقرار شود و در این راه، این نکته را از خاطر دور نسازیم که مبارزه در راه تشکیل حکومت اسلامی، لازمه اعتقاد به ولایت است.(همان) هم چنین یکی دیگر از پیامدهای دکترین قیام امام خمینی(ره) و دکترین انتظار انقلابی ایشان، حفظ مرزبندی با فرهنگ منحط غربی است.
امام خمینی(ره) در ضمن بیان ضرورت حکومت به دلیل ترویج تفکر فاصله گرفتن از ایجاد حکومت در عصر غیبت، می فرمایند:« چون در گذشته برای تشکیل حکومت و برانداختن تسلط حکام خائن و فاسد به طور دسته جمعی و بالاتفاق قیام نکردیم و بعضی سستی به خرج دادند و حتی از بحث و تبلیغ نظریات و نظامات اسلامی مضایقه نمودند، بلکه به عکس به دعاگویی حکام ستمکار پرداختند، این اوضاع به وجود آمد و نفوذ و حاکمیت اسلام در جامعه کم شد، ملت اسلام دچار تجزیه و ناتوانی گشت، احکام اسلام بی اجرا ماند و در آن، تغییر و تبدیل واقع شد، استعمارگران برای اغراض شوم خود دست به عمال سیاسی خود، قوانین خارجی و فرهنگ اجنبی را در بین مسلمانان رواج دادند و مردم را غرب زده کردند، این ها همه برای این بود که ما رئیس و تشکیلات رهبری نداشتیم»
مهدویت در منظومه فکری امام خمینی(ره): تلاقی مبدا نظری با مقصد عملی
مهدویت در منظومه فکری امام خمینی(ره) یک مسئله صرفا تاریخی یا اعتقاد کلامی تنها نیست بلکه نقطه تلاقی عقل و نقل و فلسفه و عرفان و جامعه سازی قرار می گیرد. نگاه استراتژیک امام خمینی(ره) به فرهنگ انتظار، از نقاب اعتماد به تقدیرگرایی چهره بیرون کشید و نگرش نقل محور و جبرخاموش فرهنگ انتظار را تصحیح نمود.
امام خمینی با تبیین های علمی و با مبارزه عینی خود به تبیین عملی آیه شریف «ان الله لا یغییر ما بقوم حتی یغییروا مابانفسهم»(آیه 11 سوره رعد) پرداخت . امام خمینی(ره) با گشودن پنجره عقل بر متون نقلی، مفهوم انتظار و منجی گرایی را به اوج آرمانی رساند و راهکار عملی تحقق آن را تئوریزه نمود.در این نگرش، پتانسیل فراوانی برای حرکت و تغییر وضع موجود با بهره گیری از مفاهیم اسلامی و اصل امامت وجود دارد.
در پرتو این تحول جامعه شیعه با حفظ آرمان اصیل امامت به فعال سازی مجدد مفهوم انتظار پرداخت و آنرا اهرمی برای حرکت ، ترمیم و تعالی جامعه تبدیل ساخت.در منظومه فکری امام خمینی(ره) حقیقت دین جز با اجرای حکومت دینی قابل ظهور نیست از همین رو ولایت فقیه در استمرار معرفتی اعتقاد به امامت قرار میگیرد و این استمرار گرچه با نقل نیز تایید شده اما ذاتا از منطق عقلانی برخوردار است چراکه «ولایت فقیه تصورش موجب تصدیقش است» و «ولایت فقیه همان ولایت مطلقه رسول الله است» آموزه مهدویت در اندیشه امام خمینی(ره) هم مبدا نظری ولایت فقیه محسوب می شود و هم مقصد عملی انقلاب اسلامی است.
پیروزی انقلاب اسلامی ایران، نقطه آغاز مهندسی تمدن اسلامی است که به انقلاب جهانی حضرت مهدی(عج) می پیوندد. این مطلب اولین و آخرین پیش گویی امام خمینی(ره) است که فرمودند:«گویی وعده خداوند قادر نزدیک است و امید است این بارقه برق آسا در سراسر جهان پرتوافکنده و نوید فتح مبین میدهد، به حکومت مطلقه منجی آخرالزمان و پناه مستضعفان متصل شود.»(صحیفه امام ج 19 ، ص 447 )