* آقای انتصار؛ دیدگاه شما درباره کردستان امروز ایران چگونه است؟ به عبارتی، آیا میدانید اوضاع کردستان ایران را از انقلاب ایران در 1357 به بعد بررسی و تحلیل بفرمایید.
** از لحاظ اقتصادی، کردستان در اوضاع فعلی امروز، نسبت به دو دهه قبل پسرفت داشته است. این امر را میتوان ناشی از افت و رکود اقتصادی ایران دانست. از آغاز انقلاب اسلامی ایران تاکنون، تولید ناخالص داخلی ایران 40 درصد کاهش داشته است و اگر دیگر بخشهای ایران را در نظر نگیریم، کردستان در 25 سال اخیر از لحاظ اقتصادی پیشرفت قابل ملاحظهای نداشته است.
از نظر سیاسی، کردهای ایران فعالتر و هشیارتر شدهاند و خصوصاً نسل پس از انقلاب، از نظر تحصیلات آکادمیک و آگاهی، با توجه به پیشرفتهای جهان امروز رشد قابل تاملی یافته است. این پتانسیل به وجود آمده کاملا محسوس است و مشهود.
* حالا با توجه به این دیدگاه شما نسبت به وضعیت اجتماعی و سیاسی کردهای منطقه ایران و عراق و ترکیه، آیا میتوان پذیرفت که آینده کردستان، در جهت رشد و توسعه است؟
** بله؛ من دید خوشبینانه دارم دربارهی رشد اجتماعی و توسعهی سیاسی کردهای ایران و عراق و ترکیه، اما دربارهی اقتصاد منطقه، چندان خوشبین نیستم. اگر ترکیه به اتحادیه اروپا بپیوندد، آنگاه من دربارهی افق تازهی به وجود آمده در اقتصاد آنها میگویم که کردها میتوانند از منفعت و سود اقتصادی و سیاسی بنا به پیروی ترکیه از قوانین اتحادیه اروپا، بهرهمند باشند.
به عنوان مثال، ترکیه باید یک نظام قانونی را به اجرا درآورد که رفتارش نسبت به غیر ترکها در سطحی باشد که مورد نظر استانداردهای رسمی اروپاست.
* امروزه در گفتار سیاسی داخل ایران، کاربرد واژگان "خودمختاری" و "ناسیونالیسم" پسندیده نیست و نوعی حساسیت بیسبب و علت را ایجاد میکند. در زبان تحقیقی، برای ابراز این مسایل، چه باید کرد؟
** من تصور میکنم که بعد از جنگ سرد و انحلال اتحاد جماهیر شوروی و نابودی ناشی از جنگ بالکان و بعضی از قسمتهای بلوک شوروی سابق، تصویر ناپسند و غیر مقبولی از "ناسیونالیسم" به وجود آمد و خصوصاً این مسأله دربارهی کشت و کشتار یوگسلاوی سابق مصداق مییابد. هر چند ناسیونالیسم را میتوان نیرویی در جهت دموکراسی و اتحاد در جوامع چند ملیتی نامید. شاید ما بتوانیم در کنار اندیشه ناسیونالیسم، از بحثهای "مردمسالاری" و حتی "جامعه مدنی"، برای انتقال پیام استفاده کنیم و ناسیونالیسم را در لابهلا مطرح کنیم.
* امروزه، مسألهی قومیت در ایران مطرح شده است. پان ایرانیستها یا جمهوریخواهان و... دربارهی نقش کلیدی و عمدهی قومیتها اصرار دارند. حال بنا به رأی ممکن و مقدور، با توجه به واقعیتهای امروز جامعه ایران، کردها در آیندهی قدرت ایران چه باید بکنند و چه نقشی را در ساختار اجتماعی و سیاسی ایران داشته باشند؟
** قومیت یا نژاد، باید در بافت تغییرات اجتماعی به عنوان یک نیروی مثبت مورد بحث قرار بگیرد. در غیر این صورت، از آن به عنوان یک عامل ویرانگر و منفی یاد میشود. اگر قومیت و نژاد، به عنوان یک اصل عملکردی در جامعه شناخته شود، آن جامعه همواره به سوی اقتدارگرایی سوق خواهد یافت و قاعدهی مستثنی وجود ندارد. به عبارت دیگر، منحصر بودن و تک بودن جانشین شمول خواهد شد.
* جلال طالبانی پس از مدتها کش و قوس تاریخی گفت که خودمختاری برای کردها بیثمر است، ولی چرا امروزه به این نتیجه رسیدهاند؛ در حالی که شاید سالها قبل میتوانست به این امر بپردازد؟
** تصور من بر این است که اظهار اخیر جلال طالبانی در بافت رخدادهای اخیر عراق قرار میگیرد و با توجه به شرایط امروز عراق، این گفتهها را بیان کرد و راجع به این مبحث سخن گفت که چگونه کردهای عراق میتوانند اهداف و منافع خود را به حداکثر برسانند. آن چه او بیان کرد، احتمالا به این معناست که چهگونه کردها میتوانند سود بیشتری به دست بیاورند اگر جزیی از تصویر عراق بزرگ باشند. این دید درستی است از انزوا و جدایی در عراق شکسته و چموش امروز.
* بعضی از فعالان کردستان به روشنفکری دینی و مسأله حرکت دینی در کردستان باور دارند؛ اما آیا حرکت دینی و مذهبی در کردستان موفق میشود؟
** حرکت مذهبی در کردستان امروز به قدرت و انسجام دیگر بخشهای عراق و خاورمیانه نمیتواند باشد یا به عبارتی نیست. حرکت سیاسی کردها تحت شعاع نیروهای سکولار قرار گرفته است و آنها احتمالاً مدت زمان بسیاری باقی نخواهند ماند. دورنمای درازمدت این حرکت و خیزش اسلامیگری در بین کردها، با موفقیت یا شکست موجودیت سکولار مشخص و معین خواهد شد. باید این نکته را به خاطر داشته باشیم که اسلامیگری به عنوان نیروی سیاسی، زمانی به وجود خواهد آمد که خلاء سیاسی وجود داشته باشد که نتواند توسط نیروهای موجود رفع شود.
* آیا امروزه کردها میتوانند در گفتمان سیاسی جهان نقشی داشته باشند؟
** این مساله کاملاً بستگی به اتفاقهای آیندهی خاورمیانه دارد. در دههی آیندهای که در پیش است، اگر منطقه از این مخمصه فعلی رها شود، آنگاه کردها میتوانند نفوذ و قدرت حاصل از اهرم به وجود آمده را داشته باشند. اگر بازیکنان حاضر در عرصهی منطقه یا جهان، آن چه را که در خاورمیانه به اجرا میگذارند، تاثیرهای زیادی بر قدرت مانور کردها خواهد داشت که چهگونه بتوانند به عنوان یک بازیگر دارای نقش در جهان امروز، به ایفای اجرای مورد نظر خود بپردازند.
* آیا نزاع کردها در خاورمیانه روزی به پایان خواهد رسید؟
** این مشکل و معضل کردها یا محذور و تنگنای به وجود آمده، به خودی خود مرتبط با نزاعهای فعلی است که در خاورمیانه وجود دارند. اگر منطقه از این بخش از تاریخ، از نزاعها و درگیریها و جنگ رها شود و اگر بپذیریم که روابط جهانی، بازی غیر دسته جمعی نیست که بتوان هم بازنده بود و هم برندهی میدان، آنگاه مشکل و معضل کردها افق بهتر و دورنمای منطقیتری خواهد یافت. اما دوباره باید خاطرنشان کرد که شرایط و اوضاع و احوال و بافت کلی تصویر سیاسی جهانی در منطقه را باید با دقت نگریست.
* طبعاً برای رسیدن به ساختار اجتماعی جدید، وظیفهی خاص و خطیری بر دوش روشنفکران و فعالان سیاسی و فرهنگی کرد در جامعهی امروز کردستان است، پیشنهاد شما چیست؟
** روشنفکران و فعالان سیاسی و فرهنگی مناطق کردنشین ایران، در برابر موانع و مشکلات به وجود آمده نباید منزوی و گوشهگیر باشند و همچنان باید حضور و دوام خود را ادامه دهند. روشنفکران مشعل امید را برای حرکت جامعه نگاه میدارند تا چراغ فراه راه حرکت آنان باشد. اما از سوی دیگر نباید خود را دارای نقشی مستقل از مردم بپندارند، بلکه باید هشیار باشند و نظارهگر جامعهای که در آن زندگی میکنند. تنها حامیان سادهی علایق و تمایلات و منافع محدود و معدود خود نباشند و این وظیفهی هر روشنفکر و فعال داخل اجتماع است، چه کرد و چه غیر کرد.
* یک بار در مقالهای در پاسخ به تحلیلهای جهتدار و گاه پرمنظور حمیدرضا جلاییپور، اشاره کردم که در ایران امروز و محافل سیاسی و اجتماعی، "هنوز به کردها اعتمادی وجود ندارد"، دیدگاه شما را میخواستم بدانم.
** این شک و تردید به جای مانده و کشدار در بین بعضی از ایرانیان نسبت به کردها وجود دارد، با این ذهنیت که کردها ابزاری در دست دشمنان ایرانند. البته هیچ شاهد و سند تجربی در این باره وجود ندارد و هنوز متأسفانه این ترس قدیمی باقی مانده است و حصاری از بیاعتمادی و نوعی شک و تردید ادامهدار در ذهن بعضی از اصلاحطلبان ایرانی باقی مانده است.
* در مورد مسألهی قومیتها در ایران، آیا شما خطر مبهم و ساخته و پرداختهی "توهم تجزیه" را باور دارید؟
** بازشناسی و درک درست از حقوق نژاد و قوم در جوامع چند ملیتی، منجر به گرایشها و تمایلات جداییطلبی یا جداییخواهی نمیشود. من استدلال خواهم کرد که مخالف و عکس این مسأله صادق است و آن این که عدم شناخت درست از حقوق و نیز محرومیت از حقوق مجاز و مشروع و قانونی گروههای قومی و نژادی، موجب بروز آزردگی و بیزاری ملت و اقوام میشود. اگر این شناخت درست وجود داشته باشد، چنین مسایلی پدید نمیآید.