* ابتدا بفرمایید که به نظر شما آیا اصولگرایان به وحدت خواهند رسید یا نه؟ فکر میکنید جبهه پایداری به جبهه متحد اصولگرایان ملحق خواهد شد؟
** جبهه پایداری انقلاب اسلامی با توجه به شرایطی که وجود دارد بر اساس گفتمانی شکل گرفته که بر آن پافشاری میکند. به اعتقاد ما جبهه پایداری به شاخصهای اصولگرایی بر مبنای همان منشور جامعتین که بر اساس فرمایش امام(ره) و مقام معظم رهبری تنظیم شده، معتقد و ملتزم است. بنای ما این است که بر این اصول پایدار بمانیم و ملتزم باشیم. بنابراین دوستان جبهه متحد اصولگرایی اگر در مواردی با انتخاب افرادی در شورای اصولگرایی از این منشور فاصله بگیرند ما از منشور فاصله نمیگیریم.
چرا که بنای ما این است که بر آن شاخصهای اصلی امام و رهبری پایدار بمانیم. البته اگر آن خواستههایی که جبهه پایداری انقلاب اسلامی دارد توسط جبهه متحد اصولگرایان محقق شود طبیعی است که ما هم به آنها ملحق میشویم و این جبهه میتواند با جمیع اضلاعش تشکیل شود. اما اگر آن دوستان حاضر نشوند ابهاماتی که از نظر جبهه پایداری وجود دارد را برطرف کنند طبیعی است که ما نمیتوانیم از اصول خودمان کوتاه بیاییم. بنابراین جبهه پایداری تحت هیچ شرایطی از گفتمان خود که بر اساس شاخصهای امام(ره) و رهبری شکل گرفته است کوتاه نخواهد آمد.
* ابهاماتی که شما به آن اشاره میکنید به طور مشخص به چه چیزهایی برمیگردد؟
** در منشور جامعتین آمده کسانی که در جبهه اصولگرایی قرار میگیرند باید به ارزشهای دینی و انقلاب اسلامی ملتزم باشند و سخنان رهبر معظم انقلاب را فصلالخطاب بدانند. فصلالخطاب دانستن سخنان مقام معظم رهبری چیزی است که به صراحت در منشور جامعتین آمده است. حرف ما الان این است که اگر کسی بخواهد در جبهه متحد اصولگرایی حضور داشته باشد که قبلا سخن مقام معظم رهبری را فصلالخطاب ندانسته، قطعا نمیتواند در چنین جایگاهی حضور داشته باشد.
مثلا در فتنه ۸۸ بعد از سخنرانی مقام معظم رهبری در نماز جمعه تهران که فرمودند: «باید قانون مبنا باشد و ذرهای از قانون عقبنشینی نمیکنیم و اردوکشی خیابانی باید متوقف شود. اردوکشی خیابانی مربوط به زمان انتخابات است و بعد از آن دیگر جای اردوکشی خیابانی نیست بلکه جای قانون است. هرکس حرفی دارد باید به قانون و مراجعی که قانون تعیین کرده است مراجعه کند.» اما برخی سکوت کردند. ما فکر میکنیم اینطور رفتارها درست نبود و اگر همانطور که در منشور جامعتین آمده معتقد باشیم که سخن امام(ره) و رهبری باید فصلالخطاب باشد، پس کسانی که این ملاک را عملیاتی نکردند قاعدتا در جبهه اصولگرایی نمیتوانند قرار بگیرند و برای اصولگرایان در انتخابات نامزد معرفی کنند.
از دیگر مواردی که در آن منشور مورد تاکید قرار گرفته این است که افراد باید در برابر فتنه موضعگیری داشته باشند. آدمهایی که در آن شرایط سکوت پیشه کردند و به میدان نیامدند تا مسائل را برای مردم تبیین کنند و به تعبیری خواص ساکت تلقی شدند نمیتوانند در محور اصلی اصولگرایی به آنها در سراسر کشور مشاوره دهند و به آنها نامزد معرفی کنند. به نظرم آقای لاریجانی به عنوان رئیس مجلس و در واقع رئیس یک قوه نباید در شورای جبهه متحد برای انتخابات آینده تصمیمگیری کند. همینطور آقای قالیباف که شهردار تهران است. یک شهردار میخواهد برای کل کشور تصمیم بگیرد که مردم به چه کسی رای دهند؟ یا آقای باهنر.
در حالی که ایشان به راحتی میتوانست مثل آقای حدادعادل، مثل آقای محمدجواد لاریجانی و دیگران وارد عرصه شود و مسائل را برای مردم باز کنند. شاید اگر این آقایان زودتر وارد صحنه شده بودند نهم دی زودتر اتفاق میافتاد و برای برخی از مردم که احیانا ذهنشان دچار تشویش شده بود، حقایق زودتر روشن میشد و نیازی نبود که آن اهانتها به ساحت مقدس امام حسین(ع) در روز عاشورا انجام شود تا فردای آن در روز نهم دی مردم به خیابانها بیایند.
* ولی ممکن است افرادی که شما به آنها اشاره میکنید پاسخهایی برای شما داشته باشند. مثلا بگویند که سخنانی که آقای روانبخش میگوید ربطی به وضعیت امروز اصولگرایان ندارد و الان بحث اصولگرایان مسئله جریان موسوم به انحرافی است.
** ببینید برای ما که فرقی نمیکند. یکی از خطوط ما در جبهه پایداری مقابله با جریان انحرافی است. اتفاقا ما حتی کسانی که امروز به جریان انحرافی معروف هستند را نه تنها در جبهه پایداری نمیپذیریم بلکه یکی از شاخصههای ما زاویه داشتن با آنهاست. اگر ما بفهمیم کسی با جریان انحرافی زاویه نداشته و نسبت به آن موضعگیری نکرده باشد، اصلا در جبهه پایداری راهش نمیدهیم. همانطور که فتنه برای ما یک مرز است جریان انحرافی هم یکی از مرزهای ما در جبهه پایداری است.
* در این میان شما آقای احمدینژاد را کجای این جریان میدانید؟
** آقای احمدینژاد هم به دلیل یازده روز مورد انتقاد است. از این جهت برای ما مطرح نیست که کسی همراه آقای احمدینژاد باشد یا همراه آقای هاشمی و دیگران. در واقع آن چیزی که برای ما مهم است اسلام، ارزشهای اسلامی و ولایت فقیه است چرا که ما بر اساس اعتقاداتمان عمل میکنیم.
* اینها را که دوستان شما هم در جبهه متحد اصولگرایان میگویند اما اختلاف از آنجایی شروع میشود که بحث به مصادیق کشیده میشود...
** بله همینطور است. شعار که ممکن است هرکسی بدهد اما در مقام عمل مهم است. ما جزو کسانی بودیم که از طرفداران جدی آقای احمدینژاد بودیم و صریحترین مواضع و حمایتها را درمورد ایشان داشتیم اما همین که آقای احمدینژاد همچنان آقای مشایی در کنار خود در دولت دارد، ما جزو اولین کسانی بودیم که موضعگیری کردیم. آن هم موضعی جدی و قاطع و محکم. اولین موضع محکم را حضرت آیتالله مصباحیزدی و شاگردان ایشان گرفتند. الان هم ما در برابر آن جریان موضع داریم و در این زمینه کتاب و مقالات متعددی منتشر کردهایم.
بنابراین آنچه برای ما اصل است، اعتقاد، اندیشه و فکر است وگرنه همینطوری به دنبال این و آن راه نمیافتیم. اگر ما هم در انتخابات ۸۴ و هم ۸۸ از احمدینژاد حمایت کردیم به دلیل گفتمان امام(ره) و انقلاب بود و در واقع ما به این گفتمان رای دادیم و هرکسی که به هر میزان از این گفتمان فاصله گرفت، همان مقدار هم ما از او فاصله گرفتیم.
* الان به طور مشخص شما چه موضعی نسبت به آقای احمدینژاد دارید؟
** موضع ما نسبت به آقای احمدینژاد همان موضع خود حضرت آقا (مقام معظم رهبری) است. یعنی به عنوان دولتی که در راس کار است و به عنوان یک دولت که مورد تائید مقام معظم رهبری است - دولت به معنای حقوقی آن- همانطور که دولتهای دیگر هم تا زمانی که تائید رهبری بالای سرشان قرار داشت وظیفه همه بود که از آن حمایت کنند.
* آیا شما از اینکه در دو دوره انتخابات از آقای احمدینژاد حمایت کردید، پشیمان هستید؟
** نه. اتفاقا بسیار خوشحال هستیم. چون اگر از آقای احمدینژاد حمایت نمیکردیم در انتخابات ۸۴، هاشمی بر سر کار میآمد. در انتخابات ۸۸ هم اگر از آقای احمدینژاد حمایت نمیشد کودتای مخملی رقم میخورد. واقعیت این است که ما در سال ۸۸ میدانستیم که در کنار آقای احمدینژاد مشایی هم هست اما نه مشایی تا این اندازه پررنگ لذا باید از آقای احمدینژاد حمایت میکردیم.
* یعنی اگر برای دور بعد هم امکان کاندیدا شدن آقای احمدینژاد وجود داشت، باز هم شما از ایشان حمایت میکردید؟
** ما از همین الان به فکر آن هستیم که روی کسی سرمایهگذاری کنیم که در آن شرایط به تنگنانخوری که آن وقت انتخابات در مثل آن چهار نفر منحصر نشود و مجبور شویم مثلا به کسی مانند آقای احمدینژاد رای دهیم. البته اگر شرایط سال ۸۸ تکرار شود باز هم به احمدینژاد رای میدهیم. در آن شرایط ما میان احمدینژادِ با مشایی از سویی و دیگران از سوی دیگر مقایسه کردیم که باز احمدینژاد حتی با همین مشاییاش هم بر آنها از نظر ما ترجیح داشت. بالاخره دولت احمدینژاد کارهای بسیار بزرگی در کشور انجام داد.
عمران و آبادانیها و همچنین ارتقای علمی ما را بالا برد و زحمات زیادی کشید و مردم هم با تمام وجود خدمات دولت نهم و دهم و به ویژه دولت نهم را کاملا احساس میکنند. نمونه این خدمات را میتوان در سیاست خارجی، بحث هستهای، هوا فضا و غیره دید که نشاندهنده کارهای بزرگ دولت احمدینژاد است. اما اشتباهات دولت قابل توجیه نیست.
* البته در کنار مسائلی که شما به آن اشاره کردید یکی دیگر از مسائلی که وجود دارد بحث فساد اقتصادی است.
** اگر ما اختلاسهای زمان دولت سازندگی را هم بررسی کنیم، زیاد بود.
* مورد فاضل خداداد را میفرمایید؟
** بله. همان را میگویم.
* اختلاس فاضل خداد ۱۲۳ میلیارد بود.
** بله همان مبلغ را اگر با ارزش پول امروز حساب کنید رقم بالایی میشود.
* البته تا جایی که ما میدانیم مسئله فاضل خداداد مربوط به دولت آقای هاشمی نبود.
** خب در این مورد هم الان همین است. در این مورد هم خود آقای پورمحمدی میگوید که این مسئله به دولت برنمیگردد اما به هر صورت آن چیزی که اتفاق افتاد، هم دولت، هم مجلس و هم قوه قضائیه درصدد هستند که این قضیه را به یک جایی برسانند. اینجور اتفاقات چه در دولت آقای خاتمی، چه در دولت آقای احمدینژاد و چه در دولت آقای هاشمی از مواردی است که نمیشود بگوییم منحصرا مربوط به این دولت است و اگر دولت دیگری بود چنین اتفاقی نمیافتاد. این موارد وقتی اتفاق میافتد قاعدتا دستگاه قضایی موظف است که با آنها برخورد کند.
از سوی دیگر قوه مجریه هم باید راههای نفوذ چنین افرادی را ببندد تا آنهان توانند اختلاس کنند. به فضل الهی دستگاه قضایی همه اموال کسانی که در این اختلاس شرکت داشتند را بلوکه کرد و به دستور مقام معظم رهبری هم هرکسی که در این مسئله نقشی داشته چه از دولت و چه از مجموعه بیرون از دولت باشد قاعدتا باید به مردم معرفی و محاکمه شود و برای ما هم فرقی نمیکند. ما هم معتقدیم که هرکسی تقصیری داشته باید محاکمه شود.
* برگردیم به بحث جبهه پایداری. چرا با توجه به اینکه در ابتدا بحث محوریت آیتالله مصباح در جبهه پایداری مطرح بود اما اخیرا ایشان نقش خودشان را از محوریت جبهه پایداری به رهبری معنوی و چنین چیزهایی تقلیل دادهاند؟
** ببینید از ابتدا هم بحث رهبری آیتالله مصباح در جبهه پایداری مطرح نبود. بلکه جبهه پایداری با مشورت و حمایت ایشان تاسیس شد. الان هم همان حمایت جدی را دارند. چنانچه در سخنرانیهای اخیرشان همان حمایت پررنگ از جبهه پایداری دیده میشود اما اینکه حالا بعضی فکر بکنند که آیتالله مصباح رهبر جبهه پایداری هستند و قرار بر این است که در ریز همه مسائل دخالت داشته باشند، اینطور نیست. هدف اصلی در واقع این بود که جبهه پایداری بتواند از اقدامات آن جریان انحرافی جلوگیری کند و تابلوی اصیلی از گفتمان امام(ره)، انقلاب و سوم تیر بلند شود که نیروهای ارزشی که در استانها هستند بتوانند تابلوی بدلی را از تابلوی اصلی تشخیص دهند تا دچار اشتباه نشوند.
به همین دلیل است که تابلوی جبهه پایداری بلند شد تا جریان انحرافی نتواند از این مسئله استفاده کند و به نیروهای مخلصی که در استانها هستند نتوانند فکر خودشان را تحمیل کنند. به همین ترتیب موضع جبهه پایداری وقتی شفاف شود خواهید دید که گفتمان اصیل امام(ره) و انقلاب اسلامی هم در برابر جریان فتنه و هم جریان انحرافی مشخصا ست.
* آیا جبهه پایداری معتقد به جدایی احمدینژاد از مشایی است؟
** دیگر فکر نمیکنم چنین چیزی اتفاق بیفتد. ما همیشه جزء آرزوهایمان بود که یک روزی آقای احمدینژاد از مشایی فاصله بگیرد اما تاکنون این اتفاق نیفتاده است. اگر روزی متوجه شویم که آقای احمدینژاد از این آدم فاصله گرفته است، قطعا آن روز، روز خوشحالی ما خواهد بود.
* اخیرا آقای آشتیانی، نماینده قم گفته است که جبهه پایداری میخواهد در انتخابات مجلس لیست خود را ارائه دهد و اینطور که ایشان گفتهاند ظاهرا خود شما و آقای ذوالنور هم قرار است از قم کاندیدا شوید. آیا شما قصد کاندیدا شدن در انتخابات مجلس را دارید؟
** من فعلا انتخابی میان قم و تهران نکردهام و هنوز بین قم و تهران در فکر هستم. تا روزهای پایانی ثبتنام نظر نهاییام را اعلام میکنم که از سوی قم یا تهران کاندیدا خواهم شد.
* پس قطعا کاندیدای انتخابات مجلس هستید.
** بله. کاندیدا شدنم قطعی است.
* آقای ذوالنور هم همینطور؟
** ایشان هم قطعا کاندیدا میشوند البته آقای ذوالنور قطعا کاندیدای قم خواهند شد.
* نظر شما درمورد اینکه آقای آشتیانی گفته برخی علما نسبت به این مسئله دید خوبی ندارند چیست؟
** من فکر نمیکنم چنین نظری داشته باشند به این دلیل که آنها متعلق به همه مردم هستند و بعید میدانم که از فرد یا گروه خاصی حمایت کنند. در واقع هیچ وقت اینطور نبوده است.
* آقای آشتیانی گفته است که به ایشان هم پیشنهاد حضور در جبهه پایداری را داده بودند. شما میدانید چه کسی در جبهه پایداری از آقای آشتیانی دعوت کرده بود؟
** من نشنیدم که پیشنهادی به ایشان شده باشد. نمیدانم.
* آیا جامعه مدرسین دارای موضع مشترک در انتخابات آینده با جبهه پایداری است؟
** جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در حد همان منشور جامعتین که به امضای آیتالله یزدی و آیتالله مهدویکنی رسیده است دارای مواضع مشترک هستند. درواقع نمایندگان آیتالله یزدی و آیتالله مهدوی در جبهه متحد حضور دارند. آنطور که آیتالله کعبی گفتهاند ظاهرا این نمایندگان برای نظارت بر جریان اصولگرایی انتخاب شدهاند.ا لبته جامعه مدرسین قطعا برای سراسر کشور لیست نمیدهد.
* شما از وقتی که جبهه پایداری تشکیل شد تصمیم بر کاندیداتوری گرفته بودید یا به تازگی به این نتیجه رسیدهاید؟
** از همان زمان در ذهنم بحث انتخابات مطرح بود. یعنی با خود فکر میکردم که آیا وظیفه من این است که در انتخابات مجلس آینده شرکت کنم یا نه؟ اما اینکه در نهایت به این نتیجه برسم که ثبتنام کنم چیزی است که هنوز هم در آن قطعیت زیادی ندارم. اما واقعیت این است که بعد از مدتها فکر روی این مسئله و استفاده از مشورتهایی که با برخی از اشخاص در این زمینه داشتم به این نتیجه رسیدم که اصل حضور در انتخابات مجلس برای من ضروری است. به همین دلیل تا یکی دو روز آینده مشخص خواهد شد که از سوی تهران یا از سوی قم در انتخابات ثبتنام میکنم.
* چه ضرورتهایی باعث شد تصمیم جدی برای کاندیدا شدن بگیرید؟
** به دلیل اینکه هدف ما این است که گفتمان اصیل انقلاب و اصولگرایی که به آن ملتزم هستیم و سالهاست برای آن تلاش میکنیم به نظرم با حضور در مجلس بهتر میتوانیم از مواضع خودمان دفاع و آن را تبیین کنیم. فکر میکنم لازم است کسانی در مجلس حضور یابند که بر اصول انقلاب محکم ایستادهاند و اهل معامله بر سر آن نیستند. آن چیزی که برای من تا حالا مهم بوده، اصل انقلاب است. اصل انقلاب برای من مهمترین مسئله است. برای شخص من، فرد، دسته، گروه و خانواده هیچ وقت ملاک نبوده است.
* با چه کسانی در این مورد مشورت کرده بودید؟
** غالبا با کسانی مشورت میکنیم که خبره فن هستند و خیر انسان را میخواهند. نه آنهایی که جنبههای فردی و شخصی را در مسائل دخالت میدهند. من هم طبیعتا با کسانی این مسئله را مطرح کردم که در مشورت به آدم خیانت نمیکنند. حالا لازم نیست اسم شخصی را بیاورم اما قطعا اشخاصی که من با آنها مشورت کردهام کسانیاند که هم دارای تعقل لازم و خبره فن هستند.
* با آقای مصباح هم مشورتی در این زمینه داشتهاید؟
** نیازی نمیبینم که از شخص خاصی نام ببرم اما به هر حال آدم وقتی میخواهد مشورت کند باید با افرادی این کار را انجام دهد که اهل فن باشند.