عباس خسروانی / Abbas.khosravani@yahoo.com
کشورهای غربی که سلطه بر جهان را اصلیترین سیاست خود قرار دادهاند از مولفههای بسیاری برای رسیدن به اهداف سلطه طلبانه خود بهره برداری میکنند. از جمله این مولفهها حقوق بشر است.حقوق بشری که ابعادی برای آن در نظر گرفته نمیشود و تعریف آن صرفا بر اساس منافع غرب صورت می گیرد.
به عنوان مثال دولت های حاکم در کشورهای غربی که با ادعای دفاع از حقوق بشر مجوز دخالت در امور سایر کشورها را برای خود صادر می کنند، اعتراضات مردمی ملت های خود را آشوب و اغتشاش می نامند و به سرکوب معترضان میپردازند. سرکوبی که نمود آن را در سرکوب جنبش وال استریت و ضد سرمایهداری در آمریکا و اروپا که مصداق بارز نقض حقوق بشر است میتوان مشاهده کرد.
کشورهای غربی در حالی برای مرگ افراد در کشورهای خاص اشک تمساح ریخته و پرونده حقوق بشری تشکیل میدهند که هنوز پروندهای برای جنایات ضد بشری آنها در سطح جهان باز نشده است.همین تناقضات آشکار رفتاری است که باعث شده از تمام مصادیق لیبرالیسم نوین شاید هیچ مفهومی را همانند حقوق بشر نتوان یافت که از یک سو تا این اندازه دلپذیر و از سوی دیگر به این میزان مورد سوء استفاده ابزاری مدعیان آن قرار گرفته باشد. این مفهوم بویژه در یک دهه گذشته یکی از تاثیرگذارترین مولفهها در حوزه سیاست خارجی و عامل پیش برنده اهداف سلطه طلبانه قدرتهای غربی و در راس آنها آمریکا بوده است.
در عصری که مبارزه با تروریسم، بنیادیترین اصل در سیاست خارجی آمریکا بیان شده، تعریف «آمریکایی» و نه «جهانی» از حقوق بشر به یکی از بزرگترین نگرانیهای نهادهای بینالمللی حقوق بشری تبدیل شده بویژه آنجا که آنها با جنایات گسترده آمریکاییها در پاکستان و زندانهای بگرام افغانستان و ابوغریب عراق و سیاست های سرکوبگرانه آنها در داخل روبهرو میشوند.شواهد و مدارک فراوانی وجود دارد که نشان می دهد علی رغم همه ادعاهای دولت های غربی در غرب نیز نقض حقوق بشر وجود دارد همان گونه که در تمامی نقاط جهان چنین چیزی کم و بیش مشهود است. موارد متعددی از نقض حقوق بشر که در غرب دیده شده از سوی گروههای مستقل مورد تعقیب قرار گرفته و اعتراضهایی علیه آنها ترتیب داده شده است.
به عنوان مثال گزارشهای منتشر شده از جنایات آمریکاییها در زندان گوانتانامو موجب تشکیل گروههای مدافع حقوق بشر بیشماری در سراسر اروپا شده و این گروهها حرکتهای اعتراضی زیادی را نیز ترتیب داده اند، شبیه این اقدام در زمان جنگ ویتنام نیز در سراسر جهان روی داده و طی آن گروههایی از تمام کشورهای جهان در اعتراض به مداخله آمریکا در جنگ ویتنام بسیج شده اند که با توجه به فعالیت های نهاد های متعدد حقوق بشری و مواضع آنان علیه سیاست های ضد حقوق بشری دولت های غربی هنوز نتوانستهاند کاری از پیش ببرند. اینکه آیا این اعتراض منجر به نتیجه شده و چیزی را تغییر می دهد،جای تردید دارد.
هر چند نمونه های اندکی وجود دارد که طی اعتراض های مردمی،تغییراتی در سیاست های تاکتیکی دولت های غربی صورت گرفته اما در حالت کلی این اعتراضها بی نتیجه بوده است، از این رو باید دید که آیا قدرتها آماده اند به صداهای انتقادی و اعتراضات گوش فراداده و آنها را در تصمیم گیریهای خود لحاظ کنند یا نه؟یکی از موسساتی که در این زمینه با تهیه گزارش علیه نقض حقوق بشر در آمریکا موضع گرفته است موسسه چینی «گفتگوی بشر دوستانه» است.این موسسه چینی در جدیدترین گزارش خود از وضع حقوقبشر در دنیا، ضمن اعلام آمریکا، به نام بزرگترین ناقض حقوقبشر در دنیا اعلام کرد:در حالیکه آمریکا سالانه کشورهای بیشماری را به نقض حقوق بشر متهم میکند،فاش کردن حقایق درون آمریکا، مردم آن را در برابر تبلیغات گمراه کننده دولتشان، آگاه میکند.
بر اساس این گزارش، نام آمریکا در صدر فهرست کشورهایی قرار میگیرد که چه در داخل و چه در خارج از کشور خود مرتکب بیشترین موارد نقض حقوق بشر میشوند، به طوری که با شنیدن اسم حقوق بشر، همچنان تصاویر زندان «ابوغریب» در عراق، زندان پایگاه نیروی دریایی آمریکا در خلیج گوانتانامو در کوبا موسوم به «زندان گوانتانامو» و «بگرام» در افغانستان، به ذهن خطور میکند. این در حالی است که وزارت امور خارجه آمریکا گزارش های متعددی درباره نقض حقوق بشر از سوی دیگر کشورهای دنیا منتشر و آنها را آماج تهمتهای مختلف قرار داده است، در حالی که از نقض گسترده حقوق بشر در کشور خود سخنی به میان نیاوردهاست.
بنا بر این گزارش، در زمان کنونی که شهروندان آمریکا، خود، از خطرناکترین موارد نقض حقوق بشر رنج میبرند، انتشار چنین حقایقی از اوضاع نابسامان حقوق بشر آمریکا در سال 2007، آنان را در مقابل تبلیغات گمراه کننده و فریبدهنده دولتشان، آگاه میکند. این گزارش با استناد به گزارشهای منتشر شده در آمریکا نشان میدهد آمریکا در صدر فهرست کشورهایی قرار دارد که بیشترین موارد نقض حقوق بشر در آنها اتفاق میافتد.بنابر گزارش رسانههای بینالمللی، در چند سال گذشته در زندانهای نیروهای آمریکایی در افغانستان، بازجویان انواع وسایل شکنجه را جهت اقرار گرفتن از زندانیان افغان مورد استفاده قرار داده و موجب مرگ تعدادی از آنها شدهاند.
برخی از زندانیان این شکنجهگاه نیز تحت تاثیر عوامل روحی و آزارهای جسمی، جان خود را از دست داده یا خودکشی کردهاند. در واقع، این زندانیان بدون هیچگونه اتهام مشخصی قربانی دکترین مبارزه نامحدود با تروریسم شدهاند. نکته اینکه، زندانیان افغان که در اختیار نیروهای آمریکایی در زندان بگرام هستند به هیچ یک از نهادهای قضائی افغانستان دسترسی ندارند تا به صورت عادلانه محاکمه شوند.به نوشته روزنامه نیویورک تایمز، در سال 2002 دو تن از زندانیان به خاطر آویزان شدن از ساعد جان سپردند. بعضی از زندانیان در موقعیت دشواری قرار دارند و برخی هنوز هم در کانتینرهای بزرگی محبوسند و از هوای آزاد به ندرت بهره میبرند. همین خشونتها موجب شد دولت افغانستان از نیروهای آمریکایی بخواهد تا اداره این زندان را در طول یک ماه به دولت افغانستان واگذار کند.
از نمونههای دیگر این جنایات میتوان به اعترافات «کلوین گیبز»، گروهبان ارتش آمریکا به کشتار سه غیرنظامی افغان و بریدن و جمعآوری انگشتهای قربانیان اشاره کرد. عدهای دیگر از نظامیان ارتش آمریکا نیز به جمعآوری مجموعهای از انگشتان بریده شده مردم افغان و کشتار وحشیانه کودکان با استفاده از نارنجک در ولایت قندهار اعتراف کردهاند. در این جنایت، جرمی مورلاک، سر دسته سربازان آمریکایی با یک سرباز دیگر بر سر چگونگی کشتن یک پسر بچه افغان مسابقه میدهند.
آنها این پسربچه را صدا میکنند و در فاصله پنج متری وی، همزمان مورلاک نارنجکی را به سوی وی پرتاب کرده و هولمز با اسلحه اتوماتیک خود شش گلوله به سوی پسربچه شلیک میکند. در این مسابقه هولمز برنده میشود چون گلولههای شلیک شده توسط اسلحه او، موجب مرگ پسر بچه افغان شده بود.چنین وقایعی اولین و آخرین موارد اقدامات غیر انسانی و نقض حقوق بشر توسط نیروهای نظامی آمریکا در افغانستان نبوده و در آینده هم تکرار خواهند شد.
همچنین در خصوص نقض حقوق بشر در داخل آمریکا باید گفت بر اساس گزارش وزارت دادگستری آمریکا در سال 2007 حدود 2002 مورد حالت فوت بر اثر بازداشت، در 47 ایالت رخ داده است که در میان آنان 1095 مورد یا 55 درصد، بر اثر شلیک گلوله پلیس محلی، در برخی ایالتها جان خود را از دست دادهاند. این گزارش میافزاید: این موارد به غیر از سوء استفاده افراد پلیس از قدرت است به طوری که مهاجران، تظاهرکنندگان و روزنامهنگاران قربانی ضربات باتومها و گلولههای پلاستیکی افراد پلیس میشوند.حال این دولت با این همه رسوایی که در پرونده حقوق بشر خود دارد به خود اجازه می دهد تا در خصوص وضعیت حقوق بشر در سایر کشور ها اظهار نظر کند و حتی بیانیه صادر کند و دیگران را به رعایت حقوق بشر توصیه نماید.
جالب است که حقوق بشر همواره از جمله محورهایی بوده که کشورهای غربی و در راس آنها آمریکا از آن به عنوان ابزاری برای تحت فشار قرار دادن دیگر کشورها بهره بردهاند.
هرچند غرب خود را به مثابه مرجع جهانی حقوق بشر و حافظ و حامی آن در سراسر جهان به تصویر میکشد، اما کارنامه حقوق بشری کشورهای غربی نیز عاری از خطا و اشتباه نیست و با مروری بر این کارنامه میتوان نمونههایی از فاحشترین موارد نقض حقوق بشر را مشاهده کرد.